eitaa logo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
97 دنبال‌کننده
25 عکس
0 ویدیو
0 فایل
سپاس‌ صبحگاهی بفروئیه، روایتِ قصه‌های ناگفته‌ی فرزندان این دیار است؛ فرزندانی که با رفتار، تلاش یا مهربانی‌شان قدمی برای آبادانی شهر برداشته‌اند. قدردانی از نیک‌رفتاران، جان شهر را گرم‌تر می‌کند و ما را به هم نزدیک‌تر. @abolfazlBarzegar
مشاهده در ایتا
دانلود
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره یازده | روایتی از یک زندگی برکت‌خیز جناب آقای اکبر عابدینی یازدهمین سپاس صبحگاهی بفروئیه، تقدیم به جناب آقای اکبر عابدینی (اکبر عابد یا اکبر حمومی)؛ از گرمای خدمت در حمام ولی‌عصر تا گرمای عشق به حسین(ع) در آن مجالس صبحگاهی و پرچمداری در هیئت… اکبر عابدینی، مردی که عمرش را با خدمت و روضه گره زد. 🤲✨ برای خواندن سپاس صبحگاهی بفروئیه امروز ۶ تیرماه ۱۴۰۵ اینجا کلیک کنید. 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه 🏴 شماره ۱۱ | تقدیم به اکبر عابدینی؛ «اکبر حمومی» بفروئیه، پیرغلامی که خدمت، برای او نه یک شغل، که یک هویت است. در حافظه‌ی جمعی بفروئیه، نام‌هایی هستند که با احترام و مهربانی بر زبان مردم می‌چرخند؛ نام‌هایی که نه فقط یک شخص، بلکه یک عصر، یک خصلت، و یک شیوه‌ی زندگی را به یاد می‌آورند. اکبر عابدینی (متولد ۱۳۲۰)، از همان چهره‌هایی است که سال‌ها با نام «اکبر عابد» شناخته می‌شد؛ اما با گذشت زمان، نام «اکبر حمومی» نیز در دل مردم جا افتاد؛ نامی که از دل کار، خدمت و سال‌ها ایثار برآمد. 🛠️ راوی خدمت و بانی برکت از سال ۱۳۵۴، زمانی که گرمابه‌ی ولی‌عصر بفروئیه به همت مرحوم حاج عباس برزگر بنا شد، مسئولیت این حمام چه در زمان ساخت و چه بعد از آن بر عهده‌ی او بود. او در طول ۲۵ سال فعالیت، از یک ساعت پیش از اذان صبح تا پاسی از شب، درب حمام را به روی مردم باز نگه می‌داشت. حتی در ماه مبارک رمضان، او از آسایش خود می‌گذشت و یک ساعت‌ پس از نیمه‌شب، آماده‌ی خدمت به روزه‌داران بود تا آن‌ها با آسودگی از حمام استفاده کنند. 🏮 مرد چراغ‌توری و صلوات کوچه‌ها او در عروسی‌های قدیم نیز چهره‌ای آشنا و اثرگذار بود. روزگاری که هنوز در بسیاری از خانه‌ها حمام نبود، دامادها غروب به حمام می‌آمدند و او یک یا دو ساعت بعد که هوا تاریک می‌شد، چراغ توری را بر دوش می‌کشید و با صلوات و شادباش داماد و همراهانش را از کوچه‌پس‌کوچه‌ها تا خانه همراهی می‌کرد. همان‌جا بود که مردم، در کنار احترام، با لبخند او را می‌دیدند؛ مردی که شادی مردم را هم مثل خدمت به مردم جدی می‌گرفت. 🥤 خاطره‌ای از طعم مهربانی کار در آن حمام نفتی آسان نبود. کار کردن آن روزگار یعنی فوت کردن فرفره، سیاه شدن صورت و ایستادن پای خدمت. خدمت او فراتر از وظیفه‌ی شغلی بود؛ مردم هنوز آن لحظات شیرین را به یاد دارند؛ وقتی پس از حمام، او با همان دست‌های کارکرده اما پر از مهربانی، نوشابه‌ای خنک را با صدای باز شدن دربش برای مشتریان می‌آورد و لذت آن لحظه‌ی آرامش را در جانشان می‌نشاند. او با همین جزئیات کوچک، در دل مردم بفروئیه جای گرفت. 