eitaa logo
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
8.7هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
276 ویدیو
38 فایل
کانال حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ علیه السلام shahecheragh.ir سایت فارسی Lib.shahecheragh.ir کتابخانه Museum.shahecheragh.ir موزه en.shahecheragh.ir سایت انگلیسی aparat.cm/shahecheragh کانال آپارات کانال سروش sapp.ir/shahecheragh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۱ از ۴ در نشست نقد کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟»، عنوان شد: 💠 استاد دانشگاه تهران
صفحه ۲ از ۴ تولیت آستان مقدس، خاطرنشان کرد: اگر کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟» توسط نخبگان مطالعه شود متوجه بعضی از اشتراکات خواهند شد؛ به عنوان مثال، غرب از ۲۰۰ سال قبل در این فضا قرار گرفت و گفت خدا در اذهان جامعه و در رفتار مردم، گم شده است. حال ما باید با مطالعه این کتاب متوجه شویم که چه فرایندی طی شده که غرب به این نقطه رسیده است، تا ما از آن تجربه کسب کرده و در آن مسیر قرار نگیریم. این که می‌گوئیم غرب گرفتار شد، در واقع حرف ما نیست بلکه خود متفکران غربی به این امر، اذعان دارند و در این زمینه کتاب‌های زیادی نوشته و به نقد این معضل در غرب پرداخته‌اند و از این فروپاشی‌های متعددی که در زمینه‌های مختلف از جمله در عرصه های دین، فرهنگ و خانواده صورت گرفته، به شدت ناراحت هستند. رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، اظهار کرد: بعضی از متفکران سکولار غربی، رسماً اعلام کرده بودند که ما بهشت موعود پیامبران را بر روی کره خاکی درست می‌کنیم، ولی در حقیقت جهان به یک جهنم تبدیل شد، آماری که در این کتاب از فروپاشی خانواده ارئه می‌شود جداً خطرناک است، در بعضی از کشورهای آمریکایی لاتین بیش از ۷۰ درصد از خانواده‌ها فروپاشیده هستند. وی ادامه داد: سوال اصلی کتاب «غرب چگونه خدا را واقعاً از دست داد؟» این است که چرا حوالی ۶ قرن پیش، اکثر اروپایی‌ها باور به خدای مسیحی و کردار کلیسایی را مفروض می‌دانستند، در حالی‌که امروزه حتی اشاره به وجود همان خدا در بسیاری از محافل فرهیخته، برخی را پریشان کرده و احساس نارضایتی می‌کنند و در جاهای دیگر هم خداباوری به شدت مورد تمسخر قرار می‌گیرد. در واقع باورهای مسیحی، یهودی و ... در غرب ریشه داشته و دارای متفکران بزرگی بودند، زمانی که ما کتاب‌های آن را مطالعه می‌کنیم مانند این است که در محضر علمای بزگ خود همچون علامه طباطبایی و ... حضور داریم. دکتر کلانتری، در پاسخ به سوال مطروحه، به بخشی از مطالب کتاب حاضر اشاره کرد و گفت: خلاصه استدلال کتاب آن است که بنا به سوابق غرب، افول خانواده صرفاً پیامد افول دین نیست، یعنی خلاف آنچه تفکر مرسوم در مورد این رابطه بیان می‌شود، وجود دارد و من استدلال خواهم کرد که درستش این است که افول خانواده به نوبه خود، مقوِّم افول دینی است. سخنان ابرشتات در واقع یک فرضیه جدید می‌باشد که در این کتاب بیان شده است؛ این کتاب مانند یک رساله دکتری می‌باشد که یک فرضیه را بیان کرده و در فصل‌های بعد به اثبات آن می‌پردازد. استاد دانشگاه تهران، اظهار کرد: طبق نظریه مذکور، اینگونه بود که خانواده در غرب از هم فرو پاشید، لذا کسی نبود که دعوت به حضور در کلیسا کند، با فروپاشی خانواده، دیگر پدر و مادری نبود که فرزندان را به کلسیا و مراسمات عبادی دعوت کند و این سخن اصلی کتاب است. بر اساس نوشته‌های خانم مری ابرشتات، متفکران غربی اتفاق نظر دارند که خدا در غرب مرده است و همه آنها حرف «نیچه» را که می‌گفت خدا مرد را تکرار می‌کنند. تقریباً در غرب در این مورد اجماع وجود دارد، یعنی سکولاریسم به صورت قطعی در غرب اتفاق افتاده است. سکولاریزم در اینجا به معنای بی‌دینی یعنی مرگ خدا می‌باشد.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۲ از ۴ تولیت آستان مقدس، خاطرنشان کرد: اگر کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟» توسط نخبگ
