eitaa logo
شهید محمد رضا تورجی زاده
269 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
158 فایل
🌟🌹ستارگان آسمان🌹🌟 ♡″یا زهرا″♡ ✿محمد رضا تورجي زاده✿ ✯🔹فرزند: حسن ✷🌺ولادت:۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳ °❥🌹شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶ محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱۰ 💫🌹مزار: گلستان شهدای اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
16-kargar-azan(www.rasekhoon.net).mp3
5.12M
اذان با صدای حاج محسن حاج حسنی کارگر
🌷چرا ''حسین وصـــالی'' ؟🌷 ♤به شــــــهدا خیلی علاقه داشت.... خیلی از شهیدارو میشناختـــــ و ازشون اطلاعات زیادی داشتـــــ از شخصیت و زندگیشون گرفته تا نحوه شهادتـــــ ! همیشه به دوستاش هم توصیه میڪرد پیگیر آشنایی با شهدا باشن و خودشم واسه آشنا ڪردن دوستاش ڪم نمیذاشتـــــ . ■شهید اصغر وصالی فرمانده ی شهر پاوه، مورد توجه خاصش بود... برای همین هم اسم مستعار خودش رو "حُسِین‌وِصٰالے" انتخاب ڪرد... حتی این اسمو روی اسلحه اش حڪ ڪرده بود و از دوران آموزشیش تو ایران تا عملیات هاش تو سوریه تفنگش با این اسم مشخص بود... حتی صفحه اینستاگرامش رو هم به اسم حسین وصالی ساخته بود و تو فضای مجازی هم خودشو به این اسم معرفی می ڪرد... . ■بعد از این ڪه مستند ابوخلیل ڪه برای شهید رسول خلیلی ساخته شد رو دید... میگفت منم شهید شدم واسم مستند بسازید و اسمشو بذارید ابووصال! ولی تنها چیزی ڪه هیچوقت هیچڪس دربارش فکر نمیڪرد این بود ڪه یـه روزی واقعا شهید بشه! 💚
⭕️ 🔴بهروز هراتی‌مقدم یکی از مرزداران استان سیستان و بلوچستان در منطقه مرزی سیرکان به شهادت رسید. او اهل و ساکن شهرستان هامون روستای فیروزه‌ای و دارای یک فرزند دختر هشت ماهه است. 👤 🇮🇷 سَیّد محمد علوی🚩🏴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 33 آخر هایی که داشتیم به اداره می رسیدیم ، عمار گفت : 《محمد چرا ساکتی ؟ یه چیزی بگو ، اوضاع چطوره ؟》 گفتم :《خدا کریمه ! راستی واسه عصر حتما با دکتر الهی جلسه فوق العاده بذار .من دفترم هستم ، نماز هم همین جا می خونم . نهارم هم نیارید ، میل ندارم .سر ساعت 14:20 دقیقه دکتر الهی یا توی دفترم باشه یا وصلش کن به مونیتورم .》 تا نشستم توی اتاقم ، مثل گشنه و تشنه ها ، نشستم دوباره تمام 800 صفحه پرونده را با ولع ، مثل کسی که دنبال چیز با ارزشی می گردد تورق کردم . چیز عجیبی بود ، هر بار می خواندم ، چیز های عجیب تری به ذهنم می رسید . تا اینکه رسیدم به یک جایی که مژگان نوشته بود : 《یه روز قرار گذاشتیم که بریم خونه فرید ، حدودای ساعت 8 رسیدیم و هنوز هوا روشن بود . گشنم شده بود ، تا کاپشن و پالتوم درآوردم فرید اومد سراغم و بدون اینکه به نفیسه توجهی بکنه و حتی بدون اینکه من به نفیسه توجهی بکنم ......》 نمی فهمیدم ! ساعت هشت ، هنوز هوا روشن باشد ؟! پالتو و کاپشنش درآورده باشد ؟! مگر می شود ؟ مگر داریم ؟ این چه ساعت هشت شبی بوده که هوا روشن بوده و پالتو پوشیده بوده ؟!!!!!! 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 مستند داستانی 🧕 تب مژگان 🧕 نویسنده : محمدرضا حدادپور جهرمی
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 34 زمستان ، حداکثر ساعت 6 یا 6:30 اذان مغرب می گوید .ساعت 8 که هنوز هوا روشن باشد ، مال تابستان است نه زمستان ......!! دیدم اینجوری نمی شود ، گوشی ام که دم در تحویل داده بودم ، تلفن را هم از پریز کشیدم ، در را هم قفل کردم تا کسی داخل نیاید و دوباره نشستم و با وسواسیتی که در مطالعه پرونده ها دارم دوباره دقیق خواندم . تا به خودم آمدم دیدم دارند در می زنند . عمار می دانست من داخلم ،اینقدر در زد که من حواسم جمع شود و جوابش بدهم . حدودا دو ساعت به همان وضعیت داشتم مطالعه می کردم . تا در را باز کردم ، دیدم دکتر الهی هم با عمار بود ، تعارفشان کردم داخل . من عادت به طفره رفتن و مقدمه چینی ندارم . گفتم : 《خوش آمدی دکتر ! عرض کنم خدمتت که از شما دو تا سوال دارم و خیلی وقت همدیگرو نمیگیریم . یکی اینکه حداکثر زمان نقطه جوش یک دختر مذهبی از نظر روانی و روحی چقدر هست ؟ لابد می خوای بگی بستگی داره ! تو یک دختر بی مادر کمبوددار معمولی با فلان وزن ، فلان طبع ، فلان شاخصه هیکل و این فرم هایی که پر کرده رو در نظر بگیر .》 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 مستند داستانی 🧕 تب مژگان 🧕 نویسنده : محمدرضا حدادپور جهرمی
🌿🌴 • ڪربلا بھشت خدا روے زمین.. • 💚صلے‌اللّٰه‌علیڪ‌یااباعبداللّٰه💚 ۱۴۴۲
چند ساله همش منتظرم.mp3
6.76M
🏴 • من یہ نوڪر در بہ درم...💔 چند سالہ همش منتظرم اسمم در بیاد برم حرم... ڪربلایـے مجتبےرمضانے • ۱۴۴۲