🏴 پیرغلام همیشگی انصارالحسین(ع) اما آنچه نام او را در این روز دوازدهم محرم برجسته‌تر می‌کند، فقط حمومی بودن و کشاورزی‌اش نیست؛ اصل قصه نوکری اباعبدالله(ع) است. او از جوانی عاشق اهل‌بیت بود و هست؛ پیرغلامی که در هیئت انصارالحسین حضور چشمگیر داشته و دارد. در طول این سال‌ها، جز ایام کرونا، شبی نبوده که در هیئت عزاداری حاضر نشود. ابتدا زنجیرزن بود، بعد در حسینیه انصارالحسین با چای و شربت از عزاداران پذیرایی می‌کرد. امروز اگر از پیری و ضعف جسمانی، دیگر نمی‌تواند سینی چای را برای مهمانان حسین(ع) بلند کند، اما ۳۵ سال است که پرچمدار بیرق هیئت انصارالحسین بوده است. او هرجا مجلس روضه‌ای برای امام حسین(ع) برپا می‌شد، خود را می‌رساند؛ با پامنبری، صلوات و حضور گرمش، مجلس را جان می‌داد و روضه را رونق می‌بخشید. این‌گونه بود که مردم، او را نه فقط یک خادم هیئت، بلکه بخشنده‌ی حال خوب مجالس حسین(ع) می‌شناختند. 🏠 پناهگاه روضه‌های خانگی شیرین‌ترین بخش روایت او، در خانه‌اش رقم می‌خورد. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، صبح‌های پنجشنبه، خانه‌ی او مأمن دل‌های عاشق بود؛ جایی که با صدای گرم ذاکران مخلص، مرحوم حاج آقا رضا خادمی و مرحوم حاج سید جلال موسوی، عطر روضه در فضا می‌پیچید. اگرچه با کوچ ابدی آن عزیزان، آن چراغ خانگی خاموش شد، اما خاطره‌ی آن روضه‌ها هنوز در جان شهر باقی است. 🌳 ثمره‌ی عمر یک خادم چه زیباست که ثمره‌ی چنین مردی، فرزندانی باشند که هرکدام سرمایه‌ای برای این شهرند؛ از دو دختر بزرگوار و مدیر توانمند در شهر گرفته تا پسران ارجمند و کنشگر اجتماعی. بی‌گمان، لقمه‌ای که چنین پدری بر سفره‌ی خانواده نهاده، از برکت خدمت و صداقت سیراب شده است. ✨ نتیجه‌گیری اکبر عابدینی برای بفروئیه فقط یک کارگر نبود؛ او مرد خدمت، مرد هیئت و مرد وفاداری بود. نام او در ذهن مردم، با حمام ولی‌عصر، با چراغ توری، با نوشابه‌ی خنک مهربانی و از همه مهم‌تر با بیرق و پرچمداری انصارالحسین و نوکری اباعبدالله الحسین علیه السلام گره خورده است. 🏴 ✨ روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo
بر خود لازم می دانم از بزرگوارانی که عکس ها را در اختیار بنده قرار می دهند، تقدیر و تشکر کنم. در این 11 شماره عکس ها توسط بزرگوارانی چون جناب آقای امرالله دهقانی، سرکار خانم بهاره احمدی، سرکار خانم سارا سلمانی، جناب آقای سید محمد طباطبائی و جناب آقای مجید عابدینی تهیه شده و در اختیار من قرار گرفته است. طول عمر باعزت همراه با سلامتی برای بزرگواران آرزومندم. 🇮🇷 @sepasbafroo
