eitaa logo
شهید محمد رضا تورجی زاده
269 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
158 فایل
🌟🌹ستارگان آسمان🌹🌟 ♡″یا زهرا″♡ ✿محمد رضا تورجي زاده✿ ✯🔹فرزند: حسن ✷🌺ولادت:۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳ °❥🌹شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶ محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱۰ 💫🌹مزار: گلستان شهدای اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
☺️🇮🇷☺️🇮🇷☺️ خـواستگارے خواهر فـرمانده😂🌹 اومده بود از فرمانده مرخصی بگیره فرمانده یه نگاهی بهش کرد و گفت: (میخوای بری ازدواج کنی ؟) گفت : (بله میخوام برم خواستگاری) فرمانده گفت: (خب بیا خواهر منو بگیر‼️) گفت : (جدی میگی آقا مهدی❗️) گفت:(به خانوادت بگو برن ببینن اگر پسندیدن بیا مرخصی بگیر برو‼️) اون بنده خدا هم خوشحال😍 دویده بود مخابرات تماس گرفته بود به خانوادش گفته بود: (فرمانده ی لشکرمون گفته بیا خواهر منو بگیر ، زود برید خواستگاریش خبرشو به من بدید😁❤️) بچه های مخابرات مرده بودن از خنده😂‼️ پرسیده بود : (چرا میخندید؟ خودش گفت بیا خواستگاری خواهر من‼️) بچہ‌ها گفتن: (بنده خدا آقا مهدی سه تا خواهر داره، دوتاشون ازدواج کردن ، یکیشونم یکی دوماهشه😂❤️) ♥️🕊 🇮🇷☺️🇮🇷☺️🇮🇷
یکبار بچه های مسجد را برای برنامه‌ی مشهد انتخاب کرد .آن موقع امکانات مثل حالا نبود. بچه ها هم خیلی شیطنت می کردند، خیلی برای این سفر اذیت شد، اما بعد از سفر شنیدم که می گفت: بسیار زیارت بابرکتی بود. گفتم: برای شما که فقط اذیت و ناراحتی و...بود اما احمداقا فقط از برکات این سفر و زیارت امام رضا(ع) می گفت. ما نمی دانستیم که احمداقا دراین سفر چه دیده! چرا این قدر از این سفر تعریف می کند. اما بعدها در دفترچه خاطراتی که از او به جا مانده بود ماجرای عجیبی را در این سفر خواندیم: 🌾🌺..... وقتی در حرم مطهر بودم( به خاطربدحجابی ها و...) خیلی ناراحت شدم. تصمیم گرفتم که وارد حرم نشوم.به خاطر ترس از نگاه کردن به نامحرم. که آقا به ما فهماندند که مشرف شوید به داخل حرم.🌺 🌱در جایی دیگر درباره‌ی همین سفر نوشته بود: ✨در روز سه‌شنبه۸/۱۳ در حرم مطهر بودم. از ساعت نه ‌و سی دقیقه الی یازده حال بسیار خوبی بود.الحمدلله✨ خاطره ای از عارف شهید احمدعلی نیری ❤️ برشی از کتاب "عارفانه"
ازاین به بعد خودت با صدای خوش تحریرت اذان بگو.. یکی از خصوصیت‌های بارز شهید صدرزاده تاکید بر نماز اول وقت بود، همیشه اذان نماز صبح مقر را سید ابراهیم می‏‌گفت.ما به دلیل اینکه بحث تبلیغ را انجام می‏‌دادیم و مستمر به نقاط مختلف سفر می‏‌کردیم نمی‏‌توانستیم روزه بگیریم اما او روزه می‏‌گرفت و برای سحری بیدار می‏ شد. یک روز نماز صبح را با صدای سید بیدار شدم، توی مقر قدم می‏زد و لابه لای هر  بند از اذانش فریاد می‏زد و می‌‏گفت:برادرها وقت نماز شده برپا،دلاورا بلند شوید وقت نماز است.ما هم از آن به بعد سر به سرش می‏‌گذاشتیم و با اینکه صدای خوبی هم نداشت (با خنده) می‏‌گفتیم بعد از این با صدای خوش خودت اذان بگو!
