eitaa logo
کانال سید سراج الدین جزائری
22.2هزار دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
3.3هزار ویدیو
12 فایل
شهیدتر ز شهیدان بی کفن، #شاعر غریب تر ز #نویسنده ها، #کتابفروش . یک جوان نسبتا خییییلی معمولی ارتباط : @seyedseraj اگر حرفی رو نخواستی رو در رو بگی👇 https://eitaayar.ir/anonymous/F902.WG72a ⛔تبلیغات ندارم⛔ ‌. کپی و برداشت از مطالب جایز
مشاهده در ایتا
دانلود
آخرین قرعه کشی فراموش نشه... چندین نفر قراره معرفی بشن برای سفر کربلا و بقیه هدایا... جبران این چند روز که قرعه کشی نبوده... 1⃣ تو همه کانال‌های زیر عضو بشید 👇 👉 @otagheashk1332 👉 @seyedserajodin 👉 @sin_sadd 👉@hosein_kaftary 2⃣ بعدش روی لینک زیر بزنید و در فرم زیر ثبت نام کنید. https://formafzar.com/form/karbala01 اگه یه بار توی لینک ثبتنام کردید دیگه نیازی نیست دوباره ثبت نام کنید
سلام امروز عازم نجفم. به لطف خدا امسال هم توفیق خدمت در حرم امیرالمؤمنین نصیبمون شده هم حضرت‌عباس هم امام‌حسین (علیهم‌السلام). ان‌شاءالله سعی میکنم مطالب بدیعی براتون روایت کنم. قرعه کشی هم امروز انجام میدیم ان‌شاءالله
کانال سید سراج الدین جزائری
سلام امروز عازم نجفم. به لطف خدا امسال هم توفیق خدمت در حرم امیرالمؤمنین نصیبمون شده هم حضرت‌عباس هم
معتقدم بعضی جاها ریا نه تنها جایز بلکه واجبه... یکیش هم همینجاست... کمک می‌کنه به فرهنگ سازی...: چون باید فردا صبح نجف به شیفت میرسیدم برنامه ام با هیچ کدوم از رفقا هماهنگ نمی شد و برای رفتن به مرز همسفر نداشتم و تنها بودم. توی چندتا از گروه‌های شهرمون که عضو بودم پیام گذاشتم که راهی مرز هستم و ماشین جا داره. الحمدلله در عرض چند دقیقه ماشین پر شد. اینجوری هم تنها نیستم و هم چندتا رفیق جدید پیدا میکنم. نیاز به موکب و لباس خادمی و کارت نیست.همینقدر راحت میشه به زایرای اربعینی امام حسین(ع) خدمت کرد. کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
بسم الله الرحمن الرحیم
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مرز شلمچه (پایتخت مواکب)
توجه: این یک گزارش عینی در لحظه مشاهده من است و ممکن است یک روال و شرایط عادی و دایمی نباشد نسبت جمعیت به ماشین در مرز نسبت معقولی است. ون و اتوبوس با توجه به سیل جمعیت به موقع و منظم می‌رسد با این حال باید آماده معطلی نیم تا یک ساعته در گاراج مرز شلمچه برای گرفتن ماشین باشید. اگر برای رفتن به نجف یا کربلا برای ماشین سواری برنامه ریزی کرده باشید باید بگویم معطلی بیشتری دارید و سواری به شدت کم پیداست به همین دلیل در میدان گاراج (ساحة) قیمت خودرو دربستی (مخصوص) تا ۱۵۰ هزار دینار برای خودروهایی مثل دوج هم می رسد اما اگر وقت و توان پیاده روی دارید به سمت خروجی پایانه پیاده بروید از میدان گاراج خارج شوید و حدود پنج دقیقه پیش روی کنید و به ابتدای صف ورودی خودرو‌ها برسید خیلی از ماشین‌های سواری حاضرند برای پرهیز از اتلاف وقت دو ساعتها در صف ورود حتی با قیمت ۱۰۰ دینار بصورت دربستی (برای خودرو النترا ۲۰۲۳) شما را به نجف منتقل کنند. کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
یکی از دوستان از مرز خسروی: توجه: این یک گزارش عینی در لحظه مشاهده ایشان است و ممکن است یک روال و شرایط عادی و دایمی نباشد به مدد اینکه با تاکسی یکی از رفقا راه افتادیم سمت خسروی خیلی نزیدک به پایانه مرزی تونستین پارک کنیم! ۵ دقیقه بعدش مرز بودیم و یک ربع بعد رد شدیم از پایانه عراقی یه اتوبوس سوار شدیم تا گاراژ و تو گاراژ هم با یه ذره جستجو یه ون پیدا کردیم برای نجف اونم ۱۷ دینار نه ۲۰تا کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
چه ساعتی از مرز رد شویم. اگر از مرز زمینی مشرف می شوید و میخواهید زمان کمتری را صرف رسیدن به نجف یا کربلا کنید جوری برنامه ریزی کنید که حدود ساعت ۱۱_۱۶ در فاصله ۶۰ کیلومتری شهرهای مذکور برسید. در غیر این ساعات مسیر رفت جاده‌های دوطرفه و اتوبان‌های منتهی به نجف و کربلا مسدود و مختص زوار مشایه (پیاده) می شود و رفت و آمد خودروها از یک طرف جاده صورت می‌گیرد و به تبع آن میانگین سرعت کاهش جدی پیدا میکند و زمان رسیدن افزایش می یابد. این اختلاف ممکنه تا دو ساعت هم برسد. با نزدیکی به ایام اربعین این تفاوت از بین می رود و همه ساعات مسیر دوطرفه است. کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
