🌼🍃| پارسال که میخواستیم برویم گذرنامهاش رو گذاشت و گفت که برای اربعین بر میگردم.
نزدیک اربعین گفتم : آقا مهدی بر میگردی یا نه؟📞
گفت : بابا من اربعین به کربلا رفتهام. اونجا اطراف آقا امام حسین(علیه السلام) و آقا ابالفضل(سلام الله) خیلی شلوغه اما من دوست دارم که اربعین کنار حضرت زینب(سلام الله) و حضرت رقیهباشم که خیلی غریب و خلوته .... |🌼🍃
#شهید_مهدی_صابری
#شهید_مدافع_حرم
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
🌼🍃| پارسال که میخواستیم برویم گذرنامهاش رو گذاشت و گفت که برای اربعین بر میگردم. نزدیک اربعین گف
🌱•🌱°
📝 به روایتی از دوست شهید :
🌱| خیلی دوست داشت که بابچه های هیات اربعین بیاد کربلا🏴🚶
اما قسمتش نشد... 😞
خانوم حضرت زینب سلام الله علیها چیزه دیگه ای براش نوشته بود...✍
از کربلا که برگشتیم، چند روز بعد اوایل ماه ربیع الاول بود که یه سر اومده بود🚙 تا خداحافظی کنه...
ایندفعه که دیدمش با دفعات قبل خیلی فرق داشت
چهره ی نورانی و لحن صحبت تازه و ...
تو بین حرفاش یکی در میون از رهبر حرف میزد... 👌
همش لفظ امام رو بکار میبرد...
میگفت: امام که هست ما تو میدون جنگ دلمون گرمه... |😌✊|
تا حالا اینجور ندیده بودمش...‼️
یکی از بچه ها میگفت: بهش گفتم مهدی جون،
وقتی اونجا هستی دلت برای خانواده و هیات و یزدانشهر تنگ نمیشه...‼️
مهدی گفت: حاجی چی میگی..!!؟
بعدا از این همه سالی که اینجا بودم و زندگی کردم وقتی برمیگردم قم، اصلا احساس راحتی نمیکنم...
اینجا خیلی برام "غریبه"ست... ✋
#شهید_مهدی_صابری
شهید_مدافع_حرم
#اربعین
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
رهبر معظم انقلاب:
چقدر سخته یه خانواده ای مفقودالاثر داشته باشه
اون خانواده ای که نمیدونه جوانش زنده ست یانه
هر لحظه ای برای اونها مثل شب عملیاته
🌷از ۱۳ شهید مدافع حرم اردیبهشت ۱۳۹۵ در خان طومان پیکرهای مطهر شهیدان :
رحیم کابلی
محمود رادمهر
سعیدکمالی
محمد بلباسی
حسن رجایی فر
علی عابدینی
علی جمشیدی
رضا حاجی زاده
کشف و تفحص نشدند.
@setaregan_velayat313
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
خبر آمد خبری در راه است... گویی گل لیلا میآید... باران حرم میآید... 🌹 بعد از دوسال، دو شهید مدافع
دردانه های شهیدان اسدی و بریری
آقامحمدامین بریری و آقا سیداحمداسدی
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
رفت بابامست عطریاس ها تاشودهمسنگرعباس ها ؛ رفت بابایم سحرگاهے سامرا تاکہ عباسےکند در شهر سامرا رف
❃↫🌷«بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن»🌷↬❃
#خاطرات_شهید
بار آخر که می خواست بره عراق اومد خونمون که از ما خداحافظی کنه
تو پارکینگ خونمون حدود دو ساعت باهم قدم زدیم و حرف زدیم که بتونم راضیش کنم نره عراق هرچی استدلال آوردم و زور زدم نشدجوابام رو با آیه های قران میداد تا جایی که دیگه بهش گفتم باشه من تسلیمم اومدم بالا قبل این که خودش بیاد به مادرش گفتم من نتونستم قانعش کنم که نره خودش هم اومد بالا که با مادرش هم خدافظی کنه که مادرش هم شروع کرد به گریه کردن که نرو…بعد بعنوان آخرین تیر ترکش بهش گفته بود تو بچه داری پدری اگه بلایی سرت بیاد تکلیف بچه ات چیه؟ که وحید برمی گرده می گه شما هستین شما نباشین همسایه ها هستن اینجا تبریزه شیعه هستن مردم مشکلی پیش نمیاد
تازه اگر هیچ کدوم شما نباشین خدای شما هست ولی اونجا تو عراق ما با بچه هایی طرف هستیم که تکفیری ها همه اعضای خانوادشون رو جلو چشمشون سلاخی کردن و به خاک و خون کشیدن پس تکلیف اونا چی می شه؟
اونا کسایی هستن که بچه دو ساله رو با سرنیزه زدن به دیواراگه ما نریم با اونا بجنگیم میان سمت مرزای خودمون و این اتفاقات برا خودمون می افته اینا رو گفت و مادرش رو هم قانع کرد
#شهید_وحید_نومی_گلزار🌷
راوی: #پدر_شهید
https://eitaa.com/setaregan_velayat313