به نظر من تو این روزا اگه قلب کسی رو شکستید طوری رفتار نکنید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
برای بخشیده شدن تلاش کنید
نشون بدید پشیمونید که طرف روزنه ای برای بخشش داشته باشه
راضی نشد با قفل فرمون بیفتید دنبالش
اینکه چنل های پر ممبر(ایدل، هنری، دیلی ...) رو فیل میکنید و بعد به اسم خدا و پیامبر و مقدسات توش شروع میکنید به فعالیت اصلا کار درستی نیست
طرف هفت هشت ماه شاید بیشتر رو اون چنل کار کرده که برسه به دو الی سه کا و بعد صبح پا میشه میبینه فیلتر شده
خنده داره
هدایت شده از اَنار.
بعد یه چیز دیگه هم هست کلا عقیدهشون اینه که تا وقتی به این نتیجه نرسیدی که عقیده اونا درسته و حق اونان تأثیر گرفته ای و خودت از عقلت استفاده نمیکنی🙏
اون روز هیوا داشت بهم میگفت خدا چقدر مهربونه!
بهش گفتم: اره نهایت مهربونیش این بوده منو انداخته تو این زندگی و بدبختی...
گفت: این بدبختی میتونست برای هرکسی باشه بی خیال نباید شکایت کرد
گفتم: اگه اون قرار نیست بیخیال اعمال و کردار ما بشه پس چرا من باید بیخیال موضوع به این مهمی بشم؟
𝙨𝙚𝙥𝙪𝙡𝙘𝙝𝙧𝙖𝙡 | سِـپـالکـرالِـ
اون روز هیوا داشت بهم میگفت خدا چقدر مهربونه! بهش گفتم: اره نهایت مهربونیش این بوده منو انداخته تو ا
جدا گاهی اوقات قهقهه لرد رو از اون بالا میشنوم
وقتی تا نوک بینی تو مستراب خودم گیر کردم و دارم تلاش میکنم که فقط اون مدفوع له شده مماس با دهنم رو قورت ندم
این زندگی مسخرست اگه قراره تا تهش چنین وضعیت خفت باری رو تحمل کنیم
من سرزمینم رو دوست دارم ولی بارها شده که ارزو کردم که ای کاش یه دانشجو بی دغدغه تو منهتن سیتی بودم
دنبال رویا ها بدون اینکه بدونم خرید یه کتاب میتونه منو ورشکسته کنه و با حتی گرفتن یه لباس، مایحتاج و یا حتی یه چیپس ...
دلار 170 تومنی چیه و یا خاورمیانه کجای جهان قرار داره
خواب بدون رویای جنگ
روزهای آفتابی و شوق ادامه دادن با یه ساندویچ ژامبون پنج سنتی
احساس میکنم بقا و زندگی فقط برای ادم هایی جواب میده که احساساتشون تنها در پنج حس اولیه ی برتر خلاصه شده
کسایی که غمگین میشن ولی غم رو با روحشون لمس نمیکنن
اونهایی که رویاهاشون رو قبر آرزوهای ما قدم میزنه و مارو به ریشخند میکشه
اونها هرگز طعم ناکافی بودن و یا احساس بی ارزشی درون قلبی رو درک نمیکنن
ذهنشون صرفا برای سیاه و سفید و حیات ساخته شده نه فلسفه ی اینکه (باید با این درد چیکار کنم)
در نتیجه ی درد به مراسم خداحافظی می رسید، سوگواری برای زندگیای که نساختی و نداشتی و قبر کردن اونچه که میخواستی
و اون درد تبدیل به زخمی میشه که هرگز بهبود پیدا نمیکنه و...
شاید هر روز نه ولی با هر تلنگری به خون ریزی می افته و شاید روزی به قدری چرک کرد که عفونتش به خونت برسه
چرا؟ چون این از سوگواری برای زندگیای که داشتی و از دستش دادی هم سختتره...
خیلی سخت تر ...
خیلی