همراهی در مسیر «سپاس صبحگاهی بفروئیه» || دعوت از همراهان برای عکاسی 📸 دوستانی که به ثبت زیبایی‌های شهر علاقه دارند 🌼 همشهریان عزیزی که تمایل دارند در مسیر ثبت چهره‌ها و خاطره‌های خوب «سپاس صبحگاهی بفروئیه» کمک کنید، خوشحال می‌شویم اعلام آمادگی کنید. اگر گوشی دارید و کمی با اصول اولیه‌ی عکاسی آشنا هستید، می توانید جهت اعلام همکاری به آی دی من پیام دهید: @abolfazlBarzegar حضور شما برای ما ارزشمند است. 🇮🇷 @sepasbafroo
☀️ روایتی متفاوت اما ویژه در سپاس صبحگاهی بفروئیه خدای را سپاس که در دل این خاک، جوانه‌هایی می‌پروراند که عطر معرفت و پهلوانی می‌دهند. امروز، سپاس ما تقدیم به تک‌تک دستانی است که در گود زورخانه، به دعا رو به آسمان است و تقدیم به قلب‌هایی که با ذکر «یا علی(ع)» می‌تپد. سپاس برای مربیانی که با دست خالی ولی با دلی سرشار از غیرت، میراث‌بان فرهنگ پهلوانی در دیار ما هستند. اما هم‌دیاران عزیز و هم‌بفروئیه‌ای‌های گرامی؛ امروز به بهانه‌ی همین «سپاس»، موضوعی مهم‌تر را با شما در میان می‌گذاریم که ادامه‌ی همان راه اخلاق و پهلوانی است: برای خواندن متن اصلی و ویژه نامه امروز پنجشنبه 11 تیرماه 1405 اینجا کلیک کنید. 🇮🇷 @sepasbafroo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
🏛️ گلدانی کوچک برای این‌همه گل محمدی؛ یک فراخوان پهلوانانه در بفروئیه درود دیروز به دعوت مربی دلسوز زورخانه‌ دلاوران بفروئیه، جناب آقای ابراهیم رضوانی همراه با آقایان مجید عابدینی، حاجی مرتضی خاکزار و اسماعیلی پای در گود زورخانه گذاشتم. آنچه پیش رو دیدم، فراتر از یک کلاس ورزشی بود؛ صحنه‌ای بود از غیرت، اخلاق و فردایی که در همین لحظه‌ها در حال ساختن است. به تصاویر فوق نگاه کنید! ده‌ها نونهال و نوجوان، عاشقانه گرد هم آمده‌اند. در گودی که شاید برای تعداد انگشت‌شماری طراحی شده، حالا بیش از ۶۰ دلاور کنار هم، با ذکر «یا علی(ع)» و صدای ضرب، روح و جسم‌شان را صیقل می‌دهند. اما یک حقیقت تلخ در دل این تصویر زیبا نهفته است: این زورخانه، این گلدان بااصالت، دیگر برای این‌همه گل نوشکفته کوچک است. این بچه‌ها، همین امروز استعدادهایی هستند که می‌توانند مدال‌های قهرمانی را برای بفروئیه به ارمغان بیاورند، اما آیا در این فضای محدود، عدالت رشد برایشان برقرار است؟ این فراخوانی است برای یک «وقف ماندگار». از خیرین نیک‌اندیش، صاحبان صنایع و همه‌ی شما که دل در گرو سرافرازی بفروئیه دارید، دعوت می‌کنم: بیایید دست در دست هم، برای ساختن «زورخانه‌ای در شأن این پهلوانان کوچک» قدم پیش بگذاریم. * ثوابی ماندگار: چه ثوابی بالاتر از این؟ که خیرین نیک‌اندیش، این کار بزرگ را به نیت اموات خویش انجام دهند؛ تا هر شب، نام عزیزانشان در گود زورخانه‌ای برده شود که سراسر آکنده از ذکر مولی علی(ع) و صلوات است. * افق ملی: اگر با همت شما این سالن بزرگ ساخته شود، بفروئیه می‌تواند به قطب ورزش زورخانه‌ای کشور بدل شود و با میزبانی از مسابقات کشوری، نام این دیار را در سطح ایران طنین‌انداز کند. اینجا فقط ورزش نیست؛ اینجا «مدرسه‌ی مردانگی» است. جایی که بچه‌ها از هیاهوی آسیب‌های اجتماعی دور می‌مانند و با «مرام علی(ع)» قد می‌کشند. هر قدمی که برای این خانه برداشته شود، آجر بنای اخلاق نسل آینده‌ی ماست. 📍 زورخانه‌ی دلاوران بفروئیه؛ جایی که قهرمانان فردا در حال رشدند. 🇮🇷 @sepasbafroo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
