🔩🔧🔧💻🏡🏡🛸🛸🚜🏗🏗
«دوره فشرده مهارتهای تولید و کسب و کار»
🌴یک دوره فشرده برای علاقمندان به کسب درآمد و شاغلان علاقمند به بهتر شدن شرایط🌴
🇮🇷چگونه در شرایط جنگ اقتصادی یک کسب و کار و تولید موفق داشته باشیم؟
🖌مدرس: سید محمد رضا رضی بهابادی
🖋زمان: پنجشنبه، ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ش. (۲۰ محرم ۱۴۴۴ق.)
🖋مکان: سالن نشستهای دفتر امام جمعه،
🖋برای خواهران و برادران ۱۸سال به بالا
🔶به همت بنیان تمدن اسلامی و جمعی از فعالان انقلابی شهرستان بافق
🔶به همراه بحث آزاد
#جهاد_تبیین
#جنگ_اقتصادی
#کسب_و_کار_مومنانه
بسمه تعالی
با عرض ادب و احترام
جای جای متن جناب آقای دکتر رحمانی درباره آدام اسمیت محل خدشه و اشکال است.
فرمایشات ایشان که از اساتید اقتصاد در ایران هستند، فرصتی است برای کندوکاو پشت پردههای تاریخ اقتصاد و به اصطلاح بزرگان آن و کنار زدن مشهوراتی که تا کنون مانع دیده شدن حقایق مستور درباره پدران این دانش است.
در تحقیق گستردهای که پیرامون زمانه و زندگانی اسمیت داشتهام قدری به این کندوکاو نزدیک میشویم.
نکاتی به اجمال به عرض میرسد و تفصیل به شما و مطالعه کتاب «روایت ایجاد دانش اقتصاد؛ نگاهی دیگر بر زمانه و زندگانی آدام اسمیت» که در دست چاپ است واگذار میشود.
۱. هرچند پدر علم استعماری اقتصاد سرمایهداری و تئوری ظالمانه بازار آزاد بودن به خودی خود یک رذیلت اخلاقی و موجب عار است و نه مایه مباهات اما اینکه آدام اسمیت پدر علم اقتصاد باشد توسط اهل تحقیق در تاریخ اندیشه رد شده است.
۳. اینکه فرمودهاند اسمیت به لحاظ اخلاقی فردی وارسته بوده است، هرچند از مشهورات است اما جای بسی تعجب است.
شومپیتر یکی از این افراد است که اسمیت را یک نظریه پرداز پیشرو و فردی دارای نبوغ نمیداند.
هرچند شومپیتر خطاهای فاحشی نیز مانند سانسور اندیشههای اقتصادی علمای مسلمان در تحلیلهای خود دارد اما در این اظهار نظر خود پیرامون اسمیت درست میگوید.
۲. حقیر نیز در مطالعاتم به همین نتیجه رسیدهام. اسمیت یک مدون و ویراستار است تا نظریه پرداز. اندیشه اقتصاد لیبرال قبل از او توسط ماندویل، هیوم، جان لا، مونتسکیو، روسو و بسیاری دیگر مطرح شده بود.
اسمیت در یک سفارش کار پژوهشی با تامین مالی چارلز تاونزهند(تاونشند) در ازای حقوقی بالا در دوران نوشتن کتاب و نیز حقوقی مادام العمر و نیز وعده ریاست گمرک ادینبورا که درآمدی هنگفت داشت، کرسی درس خود در دانشگاه گلاسکو را رها کرد و معلم سرخانه فرزندخوانده تاونزهند، دوک سوم باکلو، شد تا در این قالب محک بخورد و سپس نوشتن کتاب را آغاز کند.
مدیر علمی و ایدهپرداز اصلی کتاب، دیوید هیوم بود و نوشتن و ویراستاری و جفت و جور کردن عدد و رقم برای تحلیلها با اسمیت.
اسمیت از ابتدا به عنوان یک طلبه با بورسیه تحصیلی اسنل در حوزه علمیه آکسفورد مشغول به تحصیل شد و نهایتا با گرفتن درجه اجتهاد در کرسی تدریس فقه حوزه علمیه گلاسکو تکیه زد.
نکته مهم در تمام این دوران، گرایش قوی و وصف ناپذیر او به کفر بود.
ریا از مهمترین ابزارهای او در پیمودن پلههای ترقی در حوزه بود. او به هنگام نیاز در محیط علمی ریایی آشکار و در خارج از آنجا رفتاری متفاوت داشت.
در خلوت خود در گلاسکو نماز نمیخواند. محیط آنجا را ملال آور میدانست. مخفیانه کتابهای کفرآمیز دایی زاده اش، دیوید هیوم را میخواند و به همین جهت توبیخ شد. او با هیوم پیوندی بسیار عمیق داشت و تمام قد از این زندیق تمام قرون دفاع میکرد.
در اینجا سخن مربوط به نقد گمراهی و اندیشههای الحادی او نیست بلکه سخن در داشتن این اندیشهها در کسوت یک روحانی مجتهد مسیحی است. او به قدری با دین آشکار شده، یا شریعت، دشمن بود که به هنگام تأسیس انجمن پیشنهاد داد بحث از شریعت در این محفل ممنوع باشد.
۴. به لحاظ اخلاق فردی و رعایت آداب متناسب با یک طلبه، در باشگاهها و انجمنهایی که عضو بود آشکارا شراب مینوشید.
دوستش....، درباره او میگفت «تو مشمئزکنندهترین سگی هستی که دیدهام؛ در آن هنگام که مشروب در گلویت حباب میزند!»
