☺️🇮🇷☺️🇮🇷☺️
#شهدا
#خاطرات
#طـنـزشـهـدایی
خـواستگارے خواهر فـرمانده😂🌹
اومده بود از فرمانده
مرخصی بگیره
فرمانده یه نگاهی بهش کرد و گفت:
(میخوای بری ازدواج کنی ؟)
گفت :
(بله میخوام برم خواستگاری)
فرمانده گفت:
(خب بیا خواهر منو بگیر‼️)
گفت :
(جدی میگی آقا مهدی❗️)
گفت:(به خانوادت بگو برن ببینن
اگر پسندیدن بیا مرخصی بگیر برو‼️)
اون بنده خدا هم خوشحال😍
دویده بود مخابرات تماس گرفته بود
به خانوادش گفته بود:
(فرمانده ی لشکرمون گفته بیا خواهر منو بگیر ، زود برید خواستگاریش خبرشو به من بدید😁❤️)
بچه های مخابرات مرده
بودن از خنده😂‼️
پرسیده بود :
(چرا میخندید؟ خودش
گفت بیا خواستگاری خواهر من‼️)
بچہها گفتن:
(بنده خدا آقا مهدی سه تا خواهر داره، دوتاشون ازدواج کردن ، یکیشونم یکی دوماهشه😂❤️)
#شـهـیدمـهـدےزیـنالدّیـنـ♥️🕊
🇮🇷☺️🇮🇷☺️🇮🇷
یکبار بچه های مسجد را برای برنامهی مشهد انتخاب کرد .آن موقع امکانات مثل حالا نبود.
بچه ها هم خیلی شیطنت می کردند، خیلی برای این سفر اذیت شد، اما بعد از سفر شنیدم که می گفت: بسیار زیارت بابرکتی بود.
گفتم: برای شما که فقط اذیت و ناراحتی و...بود اما احمداقا فقط از برکات این سفر و زیارت امام رضا(ع) می گفت.
ما نمی دانستیم که احمداقا دراین سفر چه دیده! چرا این قدر از این سفر تعریف می کند.
اما بعدها در دفترچه خاطراتی که از او به جا مانده بود ماجرای عجیبی را در این سفر خواندیم:
🌾🌺..... وقتی در حرم مطهر بودم( به خاطربدحجابی ها و...) خیلی ناراحت شدم.
تصمیم گرفتم که وارد حرم نشوم.به خاطر ترس از نگاه کردن به نامحرم.
که آقا به ما فهماندند که مشرف شوید به داخل حرم.🌺
🌱در جایی دیگر دربارهی همین سفر نوشته بود:
✨در روز سهشنبه۸/۱۳ در حرم مطهر بودم.
از ساعت نه و سی دقیقه الی یازده حال بسیار خوبی بود.الحمدلله✨
خاطره ای از عارف شهید احمدعلی نیری ❤️
برشی از کتاب "عارفانه"
#شهید_احمدعلی_نیری
#یاد_نامه_ای_برای_تو
#خاطرات
ازاین به بعد خودت با صدای خوش تحریرت اذان بگو..
یکی از خصوصیتهای بارز شهید صدرزاده تاکید بر نماز اول وقت بود، همیشه اذان نماز صبح مقر را سید ابراهیم میگفت.ما به دلیل اینکه بحث تبلیغ را انجام میدادیم و مستمر به نقاط مختلف سفر میکردیم نمیتوانستیم روزه بگیریم اما او روزه میگرفت و برای سحری بیدار می شد.
یک روز نماز صبح را با صدای سید بیدار شدم، توی مقر قدم میزد و لابه لای هر بند از اذانش فریاد میزد و میگفت:برادرها وقت نماز شده برپا،دلاورا بلند شوید وقت نماز است.ما هم از آن به بعد سر به سرش میگذاشتیم و با اینکه صدای خوبی هم نداشت (با خنده) میگفتیم بعد از این با صدای خوش خودت اذان بگو!
#خاطرات
#شهید_صدرزاده
#گروه_شهدای_مدافع_حرم
#خاطرات
ما هیچ وقت از لطف و عنایت اهل بیت،خصوصا آقا امام رضا(ع) بی نیاز نیستیم.
.
.
.
✈️ هواپیمای سوخو را حاج احمد وارد نیروی هوایی سپاه کرد.
