من یقین دارم
چشمی که به نگاه حرام عادت کند خیلی چیزها را از دست میدهد
چشم گناهکار لایق شهادت نمیشود...
#شهید_محمدهادی_ذوالفقاری🌷
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
من یقین دارم چشمی که به نگاه حرام عادت کند خیلی چیزها را از دست میدهد چشم گناهکار لایق شهادت نمیشود
کانال کسی نرفته کربلا ؟
لطفا اگر به نجف رفتین از مزار اقا هادی برای ما عکس بفرستین
😭شهیدے ڪه گوشت بدنش رو خوردند!
🌹شهید احمدوڪیلے در جریان عملیات آزادسازے شهر سنندج توسط حزب ڪومله به اسارت گرفته شد.
😳دشمنان براے اعتراف گرفتن، هر دو دستش را از بازو بریدند😭
با دستگاه هاے برقے تمام صورتش را سوزاندند😭
بعد از آن پوست هاے نو ڪه جانشین سوخته شد همان پوستهاے تازه را ڪنده و با همان جراحات داخل دیگ آب نمک انداختند😭
او مرتب قرآن زمزمه میڪرد😭
سرانجام اورا داخل دیگ آب جوش انداختند 😭
و همان جا به دیدار معشوق شتافت😭
ڪومله ها جسدش را مثله نموده و جگرش را به خورد هم سلولیهایش دادند😭
و مقدارے را هم خودشان خوردند😭!
چه شهدایے رفتند تا ما الان در آسایش بمونیم.
ولے ڪسانے توے این مملڪت مسئولند ڪه حاضر نیستند حتے نام ڪوچه ها بنام شان باشد.
شهدا شرمنده ایم
شهید #احمد_وڪیلی
شادے ارواح طیبه امام و شهدا صلوات
ای جانباز ....
زخم هـــای تنت
ستارہ دنباله داری است
که یادآور نادیدہ های آسمان ڪربلاست
#عباسهـای_روحاللہ
💖✨💖
#خاطرات_شهدا
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
ابراهیم استخاره كرده بود؛ خوب
آمده بود. همه را خبر كردیم. پای
مجسمه كسی نبود. دور تا دور
ستون مجسمه لاستیك گذاشتیم
كه اگر مأمورها آمدند، آتش بزنیم.
ولی خبری نشد. آن روز مجسمه ی
شاه را با هر زوری بود، از جا كندیم
و كشیدیمش پایین.
📚یادگاران، جلد 2 كتاب
#شهید_محمد_ابراهیم_همت،
ص 14
یا زهرا
#چشم_هایتان کلاس درسی ست...
که باید پای نگاه هایشان
بنشینیم وبیاموزیم!
که چگونه میشود...
#دنیا تا این حد
در نظر به #پایین بیفتد!
🌺🍂🌺🍃🌺
🍂🌺🍃🌺
🌺🍃🌺
🍃🌺
#عشق_چمران
🔵لیلی و مجنون🔵
آن شب قرار بود مصطفی تهران بماند، عصر بود و من در اتاق عمليات نشسته بودم که ناگهان در باز شد و مصطفی وارد شد!
تعجب کرده بودم. مرا نگاه کرد و گفت: "مثل اينکه خوشحال نشدی ديدی من برگشتم؟ من امشب برای شما برگشتم."
گفتم: "نه، تو هيچ وقت به خاطر من برنگشتی. برای کارت آمدی."
با همان مهربانی گفت: "... تو می دانی من در همه عمرم از هواپيمای خصوصي استفاده نکردم ولي امشب اصرار داشتم برگردم، با هواپيمای خصوصی آمدم که اينجا باشم."
گفتم: "مصطفی من عصر که داشتم کنار کارون قدم می زدم احساس کردم اينقدر دلم پُر است که می خواهم فرياد بزنم. احساس کردم هر چه در اين رودخانه فرياد بزنم، باز نمی توانم خودم را خالي کنم. آن قدر در وجودم عشق بود که حتی تو اگر می آمدی نمی توانستی مرا تسلی بدهی."
خنديد و گفت: "تو به عشقِ بزرگتر از من نياز داری و آن عشق خداست. بايد به اين مرحله از تکامل برسی که تو را جز خدا و عشق خدا هيچ چيز راضی نکند. حالا من با اطمينان خاطر می توانم بروم...."
👈شهيد مصطفی چمران
📚نيمه پنهان ماه، ص۴۴
📌#برای_قاتلم
✅زندگینامه و خاطرات زیبای از #سردار_شهید_علی_محمدیپور
🌱آوازه اش از روستاهاي جنوب رفسنجان تا روزي كه آخرين سنگر داعش فتح شد، همه جا شنيده مي شد.
🌼حاج قاسم در بوكمال سوريه به وصيت اين جوان روستا زاده اشاره كرد و گفت: نگرش ما در مقابل دشمن داعشي همان وصيت شهيد حاج علي محمدي پور است. آنجا كه وصيتش را براي قاتلش اينگونه نوشت:《اي برادر عراقي كه به دنبال من مي گردي تا مرا بكشي. بدان و آگاه باش كه اگر خداوند اجازه دهد در قيامت اول كسي كه شفاعت مي كنم تو خواهي بود.》
✨اما علي محمدي پور كه فرمانده گردان از لشكر ثارالله و از ياران حاج قاسم به شمار مي آمد، حكايت فراوان و باورنكردني دارد!
او ره صدساله را يك شبه طي كرد و الگوي هزاران انسان خداجو گرديد.
او به خاطر تقوايش آنچنان شد كه گويي از همه چيز خبر دارد! در روزهاي آخر، در جمع رفقا نشست و يك به يك برايشان گفت كه كدام شما شهيد يا جانباز و يا اسير و يا... مي شويد.
🦋حاج علي هنوز هم مشغول است. بعد از شهادت بيشتر از قبل حضور دارد و مشغول گره گشايي از كار بندگان خداست. صدها كرامت از او نقل شده...
📙#برای_قاتلم
🌹#سردار_شھید_علی_محمدیپور
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