🏛️ گلدانی کوچک برای این‌همه گل محمدی؛ یک فراخوان پهلوانانه در بفروئیه درود دیروز به دعوت مربی دلسو
دلنوشته جناب آقای حاج مرتضی خاکزار معاون محترم پرورشی آموزش و پرورش میبد، پژوهشگر و نویسنده محترم کتاب "بفروئیه در گذر زمان" در مورد ورزش زورخانه ای در بفروئیه 👇👇👇 ضمن عرض تبریک به مدال آوران، افتخار آفرینان، مربیان و حامیان زورخانه دلاوران بفروئیه، از شهرداری و اعضای محترم شورای شهر بابت این همه دلسوزی، دعوت همگان به امر خیر، توجه به ورزش پهلوانی و بلند آوازه کردن نام بفروئیه در عرصه های گوناگون نیز بی نهایت سپاسگزارم. بی شک ورزش زورخانه‌ای «تربیت جسم در کنار تهذیب نفس» است. در این مکان، زور بازو بهانه است تا پهلوان در مسیر انسانیت و خدمت به دیگران گام بردارد. ورزش زورخانه‌ای به دلیل ماهیت تربیتی و فرهنگی خود، تأثیرات عمیق و چندجانبه‌ای بر روحیه و شخصیت جوانان دارد. این ورزش برخلاف بسیاری از رشته‌های مدرن که صرفاً بر تقویت عضلات تمرکز دارند، به دنبال «ساختن انسان» است. تأثیر اصلی ورزش زورخانه‌ای بر جوانان، «ایجاد تعادل» است؛ تعادل میان قدرت و اخلاق، تعادل میان فردگرایی و جمع‌گرایی، و تعادل میان جسم و روح. در واقع، زورخانه مدرسه‌ای است که در آن «درس زندگی» در کنار «درس ورزش» تدریس می‌شود. در دنیای پرسرعت و دیجیتالی امروز، که ارتباطات گاه سطحی و شکننده می‌شوند، بازخوانی و به‌روزرسانیِ فرهنگِ زورخانه‌ای می‌تواند از فرسایشِ جوانان و سرمایه‌های اجتماعی جلوگیری و جامعه‌ای همدل‌، مسئولیت پذیر، متواضع، پایبند به اصول انسانی و شرعی، تلاش برای رشد دیگران نه تلاش برای توقف دیگران به ارمغان آورد. 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره دوازده | بزرگ‌داشت معمار امید؛ سپاس از بانو اشرف‌بیگم موسوی امروز، سپاس ما از جنس «تغییر» است؛ از جنس همان جسارت‌هایی که سرنوشت یک نسل را دگرگون کرد. سپاس می‌گوییم از بانو «اشرف‌بیگم موسوی»، معلم و مدیری که در روزگار سختی‌ها، «ترک‌تحصیل دختران بفروئیه» برایش «خط قرمز» بود.✨ برای خواندن سپاس صبحگاهی بفروئیه امروز 27 تیرماه 1405 اینجا کلیک کنید. 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه 🏴 شماره ۱۲ | معمار پنجره‌های گشوده؛ روایتی از همت بلند بانو «اشرف‌بیگم موسوی» امروز در دوازدهمین شماره از سپاس صبحگاهی، قصد داریم از بانویی بگوییم که در تاریخ معاصر آموزشی بفروئیه، نامش با «تحول» و «تابوشکنی» گره خورده است؛ بانو اشرف‌بیگم موسوی بفروئی، چهره‌ای که شاید امروز بسیاری از ما او را تنها با نام «خانم اشرف» بشناسیم، اما ریشه‌ی بسیاری از موفقیت‌های علمی امروز شهرمان به همت او بازمی‌گردد. 