eitaa logo
شهید محمد رضا تورجی زاده
269 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
158 فایل
🌟🌹ستارگان آسمان🌹🌟 ♡″یا زهرا″♡ ✿محمد رضا تورجي زاده✿ ✯🔹فرزند: حسن ✷🌺ولادت:۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳ °❥🌹شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶ محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱۰ 💫🌹مزار: گلستان شهدای اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
يا اَبا عَبْدِ اللهِ يا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد، اَيُّهَا الصّادِقُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، يا حُجَّةَ اللهِ عَلي خَلْقِهِ، يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَي اللهِ، وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ
1_378849519.mp3
8.45M
🔳 (ع) 🌴خورشید پشت ابر پنهون بود 🌴خورشید از ابرها دلش خون بود 🎤
1_378858568.mp3
13.4M
🔳 (ع) 🌴اشک غربت با قصد قربت 🌴جای عطر و گلاب نذر این تربت 🎤 👌فوق زیبا
4_5816510171286865580.mp3
9.72M
⬛️ روضه بسیار سوزناک 🖤حال بقيع امشب خيلى غم انگيزه 🎤 سید_مجید_بنی_فاطمه 🏴 شهادت_امام_جعفر_صادق علیه السلام
شماره ی ۱۶۴۰را شماره گیری کنید وبه حرم سیدالشهداء وصل شوید التماس دعا
dota-abaabdela-kermanshahi-zamineh.mp3
9.95M
دوتا ابا عبدالله یکی رٸیس مذهب ٫ یکی عزیز زینب داره یه اباعبدالله حرم و شور اربعین داره یه اباعبدالله یه مزار خاکی همین 😭😭😭😭😭😭😭 با نوای گرم حاج امیر کرمانشاهی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⚘﷽⚘ بسیجےخامنه اے بودن از سرباز خمینےبودن سخت تر است و صد البته شیرینے بیشترے هم دارد ما نه امام را دیدیم نه شهدا را با این حال هم پاے امام مانده ایم هم میخواهیم شهید شویم به این فکر میکنم این شانه ها تا به کے تحمل این بار مسئولیت را خواهند داشت؟ و این قلب تا به کے خون دل خواهد خورد؟ میدانی؟ غربت بسیجےهاے خامنه اے را تنها آغوش مهدے(عج) تسکین خواهد بود... 🌴💎🌹💎🌴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
﷽ اگردوباره جنگی شروع شد وما نبودیم از قول ما *رزمندگان دیروز* به *رزمندگان فردا* بگوئید : در حین مبارزه با دشمنِ متجاوز ، به *بعد از جنگ* هم بیاندیشید . مبادا *ارزش‌ها* را در خاکریزها جا بگذارید، اگر چنین کنید، ارزش ها، مثل امروز، *عوض* می شود و *عوضی‌ها* ارزشمند می شوند . می بینید که چگونه ما را *غریبه* می‌پندارند ❗ آن روزها : *قطار قطار* می رفتیم.. *واگن واگن* بر می گشتیم. *راست قامت*  می رفتیم.. *کمر خمیده* بر می گشتیم. *دسته دسته* می رفتیم . *تنها تنها* بر می گشتیم. بی‌هیچ استقبال و جشن و سروری. فقط *آغوش گرم مادری* چشم انتظارمان بود و دگر هیچ.. ❗ اَمّا مَردانه ، ایستادیم... باور کنیدکه : ماهم دل داشتیم ، فرزند و عیال و خانمان ‌داشتیم . اما با *دل* رفتیم... *بی‌دل* برگشتیم. با *یار* رفتیم... با *بار* بر گشتیم. با *پا* رفتیم... با *عصا* بر گشتیم. با *عزم* رفتیم... با *زخم* برگشتیم. با *شور* رفتیم... با *شعور* برگشتیم. ما اکنون *پریشان* هستیم . اَمّا *پشیمان* نیستیم. *ما* همان کهنه *رزمندگانِ * پیاده‌ایم که *سواری* نیاموخته‌ایم. *ما* همان هایی هستیم که به *وسوسه‌ی قدرت* نرفته بودیم. می‌دانید *تعداد