🌸در مکتب روح الله:
🔰يك لحظه هم پشيمان نيستيم
🔹ما در جنگ براى يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. راستى مگر فراموش كرده يم كه ما براى اداى تكليف جنگيده ايم و نتيجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكليف جنگ دارد به وظيفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان كه تا لحظه آخر هم ترديد ننمودند، آن ساعتى هم كه مصلحت بقاى انقلاب را در قبول قطعنامه ديد و گردن نهاد، باز به وظيفه خود عمل كرده است، آيا از اينكه به وظيفه خود عمل كرده است نگران باشد؟ نبايد براى رضايت چند ليبرال خودفروخته در اظهارنظرها و ابراز عقيده ها بهگونه اى غلط عمل كنيم كه حزب اللَّه عزيز احساس كند جمهورى اسلامى دارد از مواضع اصول اش عدول می کند.
📚صحیفه امام؛ ج21؛ ص284 | منشور روحانیت؛ 3 اسفند 1367
💢💢💢💢💢💢💢💢💢
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☫
📽 مادر، پسر جانباز قطع نخاع شده اش را مهیای نماز می کند ...
🔸به گیرنده های خود دست نزنید، این تصاویر حقیقی است ...
جانباز حمید حق شناس
✅ هر قدم از پیشرفت خود را مدیون رشادت و شهادت این عزیزان هستیم و ایران به این صورت در،طول تاریخ ماندگار شده است.
امنیت اتفاقی نیست !!!
قطع نخایی ها و .....جانبازان و شهیدان این مملکت باعث امنیت و ثبات این نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شده !!!
ولایت و امام ما عاشق داشته و دارد
پس نگذارید شرمنده این عزیزان و شهداء شویم !!!!
عدالت در این انقِلاب و نظام اصل خواسته های این عزیزان جانباز است ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
#حکمت
🍂پدر وقتی تبلت جدید دخترش را دید پرسید:
وقتی آنرا خریدی اولین کاری که کردی چی بود؟
🍃دختر گفت: روی صفحه اش را با برچسب ضدخش پوشاندم و یک کاور هم برای جلدش خریدم.
🍂 پدر: کسی مجبورت کرد اینکار را بکنی؟
🍃دختر: نه!
🍂پدر: به نظرت با این کارت به شرکت سازنده اش توهین شد؟
🍃دختر: نه پدر، اتفاقا خود شرکت توصیه میکند که از کاور استفاده کنیم.
🍂 پدر: بخاطر زشتی و بی ارزش بودن تبلت اینکار را کردی؟
🍃دختر: اتفاقا چون دلم نمیخواهد ضربه ای بهش بخوره و از قیمت بیفته این کار را کردم.
🍂پدر: کاور که کشیدی زشت شد؟
🍃دختر: به نظرم زشت نشد؛ ولی اگه زشت هم میشد، به حفاظتی که از تبلتم میکنه می ارزه.
🍂پدر نگاه با محبتی به چهره دخترش انداخت، و گفت:
تو کمتر از یک تبلت نیستی,
#روشنگری
✍دیروز رفتیم دیدار یک خانواده شهید و شرحه شرحه برگشتیم. 😔
دیدار خانواده شهیدی که هنوز سال شهیدشون نرسیده بود.
به ما گفتن شهید امنیت هست و ما تصورمون این بود که از نیروهای انتظامی، سپاه، بسیج و یا اطلاعات بودن که شهید شدن. ولی وقتی رسیدیم و روایت خانواده را شنیدیم، کلا هنگ کردیم.
پوریا احمدی که از قضا آدم مذهبی هم بوده، یکی از روزهای اغتشاشات سال 1401 از مغازه ای که با برادر خانمش شریک بوده، به خونه برمی گرده، همسرش هم زنگ می زنه بهش که پیروزی شلوغه و مواظب باش. اون هم می گه باشه و زودتر می آد تا برسه پیش بچه ها تا تنها نباشن، چون همسرش توی بیمارستان کار می کرده و شیفت بوده.
توی راه می بینه اغتشاش گرها ریختن سر چند تا خانم با حجاب و دارن کتکشون می زنند و چادر و روسری از سرشون می کشند. می ره کمکشون تا از زیر دست اون ها نجاتشون بده. ولی اغتشاش گرها می ریزند سرش و با چوب و قمه و هر چی که می تونند، می زننش.
انقدر می زنند که خون و جونی در بدنش نمی مونه، به یک جوب پناه می بره و یک وری اون تو می مونه، باز هم انقدر می زنند که طرفی که سمت بیرون بوده، کامل کبود و زخمی می شه. وقتی آشوبگرها فکر می کنند این بنده خدا مرده، میرن.
این شهید که کمی هنوز جون داشته از توی جوب بلند می شه تا بره، همین طور که مشغول رفتن بوده، دوباره یکی می آد و یک چاقو به سمت قلبش می زنه. و بعد هم بقیه می رسند و با چوب و سنگ و هر چی که می رسه بهش می زنند.😭 تا اینکه نیروهای بسیج می رسند و دورش را می گیرند تا بیشتر از این کتک نخوره.
آمبولانس خبر می کنند، ولی اغتشاش گرها آمبولانس را هم به آتیش می کشند.
