_کاش فراموشی میگرفتم
+اونوقت خاطرات خوبتم فراموش میکردی!
_مهم نیست، بهرحال اونقدی تعدادشون کم هست که نتونن با خاطرات گندم مقایسه شن...
+حق با توعه💔🥲
نمیفهمم، هرچقدر به آدما محبت کنی و بهشون عشق بورزی ازت بیشتر فاصله میگیرن، هرچقدر کم محلی کنی بیشتر دوست دارن و بهت محل میدن، چه مرگتونه؟!
حالا به حساسیت من گیر میدی؟!😏
اگه جای من بودی و هرلحظه نگران بودی ولت کونم و برم با اون آشغال، حساستر من میشدی💔
او که همدردم شده،
گویا خودش هم درد بود،
او خودش زخم همان مرهم که می آورد بود....