هرچند تا پایان عمر ازدواج نکرد اما با زنان ارتباط داشت و در دوره سفر به فرانسه با معشوقهاش مرتبط بود. این رابطه موضوع فصلی مستقل از کتاب زندگینامه آدام اسمیت نوشته .... است.
۵. اسمیت به لحاظ انسانی نیز از وارستگی بهرهای نداشت. او و خاندانش به نحو بسیار گستردهای در خدمت دستگاه استعمار خونین بریتانیا بودند.
پدر و عموزادگان او از کارگزاران دسته چندم دربار بریتانیا بودند. خاندان مادریاش یعنی داگلاسها که افتخار داشتند جنایتکارانی مانند آرچیبالد ترسناک و داگلاسهای سیاه از ایشانند، اکثرا جنگجو، نظامی و در خدمت ارتش بریتانیا در داخل کشور و نیز پهنه مستعمرات مظلوم بریتانیا از هند تا آمریکا بودند.
۶. همچنین او، پدر و اقوام پدریاش به صورت سنتی خانه زاد خانوادههای اشرافی و استعمارگر اسکاتلند بودند. مهمترین این خاندانها، خانواده دوکهای آرگیل بودند. پدر او در خدمت دوک دوم آرگیل بود. دوک دوم آرگیل در سرکوب نهضت جاکوبیتهای اسکاتلند نقش اساسی داشت و بیرحمانه ایشان را میکشت تا جایی که به او لقب جان قرمز داده بودند. پدر اسمیت در دادگاههای صحرایی دوک آرگیل دست اندرکار بود و احتمالا منظور زندگینامه نویسانی چون رافائل از اینکه اسمیت پدر را از دست اندرکاران دستگاه قضایی بریتانیا دانستهاند همین بوده است.
۷. اسمیت در خدمت حلقه تاجران مستعمراتی و دلالان بزرگ برده مانند پل اینگرام، جان گلسفورد و دیوید کوچرین(کوکران) حضور داشت و هیچ گونه تعرضی به این رفتارهای ددمنشانه نمیکرد بلکه باشگاه اقتصاد سیاسی اسکاتلند که مجمع او و همفکرانش بود متعلق به دیوید کوچرین بود و هزینههایش را این تاجر برده تامین میکرد. باشگاهی که ریشههای کتاب ثروت ملل در آن شکل گرفته بود.
۸. اسمیت به هیچ وجه مخالف استعمار و تجارت استعماری نبود بلکه مخالف تجارت استعماری انحصاری بود. او خود از عوامل این دستگاه استعماری در گمرک ادینبورا بود و روزانه صحنه تجارت بردگان و دسترنجشان در تولید کالاهایی مثل تنباکو و پنبه را میدید و نه تنها با آن مشکلی نداشت بلکه از این تجارت در گمرک تحت مدیریتش کسب درآمد میکرد و حق و حساب میگرفت. او و دوستانش با این نظام استعماری تنها یک مشکل داشتند و آن انحصاری بودن آن بود. از همین رو با کمال احترام به انحصار کمپانی هند شرقی و نه اصل آن اعتراض میکردند. اسمیت یکی از گزینهها برای معلمی پسر رابرت کلایو، غارتگر وجنایتکار معروف بریتانیا در هند بود.
۹. اسمیت استعمار را حق مسلم اروپائیان میدانست. او استعمار کنندگان را فرزندان مهربان مادر ماگنا بر میشمرد. وی استعمار را منتی میدانست از سوی استعمار کنندگان بر سر استعمارشوندگان.
این اعتقادات انباشته از وارستگی در جلد چهارم کتاب ثروت ملل به روشنی بیان شده است؛ همان مجلدی که در ایران ترجمه نشده است...
امید آنکه اشارات فوق فصلی جدید در برابر پژوهشگران اقتصادی در ایران و جهان بگشاید.
آنسوتَر | سید محمدرضا رضی
اینها اظهار نظر دکتر رحمانی از اساتید اقتصاد درباره آدام اسمیت است.
خیلی کوتاه آنرا نقد کردهام.
استاد شهید مرتضی مطهری:
اما بينش ماوراءِ علمىِ مذهب
زاده ی خودآگاهىِ عميق انسانِ بيدارشده ی امروز است؛
كه شكستهاىِ
📌 ليبراليسم بىبندوبار بورژوازى غربى را
📌 و قيدوبند قالبريزى ماركسيسم را
📌 و ناتوانى ساینتیسم در جانشينى ايدئولوژى را
📌 و تزلزل وحشتناك عقل در پاسدارى و توجيه اخلاق را
📌 و پوچى اكونوميسم در حل همه دشواريها و پاسخ به همه نيازهاى انسان را
📌 و ... را
پشت سر نهاده تا "انسانِ شىء شده"، در ماترياليسم
و "حيوان اقتصادى شده" در بورژوازى غربى،
💠 به خويشتن فطرى خود به عنوان "انسان خدايى" بازگردد
و با تكيه بر آن لطيفه ی نهايى، كه
💠 نوعيتِ آدمى را ممتاز مىسازد
💠 و ارزش مىآفريند
💠 و براى رهايى از حصارهاى طبيعتِ اشياء، بي تابى مىكند
💠 و براى ديدن جهان و فهمِ زندگى، نگاهى ديگر مىبخشد
خود را از سقف كوتاه عالمى كه علم بر فراز انديشه و پرواز آدمى بسته است، فرا بَرد.
💠 @h_abasifar