صفحه ۳ از ۴ استاد دانشگاه تهران، در ادامه به نظریه‌هایی که در این کتاب بیان شده و نویسنده آنها را رد کرده است اشاره کرد و گفت: نخست؛ نویسنده بیان می‌کند که عده‌ای معتقد هستند که مردم دیگر نیازی به دلگرمی‌های دین نداشتند و به این خاطر است که دین از بین رفته است، روزی باید دین می‌آمد تا مردم احساس کنند که پناهگاهی برای آنها وجود دارد زیرا آنها خود پناهگاه طبیعی نداشتند لذا به آن نیاز داشتند، بعد از آنکه علم پیشرفت کرد و همه چیز در سر جای خود قرار گرفت و پناهگاهی برای آنها به وجود آمد، لذا دیگر اعتقاد به خدا را از دست دادند و گفتند دیگر نیازی به خدا نداریم اما این نویسنده این نظریه را رد می‌کند و می‌گوید که تنها عامل بی‌دینی این نمی‌باشد. وی ادامه داد: دومین نظریه مطرح شده در مورد چرایی کنار گذاشته‌شدن خدا در غرب، پیشرفت علم است. اینکه علم، روشنگری و خردگرایی باعث شد که مردم غربی، خدا را از دست بدهند. ایبرشتات، در رد این نظریه می‌گوید که در بعضی از جاها که مردم، عالِم‌تر هستند، خداپرستی بیشتر احساس می‌شود و در بسیاری از خانواده‌های نخبه، خداپرستی و رفتن به کلیسا بیشتر دیده می‌شود. استاد دانشگاه تهران گفت: سوّمین نظریه که ایبرشتات مطرح و آن را رد می‌کند، این است که جنگ‌های جهانی دلیل از دست رفتن خدا در جهان غرب است؛ اینکه مردم با مشاهده کشتارهای چند میلیونی، تصور کنند که خدایی وجود ندارد، در نتیجه بی‌دین و بی‌ اعتقاد شدند. نظریه چهارم نیز این است که پیشرفت‌های مادی باعث فربه‌تر شدن و شادمان‌تر شدن مردم شد، در نتیجه مردم گرفتار همین لذت‌های دنیوی شدند و خدا و دین را فراموش کردند. وی اظهار کرد: «مری ایبرشتات»، بعد از رد این چهار نظریه، به بیان نظریه خود می‌پردازد؛ اینکه زمانی که خانواده سقوط کرد، دین نیز سقوط کرد، این حرف اصلی این نویسنده در کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟» می‌باشد، که بسیار زیبا مورد بحث قرار گرفته است. دکتر کلانتری بیان کرد: البته بنده شخصاً نظریه ایبرشتات را قبول ندارم، ایشان بحث را ریشه ای و اصولی بیان نکرده‌اند، اگر بخواهیم اصولی بیان کنیم، آن چیزی که ریشه خانواده، دین و خدا را در غرب از بین برده، تفکر اومانیسم و انسان‌گرایی است. بعد از رنسانس و از نیمه دوم قرن چهاردهم میلادی، اولین لایه‌های این تفکر در غرب شکل گرفت، این تفکر یک اصل بنیادی زیرساختی در لیبرالیسم غربی می‌باشد، تمام اتفاقات به همین موضوعات برمی‌گردد، یعنی ستون فقرات غرب، اومانیسم می‌باشد که مخرب اصلی است و همه چیز را بر هم زده و تفکراتی مانند حقوق بشر آمریکایی از دل آن سر برآورده است. رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، در ادامه به چند جمله از دانشمندان غربی در این خصوص اشاره کرد و گفت: به قول «مارتین فوئر باخ» فیلسوف آلمانی؛ «برای بشر، خدا همان بشر است»، که این فیلسوف، انسان‌محوری را به جای خدا محوری به کار برده است. «مارتین هایدگر» دیگر فیلسوف بزرگ آلمانی نیز در تعریف عصر جدید می‌نویسد: «دورانی که ما آن را مدرن می خوانیم، با این حقیقت تعریف می‌شود که انسان مرکز و ملاک تمامی هستندگان است». به گفته‌ی «کارل مارکس» فیلسوف و جامعه شناس آلمانی «رادیکال بودن به معنی فهم ریشه ای امور است، اما برای انسان، ریشه خود انسان است»؛ یعنی مارکس، اصل هستی را انسان می‌داند در حالی که در تفکر اسلامی اینگونه نیست؛ «تونی دیویس» استاد و رئیس گروه انگلیسی در دانشگاه بیرمنگام نیز می‌گوید «آنچه در انسان‌ها مشترک است و همه آنها را به اومانیسم تبدیل می‌کند، اعتقادشان به محوریت انسان است». در این تفکرات، اصل و مرکز، انسان قرار داده شده است.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۳ از ۴ استاد دانشگاه تهران، در ادامه به نظریه‌هایی که در این کتاب بیان شده و نویسنده آنها را رد
صفحه ۴ از ۴ دکتر کلانتری اظهار کرد: در کتاب «بحران‌های دنیای متجدد»، نوشته «رنه گنون» محقق و متفکر تأثیرگذار فرانسوی؛ اینگونه بیان می‌شود که «اومانیسم، نخستین صورت امری بود که به شکل نفی روح دینی مـعاصر درآمده بود و چون می خواستند همه چیز را به میزان بشری محدود کـنند - بـشری کـه خود غایت و نهایت خود قلمداد شده بود – سرانجام مرحله به مرحله به پست‌ترین درجات وجود بشری سـقوط کـردند». مبدا، مقصد، هدف و همه چیز را انسان در نظر گرفتند در حالی که قبل از رنسانس در تفکر یهودیت و کلام مسیحیت، اصل «الله» بیان شده است و هر چیزی که هست از «الله» شروع می‌شود؛ « اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ»؛ «خداست كه معبودى جز او نيست» (آیه ۲۵۵، سوره بقره). اساس تفکر همه پیامبران الهی نیز همین بوده است؛ «قولوا لا اله الله تفلحوا»؛ و این اولین اصلی بود که برای بشر ترسیم شد و از دل آن نبوت، معاد، عدل و امامت بیرون کشیده شد ولی بعد از آن در همه چیز، انسان مرکز شد و از دل آن سکولاریزم