🌙⭐️
🔹#نماز_شب در سیره شهدا
بچــھ هـٰارو با شوخـے بیدار مےکرد
تا نمـٰاز شـب بخونـن...
مثلـا یکـے رو بیـدار مےکـرد و مےگفت:
[ بابا پـاشو من میخوام نمازشب بخونم،
هیـچ کس نیست نگام کنـھ :|
یا مےگفت:
پاشـو جونِ مـن؛
اسـم سـھ چھـٰارتا مومـن رو بگو
تو قنوت نماز شب کـم آوردم!
#شھـیدمسعـوداحمـدیـٰان🌹
🔴 برای سخن خدا چقدر ارزش قائلیم⁉️
🔰برای زدن ماسک که یک توصیه از سوی اطباء بود، پلیس در مترو وارد میدان شد؛ 👈 آنگاه چگونه در مورد حجاب که سخن خداست و از طرفی به حفظ خانواده ها، سلامت روحی و روانی مردم و همچنین امنیت اخلاقی و فرهنگی جامعه مربوط می شود، عده ای با روشنفکر بازی می خواهند پلیس را خلع سلاح کنند⁉️
#پویش_حجاب_فاطمے
🌱🌱🌱
آن موقع که صدام خیلی شهرها را بمباران می کرد،حسن نامه ای به او نوشت:" اگر جناب صدام حسین ژنرال است، پس به راحتی می تواند در دشت عباس با من و دوستان جنگ آورم ملاقات کند و با هر شیوه ای که می پسندد،بجنگد؛نه این که با بمب افکن های اهدایی شوروی محله های مسکونی و بی دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد".
در جواب نامه حسن، صدام، ژنرال قادر عبدالحمید را با گروه ویژه اش به دشت عباس فرستاد تا به حسن یک جنگ تخصصی را نشان بدهد.
سال ها قبل در اسکاتلند، حسن، عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوهنوردی ارتش های منتخب جهان دیده بود.
آن جا گروه حسن اول شد و عراقی ها هفتم شدند.
حالا در میدان جنگ حقیقی ، حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و با یک طرح غافلگیرانه ژنرال عبدالحمید را قبل از رسیدنش به خاک ایران اسیر کرد!
🌱🌱🌱
#شهید_حسن_آبشناسان🌹
#تلنگࢪانه
میـگفت ..↓
اگـرقـراربودباآهنگوفازغمبـرداشتن، آرومبشے .. ،
خـدا در قرآننمیفرمودڪه:
"اَلآبـذڪراللّٰھتطـمئنالقـلوب"🌱
#بایادخداقلبهاآراممیگیرد..!✨
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥اولین گروهی که با امام زمان #امام_زمان (عج) میجنگند؟
#اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج
#شهیدانه
▪️شهید مدافع حرم #عباس_کردانی ، قصهای عجیب دارد، شاید عجیبتر از هر شهید دیگری، زندگی زاهدانه در اتاقی کوچک در زمین کشاورزی به دور از آدمهای دنیا زده داشت، از خواب #امام_رضا علیهالسلام که ساعت و روز و سال و شهادتش را به اون خبر داده بود تا آشنایی بسیارش با #علوم_غریبه، عباس را متفاوت از همه کرده بود اما هیچکدام از اینها، کرامت عباس نبود، کرامت عباس #اخلاص او و #گمنامی اش بود. از این شهید صحبت کردن و نوشتن، سخت است و سخت تر به تصویر کشیدن چهره و مسیر صیرورت شهید است.
👈فرازی از وصیتنامه #شهید_عباس_کردانی
اما بعد از اقرار به وحدانیت خداوند یکتا و نبوت رسولالله و وصایت ائمه اطهار (علیهمالسلام) با #بصیرت در راه خدا قدم نهادم و برای خدا از سرزمینم هجرت نمودم تا جهاد در راه خدای تبارک و تعالی را بجای بیاورم و به فریادخواهی مظلومان بشتابم و به ندای حسین زمانم، #امام_خامنه_ای لبیک گفته باشم. و از خدا خواستهام همچون سیدالشهدا علیهالسلام و یارانش آنچه توان دارم قطعهقطعه شهید شوم و اگر شهادتم همراه با اسارت باشه چه بهتر که نشانی از عمه سادات #زینب_کبری سلام الله علیها به یادگار داشته باشم.
🗓تاریخ تولد: ٢۰ اسفند ۱٣۵٨ _ اهواز
🗓تاریخ شهادت: ۱٩ بهمن ۱٣٩۴ _ سوریه
🥀مزار شهید: گلزار شهدای اهواز
🚩شهدای مدافع حرم خوزستان
از زبان مادر غوّاص شهید:
نوجوانم شاد، امّا سرکش و عاصی نبود
این لباس “تنگ و چسبان” مال رقّاصی نبود
داغ من را مادر عباس میفهمد فقط
دست و پا بسته قرار و رسم غوّاصی نبود
#شهدای
*🕊بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ🕊*
*سه یا حسین*🕊️
*شهید حبیب باقری*🌹
تاریخ تولد: ۱۳۴۰
تاریخ شهادت: ۳۰ / ۱۰ / ۱۳۶۵
محل تولد: خافی / لامرد / فارس
محل شهادت: شلمچه
*🌹مادرش← شیرخوار بود که مریضی سختی گرفت🥀و بالاخره یک روز نفسش رفت🥀در کوچه داد و بیداد می کردم. یکی از همسایه ها حبیب را از آغوشم کشید و گفت این دیگه مرده!🍂 جگرم کباب شد🍂فریاد زدم یا امام رضا، بچم را از تو می خوام🥀نذر تو کردم💛 ناگهان شروع کرد به دست و پا زدن🍃 او با تمام گرفتاریها و مشکلات دست و پاگیر زندگی که داشت🍂هیچگاه از شرکت در مجالس مذهبی و هیئت های عزاداری غافل نمیشد🍃راوی← کارهای سخت و نفس گیر راه سازی در کوه ها را حبیب به عهده می گرفت قرار بود برای یکی از این جاده های کوهستانی یک ماشین مواد منفجره را از کنار دره ای عمیق عبور دهیم هفده نفر بودیم و هیچ کس جرأت این کار را نداشت‼️اما حبیب انجام داد‼️ همرزم← عملیات کربلای 5 بود. توی سنگر نشسته بودیم🍂حبیب گفت: فلانی من فردا بین دو نماز شهید می شوم!📿 با تعجبم گفتم: یعنی چی؟ گفت: دیشب خواب دیدم امام حسین(ع) سه بار مرا در آغوش کشید💚 گذشت تا روز بعد. وارد سنگر شد🍂همراهش هم خمپاره ای کنار سنگر منفجر شد و چند ترکش به تن حبیب نشست🥀سه بار گفت یا حسین و شهید شد!*🕊️🕋
*شهید حجت الله(حبیب)باقری*
*شادی روحش صلوات*
#
#خاطره_ای_از_شهید_مدافع_حرم_مجتبی_یداللهی
🌷وقتی که پسرم برای حضور در بین #مدافعان_حرم ثبت نام کرد، به او گفتیم که خطر هست و ممکن است تو را #شهید کنند، اما او #قرآن آورد و باز کرد که #سوره_ابراهیم، آیه ۱۰ را نشان داد و گفت: شما را به #توکل_بر_خدا و ایمانتان سفارش میکنم.🌷
❤️ #کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد_است❤️
🌹خاطرات و زندگی نامه شهداء🍃🌺🍃