21.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسامی قرعه کشی امشب (فقط کربلا) 🔺مریم نوریزاده 🔺محمدجواد مقدم 🔺زهرا رضایی 🔺سیما پزشکی 🔺الهه رجب زاده 🔺لیلا بخته ✅باتوجه به شرایط اینترنت نشد قرعه کشی رو آنلاین بذاریم. ویدئو ضبط کردم ✅افراد بالا لطفاً و حتما پیام بدید امشب که بتونیم زودتر جهت اعزام هماهنگ کنیم. کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
هرچی حاجت داری فراموش کن... به درد دل این مادر فکر کن... باید پدر یا مادر باشی تا بدونی این دعای مادر یعنی چی...؟ مگه من و تو میفهمیم این مادر چی میکشه!؟ کارش به کجا رسیده که دعاش اینه!؟ من که توی حرم امام علی(ع) اشکم بند نمیاد... مدیونی اگه پیام رو دیدی و دعا نکردی... کانال https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
دیروز کل شیفت رو تفتیش بودم. کار خیلی سختیه... اولین‌بار بود تفتیش می رفتم. کل وقت ایستاده مشغولی با تحرک بالا... امروز گفتند برید داخل حرم. برای نظام. اول ایوان طلا بودم. گرم بود ولی حال خوبی داشت. مدیر قسم نظام اومد گفت بیا کمک ورودی باب شیخ طوسی جلوی یه کولر جانمایی کرد .ایستادم بعد چند دقیقه یکی از خادمها اومد گفت بیا با من جان رو عوض کن. من هم پذیرفتم. مدیر اومد شاکی شد که چرا بدون اجازه من جابجا شدی... هیچی دیگه الان جریمه شدم و منتقل شدم قسم آزار زایرین😁 یک سوم حرم رو سپرد به من گفت نذار کسی بخوابه😢 کانال https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبری است کزآن شاخه نباتم دادند امروز تقریبا همه موقعیت‌های خدمت داخل حرم امیرالمؤمنین را تجربه کردم.از قسمت زنانه و صحن و ایوان طلا گرفته تا داخل رواق‌ها. اساسا آدم سازگار با محیطی هستم و در این مواقع سعی میکنم کمتر غُر بزنم و کارم را انجام دهم اما این دفعه چند باری داشتم کم می‌آوردم. دم کردن هوای گرم صحن و نبود کولر در موقعیتی که ایستاده‌بودم، سختی بیدار کردن زوار خسته، ایستادن در خروجی رواق اصلی که مبادا کسی از این در وارد شود و خدایی نکرده ازدحام جمعیت مشکلی ایجاد کند، حتی آن پدری که مستأصل دنبال بچه گم شده‌اش می‌گشت و حتی ایستادن در مقابل درب بسته ورودی خانم‌ها و پاسخ دادن به آنها که چرا و تا کی محرومند از زیارت ضریح، کارهایی بود که داشت صبرم را لبریز می‌کرد. هر چه بود به لطف خدا صبر کردم که مبادا از مرحمتی حضرت پدر و لطف خدمت در حرمش گله‌ای کنم و اجر این رحمت به گره‌ابرویی از دست بدهم. علی ای حال با آنچه که رفت این نوبت خدمت هم تمام شد و حالا دیگر ساعت تقریبا ۷ بود و نزدیکِ وقت اذان. پیرمرد صدایم کرد که در رواق و خروجی ضریح رو ببندیم.از میان جمعیت به زور خودم را کشیدم داخل و در را بستم. قصدم این بود که داخل و موقع نماز یک زیارت دلچسب و خلوت بکنم و نهایتا اگر شد نمازم را داخل بخوانم. کمی از شدت و حضور جمعیت کم شد و آرام و با تأنی رفتم سمت ضریح. سید حسن معلم هم - که از خادمان گروه خودمان بود و یک عموزادگی‌ دوری هم با یکدیگر داریم- آنجا بود. مشغول نماز و زیارت شدیم.خیلی نگذشته بود و داشت نماز جماعت تمام می شد و به تبع باید در روضه منوره باز می شد و ما هم وداع می‌کردیم و می‌رفتیم سمت خوابگاه. یک آن دیدم مسئول خدام اطراف ضریح با عصبانیت سمتم برگشت و گفت: «وین واجبک!؟» (شیفتت کجاست) با ترس گفتم «خلص واجبی، بس ازور و سارجع» (شیفتم تمام شده. زیارت میکنم و زود برمی‌گردم) عصبانیتش تشدید شد و آمد سمتم که «شنو خلص واجب؟» (چی میگی شیفتم تمام شده) کمی عقب رفتم و در چند لحظه با خودم گفتم که توی بد درد سری افتادی پسر، الآن است که باجت را ضبط کند و بفرستدت دنبال مصیبت... سمتم آمد و محکم زد زیر بغلم و به زور فرستادم بالای چهارپایه و یک ریشه (چپ‌پر) داد دستم و گفت «تبقی هون و تکچی فارسی» (همینجا بمان و فارسی صحبت کن) و رفت. چند لحظه توی شوک بودم. شوک از ترس آن چند ثانیه که خدمت در حرم امیرالمؤمنین(ع) را برای خودم تمام شده می‌دیدم و شوک آنچه برایم اتفاق افتاده بود. یکی از بزرگترین آرزوهای سال‌های عمرم داشت بدل می‌شد به واقعیت. حسرت نگاه جستجوگرم به خادمینی که گِرد ضریح می‌ایستادند و بالای چهارپایه با پر طاووس گَرد راه از سر زائران بر می‌داشتند حالا تبدیل شده بود به طعم گس لذت خادمی و من، سید سراج‌الدین، الآن آن بالای بالاترین چهارپایه، کنار ضریح أمیرالمؤمنین ، چوب‌پر به دست داشتم خدمت می‌کردم. کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046