بیرون آمد. وی اضافه کرد: زمانی که انسان، محور بشود، لاجرم، دین، خدا و همه چیز از بین می‌رود. اومانیست‌ها بیان می‌کنند که جامعه هویت خاصی ندارد و هر چیزی که هست متعلق به فرد می‌باشد و اصل آزادی مطلق را برای بشر در نظر می‌گیرند، مگر اینکه او بخواهد خود را محدود کند و گرنه هیچکس قدرت محدود کردن انسان را نخواهد داشت. استاد دانشگاه تهران ادامه داد: سکولاریسم به معنای علم، فرهنگ، تمدن، دین و ... منهای خدا است. کسی و جامعه ای که به سمت اومانیسم برود و معتقد به اصالت انسان بشود، بدون هیچ شکی، اتفاق و انحطاطی که در غرب افتاده است برای او نیز خواهد افتاد و آن کسی هم که به سمت «الله» می‌رود و خالق، مالک و ولی مطلق هستی را با یکدیگر بپذیرد، خود را مخلوق و عبد خداوند می‌داند و به تعالی می‌رسد. از دل خدامحوری، فرهنگ ایثار و مواسات بیرون می‌آید. به تعبیر قرآن «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ «از آن كسان مباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز چنان كرد تا خود را فراموش كنند. ايشان نافرمانند» (آیه ۱۹، سوره حشر). این آیه دقیقاً تابلو غرب می‌باشد. وی اضافه کرد: آن وجه انسانی که غربی‌های معتقد به اومانیسم معرفی می‌کنند، بُعد ملکوتی انسان نیست، بلکه انسان مادی را بیان می‌کند. آنها بعد ملکوتی انسان را قبول ندارند، بلکه لذت‌های مادی زندگی و شهوات را قبول دارند؛ معنویت و انسانیت را کنار گذاشته اند، درنتیجه خدا را فراموش کرده اند. اگر ما هم در این مسیر را قرار بگیریم به همان نقطه‌ای که آنها رسیدند، می‌رسیم. دکتر کلانتری تصریح کرد: کسانی که به اسم شناسنامه مسلمان هستند، اگر آنها نیز خدا را فراموش کنند، در نتیجه خود را فراموش کرده و فاسد می‌شوند و خانواده آنها از هم فرو می‌پاشد و به رذایل اخلاقی دچار می‌گردند. استاد دانشگاه تهران، در خصوص ایراد اصلی کتاب گفت: نقص اصلی کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟» این است که جرقه اصلی و ریشه بنیادی فراموشی خدا را بیان نکرده است؛ شاید چونکه ما از بیرون به غرب نگاه می‌کنیم وضعیت را به نظر بهتر می‌بینیم - معمولاً فردی که وسط صحنه می‌باشد فقط گوشه‌ای از آن را مشاهده می‌کند، اما کسی که از بیرون به آن می‌نگرد همه صحنه‌ها را دقیق می‌بیند - ما آن اتفاقی را که در غرب افتاده، هم در مورد اومانیسم و هم در مورد سکولاریسم، خوب مورد تحلیل و بررسی قرار داده و در این زمینه کار کرده ایم، کتاب و مقاله نوشته ایم و آنها را تدریس کرده ایم، لذا دقیق متوجه می‌شویم که این جرقه از کجا زده شده است ولی آنها ممکن است متوجه نباشند و یا اینکه عمداً از آن صحبتی به عمل نمی‌آورند و شاید اینکه نمی‌خواهند دیگران علت اصلی آن را متوجه شوند و این ایراد و نقص اصلی کتاب است. البته در پارادایم داخلی خودشان، خوب است و خانواده و خدا به یکدیگر ربط دارند و به هم وصل می‌شوند اما این پارادایم از اساس ایراد دارد، یعنی همه چیز به هم خورده است لذا نتیجه‌ای هم که به دست می‌آید، خیلی مورد استفاده نیست. 📃 متن سخنان دکتر کلانتری: shahecheragh.ir/info.aspx?type=n&id=232792 📸 گزارش تصویری: shahecheragh.ir/galleryview.aspx?id=154494 📚 معرفی کتاب: shahecheragh.ir/info.aspx?type=n&id=232791 @SHAHECHERAGH
💠 صد و سیزدهمین نشست از سلسله مباحث «جهاد تبیین» 📃 موضوع نشست: «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛ چرایی و چگونگی» 🎙 سخنران: حجت الاسلام و المسلمین دکتر کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام و استاد دانشگاه تهران 🗓 پنج‌شنبه، ۸ آبان‌ماه، ساعت ۸:۳۰ صبح 📍آستان مقدس حضرت شاهچراغ علیه‌السلام، شبستان امام خمینی(قدس سره) 🔸 حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان، آزاد می‌باشد. 🌐 بخش ویژه در سایت حرم مطهر: shahecheragh.ir/velayat @SHAHECHERAGH @SHAHECHERAGH_VELAYAT
📌 بازتاب خبر نشست ۱۱۲ «جهاد تبیین» در خبرگزاری‌ها 💠 موضوع نشست: جلسه دوّم از مبحث «آتش‌بس در غزه و آینده جبهه مقاومت» 🎙 سخنران: حجت الاسلام و المسلمین دکتر کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام و استاد دانشگاه تهران 🗓 پنج‌شنبه، یکم آبان‌ماه 🔸خبرگزاری تسنیم: تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی (ع): رهبر مقاومت، استوار چون کوه/ ایستادگی تا آزادی فلسطین ادامه دارد tasnimnews.com/fa/news/1404/08/03/3431401 🔸 باشگاه خبرنگاران جوان: تولیت حرم شاهچراغ (ع): مقاومت سلاح خود را زمین نمی‌گذارد/ جنگ اصلی بین آمریکا و جبهه مقاومت است yjc.ir/fa/news/9017169 🔸خبرگزاری ایرنا: تولیت حرم مطهر شاهچراغ(ع): جبهه مقاومت سلاح بر زمین نمی‌گذارد irna.ir/news/85975658 🔸خبرگزاری فارس: تولیت آستان مقدس احمدی‌ومحمدی(ع): جبهه مقاومت، هیچگاه سلاح خود را بر زمین نمی‌گذارد farsnews.ir/RaziyeNajar/1761284096518691508 🔸خبرگزاری مهر: کلانتری: ایجاد نفرت جهانی علیه رژیم صهیونیستی دستاورد بزرگ مقاومت است mehrnews.com/news/6632383 🔸خبرگزاری رسا: تولیت حرم مطهر شاهچراغ(ع): جبهه مقاومت هیچگاه سلاح خود را بر زمین نمی‌گذارد rasanews.ir/fa/news/795427 🔸خبرگزاری خبرآنلاین: جبهه مقاومت هرگز سلاح را زمین نمی‌گذارد/ مقاومت جزئی از دین ماست khabaronline.ir/news/2133331 🔸خبرگزاری اقتصاد ایران: کلانتری: ایجاد نفرت جهانی علیه رژیم صهیونیستی دستاورد بزرگ مقاومت است econews.ir/fa/content/4163444 روابط عمومی و امور بین الملل آستان مقدس حضرت شاهچراغ علیه السلام @SHAHECHERAGH @SHAHECHERAGH_VELAYAT
SHAHECHERAGH.IRJahadTabieen_113_Dr.Kalantari.mp3
زمان: حجم: 12.2M
🎙 سخنان حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابراهیم کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام و استاد دانشگاه تهران، در نشست ۱۱۳ «جهاد تبیین» 📃 موضوع: «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛ چرایی و چگونگی» 🗓 پنج‌شنبه، ۸ آبان‌ ۱۴۰۴ 📍 آستان مقدس حضرت احمدبن موسی الکاظم علیهماالسلام/ شبستان امام خمینی(قدس سره) @SHAHECHERAGH_VELAYAT @SHAHECHERAGH
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۱ از ۷ در صد و سیزدهمین نشست از سلسله مباحث «جهاد تبیین»، با موضوع «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛ چرایی و چگونگی»، عنوان شد؛ 💠 تولیت آستان مقدس: اگر سفارت آمریکا اشغال نمی‌شد، انقلاب اسلامی ایران، به سرنوشت انقلاب مصر دچار می‌شد 🔸 زمانی که لانه جاسوسی آمریکا، فتح شد سایر سفارتخانه‌ها و جاسوس‌خانه‌ها حساب کار خودشان را کردند و خیلی از فعالیت‌های خود را تعطیل نمودند/ کار هوشیارانه‌ای که دانشجویان و جوانان آن زمان انجام دادند، انقلاب اسلامی را تا به امروز بیمه کرده است 🔸 با گذشت ۴۶ سال از آن واقعه، استکبار تلاش دارد که از کانال‌های دیگر خود را به ایران برساند. آنها به این راحتی از این سرزمین پر منفعت دست نمی‌کشند. هرچند جنگ‌های سخت و جاسوسی را دیگر نمی‌توانند مانند گذشته انجام دهند اما عوامل خود را در لباس بومی با شعار ایرانی آماده و کم‌کم آن‌ها را به کشور و ملت قالب می‌کنند. البته به لطف پروردگار و هدایت‌های مقام معظم رهبری(مدظله العالی) که مانند یک دیده‌بان بیدار و هوشیار و با آن اشراف سیاسی بزرگ که در دنیا بی‌نظیر است، همه مسائل را زیر نظر دارند و تمام نقشه‌ها و حربه‌های دشمنان به موقع خنثی شده است. 🔸 اگر در وجود ما ولایت‌مداری به معنای واقعی کلمه‌ باشد، با حضور این رهبر بزرگ، امام و ولی خدا، قطعاً تمام دسیسه‌های دشمن نقش بر آب خواهد شد، اما اگر ما غفلت کنیم هدایت‌های رهبری به نتیجه نمی‌رسد/ اگر امت در کنار امام حضور با بصیرت داشته باشد، امام موفق خواهد شد. امروز پنج‌شنبه ۸ آبان ۱۴۰۴، صد و سیزدهمین نشست از سلسله مباحث «جهاد تبیین» با موضوع «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛ چرایی و چگونگی»، با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابراهیم کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام و استاد دانشگاه تهران، در شبستان امام خمینی(قدس سره) حرم مطهر برگزار شد. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل آستان مقدس، دکتر کلانتری در ابتدای این جلسه ضمن گرامی‌داشت ۱۳ آبان؛ روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، گفت: در آستانه این روز مهم که سه واقعه بزرگ تاریخ معاصر ایران در آن به وقوع پیوسته، فرصت مناسبی است تا بتوانیم بخشی از واقعیت‌های تاریخی و سیاسی کشور را تبیین کنیم؛ طبق فرمایش مقام معظم رهبری(مدظله العالی) هر جهاد تبیینی باید در موقعیت مناسب خود صورت پذیرد، تا اثربخش و راهگشا باشد.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۱ از ۷ در صد و سیزدهمین نشست از سلسله مباحث «جهاد تبیین»، با موضوع «روز ملی مبارزه با استکبار ج
صفحه ۲ از ۷ استاد دانشگاه تهران، گفت: امسال بحمدالله فضای دانشگاهی و عمومی کشور به نحوی است که بسیاری از نوجوانان ما به دنبال سوالات خود هستند و هنوز تاثیر خون شهدای مظلوم جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در فضای کشور وجود دارد، در این جنگ تحمیلی اگر تعدادی از فرماندهان، دانشمندان و خانواده‌های بی‌گناه به شهادت رسیدند، اما چندین برابر آن‌ها رویش داشتیم. نوجوانانی که تازه ماهیت آمریکا، رژیم منحوس صهیونیستی و استکبار جهانی را متوجه شدند و این فضا محیّا شده تا در مورد مسائل گوناگون پرسش‌گری کنند تا واقعیت امر برای آنها روشن شود، این واقعاً با ارزش می‌باشد و باید قدر این موقعیت بسیار حساس را دانست و از آن استفاده لازم را برد. رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، در ادامه به بیان تاریخچه روز «۱۳ آبان» در تاریخ سیاسی معاصر ایران پرداخت و گفت: راجع‌به این روز تاریخی، سه مناسبت وجود دارد: نخست، آبان سال ۱۳۴۳ که امام خمینی (رحمت الله علیه) به دستور رژیم پهلوی به مدت نزدیک به ۱۵ سال به ترکیه تبعید شدند. واقعه دوم؛ ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و کشتار جمعی از دانش آموزان تهرانی که به نشانه اعتراض به حکومت پهلوی در صبح این روز در محوطه دانشگاه تهران جمع شده بودند و حدود ۶۵ نفر از آن‌ها به شهادت رسیدند و واقعه سوم؛ ۱۳ آبان ۱۳۵۸ است که گروهی از دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و در یک اقدام تاریخی، ۵۲ دیپلمات و کارمند آمریکایی را گروگان گرفتند و این لانه جاسوسی فتح گردید. به سبب این سه رویداد مهم و در پی مصوبه مجلس، ۱۳ آبان به عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار» در تقویم ملی جمهوری اسلامی ایران ثبت شد. دکتر کلانتری، در ادامه به تبیین وقایع آبان سال ۱۳۴۳ و رخدادهای زمینه‌ساز آن پرداخت و گفت: مبارزات امام خمینی(رحمت الله علیه) علیه رژیم ستمشاهی به پیش از سال ۱۳۴۳ برمی‌گردد. قبل از این تاریخ، حضرت امام(ره) با رژیم پهلوی سه برخورد دیگر داشته است. نخست؛ مقابله امام خمینی(رحمت الله علیه) با تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی است. در آن زمان مجلس شورای ملی و مجلس سنا هر دو تعطیل بودند. دولت اسدالله علم، نخست‌وزیر وقت در ۱۶ مهرماه سال ۱۳۴۱ لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را تصویب کرد. در این مصوبه، شرط مسلمان بودن از شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان حذف شده بود، انتخاب‌شوندگان می‌توانستند در مراسم تحلیف به هر کتاب آسمانی و نه ضرورتاً قرآن سوگند بخورند؛ از تورات و انجیلِ تحریف شده تا حتی کتاب «بیان» فرقه ضاله بهائیت! و در خصوص شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان، منعی برای زنان در نظر گرفته نشده بود. شرایط این لایحه در زمان مشروطه جزو متمم قانون اساسی بوده است که در ابتدا فقط مردها می‌توانستند کاندید شده و یا رأی بدهند و همچنین می‌‌بایست به قرآن مجید سوگند یاد می‌کردند اما دولت بدون آنکه به تصویب جایی برسد، قانون اساسی را تغییر داد. وی اظهار کرد: تصویب‌نامه جدید در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، در روزنامه‌های کشور منتشر شد و تیتر برجسته روزنامه‌های آن روز این بود که زنان هم می‌توانند رأی دهند. این لایحه بلافاصله با واکنش به شدت منفی روحانیون و اقشار مذهبی مواجه شد. امام خمینی(رحمت الله علیه) در ۱۷ مهر ۱۳۴۱، یک تلگراف به محمدرضا پهلوی فرستاد و در آن به مفاد تصویب‌نامه اعتراض کرد؛ و نامه‌ای هم به اسدالله علم می‌نویسد که با بی‌اعتنایی حکومت به این اعتراض‌ها، امام خمینی(رحمت الله علیه) در یک سخنرانی عمومی به شدت از این لایحه انتقاد کردند. اعتراض روحانیون تا آنجا بالا گرفت که سرانجام اسدالله علم ناگزیر شد در دهم آذرماه، یعنی در کمتر از دو ماه، اعلام کند که لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اجرا نخواهد شد. این نخستین مقابله حضرت امام(رحمت الله علیه) با رژیم شاه بود.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۲ از ۷ استاد دانشگاه تهران، گفت: امسال بحمدالله فضای دانشگاهی و عمومی کشور به نحوی است که بسیار
صفحه ۳ از ۷ رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، در ادامه به رفراندوم «انقلاب سفید شاه و مردم» در کشور اشاره کرد و گفت: همه‌پرسی انقلاب سفید، در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۴۱ در جهت نظرخواهی از مردم ایران درباره اصول شش‌گانه پیشنهادی شاه برای یک سلسله اصلاحات اقتصادی و اجتماعی برگزار شد که اتفاقاً یکی از بندهای آن همان آزادی زنان بود که در لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی نادیده گرفته شد، ولی مجدداً آن را در قالب انقلاب سفید مطرح کردند. شاه در چهارم بهمن‌ماه به قم سفر می‌کند، علما در آن روز خروج از منازل را برای مردم تحریم می‌کنند و در این روز هیچ کس از منزل خارج نشد، زمانی که عوامل رژیم متوجه شدند که اگر کسی به استقبال شاه نیاید بسیار بد است، خود آنها تعدادی از افراد را می‌آورند و لباس روحانی را به آنها می‌پوشانند تا به استقبال شاه بروند! شاه وارد صحن حضرت معصومه(سلام الله علیها) می‌شود و آنقدر عصبانی بود که حتی به زیارت هم نمی‌رود و در ادامه یک سخنرانی تند علیه علما، حوزه و روحانیون ایراد می‌کند. اینجا اولین بار است که شاه، حوزه، علما و مراجع را به عنوان ارتجاع سیاه معرفی می‌نماید. امام خمینی(رحمت الله علیه)، حوزه و تمام روحانیون، حضور در رفراندوم انقلاب سفید را تحریم می‌کنند، ولیکن با آن همه مخالفت در ۶ بهمن رفراندوم برگزار می‌شود و شاه اعلام می‌کند که این هم پرسی با قاطعیت بالا رای آورده است و اجرا می‌گردد! وی ادامه داد: در تاریخ ۲ فروردین۱۳۴۲ نظامیان با حمله به مدرسه فیضیه قم اجتماع مخالفان انقلاب سفید را سرکوب کردند. هم‌زمان به مدرسه طالبیه تبریز هم هجوم بردند و برخی از روحانیون به شهادت رسیدند. امام خمینی(رحمت الله علیه)، نوروز را به سبب این جنایات که با ایّام سالروز شهادت امام جعفر صادق(علیه السلام) نیز مقارن بود، عزای عمومی اعلام و سپس به مناسبت شهادت طلاب، سخنرانی کردند. استاد دانشگاه تهران سومین برخورد امام(قدس سره) با رژیم شاه را سخنرانی ایشان در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در قم به مناسبت عاشورای حسینی بیان کرد و گفت: این سخنرانی بسیار آتشین بود. امام(ره) پس از اشاره به واقعه کربلا، حادثه مدرسه فیضیه را به کربلا تشبیه کردند و فرمودند: «آقا! من به شما نصیحت می کنم؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت‌‌ ‌‌می‌کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می‌کنند تو را. من میل ندارم که یک‌‌ ‌‌روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. من یک قصه‌ای را برای شما نقل می‌کنم که‌‌ ‌‌پیرمردهایتان، چهل ساله هایتان یادشان است، سی ساله‌ها هم یادشان است. سه دسته ـ سه‌‌ ‌‌مملکت اجنبی ـ به ما حمله کرد: شوروی، انگلستان، امریکا به مملکت ایران حمله‌‌ ‌‌کردند؛ مملکت ایران را قبضه کردند؛ اموال مردم در معرض تلف بود، نوامیس مردم در‌‌ ‌‌معرض هتک بود، لکن خدا می‌داند که مردم شاد بودند برای اینکه پهلوی‌ رفت. من‌‌ ‌‌نمی‌خواهم تو اینطور باشی؛ نکن. من میل ندارم تو اینطور بشوی، نکن! اینقدر با ملت‌‌ ‌‌بازی نکن! اینقدر با روحانیت مخالفت نکن». (صحیفه امام، ج۱، ص۲۴۵). دکتر کلانتری، اظهار کرد: کسانی که جنگ جهانی دوم را به یاد دارند، می‌دانند که مردم ایران در آن زمان وضعیت فجیعی داشتند، تا حدی که وقتی که سه ابرقدرت آن زمان، یعنی آمریکا، انگلیس و شوروی، ایران را اشغال کردند، مردم به جای اینکه ناراحت باشند خوشحال شدند و گفتند این‌ها رضاشاه را کنار خواهند زد. مردم با اینکه نان برای خوردن نداشتند، اما آنقدر که رضاخان به مردم ظلم کرده بود، مردم خوشحال بودند که کشور به اشغال بیگانگان درآمده است. وی ادامه داد: بعد از سخنرانی امام خمینی(رحمت الله علیه) در ۱۵خرداد ۱۳۴۲، مأموران حکومت، اقدام به دستگیری ایشان کردند، در پی این اتفاق، فاجعه کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ رخ داد، بلافاصله بعد از اینکه مردم از این موضوع مطلع شدند به خیابان‌ها ریختند و علیه شاه در شهرهای مختلف کشور تظاهرات شکل گرفت. امام خمینی( رحمت الله علیه) تا ۱۵ فروردین ۱۳۴۳ در بازداشت بودند؛ زمانی که امام آزاد شدند مردم به برگزاری جشن‌هایی پرداختند و این آزادی، برگ برنده دیگری برای روحانیت در مبارزه با رژیم پهلوی بود.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۳ از ۷ رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، در ادامه به رفراندوم «انقلاب سفید شاه و مردم» در کشور اشا
صفحه ۴ از ۷ استاد دانشگاه تهران، در ادامه به تصویب لایحه کاپیتولاسیون اشاره کرد و گفت: لایحه کاپیتولاسیون(حق قضاوت کنسولی)، در ۱۳ مهر ۱۳۴۲ در کابینه علم و در مرداد ۱۳۴۳ در مجلس سنا و در ۲۱ مهر ۱۳۴۳ در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. وی در خصوص چیستی و چرایی لایحه کاپیتولاسیون گفت: بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ هزاران مستشار آمریکایی به ایران آمدند و ارتش، اقتصاد، صنایع و ... به قبضه آن‌ها درآمد. درخواست داشتند که افراد آمریکایی که در ایران حضور دارند، غیر از اینکه حقوق‌های نجومی و حق توحش می‌گرفتند، آنها گفتند چون که مردم ایران وحشی هستند، در نتیجه مجلس باید طرحی را تصویب کند که اگر آمریکایی‌ها جرمی را مرتکب شدند و با کسی درگیر شدند، دستگاه قضایی ایران، حق محاکمه آنها را ندارد و کنسول کشور آمریکا در ایران می‌تواند با آنها برخورد کند و نه کشور ایران! این لایحه را بدون اطلاع عموم، در مجلس شورای اسلامی و مجلس سنا به تصویب رساندند. زمانی که خبر آن منتشر شد، امام خمینی(رحمت الله علیه) عده ای را مأمور کردند تا به صورت دقیق در مورد جزئیات آن تحقیق و آن را خدمت امام(ره) ارائه کنند. وی در ادامه به سخنان آتشین حضرت امام(قدس سره) در انتقاد از لایحه کاپیتولاسیون اشاره کرد و گفت: امام خمینی در روز ۴ آبان ۱۳۴۳، که همزمان با میلاد حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌باشد در منزل خود یک مراسم برپا می‌کنند، جمعیت عظیمی از شهر قم و سایر شهرها به منزل ایشان آمده بودند. حضرت امام(رحمت الله علیه) در این مراسم، سخنرانی خود را با «انّا للّه و انا الیه راجعون» شروع کردند، بخشی از سخنان ایشان، به شرح ذیل است: «من تأثرات قلبی خودم را نمی‌‌توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. این چند روزی‌‌ ‌‌که مسائل اخیر ایران را شنیده‌‌ام خوابم کم شده است ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌.ناراحت هستم ‌‌[‌‌گریۀ‌‌ ‌‌حضار‌‌]‌‌. قلبم در فشار است ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌. با تأثرات قلبی روزشماری می‌‌کنم که چه‌‌ ‌‌وقت مرگ پیش بیاید ‌‌[‌‌گریۀ شدید حضار‌‌]‌‌. ایران دیگر عید ندارد ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌. عید‌‌ ‌‌ایران را عزا کرده‌‌اند ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌؛ عزا کردند و چراغانی کردند ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌؛ عزا‌‌ ‌‌کردند و دسته جمعی رقصیدند ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و‌‌ ‌‌باز هم چراغانی کردند؛ پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی‌‌ها را منع‌‌ ‌‌می‌‌کردم؛ می‌‌گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌؛ بالای سر خانه ها‌‌ ‌‌بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت‌‌ ‌‌ارتش ایران را پایکوب کردند.‌ ... آقا، من اعلام خطر می‌‌کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می‌‌کنم! ای سیاسیون‌‌ ‌‌ایران، من اعلام خطر می‌‌کنم! ای بازرگانان ایران، من اعلام خطر می‌‌کنم! ای علمای‌‌ ‌‌ایران، ای مراجع اسلام، من اعلام خطر می‌‌کنم! ای فضلا، ای طلاب، ای مراجع، ای‌‌ ‌‌آقایان، ای نجف، ای قم، ای مشهد، ای تهران، ای شیراز، من اعلام خطر می‌‌کنم!‌ ... ای سران اسلام، به داد اسلام برسید ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌. ای علمای نجف، به داد اسلام‌‌ ‌‌برسید ‌‌[‌‌گریۀ حضار‌‌]‌‌. ای علمای قم، به داد اسلام برسید؛ رفت اسلام ‌‌[‌‌گریۀ شدید‌‌ ‌‌حضار‌‌]‌‌. ای ملل اسلام، ای سران ملل اسلام، ای رؤسای جمهور ملل اسلامی، ای‌‌ ‌‌سلاطین ملل اسلامی، ای شاه ایران، به داد خودت برس. به داد همۀ ما برسید. ما زیر‌‌ ‌‌چکمۀ امریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! امریکا از انگلیس‌‌ ‌‌بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر.‌‌ ‌‌اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با امریکاست. ...... آنهایی که رأی دادند، خیانت کردند به این مملکت. اینها وکیل نیستند. دنیا بداند‌‌ ‌‌اینها وکیل ایران نیستند! اگر هم بودند من عزلشان کردم. از وکالت معزولند». (صحیفه امام، ج۱، ص۴۱۵). تولیت آستان مقدس، ادامه داد: امام(قدس سره) فرمودند من این وکلای مجلس را عزل کردم زیرا کار خلاف خلاف اسلام و قانون اساسی انجام دادند. این همان بحث «ولایت فقیه» می‌باشد و حضرت امام(ره) از موضع ولایت صحبت می‌کنند. امام خمینی(رحمت الله علیه) در زمینه مقابله با کاپیتولاسیون، دو کار انجام دادند یکی همین سخنرانی و دیگری یک بیانیه مکتوب که صادر کردند.
حرم‌ حضرت شاهچراغ علیه السلام
صفحه ۴ از ۷ استاد دانشگاه تهران، در ادامه به تصویب لایحه کاپیتولاسیون اشاره کرد و گفت: لایحه کاپیتو
صفحه ۵ از ۷ استاد دانشگاه تهران در ادامه به بیانیه امام خمینی(رحمت الله علیه) در مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون اشاره کرد که بخشی از آن به شرح ذیل است: « لَنْ یَجْعَلَ الله ُ لِلکافِرینَ عَلی المُؤمِنینَ سَبیلا‌‌ (نساء/۱۴۱) ... به حسب این رأی ننگین، اگر یک مستشار امریکایی یا یک خادم مستشار امریکایی‌‌ ‌‌به یکی از مراجع تقلید ایران، به یکی از افراد محترم ملت، به یکی از صاحب منصبان‌‌ ‌‌عالیرتبۀ ایران، هر جسارتی بکند، هر خیانتی بنماید، پلیس حق بازداشت او را ندارد؛‌ محاکم ایران حق رسیدگی ندارد. ولی اگر به یک سگ آنها تعرضی بشود، پلیس باید‌‌ ‌‌دخالت کند؛ دادگاه باید رسیدگی نماید!‌ امروز که دولتهای مستعمره یکی پس از دیگری با شهامت و شجاعت، خود را از‌‌ ‌‌تحت فشار استعمار خارج می‌‌کنند و زنجیرهای اسارت را پاره می‌‌کنند، مجلس مترقی‌‌ ‌‌ایران با ادعای سابقۀ تمدن ۲۵۰۰ ساله، با لاف همردیف بودن با ممالک مترقیه، به‌‌ ‌‌ننگین‌‌ترین و موهن‌‌ترین تصویبنامۀ غلط دولتهای بی‌‌حیثیت رأی می‌‌دهد، و ملت شریف‌‌ ‌‌ایران را پست‌‌ترین و عقب‌‌افتاده‌‌ترین ملل به عالَم معرفی می‌‌کند؛ و با سرافرازی هر چه‌‌ ‌‌تمامتر دولت از تصویبنامۀ غلط دفاع می‌‌کند و مجلس رأی می‌‌دهد.از بعض منابع مطلع به‌‌ ‌‌من اطلاع دادند که این طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزی، ترکیه، آلمان غربی،‌‌ ‌‌پیشنهاد کرده‌‌اند، و هیچ کدام زیر بار این اسارت نرفته‌‌اند. تنها دولت ایران است که اینقدر‌‌ ‌‌با حیثیت ملت و اسلامیت ما بازی می‌‌کند و آن را به باد فنا می‌‌دهد.». (صحیفه امام، ج۱، ص ۴۰۹). رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، اظهار کرد: بعد از تصویب لایحه کاپیتولاسیون بود که امام خمینی (رحمت الله علیه) تصمیم نهایی را برای سرنگونی رژیم شاه گرفت. ایشان تا ۴ آبان ۱۳۴۳ شاه را نصیحت می‌کرد اما زمانی که مصوبه کاپیتولاسیون پیش آمد، با قدرت تمام روبروی شاه ایستادند. به دنبال این سخنان و بیانیه حضرت امام(قدس سره) در نیمه شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳، به منزل امام حمله و ایشان را به ترکیه تبعید کردند. وی خاطرنشان کرد: در این زمینه، ده‌ها کتاب منتشر شده است از جمله کتاب خاطرات همسر امام خمینی(رحمت الله علیه) به نام «قدس ایران». در این مسیر مبارزه، آنقدر سختی به وجود آمده است که انسان وقتی آنها را مطالعه می‌کند، واقعاً متاثر می‌شود. ایشان در تبعید اصلاً آزادی عمل حتی در حد پوشیدن لباس روحانیت نداشتند، مجاز نبودند از محدوده‌ای که در آن حضور داشتند خارج شوند و ۱۱ ماه در ترکیه به معنای واقعی کلمه گرفتار بودند. سه شهر را عوض کرده و در سه نقطه مختلف در تبعید بودند. در نهایت با فشار مراجع، علما و مردم، امام(ره) را از ترکیه به عراق که از نظر فضای معنوی مناسب‌تر بود، تبعید کردند. رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، در ادامه به حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ اشاره کرد و گفت: ۱۰ روز قبل از این اتفاق، از کاخ سفید به سفارت آمریکا در ایران فرمانی ارسال شد و آن این بود که به شاه دستور داده شود که فعلاً وقت مماشات نیست و باید با تندی با افراد برخورد شود. ۷ آبان، سفرای انگلیس و آمریکا به دیدار شاه می‌روند و فرمان را به او اعلام می‌کنند. بعد از این دیدار، در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ فاجعه کشتار دانش آموزان در تهران رخ می‌دهد و همان شب فیلم این فاجعه عظیم را از تلویزیون پخش می‌کنند و به وضوح نشان داده شده است که مردم با اسلحه جنگی ژسه مورد هدف قرار گرفته اند. در این جنایت، ۶۵ نفر به شهادت رسیدند. در نتیجه آن، دولت شریف امامی سقوط کرد. در این مقطع زمانی شاهد سقوط دولت‌های متعددی در ایران هستیم. وی ادامه داد: ۱۴ آبان ۱۳۵۷ شورای انقلاب به فرمان امام خمینی(رحمت الله علیه) و به صورت محرمانه تشکیل شد. مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در خاطرات خود بیان می‌کنند که زمانی که در مشهد بودند اطلاع داده شد که آقای مطهری گفته اند که هرچه سریع‌تر به تهران تشریف بیاورید و زمانی که به تهران رسیدند به ایشان اعلام شد که از طرف امام عضو شورای انقلاب هستید و از این تاریخ است که در تهران ماندگار می‌شوند. بعد از گذشت ۳ ماه، انقلاب اسلامی به پیروزی می‌رسد.