*هشدار.!* 📢
مشترک گرامی!.!
مهلت استفاده از یک ماه سرویس هدیه رحمت خاص مهمانی درون شبکه خداوندی ؛
یکشنبه۴خردادبه پایان
می رسد و از آن پس عبادات شما با نرخ عادی محاسبه خواهد شد؛
- شیطان ازغل وزنجیر آزاد
می شود.
- ثواب خواندن یک آیه،برابرهمان آیه،نه یک ختم قرآن است،
- خواب یعنی خواب،نه عبادت،
- نفس کشیدن یعنی نفس،ونه تسبیح.
- یک رکعت نماز همان یک رکعت است نه معادل ۷۰۰هزار رکعت.
*مشترک محترم!*
*فقط همین چند روز دیگر را فرصت دارید* .
@serate_shia
خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی کرده است:
1⃣ رضایتش را در طاعتش
2⃣ خشمش را در معصیتش
3⃣ اجابتش را در دعا
4⃣ دوستش را در میان بندگانش
📚وسائل ج۱ ص۸۸
@serate_shia
▫️ مظلومیت یعنی هزاران شاگرد تربیت و امر دین را احیا کنی، اما در لحظه هجوم به خانه ات، هنگامی که ماموران خلیفه غاصب، پا برهنه و بی عمامه به دنبال خود میکشاندنت، تنها و بی یاور باشی.
◾️ اوج مظلومیت آنجاست که حتی کسی به خون خواهی ات قیام نکند.
امان از خاطراتِ تلخ کوچه و غربت و بی یاوری و امان از کمی و ضعف و بیوفایی شیعیان مدعی، حتی در #عصرغیبت
🔘 شهادت #امام_صادق بر امام زمان و شما شیعیان تسلیت باد
@serate_shia
#موسی کودکی شیر خوار بود...
او را از ترس فرعون به دریا انداختند...
و او در نهایت ضعف و ناتوانی بود...
اما غرق نشد...
اما #فرعون در همان دریا غرق شد؛
در حالی که در نهایت قدرتش بود..
پس هر کس باخدا باشد
#ضعفش ضرری نمی رساند ...
و هر کس بی خدا باشد
#قدرتش نفعی نمی رساند ...
@serate_shia
یکی تعریف میکرد وقتی از نماز جماعت صبح بر میگشتم جماعتی را دیدم که بزور قصد سوار کردن گاو نری را در ماشین داشتند.
گاو مقاومت میکرد و حاضر نبود سوار ماشین بشود، من رفتم دستی به پیشانی گاو کشیدم؛
گاو مطیع شد و سوار شد.
من مغرور شدم و پیش خودم گفتم؛
«این از برکت نماز صبح است.»
وقتی رسیدم خانه دیدم مادرم گریه و زاری میکند، علت را که جویا شدم گفت «گاومان را دزدیدند!»
گاو مرا شناخته بود ولی من او را نشناختم!
@serate_shia
امام علی (ع) میفرمایند: اى مردم! در راه راست، به دليل شمارِ اندک رهروان آن، احساس تنهايى و ترس نكنيد؛ زيرا مردم بر سفرهاى گِرد آمدهاند كه سيرى آن، كوتاه و گرسنگىاش طولانى است.
📚 نهج البلاغه، خطبه۲۰۱
@serate_shia
#خودت_التماس_میکنی
#اگه_ناراحتی_بفرستم_بره_جایه_دیگه؟
مرحوم کافی نقل می کرد که:
شبی خواب بودم که نیمه های شب صدای در خانه ام بلند شد از پنجره طبقه دوم از مردی که آمده بود به در خانه ام پرسیدم که چه می خواهد؛ گفت که فردا چکی دارد و آبرویش در خطر است.می خواست کمکش کنم.
لباس مناسب پوشیدم و به سمت در خانه رفتم، در حین پایین آمدن از پله ها فقط در ذهن خودم گفتم: با خودت چکار کردی حاج احمد؟ نه آسایش داری و نه خواب و خوراک؛ همین.
رفتم با روی خوش با آن مرد حرف زدم و کارش را هم راه انداختم و آمدم خوابیدم. همان شب حضرت حجه بن الحسن (عج) را خواب دیدم...
فرمود: شیخ احمد حالا دیگر غر میزنی؛ اگر ناراحتی حواله کنیم مردم بروند سراغ شخص دیگری؟
آنجا بود که فهمیدم که راه انداختن کار مردم و کار خیر، لطف و محبت و عنایتی است که خداوند و حضرت حجت (عج) به من دارند...
وقتی در دعاهایت از خدا توفیق کار خیر خواسته باشی، وقتی از حجت زمان طلب کرده باشی که حوائجش بدست تو برآورده و برطرف گردد و این را خالصانه و از روی صفای باطن خواسته باشی؛ خدا هم توفیق عمل می دهد،
هرجا که باشی گره ای باز میکنی؛
ولو به جواب دادن سوال رهگذری..
#گره_گشایی
@serate_shia