🌹🌹توصیه میکنم این کتابهایی را که دربارهی #شهدا نوشته شده
دربارهی ایثارگران #دوران_دفاع_مقدّس نوشته شده و شخصیّتهای اینها را تشریح میکند، #بخوانید.
هم #کتابهای_شیرین_و_پرجاذبهای است
هم ذهن شما را با مسائل بسیاری آشنا میکند.
خدا
اگر
بخواهد
می شود، می توانی...
خدا اگر بخواهد راه ها باز می شود و دریا شکافته...
کدخدای همه دل ها خداست!
تا عاشق خالق نشوی معشوق خلق نمی شوی!!!
و کسی که عاشق خالق بشود
دیگر فقط او را می بیند و فقط از او طلب می کند.
راستی
چه خبر از ارتباطات ما؟؟؟
با خلق؟
با خالق؟
#شهدا عاشق شدند
فقط او را دیدند
وقتی با تمام وجودشان برای خدا بودند
خدا هم با تمام وجودش از آنان پذیرایی کرد.
هرکس برای دیده نشدن کار کند
خدا برای دیده شدنش کار می کند
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼پنج شنبه است و ياد شهدا و درگذشتگان😔
🌼 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّڪَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّڪَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّڪَ عَلَے ڪُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ 🌼
🌹فاتحه اے بفرستيم براے تموم آنهايے كه
در بين ما نيستند 😔
و جاشون بين ما خاليه، 😔
همیشه حریص بودند برای پوشاندن عبادات خودشان
ارتباط شهيد اميني با خدا در حدي بود كه شايد بگويم زيباترين منظره اي كه ديده ام نمازهاي پي در پي و طولاني ايشان بوده است
قرآن تمام وجود ايشان را فرا گرفته بود ايشان زندگي شان ذره ذره براساس آيات قرآن پي ريزي شده بود📖
گاهي در نمازهاشان بقدري حالت عجيبي پيدا مي كرد كه من مي ترسيدم مسئله اي برايشان اتفاق بيفتدشهید مهدی امینی مظلوم زیست و مظلوم شهید شد🌷
شهید دفاع مقدس #مهدی_امینی
ولادت:۱۳۳۲ارومیه
شهادت:۱۳۶۰/۳/۲۸گوگ تپه دارلک
بهروایت:همسرشهید
💠شــڪــســٺــن نــفـــس🍃
بعد از نماز ظهر بود. کل بچه های گردان دور هم جمع بودند.🍃
یکی از مسئولین لشكر آمد و گفت:
رفقا دستشویی اردوگاه خراب شده. چند نفر رو آوردیم برای تعمیر، گفتند:
باید چاه دستشویی تخلیه بشه! برای همین چندتا نیروی از جان گذشته میخواهیم👌✨
در جریان ماجرا بودم. زیر دستشویی های اردوگاه حالت مخزن داشت. هر وقت پر میشد با ماشین مخصوص تخلیه میکردند. اما این بار دیوارهای کنار دستشویی ریخته بود...
امکان تخلیه با ماشین نبود. برای مرمت دیوار باید چاه تخلیه میشد. از طرفی هیچ دستشویی دیگری برای استفاده بچه ها نبود.
بعد از صحبت ايشان هرکس چیزی میگفت. یکی میگفت: پیف پیف! چه کارهایی از ما میخوان. دیگری میگفت: ما آمدیم بجنگیم، نه اینکه... خلاصه بساط شوخی و خنده بچه ها راه افتاده بود.
رفتیم برای ناهار.
بعد هم مشغول استراحت شدیم. با خودم گفتم: کسی که برای این کار داوطلب بشه کار بزرگی کرده. نَفس خودش رو شکسته. چون خیلی ها حاضرند از جانشان بگذرند اما...
گفتم: تا بچه ها مشغول استراحت هستند بروم سمت دستشویی ها ببینم چه خبره!
وقتی به آنجا رسیدم خیلی تعجب کردم. عدهای از بچه های گردان ما مشغول کار شده بودند.
از هیچ چیزی هم باکی نداشتند. نجاست بود و کثیفی. اما کار برای خدا این حرفها را ندارد.
باتعجب به آنها نگاه کردم. آنها ده نفر بودند. اول آنها #محمد_تورجی بود. بعد رحمان هاشمی و...
تا غروب مشغول کار بودند. بعد هم همگی به حمام رفتند. دستشویی های اردوگاه همان روز راه افتاد. بعضی از بچه ها وقتی این ده نفر را دیدند شوخی میکردند. سر به سرشان میگذاشتند. اما آنها...آنها به دنبال رضایت خدا بودند. آنچه که برای آنها مهم بود انجام وظیفه بود. نمیدانم چرا ولی من اسامی آنها را نوشتم و نگه داشتم.
سه ماه بعد به آن اسامی نگاه کردم. درست بعد از عملیات کربلای ده.
نفر اول شهید. نفر دوم شهید نفر سوم... تا نفر آخر که محمدتورجی بود. به ترتیب یکی پس از دیگری...💔
گویی این کار آنها و این شکستن نفس مهر تأییدی بود برای شهادتشان✅🍃🌹
⭕️یقهتان را میگیرم اگر امام خامنهای را تنها بگذارید!
🔸قسمتی از وصیت نامه شهید مدافع حرم، محمد امین کریمیان:
"من از این دنیا با همه زیباییاش میروم و همه آرزوهایم را رها میکنم اما به ولایت و حقانیت علی ابن ابیطالب و خداوندی خدا یقهتان را میگیرم اگر امام خامنهای را تنها بگذارید.
اگر از سرهای ما کوه درست کنند هرگز نخواهیم گذاشت روزی نسلهای بعدی در کتاب تاریخشان بخوانند امام خامنهای مثل جدش حسین(ع) تنها ماند."
#شهید_محمدامین_کریمیان از یک دانشگاه در آلمان در رشته فلسفه بورسیه شده بود، اما همه را رها کرد و برای جهاد به سوریه رفت...