eitaa logo
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
8.7هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
286 ویدیو
39 فایل
کانال حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ علیه السلام shahecheragh.ir سایت فارسی Lib.shahecheragh.ir کتابخانه Museum.shahecheragh.ir موزه en.shahecheragh.ir سایت انگلیسی aparat.cm/shahecheragh کانال آپارات کانال سروش sapp.ir/shahecheragh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۴ از ۷ این استاد حوزه و دانشگاه، در خصوص پنجمین نتیجه ای که بر اعتقاد به اصل توحید، مترتب است،
صفحه ۵ از ۷ دکتر کلانتری اظهار کرد: با دقت در آنچه گذشت، اکنون به این نتیجه دست می‌‌یابیم که جامعه توحیدی نمی‌‌تواند در رأس خود، یعنی آنجا که همه سیاست‌‌ها، تصمیم‌‌ها و قوانین و دستورالعمل‌‌های اجتماعی‌‌اش تدوین و نهایی می‌‌شود و به مرحله اجرا می‌‌رسد ساختاری غیر توحیدی، یعنی منهای خدا داشته باشد. نظام ولایت، که در عصر پیامبر اکرم(ص) با محوریت آن حضرت و در عصر حضور امامان معصوم(ع) با محوریت آن حضرات و در عصر غیبت با محوریت فقیه جامع شرایط در رأس جامعه اسلامی به ظهور می‌‌رسد، در حقیقت تضمین کننده جریان یافتن اصل توحید در متن جامعه اسلامی، و به عبارتی حلقه اتصال جامعه مؤمنان با خدای یگانه و شاهراه مطمئن جریان یافتن اصل توحید در زوایای درهم تنیده جامعه اسلامی است. بدون تردید، هیچ‌‌یک از الگوهای مطرح از نظام‌‌های سیاسی قدیم و جدید آنگاه که به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌‌گیرند، نه فقط نمی‌‌توانند ضامن جریان اصل توحید در زوایای جامعه اسلامی باشند که به نهادینه شدن مظاهری از شرک در جامعه نیز منتهی خواهند شد. تولیت حرم مطهر ادامه داد: بر پایه همین جهان‌‌بینی توحیدی است که امام خمینی(قدس سره) در پاسخ به سئوالی از ریشه‌‌ها و اصول اعتقادی اسلام در تأسیس و نوع نظام سیاسیِ مشروع، «اصل توحید» را ریشه و اساس همه باورها و از جمله نظام سیاسی مشروع و مورد نظر اسلام دانسته و اینگونه به تشریح آن پرداخته است: «اعتقادات من و همه مسلمين همان مسائلى است كه در قرآن كريم آمده است و يا پيامبر اسلام(ص) و پيشوايان بحق بعد از آن حضرت بيان فرموده‏اند كه‏ ريشه و اصل همه آن عقايد ـ كه مهمترين و با ارزش ترين اعتقادات ماست ـ «اصل توحيد» است. مطابق اين اصل، ما معتقديم كه خالق و آفريننده جهان و همه عوالم وجود و انسان، تنها ذات مقدس خداى تعالى است كه از همه حقايق مطلع است و قادر بر همه چيز است و مالك همه چيز. اين اصل به ما مى‏آموزد كه انسان تنها در برابر ذات اقدس حق بايد تسليم باشد و از هيچ انسانى نبايد اطاعت كند مگر اينكه اطاعت او اطاعت خدا باشد؛ و بنابراين، هيچ انسانى هم حق ندارد انسان‌‌هاى ديگر را به تسليم در برابر خود مجبور كند. و ما از اين اصل اعتقادى، اصل آزادى بشر را مى‏آموزيم كه هيچ فردى حق ندارد انسانى و يا جامعه و ملتى را از آزادى محروم كند، براى او قانون وضع كند، رفتار و روابط او را بنا به درك و شناخت خود كه بسيار ناقص است و يا بنا به خواسته‏ها و اميال خود تنظيم نمايد. و از این اصل ما نيز معتقديم كه قانونگذارى براى بشر تنها در اختيار خداى تعالى است، همچنان كه قوانين هستى و خلقت را نيز خداوند مقرر فرموده است. و سعادت و كمال انسان و جوامع تنها در گرو اطاعت از قوانين الهى است كه توسط انبيا به بشر ابلاغ شده است» . (امام خمینی(ره)، صحیفه امام، ج۵، صص۳۸۷ و ۳۸۸).
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۵ از ۷ دکتر کلانتری اظهار کرد: با دقت در آنچه گذشت، اکنون به این نتیجه دست می‌‌یابیم که جامعه ت
صفحه ۶ از ۷ تولیت حرم مطهر، گفت: بعضی وقت‌ها اطاعت از یک فرد برابر با اطاعت از خداوند است؛ «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه »؛ «هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است»؛(آیه ۸۰، سوره نساء) و یا «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ». پیامبر(ع) و امام علی(ع)، انسان‎هایی هستند که به اذن الله، اطاعت از آنان مانند اطاعت از خداوند است. در اسلام راستین، اصل حاکمیت، قانون و حکومت کردن به اذن الله است، و ولایت «الله» با ولایت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، امامان معصوم علیهم السلام، و در عصر غیبت با ولایت فقیه جامع الشرایط، جریان پیدا می‌کند. رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، در ادامه به تضاد بین جهان‌بینی‌های توحیدی و لیبرالیستی اشاره کرد و گفت: اکنون با اشراف بر خطوط کلی اصل توحید در جهان‌‌بینی اسلام می‌‌توانیم به نقاط برخورد جهان‌‌بینی لیبرالیسم با جهان‌‌بینی اسلام به روشنی واقف شویم. در جهان‌‌بینی لیبرالیسم اصل اول و اساسی «امانیسم» است، یعنی محور همه جهان، انسان است. در اینجا دیگر نمی‌‌توان از محوریت «الله» سخن گفت، دیگر نمی‌‌توان از خالقیت، مالکیت، ولایت، شریعتِ الله سخنی به میان آورد. در این جهان‌‌بینی دیگر از خدا و وحی و نبوّت اسمی و رسمی دیده نمی‌‌شود، بلکه همه چیز بر محوریت انسان شکل می‌‌گیرد و به همین دلیل است که همه اصول و اعتقادات دیگر لیبرالیسم بر پایه امانیسم شکل گرفته‌‌اند. در این جهان‌‌بینی، علم، اخلاق، اقتصاد، قانون، سبک زندگی، سیاست، حکومت، حقوق، فرهنگ و تمدن، همه و همه سکولار و منهای دین هستند. وی اظهار کرد: تنها کشوری که در عالم اعلام می‌کند دنبال حکومت توحیدی است، فقط جمهوری اسلامی‌ می‌باشد. سایر کشور‌های اسلامی بیان می‌کنند ما دنبال پیاده کردن اسلام در جامعه نیستیم بلکه به یک ساختار سیاسی سکولارم اعتقاد داریم. تولیت حرم مطهر، خاطرنشان کرد: اصل توحید در مقابل اصل اومانیسم قرار می‌گیرد و خیمه الله در مقابل خمیه شیطان است. ستون فقرات خیمه اسلام، توحید است اما در خیمه اومانیسم و شیطان، ستون فقرات، اصالت الانسان قرار گرفته است و همه اصول و فروعات آن از همین سرچشمه می‌گیرد.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۶ از ۷ تولیت حرم مطهر، گفت: بعضی وقت‌ها اطاعت از یک فرد برابر با اطاعت از خداوند است؛ «مَنْ يُط
صفحه ۷ از ۷ رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، با بیان اینکه باید همه تلاش کنیم تا جامعه به معنای واقعی کلمه توحیدی باشد، گفت: در یک جاهایی که به این هدف دست پیدا نکرده‌ایم، به دلیل این است که به حد کافی تلاش نشده و نرم‌افزارهای آن تولید نشده است. غربی‌ها حدود ۲۰۰ سال پیش از زمانی که رنسانس و بحث اصالت الانسان و اومانیسم شکل گرفت، خدا را از جامعه خود حذف کردند، در قرن هفدهم زمانی که «پیر سیمون لاپلاس» دانشمند فرانسوی ادعا کرد که دیگر نیازی به خدا وجود ندارد و در این زمینه کتابی نوشت، زمانی که کتاب او را به دست ناپلئون دادند، به او گفت که تو در کتابت از خدا چیزی بیان نکرده‌ای، او در جواب گفت که علم پیشرفت کرده است و دیگر نیازی به این فرضیه نداریم. خدا را قبول داشتند ولی بعدها تلاش کردند که جای آن اصالت الانسان را قرار بدهند و اینگونه مکتب اومانیسم را در مقابل مکتب ناب اسلام بوجود آوردند. تضاد اصلی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، در همین اصل اعتقادی می‌باشد و تمامی فشارها و تحریم‌ها با این هدف است که آن اصل الهی را کنار گذاشته و اومانیسم را جایگزین نماییم، زهی خیال باطل. تا زمانیکه ما بر سر ارزش‌ها و اصول اعتقادی خود هستیم، عناد و دشمنی آن‌ها نیز ادامه دارد. «وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»؛ «يهودان و ترسايان از تو خشنود نمى‌شوند، تا به آيينشان گردن نهى».( آیه ۱۲ سوره بقره) گزارش تصویری: shahecheragh.ir/galleryview.aspx?id=154297 خبر: shahecheragh.ir/info.aspx?type=n&id=232438 @SHAHECHERAGH
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۱ از ۱۰ در جلسه نود‌ و دوّم از سلسله مباحث «ولایت فقیه»، عنوان شد؛ 💠 تولیت حرم مطهر: جامعه ای‌ که دستورات قرآن را اجرا نکند، قطعاً روبه انحطاط خواهد رفت 🔹 حجت الاسلام و المسلمین دکتر کلانتری: عربستان سعودی با اینکه مرکز حرمین شریفین می‌باشد ولی حکومت آن نمی‌خواهد دستورات قرآن در جامعه اجرا بشود، در نتیجه تمام محرماتی که در قرآن مطرح است، در این کشور وجود دارد، البته احکامی همچون قطع انگشتان دست سارق که به سود دنیای خودشان هست را اجرا می‌کنند، اما نه با نگاه قرآنی، بلکه با نگاه سکولاری و سرمایه‌داری که دارند، اما به مجرد اینکه حاکم کفر، ترامپ در آمریکا بر روی کار می‌آید اعلام می‌کنند حاضر هستند هزار میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کنند. از این نوکر بالاتر در دنیا وجود دارد؟ در جهان اسلام این همه مسلمان نیازمند با مشکلات فراوان وجود دارد، ولی آن‌ها در جهان کفر که در رأس آن استکبار وجود دارد، سرمایه‌گذاری می‌کنند. آمریکایی که چنان خوی استکباری دارد که می‌خواهد چند برابر کمک های خود را به هم‌پیمانش اوکراین، با تصاحب معادن کم‌یاب و منابع طبیعی این کشور، وصول کند. امروز پنج‌شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳، حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابراهیم کلانتری، تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام، در جلسه نود‌ و دوم «جهاد تبیین» و شصت و هفتم از سلسله مباحث «ولایت فقیه»، که در سالن شهید آیت الله دستغیب برگزار گردید، به ادامه بررسی و تبیین اصل امامت؛ به عنوان یکی از مبانی و زیرساخت‌های اعتقادی جهان‌بینی اسلام و نظریه «ولایت فقیه» پرداخت. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل آستان مقدس، استاد دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران، در ابتدای این نشست، گفت: در اولین جلسه از سلسله مباحث ولایت فقیه، جمله‌ای از امام خمینی(رحمت الله علیه) را بیان کردم که فرمودند: «ولایت فقیه، از موضوع‌هایی است که تصور آن موجب تصدیق می شود و احتیاجی به دلیل و برهان ندارد» ولی اینقدر دشمنان اسلام، تلاش و شبهه افکنی کرده اند که امروز برای اثبات آن نیاز به برگزاری ده‌ها جلسه می‌باشد تا آن پرده ابهامی که بر این اصل مترقی کشیده شده است به‌تدریج کنار زده شود. وی ادامه داد: در جلسات پیشین بر روی اصول توحید، معاد، نبوت، ختم نبوت و امامت که جزو مبانی و زیرساخت‌های اعتقادی نظریه «ولایت فقیه» هستند بحث کردیم؛ اصولی که اگر فردی به آن اعتقاد داشته باشد به‌طور طبیعی در عصر غیبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم فی البداهه ولایت فقیه را می‌پذیرد و متوجه آن می‌شود که در این عصر، خداوند انسان‌ها را رها نکرده، بلکه یک چهارچوبی را برای هدایت جامعه اسلامی مشخص کرده است. زمانی که دستمان به دامان امام معصوم نمی‌رسد باید مشاهده کنیم که نزدیک‌ترین فرد به ایشان از نظر ویژگی‌ها چه کسی است و تا ظهور امام عصر(ارواحنا له الفداء) در پرتو هدایت‌های آن انسان که او را فقیه جامع الشرایط می‌نامیم قرار بگیریم و جامعه را به پیش ‌ببریم تا خود حضرت مهدی موعود(عج) ظهور کنند.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۱ از ۱۰ در جلسه نود‌ و دوّم از سلسله مباحث «ولایت فقیه»، عنوان شد؛ 💠 تولیت حرم مطهر: جامعه ای‌
صفحه ۲ از ۱۰ رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، گفت: در نشست قبل، به بررسی و تبیین اصل «امامت» پرداختیم، در این جلسه نیز همان بحث را از زاویه دیگری ادامه می‌دهیم و به نتایج این اصل در موضوع حاکمیت در اسلام می‌پردازیم؛ در نگاه قرآن کریم یکی از مسئولیت‌های اصلی همه پیامبران الهی در طول تاریخ نبوّت، تبیین و تشریح وحی آسمانی برای مخاطبان با توجه به لِسان آن قوم بوده است؛ حضرت موسی(ع) با زبان عبری، حضرت محمد(ع) با زبان عربی و ... «وَ ما اَرسَلنا مِن رَسُولٍ اِلّا بِلِسانِ قَومِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُم ...» ، هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر با زبان قومش تا [وحی را] برای آنان بیان نماید. وی با بیان اینکه پیامبران بعد از تبیین و تشریح وحی، در راستای اجرای وحی در جامعه گام برمی‌داشتند، گفت: اگر صرفاً فقط دریافت و ابلاغ وحی مطرح بود که دیگر این همه درگیری بین پیامبران با مشرکان، فرعونیان و قوم‌های ظالم پیش نمی‌آمد. این درگیری‌ها زمانی پیش آمد که پیامبران الهی خواستند وحی آسمانی را در متن جامعه اجرا کنند. این مفهوم جهاد ابتدایی در اسلام است، یعنی آن حاکم جابر که در راس جامعه بود تلاش می‌کرد تا مردم را به یک شکلی تحت سلطه خود قرار بدهد و از توحید و مواهب وحی و نبوت دور کند، پیامبران برای این مبعوث شدند که این را بشکنند و مسیر را برای مردمان عوض کنند؛ پیامبران قصد نداشتند مردم را به اجبار مسلمان کنند، بلکه قصدشان این بود که فقط سیطره کفر را از جامعه بردارند، وگرنه مردم اسلام را با طیب خاطر می‌پذیرفتند. دکتر کلانتری با بیان اینکه هر پیامبری با زبان قوم خودش مبعوث می‌شد تا بتواند وحی را برای آن‌ها تبیین و تشریح کند، گفت: دو نوع تبیین وجود دارد؛ تبیین تئوری و تبیین عملی. پیامبر در تبیین تئوری باید مسائل را برای جامعه توضیح دهد و تشریح کند و در تبیین عملی باید آن احکام و مسائل را قدم به قدم در جامعه به اجرا بگذارد که سخت‌ترین مرحله تبیین است. از «اَقِمِ الصَّلاةَ»؛ که پیامبر(ص) باید هم به صورت تئوری تک تک اجزاء نماز را بیان کند و هم آن‌را به صورت عملی انجام بدهد تا مسلمانان اقامه نماز را فرا بگیرند، تا آداب حج «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ» که سخت‌تر است یا جهاد که ده‌ها عمل و احکام دارد. اگر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را عملاً تبیین نمی‌کردند باعث هرج و مرج در جامعه می‌شد. هرجا که دیگران منهای پیامبر(ص) حرکت خودسرانه انجام می‌دادند، اشتباه و خلاف قرآن عمل کردند زیرا به همه احکام و جزئیات آن علم نداشتند. تولیت حرم مطهر حضرت شاهچراغ علیه السلام، در ادامه اظهار کرد: قرآن کریم یکی از مسئولیت‌های پیامبر گرامی اسلام(ص) را تبیین و تشریح وحی دانسته و به صورت آشکار از آن پرده برداشته است: «وَ اَنزَلنا اِلَیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیهِم وَ لَعَلَّهُم یَتَفَکَّروُنَ»؛ «و قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را برایشان نازل شده است بیان نمایی و باشد که بیاندیشند»؛ (آیه ۴۴، سوره نحل). ذکر یکی از نام‌های قرآن است؛ قرآن نه برای شخص پیامبر(ص) بلکه برای عموم مردم نازل شده بود و یکی از مسئولیت‌های پیامبر(ص)، تشریح آن بوده است. با تشریح وحی کار پیامبر(ص) تمام نمی‌شود، بلکه خود مردم هم باید دائماً در قرآن تفکر و تدبر کنند.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۲ از ۱۰ رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، گفت: در نشست قبل، به بررسی و تبیین اصل «امامت» پرداختیم،
صفحه ۳ از ۱۰ وی خاطرنشان کرد: قرآن کریم افزون بر اعلام مسئولیت‌های پیامبر(ص) در دریافت و ابلاغ وحی، بر نقش و مسئولیت آن حضرت در تعلیم وحی نیز تصریح نموده است، و تعلیم چیزی جز تبیین و تفسیر آیات نمی‌باشد: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأْمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ»؛ «و اوست آن کس که در میان بی سوادان، پیامبری از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت را به ایشان تعلیم دهد»؛ (آیه ۲، سوره جمعه). این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: دلیل اینکه چرا از کلمه «يَتْلُوا» استفاده شده این است که بر اساس آیات قرآنی، تلاوت پیامبر(ص) بر اساس تلاوت خداوند بوده و بر آن اساس، آیات را برای مردم می‌خواندند، یعنی ترتیل خود پیامبر(ص) هم از جانب ایشان نبوده است بلکه آن روشی را که خداوند به ایشان نازل می‌کرده، همانند آن‌را برای مردم انجام می‌دادند. فلسفه این کار چیست؟ مگر قرآن نور مبین نیست پس به چه دلیل به تبیین نیاز دارد؟ «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا»؛ «و نور روشنگری [مانند قرآن] به سوی شما نازل کردیم»؛ (آیه ۱۷۴، سوره نساء). درست است که قرآن کتاب نور است، اما همین نور زمانی که می‌خواهد وارد دل و زندگی دیگران بشود به یک سازوکاری نیاز دارد؛ همین مکانیزم تبیینی با حضور پیامبر(ص) و ساختاری که خداوند در کنار آن قرار داده است، که باید به سوالات و شبهات مردم پاسخ و به آنها آموزش بدهد و به‌تدریج غبار دل‌ها را کنار بزند تا زندگی بشر به نور قرآن روشن بشود. وی، به آیه ۸۲ سوره نساء اشاره کرد: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا»؛ «و اين قرآن را كه براى مؤمنان شفا و رحمت است، نازل مى‌كنيم، ولى كافران را جز زيان نيفزايد»؛ طبق این آیه، قرآن که نور است، زمانی‌که به دست انسانِ آماده می‌رسد شفا می‌شود، اما زمانی‌که به دست فردی می‌رسد که پرده‌ها را کشیده و دور خود را حصار بسته و ذهن او پر از خرافات و دروغ است، همین قرآن باعث انحراف می‌شود. مانند بارانی که یک جا به شکوفه و جایی دیگر به سیل تبدیل می‌گردد. افرادی که سر سفره قرآنِ منهای تبیین حضرت رسول(ص) و کسانی‌که موظف به تبیین بودند، نشستند و بر اساس فهم خود به تبیین آن پرداختند، کلاً به انحراف کشیده شده اند. زمانی که آن مکانیزم را کنار زدیم چیزی جز زیان و نابودی نصیب انسان نمی‌شود «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا». این ظلم است که انسان مکانیزم الهی را کنار بزند و قرآن را از حالت شفابخشی، خارج و آن را برای یک سری از افراد به یک سمّ مهلک تبدیل کند. فلسفه این‌که قرآن تاکید می‌کند تبیین و آموزش توسط پیامبر(ص) صورت بگیرد و پیامبر(ص) جلودار باشد، این است که همین آیات وحی و حکمت‌های قرآن، معارف سهمگینی هستند که اگر در مسیر خود قرار نگیرد به هدف و مقصود نهایی نمی‌رسیم. «إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»؛ «ما به تو سخنى دشوار را القاء خواهيم كرد»؛ (آیه ۵، سوره مزمل). وحی نور است ولی سنگین هم می‌باشد، در حالی که روشن است اما پیچیده هم می‌باشد؛ شفا هست اما در چهارچوب و مسیر خاص خودش، که اگر از این مسیر خارج بشود به سمّ مهلک تبدیل می‌گردد.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۳ از ۱۰ وی خاطرنشان کرد: قرآن کریم افزون بر اعلام مسئولیت‌های پیامبر(ص) در دریافت و ابلاغ وحی،
صفحه ۴ از ۱۰ تولیت آستان مقدس، در ادامه به نکات مهمی که از این دست آیات حاصل می‌شود اشاره کرد و گفت: اولاً؛ وحی آسمانی در همه ادوار تاریخی خود، با زبان و لغت شناخته شده و قابل فهم پیامبران و مخاطبان وحی نازل شده است؛ ثانیاً؛ در کنار وحی همواره حضور یک عنصر انسانی ضرورت داشته، که از جمله مسئولیت‌‌های اصلی‌‌اش تعلیم و تبیین صحیح وحی، و همچنین اجرای دستورالعمل‌‌های اجتماعی وحی را در متن جامعه انسانی بر عهده داشته است؛ ثالثاً؛ این عنصر انسانی از ناحیه خداوند تعیین شده است. فلسفه وجودی حضور چنین انسانی در کنار وحی، آن است که وحی آسمانی حاوی معارف ژرف، احکام، دستورالعمل‌‌ها و سنّت‌‌ها و آموزه‌های نابی است که هرگز نمی‌تواند از همراهی چنین عنصر آگاه، کامل و معصوم از خطایی بی‌نیاز باشد. همین همراهی هدفمند و سازنده، بخشی از فلسفه بعثت رسولان حق در تاریخ است که آیات مذکور با صراحت آن را اعلام کرده‌‌اند. وی اظهار کرد: ممکن است این سوال پیش آید که چرا خداوند وحی را بر همه انسان‌ها نازل نکرده و با واسطه پیامبر(ص) آن را به مردم رسانده است؟ و اینکه اگر وحی، مستقیماً به خود انسان نازل می‌شد، آیا آن‌را محکم‌تر قبول نمی‌کرد تا اینکه با واسطه باشد؟ در پاسخ باید گفت زمانی که وحی بر پیامبر(ص) نازل می‌شود علاوه بر دریافت و ابلاغ وحی، باید آن را نیز بر پایه اتصال به اقیانوس بیکران علم، تبیین و تشریح هم بکند؛ دریافت کردن وحی نیاز به یک ظرفیت خاص دارد که همه افراد داری این ظرفیت نیستند و پیامبران با تلاش خودشان به جایی رسیده بودند که می‌توانستند ظرف و مخاطب نزول وحی بشوند، که این موضوع به روشنی در آیات ابتدایی سوره نجم اشاره شده است؛ «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى* فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى * فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى»؛ «سپس نزديک آمد و نزديک‌تر شد * تا به قدر دو كمان، يا نزديک‌تر * و خدا به بنده خود هر چه بايد وحى كند، وحى كرد» (آیات ۸ تا ۱۰، سوره نجم). دکتر کلانتری ادامه داد: هر انسانی که به آن جایگاه برسد، وحی بر او نیز نازل می‌شود، این ظرف باید آمادگی دریافت وحی را داشته باشد، ضمن اینکه باید قدرت تبیینی در کنار آن وجود داشته باشد، لذا حضرت موسی(ع) فرمود خدایا برادرم را هم با من بفرست زیرا که او دارای قدرت تبیینی قوی‌تری می‌باشد: «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي»؛ «و برادرم هارون از من زبان‌آورتر است، پس او را با من به دستيارى گسيل دار تا مرا تصديق كند»؛ (آیه ۳۴، سوره قصص). «اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا، لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى»؛ «به سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده است * با او به نرمى سخن گوييد، شايد پند گيرد، يا بترسد»؛ (آیات۴۳ و ۴۴، سوره طه). هر پیامبری که وحی را دریافت و ابلاغ کرده است، خود ایشان هم مأمور به تبیین آن است.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۴ از ۱۰ تولیت آستان مقدس، در ادامه به نکات مهمی که از این دست آیات حاصل می‌شود اشاره کرد و گفت:
صفحه ۵ از ۱۰ استاد دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران، پیام اصلی ختم نبوت را پایان‌یافتن نزول وحی دانست و گفت: این موضوع یعنی آنچه برای بشریت تا پایان عمر دنیا از وحی الهی لازم بوده است در قالب آخرین کتاب آسمانیِ قرآن به آدمیان عرضه شده و با اراده الهی از هرگونه تحریفی محفوظ خواهد ماند. اکنون با وجود قرآن، آنچه باقی می‌‌ماند حضور مفسّران و مجریان آگاه و آشنا به اسرار و ژرفای وحی در کنار قرآن برای همه زمان‌‌ها تا پایان عمر دنیا خواهد بود. وی بیان کرد: درست است که مبیِّن وحی در ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری از دنیا رفته است، اما قرآن، آن وحی ناب الهی وجود دارد و خداوند هم فرموده است که آن را حفظ می‌کند. وحی، قول ثقیل است، همان‌طور که در ابتدای مسیر به مبیِّن نیاز داشت، حالا نیز که زندگی پیچیده‌تر شده و شبهات بیشتر و جدیدتری بوجود آمده نیاز به مبیِّن و مفسر دارد. اعتقاد به اعتبار جاودانه قرآن تا پایان عمر دنیا بدون توجه به حضور مستمر عناصر انسانی آگاه و معصوم از خطا در کنار آن، پیامدی جز برکنار ماندن قرآن از متن زندگی فردی و جمعی آدمیان نخواهد داشت؛ زیرا قرآن منهای حضور چنین عناصری، در عین تقدس و عظمت و برخورداری از معارف بلند، اصلی‌‌ترین ویژگی خود یعنی هدایت‌‌گری و معرفت بخشی را از دست می‌‌دهد و از دسترس آدمیان به دور می‌‌ماند. این استاد حوزه و دانشگاه، خاطرنشان کرد: قرآن کریم منهای پیوند با عناصر انسانی آگاه و معصوم، مجموعه خاموشی است که در سخن زیبا و گویای امام علی(ع) از آن به «کتاب صامت خدا» تعبیر شده است: «هذا کتابُ اللهِ الصامت و انا المُعبِرُ عَنهُ فَخُذوا بِکتابِ اللهِ الناطق»؛ «قرآن کتاب خاموش خداست، من آنرا تبیین می‌‌کنم پس به کتاب ناطق خدا تمسک جویید» ( محمد محمدی ری شهری، موسوعه الامام علی(ع)، ج۸، ص۲۰۷). تولیت آستان مقدس، اظهار کرد: امام علی(ع) در جای دیگر همین حقیقت را با بیانی دیگر اینگونه بازگو کرده‌‌اند: «هذا القرآنُ اِنَّما هو خَطٌّ مسطورٌ بین الدَّفّتَینِ، لایَنطِقُ بِلِسانٍ و لابُدّ له مِن تَرجُمان»؛ «این قرآن، خطی نوشته شده میان دو جلد است، زبان ندارد تا سخن بگوید و نیازمند کسی است که آن را به سخن در آورد»(نهج البلاغه، خطبه ۱۲۵).
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۵ از ۱۰ استاد دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران، پیام اصلی ختم نبوت را پایان‌یافتن نز
صفحه ۶ از ۱۰ تولیت آستان مقدس، در ادامه به «حدیث ثقلین» اشاره کرد و گفت: روایاتی که از پیامبر اکرم(ص) رسیده و در منابع روایی شیعه و سنی ثبت شده است، آنگاه که به درستی تحلیل شوند، همگی مؤیِّد مقام بلند و مسئولیت‌‌های خطیری است که امامان معصوم(ع) در کنار قرآن برعهده دارند. از جمله همین روایات، «حدیث ثقلین» است که بر اساس آن پیامبر اکرم(ص) عترت پاک خود را عِدل قرآن کریم قرار داده و حضور آنان را در کنار قرآن و تمسّک امّت به آن دو را ضامن هدایت مؤمنان تا پایان عمر دنیا اعلام کرده است: «قال رسول الله (ص): اِنّی قد ترکت فیکم الثَقَلَین، ما اِن تَمَسَّکتُم بِهِما لَن تضّلوا بَعدی، و احدهما اکبر مِن الآخر: کتاب الله حبلٌ ممدودٌ من السَّماء اِلَی الأرض و عترتی اَهلُ بیتی، اَلا و اِنَّهما لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوض»؛ «من در میان شما دو شئ گران‌بها را ترک کردم که اگر بدان‌ها تمسک جویید هرگز پس از من به بیراهه نخواهید رفت، یکی از آن‌‌دو از دیگری بزرگتر است: کتاب خدا (قرآن) که ریسمان کشیده شده‌‌ای است از آسمان به زمین، و عترت من، اهل‌بیتم. آگاه باشید که آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا آنکه کنار حوض(کوثر) بر من وارد شوند»(مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳،ص۱۰۶). وی اضافه کرد: «حدیث ثقلین» را جمع بزرگی از صحابه پیامبر گرامی(ص) از آن حضرت شنیده و آن‌را نقل کرده‌‌اند؛ امام علی(ع)، عبدالله بن عباس، ابوذر غفاری، جابربن عبدالله انصاری، عبدالله‌‌بن عمر، حذیفه بن اُسید، زیدبن ارقم، عبدالرحمن بن عوف، ضُمَیره اسلمی، ابوهریره، عامربن لیلی، ابورافع، عبدلله بن خنطب، زیدبن ثابت، ام سَلَمه، اُمّ هانی(خواهر امام علی علیه‌السلام)، خُزَیمه بن ثابت، سَهل بن سَعد، عدیّ بن حاتم، عُقبة بن عامر، ابو ایّوب انصاری، ابوسعید خُدری، ابوشُرَیح خزاعی، ابو قُدامه انصاری، ابولیلی و ابوهیثم بن تیهان که همگی از صحابه برجسته پیامبر(ص) به‌‌شمار می‌‌آیند، حدیث ثقلین را نقل نموده‌‌اند.(محمد جواد بلاغی، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۱۰۱-۱۰۰). دکتر کلانتری ادامه داد: «بیشتر کتاب‌‌های مُسند، جوامع و کُتب فضائلی که اهل سنّت نگاشته‌‌اند از آغاز که روایت را از حافظان احادیث به کتاب‌‌های روایت منتقل کرده‌‌اند، تاکنون حدیث ثقلین را از یک صحابی پیامبر(ص) یا بیشتر نقل کرده‌‌اند، و چه بسا که برخی از این آثار، حدیث مذکور را از بیشتر از بیست صحابی نقل نموده‌‌اند، حال یا به صورت مجمل، آن‌گونه که ابن حجر در کتاب «الصواعق المحرقه» آورده و یا به صورت مسند و مفصّل، آن‌گونه که سخاوی، سیوطی، سمهُودی و دیگران آورده‌‌اند».(همان، ص ۱۰۱) وی تصریح کرد: توجه در متن حدیث و اسناد آن نشان می‌‌دهد که پیامبر(ص) این سخن گران‌بها را در مواضع و مناسبت‌‌های مختلف، به امّت عرضه و آنان را از اهمیت پیوند همیشگی عترت با قرآن آگاه کرده است. ابن حجر هیتمی از عالمان برجسته اهل سنّت در این خصوص می‌‌گوید: «برای حدیث مذکور طرق بسیاری است. بیست و چند نفر از صحابه آن را روایت کرده‌‌اند، برخی از آنان این حدیث را در سفر حجة‌‌الوداع و در روز عرفه از وی شنیده و نقل کرده‌‌اند و برخی آن را در زمان بیماری پیامبر(ص) و در حضور جمع زیادی از صحابه شنیده و نقل کرده‌‌اند. گروهی دیگر آن را در ماجرای بزرگ و فراموش ناشدنی غدیرخم از پیامبر شنیده‌‌اند و بالاخره گروهی دیگر گفته‌‌اند که پیامبر (ص) پس از بازگشت از طائف، خطبه‌‌ای ایراد کرد و در آن حدیث ثقلین را بیان فرمود»( هیتمی، الصواعق المحرقه،ص۱۵۰). این روایت را هم عالمان شیعه و هم اهل سنت بیان کرده‌اند و جزو روایت متواتر یعنی قطعی الصدور می‌باشد.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۶ از ۱۰ تولیت آستان مقدس، در ادامه به «حدیث ثقلین» اشاره کرد و گفت: روایاتی که از پیامبر اکرم(ص
صفحه ۷ از ۱۰ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام، در ادامه به مسئولیت‌های مهم امام اشاره کرد و گفت: بر این اساس، امام همان شخصیت برگزیده و انسان ترازِ اول جامعه اسلامی است که همزمان عهده‌‌دار سه مسئولیت خطیر خواهد بود: نخست؛ تبیین معصومانه وحی قرآنی، به تناسب نیازهای معرفتی و معیشتی عصرها و نسل‌‌های نوظهور تا پایان عمر دنیا. دوم؛ اجرای معصومانه آیات قرآن و احکام اجتماعی اسلام در متن جامعه اسلامی با توجه به مقتضیات و تحولات نوظهور و مستمر در زندگی بشر. و سوّم؛ ایفای نقش انسان کامل، مجرای فیض ربّانی و اسوه نمونه انسانی در میان آدمیان بعد از رسول خدا(ص). وی ادامه داد: همیشه یک اسوه حسنه به نام امام در اختیار بشریت وجود دارد که از پنج مسئولیتی که پیامبر(ص) برعهده داشتند، سه مسئولیت تبیین و اجرای معصومانه وحی قرآنی و ایفای نقش انسان کامل را در جامعه به عهده دارد و دیگر اینکه رابطه بین خلق و خالق هم باید همیشه وجود داشته باشد، پس به فردی جهت اجرای این امور نیاز داریم. امام صادق عليه السّلام، می‌فرماید: «لولا الحجه لساخت الأرض بأهلها»؛ «اگر حجت در روى زمین نباشد، زمین، مردم را به کام خود فرو مى کشد» بر اساس این روایت، همیشه باید حجت خدا بر روی زمین وجود داشته باشد. آن امام همام، در جایی دیگر می‌فرمایند: «لَوْ كَانَ النَّاسُ رَجُلَيْنِ، لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَإِنَّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ الْإِمَامُ؛ لِئَلَّا يَحْتَجَّ أَحَدٌ عَلَى اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- أَنَّهُ تَرَكَهُ بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَيْهِ»؛ «اگر مردم زمين تنها دو كس باشند يكى از آن دو امام است؛ آخرين كسى كه‌ بميرد امام است». با توجه به این روایت هیچ انسانی در طول تاریخ نمی ‌تواند ادعا کند که من حجت نداشته‌ام؛ تا زمان فرارسیدن قیامت، آخرین کسی که وجود دارد خود ایشان حجت و امام می‌باشد. استاد دانشکده معارف و اندیشه اسلامی دانشگاه تهران، اظهار کرد: دقت در سه مسئولیت‌‌ خطیر امام، که بخش عمده‌‌ای از مسئولیت‌‌های پیامبر اکرم(ص) به‌‌شمار می‌‌آیند این نتیجه طبیعی را در پی خواهد داشت که همانگونه که تشریع اصل امامت همچون اصل نبوّت، از ناحیه خداوند صورت گرفته است، برگزیدن افرادی که می‌‌توانند عهده‌‌دار این مقام و مسئولیت‌‌های خطیر شوند نیز فقط از سوی خداوند امکان‌‌پذیر خواهد بود. وی، در ادامه به نتایج اصل «امامت» در موضوع حاکمیت در اسلام اشاره کرد و گفت: نخست اینکه؛ اصل امامت ضامن حضور و استمرار سرزنده آموزه‌‌های قرآن کریم و دین خاتم در عرصه زندگی فردی و جمعی مؤمنان پس از رحلت رسول اکرم(ص) خواهد بود. در حقیقت امامان معصوم(ع) پس از رحلت آن حضرت، همه مسئولیت‌‌های وی را، منهای دریافت و ابلاغ وحی بر عهده می‌‌گیرند و مؤمنان و جامعه را از فیض وحی آسمانی و آموزه‌‌های دین، بهره‌مند می‌‌سازند.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۷ از ۱۰ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام، در ادامه به مسئولیت‌های مهم امام اشاره کرد
صفحه ۸ از ۱۰ رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، تصریح کرد: قرار است که دین خاتم در متن جامعه قرار بگیرد، آن قدرت اصلی که آن را به حرکت در می‌آورد امام است؛ قرآن دارای دستورالعمل‌های حقوقی، فردی، اجتماعی و ... است و زمانی که در متن جامعه قرار می‌گیرد این خود بالاترین نوع سیاست است؛ اگر قرار است قرآن در جامعه اجرا بشود این جامعه قطعاً با یک جامعه سکولار متفاوت است. اگر امام وجود داشته باشد و دستش باز باشد، قرآن در متن جامعه و زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها قرار می‌گیرد. اگر می‌خواهیم حکم قرآن در جامعه پیاده بشود باید دستورالعمل‌های مختلف آن را اجرایی کنیم، طبق متن قرآن، کفار که یکی از مصادیق آن در عصر ما دولت آمریکا است، نمی‌توانند بر جامعه اسلامی سیطره پیدا کنند؛ «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»؛ «و خداوند هرگز بر [زيان‌] مؤمنان، براى كافران راه [تسلّطى‌] قرار نداده است»؛ (آیه ۱۴۱، سوره نساء). همچنین با وجود امام، همه دستورات اجتماعی اسلام در متن جامعه اجرا می‌شود، از جمله؛ امر به معروف و نهی از منکر، «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا»؛ «دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر كارى كه كرده‌اند ببريد» (آیه۳۸، سوره مائده)؛ الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ»؛ «باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید» (آیه ۲، سوره نور). وی خاطرنشان کرد: ضامن اجرای دستورات قرآن، امام است، اگر امام حضور نداشته باشد اتفاقات دیگری رخ می‌دهد و انسان‌ها به انحراف کشیده می‌شوند؛ جامعه ای‌ که دستورات قرآن را اجرا نکند، قطعاً روبه انحطاط خواهد رفت. به طور مثال عربستان سعودی با اینکه مرکز حرمین شریفین می‌باشد ولی حکومت آن نمی‌خواهد دستورات قرآن در جامعه اجرا بشود، در نتیجه تمام محرماتی که در قرآن مطرح است، در این کشور وجود دارد، البته احکامی همچون قطع انگشتان دست سارق که به سود دنیای خودشان باشد را اجرا می‌کنند، اما نه با نگاه قرآنی، بلکه با نگاه سکولاری و سرمایه‌داری که دارند. اما به مجرد اینکه حاکم کفر، ترامپ در آمریکا بر روی کار می‌آید اعلام می‌کنند حاضر هستند هزار میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کنند، از این نوکر بالاتر در دنیا وجود دارد؟ در جهان اسلام این همه مسلمان نیازمند، با مشکلات فراوان وجود دارد ولی آن‌ها در جهان کفر که در رأس آن استکبار وجود دارد سرمایه‌گذاری می‌کنند. آمریکایی که چند برابر کمک های خود را به هم‌پیمانش اوکراین، قصد دارد با تصاحب معادن کم‌یاب و منابع طبیعی این کشور، وصول کند. دکتر کلانتری، در ادامه به دوّمین نتیجه اصل امامت در موضوع حاکمیت در اسلام اشاره کرد و گفت: بر اساس همین اصل، گنجینه گرانسنگی از رهنمودها و هدایت‌‌های امامان معصوم(ع) در همه زمینه‌‌ها و از جمله در خصوص اداره جامعه اسلامی در عصر غیبت، حجّیت یافته و همچون رهنمودهای پیامبر گرامی اسلام(ص) برای عصر پس از خود، مرجع و معتبر شمرده می‌‌شود.