eitaa logo
🍃 شاعران حوزوی 🍃
624 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
195 ویدیو
13 فایل
🌏خبرگزاری‌ها، نشریات، و کانال‌ها در مناسبت‌های دینی و ملی به دنبال اشعار حوزویان هستند و اینجا گنجینه شعر آن عزیزان است. 🍃ارسال اشعار و احوال شاعران به 🍃مدیر شاعران حوزوی @mahta_sa 💠 #شاعران_حوزوی 💠 @shaeranehowzavi
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌹 آمد از ره آنکه چون اعجاز بود خلقتش سِرّ بود و اسمش راز بود آسمانی بود یا ارباب خاک نام او در عرش از آغاز بود وحی انگاری مجسم گشته بود کعبه از حیرت دهانش باز بود عرش نازل گشته بود آنروز یا مکه ای تا عرش در پرواز بود مُهر خاتم آمد و خاتم گرفت دست مردی را که خیبر ساز بود کعبه،خُم،معراج،محرابِ نماز آمد از ره آنکه چون اعجاز بود 💠 @shaeranehowzavi
🍃🌹 مثل مفاتیح الجنان سرشار آه است حال دلی که با کمیلش رو به راه است شهر یتیم کوفه دیده، نیمه شب ها رد قدم های علی لبریز ماه است مردی که آغوش عبای وصله دارش سقفی برای کودکان بی پناه است هم بازی طفلان شده آن کس که خیبر بر روی کوه شانه اش مانند کاه است هر جا علی سجاده اش را پهن کرده آنجا برای سائل او قبله گاه است از چشم های دردمند او چکیده دریای طوفانی که در اعماق چاه است 💠 💠 @shaeranehowzavi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«ساقی کوثر»🍃🌹❤️ عقل گفت از باغ فردوس آرزو داری کجا را؟ حور می خواهی ز جنت یا مقام کبریا را؟ گفتمش رضوان و انعام کثیرش سهم خوبان‌ جز نمی از آب کوثر که به وجد آورده ما را با تعجب گفت آخر آب؟ گفتم آب آری… نیست پاداشی از این جذاب تر روز جزا را گفت در فردوس نهری از عسل جاری ست! گفتم آنچه از دست علی باشد لذیذ است و گوارا حوض و آبش هر دو معمولی ست، ساقی بی نظیر است روز حشر از شوق در صف می کشاند انبیا را منتظر می مانم آن دنیا چون اسکندر بیاید پای حوض آخر نشانش می دهم آب بقا را خواست بشناسد علی را، گفتمش کو عقلت ای عقل؟ جز خدا و مصطفی نشناخت قدر مرتضی را هیچکس نشناخت مولا را، ولی او می شناسد شب به شب کوچه به کوچه سائل دردآشنا را گفت شاه ماسوا بودن کجا و زاغه گردی؟ گفتم او خود دوست دارد هم نشینی با گدا را او که دائم انبیا را در خفا یاری نموده بوده یار مصطفی هم چند روزی آشکارا کار جبرائیل اگر آوردن پیغام وحی است پس خدا روز احد فرموده باشد لافتی را نشنو از من مدح تیغ ذوالفقارش را که حیف است بشنو از مرحب که می گوید به حیدر مرحبا را منقلب شد، مست شد، گفتم نجف را بنگر ای عقل تا از انگور ضریحش خود بفهمی ماجرا را هرکسی شد مبتلایش، می رود بالا بهایش آری ایوان طلایش، قیمتی کرده طلا را چون منی در بحر عشقش دست و پا خواهد زد ای کاش روز حشر از خود نراند بنده بی دست و پا را از همین حالا به فکر توشه روز حسابم من که از این شعر نفروشم به عالم یک هجا را در قیامت نامه ها بی مِهر او مُهری ندارد جز صراط مستقیمش نیست راهی بنده ها را باز هم شعرم کم آورده است در توصیف حیدر انتهایش هم رسید و من نگفتم ابتدا را… 💠 💠 @shaeranehowzavi
🍃 شاعران حوزوی 🍃
مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برگزار می‌کند: شب‌ شعر انقلاب با شعرخوانی: محمدعلی مجاهدی ناصر فیض ع
