eitaa logo
شهید محمد رضا تورجی زاده
269 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
158 فایل
🌟🌹ستارگان آسمان🌹🌟 ♡″یا زهرا″♡ ✿محمد رضا تورجي زاده✿ ✯🔹فرزند: حسن ✷🌺ولادت:۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳ °❥🌹شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶ محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱۰ 💫🌹مزار: گلستان شهدای اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃 پیرمرد عراقی تعریف می‌کرد: در جریان انتفاضه شیعیان عراق در سال۱۹۹۱میلادی، عده‌ای از ماها را در کربلا دستگیر کردند و به بیابانی بردند و بر روی تپه‌ای از ریگ پیاده کردند. کامل حسین داماد صدام و مأمور حمله به حرم امام حسین(علیه‌السلام)در آنجا بود، همه را روی ریگ ها نشاندند کامل حسین جلو آمد و یک تفنگ از دست سربازی گرفت و در جلوی ما ایستاد و گفت:شماها طرفدار امام حسین (علیه السلام) هستید یا طرفدار صدام حسین؟؟؟ کسی جواب نداد! بار دوم گفت: هر کس طرفدار امام حسین(علیه السلام) است بلند شود و هر کس طرفدار صدام حسین است بنشیند. کسی بلند نشد! ناگاه یک جوان۱۶ساله بلند شد و گفت: من طرفدار امام حسین علیه‌السلام هستم. کامل حسین گفت: برو آنجا بایست. او رفت در مقابل همه ایستاد. بار دیگر کامل حسین گفت:هر کس طرفدار امام حسین(علیه السلام) است بلند شود کسی جرأت نکرد بلند شود، کامل حسین سلاح را به طرف آن جوان۱۶ساله گرفت و او را به شهادت رساند. بار دیگر رو کرد به ما و گفت: طرفدار امام حسین(علیه السلام) هستید یا طرفدار صدام حسین؟ جوانی دیگر بلند شد و گفت: من طرفدار امام حسین(علیه‌السلام)هستم، کامل حسین او را نیز به شهادت رساند و بعد از آن ،هر چه گفت: کدامیک از شماها طرفدار امام حسین(علیه السلام) هستید، کسی جواب نداد. لذا ما را به شهر آوردند و آزاد کردند، شب در خواب، امام حسین علیه‌السلام را دیدم که کنار ضریح مطهر ایستاده و جنازه آن جوان 16 ساله را آوردند. حضرت فرمودند: کنار شهدا دفنش کنید. او را دفن کردند و سپس جنازه شهید دومی را آوردند، حضرت فرمود: او را در ضریح دفن کنید. برای من این سؤال پیش آمد که چرا امام حسین علیه‌السلام میان این دو شهید تفاوت قائل شدند! لذا از آن حضرت علتش را پرسیدم حضرت فرمودند: جوان اولی نمی‌دانست سرنوشتش چه می‌شود ولی در عین حال بلند شد و طرفداریش را از ما اعلام کرد. لذا جزء شهدا دفن شد... ولی جوان دومی با اینکه دید آن یکی به شهادت رسیده ولی باز هم بلند شد و طرفداریش از ما را اعلام کرد. گفتم: در ضریح دفنش نمایند. ◾️ صَلَّی اللهُ عَلیک یا اَباعَبدالله ◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
آستیـن خالـی ات نشــــــان از مردانگـیست.... با ایــن دو دسـت ســالم، هنوز نتــــــوانسته ام یــک قنــوت این👆 چنینی بخــوانم ...😔 شادی روح علمدار خمینی، حاج حسین خرازی صلوات
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نام و نام خانوادگی: بهنام محمدی راد ولادت: بهمن 1345 شهادت: 28/7/1359 محل شهادت: خرمشهر مردم خرمشهر، دلاوری های بهنام 13 ساله در بحبوحه روزهای نخستین جنگ را هرگز فراموش نمی کنند؛ آن زمان که خرمشهر زیر آتش گلوله و خمپاره دشمن می سوخت و بهنام ها در این شهر خونین، درس ایثار می آموختند. شهید بهنام محمدی راد، بر اثر ترکش خمپاره به شهادت رسیده است. مادر این شهید روایت کرده است: بهنام در ایام جنگ می گفت مادر دلم می خواهد بروم پیش امام حسین (ع) و بدانم که بود. او به من کاغذی داد که داخل آن درباره غسل شهادت نوشته بود و گفت: مامان مرا غسل شهادت بده زیرا می خواهم شهید شوم، تو هم از خرمشهر برو، اینجا نمان می ترسم عراقی ها اسیرت کنند.
6.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️یه نوجون رهبر یعنی شهید بهنام محمدی که زیرکی و‌هوش و ولایت پذیریش تو هر لحظه زبانزده و با تشخیص بموقعِ ماموریتش ، نقشش رو پیدا میکنه و انجام میده✌️ ✨ ✨ 〰سالروز شهادت شهید بهنام محمدی ، نوجوان رهبر ۱۳ ساله گرامی باد.
يك اسلحه به غنيمت گرفته بود، با همان اسلحه، هفت عراقی را اسير ڪرده بود، احساس مالکيت می‌ڪرد، به او گفتند بايد اسلحه را تحويل دهی می‌گفت به شرطی اسلحه را می ‌دهم که دستِ کم يك نارنجك به من بدهيد، پايش را هم ڪرده بود در يك ڪفش كه يا اين يا آن، دست آخر يك نارنجك به او دادند، يكی گفت: دلم برای اون عراقی‌‌های مادر مرده می‌سوزه ڪه گير تو بيفتند، بهنام خنديد و رفت. راوی: همرزم شهید