ما هیچ وقت از لطف و عنایت اهل بیت،خصوصا آقا امام رضا(ع) بی نیاز نیستیم. . . . ✈️ هواپیمای سوخو را حاج احمد وارد نیروی هوایی سپاه کرد. مراسم افتتاحیه اش را همه انتظار داشتیم در تهران باشد،سردار ولی گفت:می خوام مراسم افتتاحیه توی مشهد باشه.پایگاه هوایی مشهد کوچک بود و کفاف چنین برنامه ای را نمی داد.بعضی ها همین را به سردار گفتند.سردار ولی اصرار داشت مراسم توی مشهد باشد.با برج مراقبت هماهنگی های لازم شده بود.خلبان،بر فراز آسمان، هواپیما را چند دور،دور حرم حضرت علی بن موسی الرضاسلام الله علیه طواف داد.این را سردار ازش خواسته بود.خیلی ها تازه دلیل اصرار سردار را فهمیده بودند.خدا رحمتش کند؛همیشه می گفت : ما هیچ وقت از لطف و عنایت اهل بیت،خصوصا آقا امام رضا علیه السلام بی نیاز نیستیم.
✍🏽در ایام فتنه ۸۸ ... یکبار که رفته بود بیرون آجر به صورتش زده بودند! 🌱بعد از مدت‌ها با اینکه زمان نسبتا زیادی گذشته بود باز هم وقتی هادی می‌خندید جای زخم ایام اغتشاشات روی صورتش گود می‌شد. 🌱هادی در آن ایام برای دفاع از مواضع انقلابی نظام، با یکی از دوستانش به میان اغتشاش‌گران رفته بود و گفته بود باید برویم و جلوی این‌ها را بگیریم. اما یک آجر سنگین به صورتش زده بودند و سه ساعت بیهوش بوده است. 🌱ما نمی‌دانستیم این اتفاق برایش افتاده است. تا یک‌ مدت یک طرف صورتِ هادی کج شده بود به مرور و با گذشت زمان وضعیتش بهتر شد. 🌱وقتی هادی نجف بود من برگه‌ای از بیمارستان در وسایل‌ هادی پیدا کردم که در آن وضعیتِ هادی قید شده بود وقتی آن ورقه را خواندیم. تازه فهمیدیم دقیقاً چه بر سر هادی آمده بود او به‌ قدری درون ریز و تودار بود که به هیچ‌ کدام‌مان حرفی نزده بود. 📃هادی در وصیت‌نامه‌اش آورده است: « یادتان نرود. پیرو خطِ ولایت فقیه باشید. اگر دنبال این مسیر باشید به آن چیزی که می‌خواهید می‌رسید همانطور که من رسیدم» ✨ به نقل از خواهر شهید جانباز_فتنه_ ۸۸ محمد_هادی_ذوالفقاری هدیه به روح مطهر شهید
🔻 گفتم حاجی راستی چقدر حقوق می‌گیری؟ حاجی مبلغی را گفت که من بسیار تعجب کردم. زیرا او یک سردار و فرمانده‌ نظامی بزرگ در ایران بود. گفتم حاجی این حقوق یک افسر جزء است نه یک فرمانده! یک سردار مثل شما در عراق سه برابر این حقوق می‌گیرد؛ با مزایای فراوان! حاجی به من گفت: شیخنا! مهم نیست فرمانده چقدر از کشورش می‌گیرد. مهم این است که چه چیزی به کشورش می‌دهد و خدای متعال چند برابر آن را به او خواهد بخشید و این یک حتمی است. شیخنا! ما به صورت موقت در این دنیا هستیم و ما و شما به سوی پروردگار کریم خود رهسپاریم. 👤راوی: «سامی مسعودی» از فرماندهان حشد الشعبی ❤️ مثل_شهدا_زندگی_کنیم ❤️ ❤️ 📙برگرفته از کتاب مالک زمان هدیه به روح مطهر شهید ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔸در خانواده مذهبی مسیحی به دنیا آمد... به وطن و ناموس وطن دست درازی شد، جانش را فدا کرد... 🔹بعد از ۳۸ سال بازگشته در حالی که پدر و مادر و برادرش بعد از سال‌ها چشم انتظاری از دنیا رفته اند... بعد از نماز جمعه تهران تشییع می‌شود ┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