شعرخوانی این محفل: [شعر مطنطن] به سیدعلیِ خامنه‌ای ❤️🍃🌹 نور است او! چگونه به اوزان بخوانمش؟ شعری مطنطن است که با جان بخوانمش ماندم در این میانه ابوذر بگویمش یا اینکه بی مقدمه، سلمان بخوانمش هنگام جنگ غرش طوفان بدانمش هنگام صلح بارش باران بخوانمش فرمود: (من کجا و "علی"؟ وای از این قیاس) آن‌سان که میل اوست بگو آن بخوانمش شرمنده‌ام ز گیسوی یکدستِ ساده‌اش در شعر خویش اگر که پریشان بخوانمش حافظ -چه حیف- "شاه شجاع" مرا ندید تا مدح او بگوید و با جان بخوانمش آن‌سان بخوانمش که جهان باخبر شود "سرها بر آستانه‌ی او خاک در شود" وصفش فقط به خال و به ابرو نمی‌توان خورشید را مقابله با او نمی‌توان مدحش به صد قصیده‌ی بشکوه و بی‌خلل با این زبانِ خام خطاگو نمی‌توان حرز خداست بسته به بازوی رهبری‌‌ش تزویر او به حیله و جادو نمی‌توان هرگز قیاس او که ولایت به نام اوست با رهبران ظالم و ترسو نمی‌توان بر خلق خود توقع بی‌اعتنا شدن از هرکه می‌توان ولی از او نمی‌توان او از پدر برای من و ما عزیزتر عمری عزیز بوده و حالا عزیزتر وقت سحر نماز دل انگیز او خوشست آن چشم، آن نگاه سحرخیز او خوشست هم قهرِ با سیاست او دلرباست، هم لبخندهای مصلحت آمیز او خوش است تحریر او دلِ شکسته‌نویسان ربوده است بر لوح جان کتابت تقریظ او خوشست دنیای دون شبیهِ زلیخا پی‌اش روان او می‌دود چو یوسف و پرهیز او خوشست گفتیم درد خویش به آن یار مهربان خندید و رفت؛ نسخه‌ی تجویز او خوشست دردش به جان که جان جهان است چشم او هردم برای ما نگران است چشم او از تار و پود روشنِ تقواست جامه‌اش نورانی است رنگ سیاهِ عمامه‌اش تسبیح بی‌قرار ز تکبیر گفتنش خیره شده است اذان به شکوه اقامه‌اش در خطبه‌های محکم او حق شنیدنی است اخلاص دیدنی‌است ز هر خط نامه‌اش او شاعر است و واژه اسیر کلام اوست غرق تغزل است جنونِ چکامه‌اش عمرش مدام باد که جان تمام ماست خواهد رسید تا به خداوند ادامه‌اش از عمر ما بکاه خدایا! به او ببخش! این جان بی لیاقت ما را به او ببخش! سجاده پهن کرده کنون ربنا‌به‌دست ماییم و لحظه‌های قنوتش، دعابه‌دست وقت جهاد خیره به او هرچه جنگجو وقت نماز خیره به او هرچه عابد است موسی شده است و نیل همین‌ فتنه‌موج‌ها رد می‌شود به حول الهی عصا‌به‌دست یارا! مرا ببر به تماشای جمکران آنجا که منتهای تمام معابد است دل را رسان به یار که آسان نمی‌رسد دیدار آن غریبِ غریب‌آشنا به دست ای کاش می‌رسید صدای مبارکش سر می‌گذاشتیم به پای مبارکش 💠 @shaeranehowzavi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃🌹❤️ کلام وحی را خواندم عجب نام و نشان داری علی جان چشمهٔ توحید جاری در بیان داری کدامین سوره در اندیشهٔ پاک تو جاری شد که کندوی بلاغت را چه شیرین بر زبان داری زمین و آسمان پی برد در منظومهٔ هستی که تو نظم نوینی از عدالت در جهان داری شکوه لافتی الا علی یعنی که ای عالم جوانمردی شبیه حیدرآیا در جهان داری چنان انگشتری در دست خود مولا عدالت را به فتوای تمام دشمنان و دوستان داری سفیر مکتب نوری به اوج قله ایمان پر پروار تا عرش خدا را بی گمان داری تبسم می نشیند بر لب طفل یتیمی که برای سفرهٔ امید او هم عطر نان داری بهار احساس خوبی داشت آن ایام و می دانست برای خندهای یاس قلبی مهربان داری 💠 💠 @shaeranehowzavi
ای فاطمه را شمیم! کی می‌آیی؟ جان‌بخش‌تر از نسیم! کی می‌آیی؟ «یَابنَ الشُّهُبِ الثاقِبَه» کی می‌تابی؟ «یَابنَ النَّبَاءِ العَظیم» کی می‌آیی؟ 💠 💠 @shaeranehowzavi
آن گونه که غیر نحل هرگز در سینه خود عسل ندارد «مولا»ست یگانه نسخه دهر تک نسخه او بدل ندارد! 💠 @shaeranehowzavi
🍃🌹 قسم به شب و سیاهی که نور نزدیک است از این گذرگه ظلمت عبور نزدیک است قسم به فجر و نهار از همین سترون تار شکوه رُستن ناگاه نور نزدیک است سپیده ای که سیه باوران طلوعش را به خنده دیر بخوانند و دور نزدیک است جهان غبار ستم را ز چهره خواهد شست شروع جوشش آب از تنور نزدیک است زمین به ماءِ مَعین زنده می شود از نو دلا دوام بیاور ظهور نزدیک است 💠 💠 @shaeranehowzavi