بعد از یک ساعت و خورده که کلی خون از این بنده خدا رفته بوده، یک پیکان وانت را پیدا می کنند و یواشکی می گذارنش اون تو و می رسونند بیمارستان. در بدو ورود به بیمارستان، به اتاق عمل می برنش، و چهار عمل روش انجام می دن و ....
همسر شهید می گفت وقتی بالاخره پیداش کردم و رسیدم بیمارستان، پرستار می گفت خانم این تا صبح تمام می کنه، امید نداشته باش. با یه حالت بدی و این هنوز توی ذهنش بود.
شهید ما دوازده روز بین مرگ و زندگی در تقلا بوده و اجازه آب خوردن هم نداشته. همسرش می گفت، می گفته فقط بهم آب بدید، هر کاری بگید می کنم.
ولی در نهایت نمی تونند بهش آب بدن و تشنه لب شهید می شه.
خانواده شهید می گفتن بنرهای تسلیت را نصب کردیم، تا مراسم ختم بگیریم. ولی همه بنرها را کشیدن پایین و پاره کردن. از نیروی انتظامی خواستیم امنیت مراسم ختم را تامین کنند ولی گفتن نیرو نداریم. در نتیجه از ترس مراسم را در شهرستان خودمون گرفتیم.
می گفتن امسال هم که برامون بنر زدن، اومدیم دیدیم بنر را کندن. دل خونی داشتن از شایعات، از دروغ ها، از بی مهری ها.
یک خانواده ساده که حالا بدون پدر زندگی را توی یک منزل پنجاه متری که نمی دونم اجاره ای بود یا نه، می گذروندن. دختری که توی اوج نوجوانی بی پدر شده بود و حتی تحمل جلسه دیدار ما را نداشت و نیومده بود.
همسری که با هر صحبتی اشک توی چشماش جمع می شد و یاد همسر مهربونش می افتاد.
دختر کوچیک شیرین زبونی که توی همون جلسه دل همه ما را برد و هر از چندگاهی می گفت، می تونم منم حرف بزنم و عکس پدرش را بغل می کرد تا ازش عکس بگیریم.
آقا بگذارید روضه آخر را بخونم. همسر شهید می گفت، دختر بزرگم می گه مامان یک سری توی دفاع مقدس رفتند و با دشمنان جنگیدند و شهید شدن. یک سری رفتن و مدافع حرم شدن و با داعش جنگیدن و داعش کشتشون. ولی پدر من توی همین شهر کشته شد. همشهری هاش کشتنش. توی چند متری خونمون شهید شد. مردم همین شهر، همین مردمی که صبح تا شب کنار ما راه می رن، کشتنش. دسته جمعی. با بدترین حالت.
تا تونستند بهش چاقو زدن، تا تونستن سنگ زدن، حتی با پا لگد زدن، بعد هم که دارن خانواده شون را آزار می دن. براتون آشنا نیست؟
#شهید_پوریا_احمدی
#شهید_غیرت
#شهید_مظلوم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند وقت دیگه میگن بر اثر ابتلا ب سرطان در گذشت...
🍌🍍🥭🍊🍑🍌🍍🥭🍊🍑
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
🍁
قدیمی ها میگفتند:
🔹لباس مرد، تمیز بودن زن را نشان میدهد.
🔹لباس زن، غیرت مرد را نشان می دهد.
🔹لباس دختر، اخلاق مادر را نشان میدهد و لباس پسر، تربیت مادر را نشان میدهد.
✍رحمت خداوند بر پدر و مادرمان که در تربیت ما نقش داشتەاند.
- آنها خواندن و نوشتن بلد نبودند، اما در دانش گفتار، تسلّط داشتند.
- آنها ادب را نمیخواندند، اما ادب را به ما یاد دادند.
- آنها قوانین طبیعت و علوم زیستی را مطالعه نکردەاند، اما هنر زندگی را به ما آموختند.
- آنها یک کتاب دربارۀ روابط مطالعه نکردەاند، اما رفتار و احترام را به ما آموختند.
- آنها در دین تحصیل نکردند، اما معنای ایمان را به ما آموختند.
- آنها کتاب برنامەریزی را نخواندەاند، اما دور اندیشی را به ما آموختند.
- آنها به ما یاد دادند كه به دیگران، چگونه احترام بگذاریم.
اگر الان در قید حیاتند سایهشان مستدام و اگر در دل خاکند روحشان شاد..
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
💫آیت الله العظمی بهجت(ره):
☘️انسان در دنیا به ده درصد خواستههای خود میرسد. کمتر کسی پیدا میشود که زندگی بر وفق مراد او باشد. هرگونه عیش و نوش دنیا با هزار تلخی و نیش همراه است. اگر کسی دنیا را اینگونه پذیرفت و شناخت، در برابر ناگواریها و بدیهای همسر و همسایه و… کمتر ناراحت میشود؛ زیرا از دنیا بیش از اینکه خانه بلاست، انتظار نخواهد داشت.
☘️در روایتی از امام صادق علیهالسلام آمده است: «مؤمن و بلا همچون کفه ترازو هستند، هرچه بر ایمانش افزوده شود، بر بلا و مصیبتش افزوده میشود» و نیز فرمود: «اهل حق همیشه در سختی هستند، ولی مدت آن کوتاه، و سرانجام آن آسایش و راحتی همیشگی در جهان جاوید است».
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️