مراسم افتتاحیه اش را همه انتظار داشتیم در تهران باشد،سردار ولی گفت:می خوام مراسم افتتاحیه توی مشهد باشه.پایگاه هوایی مشهد کوچک بود و کفاف چنین برنامه ای را نمی داد.بعضی ها همین را به سردار گفتند.سردار ولی اصرار داشت مراسم توی مشهد باشد.با برج مراقبت هماهنگی های لازم شده بود.خلبان،بر فراز آسمان، هواپیما را چند دور،دور حرم حضرت علی بن موسی الرضاسلام الله علیه طواف داد.این را سردار ازش خواسته بود.خیلی ها تازه دلیل اصرار سردار را فهمیده بودند.خدا رحمتش کند؛همیشه می گفت : ما هیچ وقت از لطف و عنایت اهل بیت،خصوصا آقا امام رضا علیه السلام بی نیاز نیستیم.
#روایت_شیفتگی
✍🏽در ایام فتنه ۸۸ ...
یکبار که رفته بود بیرون آجر به صورتش زده بودند!
🌱بعد از مدتها با اینکه زمان نسبتا زیادی گذشته بود باز هم وقتی هادی میخندید جای زخم ایام اغتشاشات روی صورتش گود میشد.
🌱هادی در آن ایام برای دفاع از مواضع انقلابی نظام، با یکی از دوستانش به میان اغتشاشگران رفته بود و گفته بود باید برویم و جلوی اینها را بگیریم. اما یک آجر سنگین به صورتش زده بودند و سه ساعت بیهوش بوده است.
🌱ما نمیدانستیم این اتفاق برایش
افتاده است. تا یک مدت یک طرف صورتِ هادی کج شده بود به مرور و با گذشت زمان وضعیتش بهتر شد.
🌱وقتی هادی نجف بود من برگهای از بیمارستان در وسایل هادی پیدا کردم که در آن وضعیتِ هادی قید شده بود وقتی آن ورقه را خواندیم. تازه فهمیدیم دقیقاً چه بر سر هادی آمده بود او به قدری درون ریز و تودار بود که به هیچ
کداممان حرفی نزده بود.
📃هادی در وصیتنامهاش آورده است:
«#راهپیمایی_۹دی یادتان نرود. پیرو خطِ
ولایت فقیه باشید. اگر دنبال این مسیر
باشید به آن چیزی که میخواهید
میرسید همانطور که من رسیدم»
✨ به نقل از خواهر شهید
جانباز_فتنه_ ۸۸
محمد_هادی_ذوالفقاری #9دی
هدیه به روح مطهر شهید #صلوات
#شهدا #دفاع_مقدس #مدافعان_حرم #مدافعان_سلامت #مدافعان_امنیت #کلام_شهدا #خاطرات #عکس
#روایت_شیفتگی
🔻 گفتم حاجی راستی چقدر حقوق میگیری؟ حاجی مبلغی را گفت که من بسیار تعجب کردم. زیرا او یک سردار و فرمانده نظامی بزرگ در ایران بود.
گفتم حاجی این حقوق یک افسر جزء است نه یک فرمانده! یک سردار مثل شما در عراق سه برابر این حقوق میگیرد؛ با مزایای فراوان!
حاجی به من گفت: شیخنا! مهم نیست فرمانده چقدر از کشورش میگیرد. مهم این است که چه چیزی به کشورش میدهد و خدای متعال چند برابر آن را به او خواهد بخشید و این یک #سنت_الهی حتمی است. شیخنا! ما به صورت موقت در این دنیا هستیم و ما و شما به سوی پروردگار کریم خود رهسپاریم.
👤راوی: «سامی مسعودی» از فرماندهان حشد الشعبی
❤️ مثل_شهدا_زندگی_کنیم
❤️ #حاج_قاسم
❤️#جان_فدا
📙برگرفته از کتاب مالک زمان
هدیه به روح مطهر شهید #صلوات
#شهدا #دفاع_مقدس #مدافعان_حرم #مدافعان_امنیت #کلام_شهدا #خاطرات #عکس
#ماه_رمضان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
#روایت_شیفتگی
🔸در خانواده مذهبی مسیحی به دنیا آمد...
به وطن و ناموس وطن دست درازی شد، جانش را فدا کرد...
🔹بعد از ۳۸ سال بازگشته در حالی که پدر و مادر و برادرش بعد از سالها چشم انتظاری از دنیا رفته اند...
بعد از نماز جمعه تهران تشییع میشود
#جانی_بت_اوشانا #پسر_ایران #شهدا #خاطرات
┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