eitaa logo
شهید علی تاج احمدی
118 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
644 ویدیو
21 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
جلسه خداقوت و بازرسی و توجیه برنامه های سال۱۴۰۳ کانون بسیج هنرمندان شهرستان آوج که در روز یکشنبه نهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ انجام شد.
جلسه خداقوت و بازرسی و توجیه برنامه های سال۱۴۰۳ کانون بسیج هنرمندان ناحیه امام سجاد علیه السلام شهرستان قزوین که در روز سه شنبه بازدهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ انجام شد.
جلسه خداقوت و بازرسی و توجیه برنامه های سال۱۴۰۳ کانون بسیج هنرمندان شهرستان بویین زهرا که در روز سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ انجام شد.
برای شهید غیرت شهید حمید رضا الداغی 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 خون تو بیمه کرده وجود بهار را ایجاد کرده دور گلستان حصار را تو حامی حریم حجابی که جراتت داده نشان حماسه ی غیرت مدار را شد زنده باز خاطره ی سربدارها وقتی شهید تازه شدی سبزوار را در بین نسلهای جوانمرد روزگار نقشی زدی به بازوی خود افتخار را آن روز در مقابل اشرار سد شدی دادی عبور از دل سنگ آبشار را فرقی نداشت دختر او دختر تو بود دیدی درون آینه ایل و تبار را حالا کجاست دست رشیدت که وا کند شب عقده های دختر چشم انتظار را دیگر کدام واژه بگو تسلیت دهد این مادر شکسته دل و داغدار را خون تو ریخت روی زمین تا در این مسیر نزدیکتر کنی فرج تکسوار را شاعرهنرمندبسیجی:اسماعیل سکاک
🌺🌺🌺به مناسبت روز کارگر که رسول مهربانی ها دستشان را بوسید ولی افسوس امروز بعضی از کارفرمایان ۰۰۰۰ ☘☘☘☘☘☘☘☘ بن بست ۰۰۰۰۰ غروب بود که مردی ز خود گریزان و ۰۰۰۰ و در مراجعه ی خانه از خیابان و ۰۰۰۰ چهار گوشه ی یک دستمال را زده است گره به دست خودش ، در حمایت از نان و ۰۰۰۰ سه چار کوچه که آمد رسید تا بن بست و شد مقابل در، سایه اش نمایان و ۰۰۰۰ دوگام رو به جلو ، یک قدم عقب ، اما نبوده است چنین ، بی جهت هراسان و ۰۰۰۰ صدای زنگ و بابا ،که باز می خندد به روی کودک و همسر و چند مهمان و ۰۰۰۰ نشست و حرف زد و خنده کرد و هیچ نگفت و در درون خودش ریخت ، بغض باران و ۰۰۰۰ ۰۰۰ و صبح باز به نام خدا و بیل به دوش نشسته‌است پریشان کنار میدان و ۰۰۰۰ اسماعیل سکاک
🌺🌺🌺به مناسبت روز معلم برای معلمان عزیز که آبشار کلمات را در جانمان جاری کردند: ☘☘☘☘☘☘☘☘ "ن " مثل نان حروف الفبا‌ به صف شدند در حسرت گرفتن یک نان تلف شدند میز و کلاس و تخته ، معلم و بچه ها تا درس نان رسید ، دچار شعف شدند یک مرد زیر نم نم باران رسید و بعد هر دانه ی حباب به پایش صدف شدند " دارا " رسید ،از ته صف یک اشاره کرد ناگاه چشم ها به سوی او هدف شدند یک عده اعتراض، که آقا بدون صف یک عده در قضاوت خود بی طرف شدند لای کتاب ماند عدالت و زنگ خورد اما حروف تشنه ی عدل نجف شدند فرزندهای آدم و حوا در این مسیر نوبت به نوبت آمده و ناخلف شدند آنقدر انتظار که حتی تمامشان در حسرت گرفتن یک نان تلف شدند شاعر هنرمند بسیجی:اسماعیل سکاک