📚✨ بانو موسوی که متولد سال ۱۳۳۷ است، مسیر خدمت پرفراز و نشیب خود را از سال ۱۳۵۲ آغاز کرد. او ۳۲ سال از عمر شریفش را وقف آموزش و پرورش کرد که از این میان، ۲۸ سال آن با ردای مدیریت سپری شد. ⏳ او که معلمی را با کلاس‌های دوم و چهارم دبستان شریعتی آغاز کرد، در همان روزهای پرشور پیروزی انقلاب، مسئولیت مدیریت این مدرسه را بر دوش گرفت؛ مسئولیتی که به قول خودش، در ابتدا فکر نمی‌کرد از عهده‌ی آن برآید، اما خیلی زود ثابت کرد که توانایی اداره‌ی طوفان‌ها را دارد. 🏫💪 خط قرمز خانم اشرف، «ترک‌تحصیل دختران بفروئیه» بود. وقتی دید دانش‌آموزان با پایان ابتدایی، به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در بفروئیه مجبور به خانه‌نشینی و قالی‌بافی می‌شوند، بی‌قرار شد. او برای گرفتن مجوز مدرسه راهنمایی، زمین و زمان را به هم دوخت. گرفتن مجوز یک طرف و اقناع خانواده‌های آن روز بفروئیه برای فرستادن دخترانشان به مدرسه، سوی دیگر این میدان نبرد بود. او سدها را شکست و راهی را گشود که به نسل‌های بعدی رسید. 🔓🛤 این قصه‌ی پایداری، چند سال بعد تکرار شد. وقتی دختران پس از مقطع راهنمایی دوباره با دیوار ترک‌تحصیل مواجه شدند، باز هم او بود که به میدان آمد و مجوز متوسطه را گرفت. او مدیریت را نه پشت میز دفتر، که در میدان عمل معنا کرد؛ آن‌قدر دلسوز بود که برای دانش‌آموزان دارای مشکل، حتی با مسئولیت شخصی خودش اجازه می‌داد در کلاس حاضر شوند و درس بخوانند. در آن سال‌ها که کمبود کلاس بیداد می‌کرد، او شخصاً برای ساخت فضای آموزشی آستین بالا زد تا مانعی برای یادگیری نباشد. 🏗📐 خانم اشرف، فقط یک مدیر نبود؛ او راهبر آرزوهای دخترانی بود که اگر جسارت او نبود، شاید امروز نه پزشکی داشتند، نه معلمی و نه استادی. او در نیمه‌شب‌هایی که در خانه‌ی همکارانش (نظیر منزل خانم توسلی) تا صبح برای کارهای دفتری می‌نشست، در حقیقت داشت «سقف آرزوهای دختران بفروئیه» را بلندتر می‌کرد. 🌙📝 او حتی برای آنانی که اجازه نداشتند به مدرسه بیایند، با مسئولیت شخصی، راه علم‌آموزی را باز نگه می‌داشت تا هیچ استعدادی در این خاک غریب نماند. شادی وصف‌ناپذیر ایشان از دیدن موفقیت دانش‌آموزانش در دانشگاه‌های برتر کشور، همان میراث گران‌بهایی است که امروز در قامت پزشکان، معلمان و مدیران موفق این شهر جاری است. 🎓🌟 خانم اشرف‌بیگم موسوی، برای ما مظهر صداقت، ثبات‌قدم و مسئولیت‌پذیری است. او تنها یک مدیر نبود؛ او مادری بود که برای تک‌تک دختران این دیار، آینده‌ای روشن‌تر از قالی‌بافی در خانه‌های پدری می‌خواست. 👩‍🏫❤️ به‌عنوان راوی این روزهای بفروئیه، بر خود لازم می‌دانم از این آموزگار بزرگ که با درایت و سعه‌صدر، فصل جدیدی از تاریخ اجتماعی شهرمان را نوشت، خالصانه سپاسگزاری کنم. سلامتی و عزت ایشان، دعایِ امروز ماست. 🙏🌹 ✨ روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo