آن شب، حال عجیبی داشت...
از نیمهشب گذشته بودو خانه درسکوت!
محمدحسین تنها، زانوزده کنار پنجره، قلم را برداشت، اما نمیدانست قراراست چه بنویسد!
فقط یک نام در ذهنش میچرخید:
علی...
کاغذ را جلو کشید؛
نوشت و نوشت؛ بیآنکه مکث کند...
وقتی سرش را بلند کرد، غزلی پیش رویش بود که خودش هم از تولدش در شگفت بود؛
شهریار شعر را کنار گذاشت و کسی هم از سرودهشدنش خبر نداشت.
همان شب، در قم، اتفاق عجیبی افتاد.
آیتالله مرعشی نجفی، خواب دید که در مسجد کوفه است. مسجد پر از شاعرانی ست که در محضر مولا علی(ع) شعر میخواندند...
هر شاعری که شعرش تمام میشد، دیگری جلو میآمد.
تا اینکه ناگهان مولا (ع) پرسیدند:
«شهریار کجاست؟»
شهریار را آوردند.
او شروع کرد به خواندن سروده اش:
«علی ای همای رحمت...»
صبح که شد، آیتالله مرعشی از خواب بیدار شد؛ اما ماجرا را فراموش نکرد. سراغ شاعری به نام شهریار را گرفت!
شهریار به قم آمد...
هنوز گفتوگو گرم نشده بود که آیتالله مرعشی ناگهان پرسید:
«شهریار، آن غزلی را که با «علی ای همای رحمت» شروع میشود، کی سرودی؟»
شهریار لحظهای ساکت ماند.
چهرهاش پر از تعجب شد.
چطور ممکن بود؟
او این شعر را برای هیچکس نخوانده بود!!
شهریار تاریخ سرودن شعر را گفت!
آیتالله مرعشی لحظهای سکوت کرد و بعد ماجرای خوابش را برای او تعریف کرد.
تاریخها با هم یکی بود.
شهریار مات و مبهوت مانده بود...
و آن غزلی که در سکوت یک شب متولد شد، سالها بعد یکی از مشهورترین سرودههای فارسی در وصف مولا علی(ع) شد!
#سيداحمدباقريان
@seen_alef
گارد جاویدان میدونه
چند روز دیگه باید به صف بشه
برا سلامتی آقا مجتبی صلوات بفرسته؟😊
@seen_alef
🎀#دختر_ایران...
برای مردم ایران اونیه که درد ایرانش رو میفهمه!
حتی اگه نتیجه ش بایکوت شدن و حرف شنفتن باشه!
*لیلا کشاورز*
قهرمان بیست و پنجمین مسابقات علمی فناوری آسیا
توی کشور مالزی با نماد شهدای میناب روی سکو رفت...
#زنده_باد_ایران
@seen_alef
قاصدک،
شعر مرا از بر کن…
برو آن گوشه باغ، سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشش، و بگو باور کن…
یک نفر یاد تو را، دمی از دل نبرد…
#سهراب_سپهری
@seen_alef
بوی پیراهنی ای یار بیاور، ور نه
غم يوسف بکُشد، عاشق کنعانی را...🖤
#حسین_منزوی
@seen_alef