ما* در هشت سال جنگ، چند نفر بود ❓❓❓ *۳/۵* درصد از کل جمعیتِ ایران ❗❗❗ اَمّا *مَردانگی* را *تنها* نگذاشتیم. ما *غارت* را آموزش ندیده بودیم. رفتیم و *غیرت* را تجربه کردیم. اکنون نیز *فریاد* می‌زنیم که : این *حرامیان یقه سفیدانِ قافله‌ی اختلاس* از ما نیستند... *این گرگانی که صد پیراهن یوسف را دریده‌اند* از ما نیستند . این *خرافات خوارج ‌‌‌پسند* وصله ی مَرام ما نیست. *ما* نه اسب امام زمان دیدیم، نه بی ذکرِ سالار شهیدان، جنگیدیم. اما *استخوان در ‌گلو* و *خار در چشم*، از *وضعیت امروزِ مَردُمِ خوبمان* شرمنده‌ایم, شرمنده ایم ، با صورتی سرخ. شرمنده ایم، با دستانی که در فکه و شلمچه و مجنون و هور و ارتفاعاتِ غرب جا مانده است ای همه ی آنانی که *احساسِ پاک* را می شناسید ❗ *ما*، اگر به جبهه نمی‌رفتیم، با دشمنی که به تلافیِ قادسیه، برای هلاکِ مَردُم و میهن مان ایران، آمده بود، چه می کردیم ❓ شما را به آن سالارِ شهیدان، ما را *بهتر قضاوت* کنید. حساب اندکی از ما که *آلوده* شدند و *شرافت* خود را فروختند، را به پای ما ننویسید. *بگذارم و بگذرم* سربازم و هرگز نکنم پُشت به میدان گر سَر برود من نروم از سَرِ پیمان ای خاک مُقَدّس که بود نام تو ایران فاسد بود آن خون که به پای تو نریزد ❗❓ *شهدا شرمنده ایم* پیام از رزمندگان دیروز عرصه های نبرد و امروز جا ماندگان از شهدا رزمندگان دیروز که هنوز هم در صحنه اید؛ پیام ارزشمندتان عرق شرم بر جبین هر آدم منصفی می‌نشاند،دستمان را بسوی خالق یکتا بلند میکنیم عاجزانه طلب میکنیم که : بارالها : مارا از کسانی قرار ده که گوشه چشمی به او انداختی واو در مقابل جلوه جلالت جان خویش نثار کرد .
🍃🌸 ✅سالها پیش سرباز خوزستانی پس از اموزشی موقع تقسیم دید افتاده مشهد دلگیر و غمگین شد از طرفی ارادتش به اقا و از طرفی اوضاع بد مالی خانوادش اولین شبی که مرخصی گرفت با همون لباس سربازی رفت حرم اقا تا درد دل کنه و دلتنگیش رو به اقا بگه ساعتها یه گوشه حرم اشک ریخت وقتی برگشت به کفشداری تا پوتینهاش رو بگیره دید واکس زده و تمیزن کفشدار با جذبه با اون هیبت و موهای جوگندمی وقتی پوتین هاش رو داد نگاهی به چشم سرباز که هنوز خیس و قرمز از گریه بود کرد و گفت چی شده سرکار که با لباس سربازی اومدی خدمت اقا سرباز گفت:من بچه خورستانم اونجا کمک خرج پدر پیرم و خانواده فقیرمم هیچکس رو ندارم که انتقالی بگیرم نمیدونم چکار کنم.......... کفشدار خندید و گفت اقا امام رضا خودش غریبه و غریب نواز نگران هیچی نباش دوسه روز بعد نامه انتقالی سرباز به لشکر ٩٢ زرهی اومد اونم تایم اداری سرباز شوکه بود جز اقا و اون کفشدار کسی خبر نداشت ازین موضوع هرجا و از هرکی پرسید کسی نمیدونست ماجرا رو سرباز رفت پابوس اقا و برگشت شهرش ولی نفهمید از کجا و کی کارش رو درست کرده چند سال بعد داشت مانور ارتش رو میدید یهو فرمانده نیرو زمینی رو موقع سخنرانی دید چهرش اشنا بود.اشک تو چشماش حلقه زد فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران قدرت اول منطقه امیر سرتیپ احمد پوردستان مرد با جذبه با موهای. جوگندمی همون کفشدار حرم اقا بود که اون زمان فرمانده لشکر ٧٧ خراسان بود فرمانده لشکری که کفش سربازش رو واکس زده بود انتقالی اون رو به شهرش داده بود. ┅✿🍃❀♥️🌷❀🕊✿┅ ‎‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