eitaa logo
شهید محمد رضا تورجی زاده
269 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
158 فایل
🌟🌹ستارگان آسمان🌹🌟 ♡″یا زهرا″♡ ✿محمد رضا تورجي زاده✿ ✯🔹فرزند: حسن ✷🌺ولادت:۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳ °❥🌹شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶ محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱۰ 💫🌹مزار: گلستان شهدای اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 سال آینده از رئیسی میپرسیم ولی چرا الان از روحانی نپرسیم !؟
✍مقام آمریکایی: تا بر سر همه چیز توافق نکنیم، انگار اصلا توافق نکرده ایم! روحانی: اگر به عراقچی اختیار بدهیم، همین امروز می رود و توافق را نهایی می کند! . امام امیرالمومنین علیه السلام به تضارب آرا بپردازید، رأی حق و استوار از آن زاییده می‏شود. بنظرتون نتیجه این دو کلام یک رنگ چیست؟ آیا این گفتمان غیر از رئیسی پاسخ روشن دیگری داشت.؟؟؟
🌷احمداقا در خاطرات خود می نویسد: 💮روز چهارشنبه می‌خواستم وضو بگیرم برای نماز که یک لحظه چشمم به حضرت(عج)افتاد.... تاریخ۱۳۶۴/۱۱/۱۶ پادگان دوکوهه 🌺🖇بخشی از کتاب "عارفانه" 〰〰〰🍃🌹🍃〰〰〰 «خوشبحالت برادر...😭» خوشبحالت که حضرت (عج) رو دیدی و شناختی😭 ... آخه میگن همه ایشون رو میبینن ولی نمیشناسنشون 🌸🍃
💠 لَا تَكِلْنِي إِلَى خَلْقِكَ ، بَلْ تَفَرَّدْ بِحَاجَتِي ، وَ تَوَلَّ كِفَايَتِي. مرا به بندگانت وامگذار بلکه خود به تنهایی حاجتم را برآور و کارساز من باش. 💚
🔺️یک روز شیخ بها در بازار قدم میزد و پیر مردی را دید که مشغول دوختن پالان پاره مردم بود و از این راه امرارمعاش میکرد. شیخ دلش به حال پیرمرد سوخت و جلو رفت وگفت : سلام سپس دستش را به پالان پیرمرد زد و بلافاصله از طرف غیب پالان پیرمرد پر شد از سکه های اشرفی. پیرمرد وقتی این حرکت شیخ را دید ناراحت شد و فریاد زد چکار کردی؟ یالا سکه ها را بردار که به درد من نمیخورد. شیخ گفت : من نمی توانم سکه ها را غیب کنم. پیرمرد چوب دستی خود را به پالان زد و سکه ها غیب شدند و رو به شیخ گفت تو که نمی توانی غیب کنی چرا ظاهر میکنی؟ شیخ بها فهمید پیرمرد صاحب علم و کمالات بسیار است. پیرپالان دوز سپس رو به شیخ می کند و می گوید: "دلت را کیمیا کن!" 💠کما اینکه خدای رحمان در حدیث قدسی می‌فرماید : یا عبدی اطعنی اجعلک مثلی انا اقول کن فیکون انت تقول کن فیکون (بنده من مرا اطاعت کن تا تو را مانند خود کنم. من می گویم باش پس بوجود می آید تو هم می گویی باش پس می شود.) 🕌مقبره ی شيخ محمد کارندهي (پير پاره دوز) جنب حرم رضوی در مشهد مقدس واقع است. •┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
📚 مسابقه کتابخــوانی سیره شهدا 💎شماره ( ۱۱ )💎 🖌زندگینامه و خاطرات 👈💰 نفر اول ۲ میلیون ریال نفر دوم ۱/۵ میلیون ریال نفر سوم ۱ میلیون ریال و ۱۱ جایزه ۵۰۰ هزار ریالی 👈⏰ ۴ تیر ۱۴۰۰ (سالگرد شهادت) جهت شرکت در مسابقه، در کانال زیر عضوشده و سایر اطلاعات را مطالعه بفرمایید↙️ 🆔 @asabeghoon_shahadat
•• " درخلقت‌ماسـوۍسهیم‌اسٺ‌حسیـن درنزدخداذبـح‌عظیم‌اسٺ‌حسیـن اےغـــــرقِ‌گنـہ‌بگیردامانش‌را زیـــــراچوخداےخودڪریم‌اسٺ‌حسین :)♥️ " |🌸|
مدعی را تو بگو هیچ‌کسی مثل رضا مالک مُلک دل ملت ایران نشود...
🌹هرکس شهید حق شد، همراه با حسین است ❤️آری مسیر عشق از، عبـــاس تـــا حسین است 🌹در کربـــــلای این عصــــرسوگنــــد بر اباالفضل ❤️«لبیک یا خامنــــه ای لبیک یا حسین است»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح امروز دُز اول واکسن کوو ایران برکت را دریافت کردند. 🔹این واکسن که محصول تلاش محققان و دانشمندان جوان ایرانی است به تازگی مجوز مصرف را با اتکا به دانش بومی دریافت کرد و ایران به یکی از ۶ کشور تولیدکننده واکسن کرونا در جهان تبدیل شد. @irinn_channel www.irinn.ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فیلم دیده نشده از شهید مدافع حرم " حامد جوانی " یادش، خاطراتش همیشه جاودان باد وَعَجِّلْ‌فَرَجَهُمْ 🇮🇷 ای با شهدا
...: گریه های حاج قاسم 🌸 ✨ مادر بزرگوار سردار حاج قاسم سلیمانی كه از دنیا رفتند، پس از چند روز با جمعی از خبرنگاران تصمیم گرفتیم برای عرض تسلیت به روستای قنات ملك برویم. با هماهنگی قبلی، روزی كه سردار هم در روستا حضور داشتند، عازم شدیم. 🍃 ✨ وقتی رسیدیم ایشان را دیدیم كه كنار قبر مادرشان نشسته و فاتحه می خوانند. بعد از سلام و احوالپرسی به ما گفت من به منزل می روم شما هم فاتحه بخوانید و بیایید. بعد از قرائت فاتحه به منزل پدری ایشان رفتیم. ✨ برایمان از جایگاه و حرمت مادر صحبت كرد و گفت: این مطلبی را كه می گویم جایی منتشر نكنید. 🌿 💫 گفت: همیشه دلم می خواست كف پای مادرم را ببوسم ولی نمی دانم چرا این توفیق نصیبم نمی شد. آخرین بار قبل از مرگ مادرم كه این جا آمدم، بالاخره سعادت پیدا كردم و كف پای مادرم را بوسیدم. با خودم فكر می كردم حتماً رفتنی ام كه خدا توفیق داد و این حاجتم برآورده شد. ✨ سردار در حالی كه اشك جاری شده بر گونه هایش را پاك می كرد، گفت: نمی دانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم. «اللّهُمَ عَجِّل لِوَلیِّڪَ‌ الفرج» 🌱 ──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──