eitaa logo
سر عشق
68 دنبال‌کننده
50 عکس
26 ویدیو
0 فایل
اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار
مشاهده در ایتا
دانلود
طبیب منتظر عاشق صفتی خسته و در حسرت باران عازم شده از خویش به امید طبیبان حالی چو به پابوس قدمگاه رسیدم بر خان کریمانه لطفت شده مهمان جانم ز شراب نگهت مست شد اما از زخم نهان تو دلم ریش شد ای جان با کس نتوانی که غم دل بگشایی تا فاش بگویی که چه بگذشته به پنهان احوال جهان گشته پریشان و عجب نیست بیماری چشم تو مرا کرده پریشان هم جان شما بسته به زنجیر فراق است هم کشتی ما غرق و گرفتار به طوفان امروز همه درد گرفته است جهان را کو دست شفابخش تو و مرهم و درمان محبوب غریب دو جهان چشم به راهیم مگذار دل شیفته در آتش حرمان آذر 94 سر عشق اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار https://eitaa.com/serreeshgh
هدایت شده از سر عشق
میزبان آقا در سرم پیچیده ، یک خیال زیبا که شما می آیید پیش ما ای آقا! خواب دیدم یک شب ، میهمانم بودید چه صفایی می داد ، میزبانی شما کی شود بازآیید ، سرور من باشید تشنه تر میشوم و میزنم بانگ : درآ آی سرشار شدم، جام عشقم لبریز مست یادم یاران ! سرورم نیست چرا؟ جان بی تابم را،مرهمی می باید ای دلیل خلقت ، پس کجایید ؟کجا؟ "صاحب الامر" بیا ، بی تو از هیچ پرم طاقتم نیست دگر، زودتر جلوه نما سر عشق اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار https://eitaa.com/serreeshgh
💠 رویداد شعر مهدوی «تا صبح دیدار» 🔆 تا صبحی که خواهد رسید، شعرهایمان را چراغانی کنیم برای رسیدن او 📌 از شاعران تهران و مشهد دعوت می‌شود‌ با اشعاری با محوریت موضوعات زیر در آیین شعرخوانی «صبح دیدار» همراه ما باشند؛ مهدویت و انتظار زیست مهدوی امید به آینده عهد و بیعت افق ظهور 🗓 مهلت ارسال آثار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ الی ۸ شهریور ۱۴۰۵ جوایز: برگزیدگان شهر تهران به زیارت بارگاه ملکوتی امام رضا علیه‌السلام مشرف و برگزیدگان شهر مشهد برنده‌ی جوایز نقدی خواهند شد. 🖌 جهت ثبت‌نام و ارسال آثار از طریق سامانه مصاف من، قسمت واحد موسیقی با دبیرخانه در ارتباط باشید. 🕌 زمان اختتامیه در حرم امام رضا علیه‌السلام متعاقبا اعلام خواهد شد. ⚡️مرکز موسیقی و شعر موسسه مصاف 👇🏼 ⚡️@masafmusic
خبری آمد از علی الطاهر و منم زنده ام علی الظاهر زنده ام بعد رفتنش حتی زیر آوار غصه ی آقا زنده ام، مانده ام نظاره کنم خاک را بر سر شراره کنم جنس کابوس بود رفتن او مثل ققنوس بود رفتن او رفت اما دوباره آمد باز قصه ی زرم خصم شد آغاز فتنه کردند، نام او برود خواستند احترام او برود مردم اما علم به دست شدند از شراب ظهور مست شدند و خدا خواست، نور جلوه کند ظلمت از این حضور، مویه کند چه طلوعی! تبلوری چو حسین آمد از راه، رهبری چو حسین سید مجتبی، شد آقامان رنگ خورشید گشت، فردامان دشمن اما، خصومتش برجای فتنه اما، ز زیر و از بالای شد تهمتن، سرود شبهامان یک جهان، گوش، بر رجزهامان دشمنان تیره روزتر هر روز عاجز و پوزه سوزتر هر روز میزدیمش مثال سگ هر دم کر شد از زوزه