🌷🌷🌷🌷🌷🌷
خدایا !
خون شهیدان را
در تنِ ما جاری گردان
تا بـه مانـدن خو نکنیم ؛
پایی عطا کن که جز راه تو نرود
و جانی عطا کن که برای تو برود ...
#مناجات_شهید_رجببیگی
قرارمان یک روز
که خیلی دور نیست
از این روزهای عذابآلود ،
انتهای افق، آن دوردستها که دیگر
نه ظلمی مانده و نه ظالمی ، نه اشکی
و نه غربتی ؛ قرارمان روز ظهور ...
#پنجشنبه است
همان روزی که دل میگیرد
روزی که دل,دلتنگ میشود
برای عزیزانی که
در کنار ما نیستند
روحشان شاد و یادشان گرامی
با ذکر #صلوات و #فاتحه
"الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
وَعَجِّل فَرَجَهُم"
التـــــــــماس دعا
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
بسم رب #الشهداء 🌷والصدیقین
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم
صلی الله علیک یااباعبدالله
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن
یاحسین
#شهدا🌷 !
بیادتونیم
پیش ارباب یادمون باشید.
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
به یاد بزرگ مرد انقلابی
#شهید_دکتر_بهشتی🌷 :
به آمریکا بگویید
از ما عصبانی باش
و از این عصبانیت بمیر
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
نام برخی از #شهیدان🌷 قیام 15 خرداد 1342 كه تاكنون به دست آمده است در پی میآید، با اعتراف به اینكه شهدای آن قیام خونین به مراتب بیشتر از آن است كه در این فهرست نشان داده شده است:
حكیمه ابوالحسنی
زهرا ابوالحسنی
جواد اجاقیان ـ شیشهبر
ملكه احیائی
ابوالقاسم اردستانی كهنگی ـ كشاورز
شریفه ارمیده
علی استادهاشمی ـ نجار
محمدحسین اسدپور
شهاب اسلامی
عبدالله اشعری ـ خیاط
محمود اعرابی جوشقانی ـ فروشنده
بتول افخمی قمی
حسین افسر ـ كشاورز
عباس اقلیمی ـ كارگر
ربابه الحسین
سكینه بدیری
علیاصغر برمج
عباسعلی برخورداری ـ بنا و معمار
قاسمعلی برخورداری ـ بنا و معمار
امرالله برزین
سكینه برومند پاك
كبری بهرامی
ارسلان بیگدلی ـ كشاورز
بتول بیگدلی
مهدی بیگدلی
باختر بیگلری ـ كشاورز
حیدر بیگلری ـ كشاورز
زراره بیگلری ـ كشاورز
زیاد بیگلری ـ كشاورز
علی بیگلری ـ كشاورز
نصیر بیگلری ـ كشاورز
احمد پارهدوز
محمدعلی پرمور ـ گلفروش
اسدالله پروا (قنادی) ـ دانشآموز
اسماعیل پروانه
محمدعلی پروانه ـ دانشآموز
قاسم پوررحیمی
مرتضی پهلوانی ـ دانشآموز (چهارده ساله)
نصرالله پهلوانی
محمدحسین تشكری ـ كارگر
ملوك تكثیرزن(ملوک شکشیرزن)
عباس توانا ـ دانشآموز
محمدهاشم توداریان
روحانگیز جاویدی
فاطمه جدالی سلطانی
عنایتالله جهانبان ـ كاسب
فاطمه جهانگیری
ماشاءالله چهرزاد برزی
محمدرضا حاج آخوندی
مرصع حاج قنبری
اصغر حاج محمدزاده ـ مبلساز
اسماعیل حسنی ـ درشكهچی
سیدیونس حسینی آغوزینی ـ روحانی
حسن خانی ـ كشاورز
شكرالله خبازها ـ دانشآموز (سیزده ساله)
یحیی خمسهای ـ خیاط
عبدالرحیم خوشتقاضا ـ كارگر (نانوا)
محمد خوش لهجه ـ دانشآموز
احمد دسترس ـ دانشآموز
خلیل دستغیب سربی ـ دانشآموز
صدیقه دهقانی
علیاکبر ذالیانی
عزتالله رجبی اناركی ـ كشاورز
كریم رحیمی ـ كارگر
شهباز رسولی ـ كشاورز
عبدالرحمن رسولی ـ كشاورز
عبدالله رضائی نادرخانی
ناصر زادقناد ـ راننده تاكسی
علی زارعی
احمد زالیانی سهگانه ـ دانشآموز (سیزده ساله)
مولود زلفی بلگیجانی
عبدالله زوارفر ـ نقاش
كاظم زوارفرد
مسعود ستودهنیا كرانی ـ كفاش
احمد سروری
رحیم سلیمانی
محسن سلیمان ـ كفاش
نورالله سلیمانی ـ آهنگر و جوشكار
سارا سیاح
سیدرسول شاهجعفری ـ عطار
غلامحسین شاهقلندری ـ بنا و معمار
علی شجری
مجتبی شجری ـ كارگر
حسن شمشیری تهرانی ـ فروشنده
شهید بینام
علیاكبر شیرخدا ـ كارگر
هوشنگ صادق
محمد صفائی ـ فروشنده
زهرا طاهر رفتار
سیدمرتضی طباطبایی رفیعی ـ كشاورز
حسن طوسی ـ بنا و معمار
عباس
محمدعلی عباسی ـ حلبیساز
محمود عباسیزاده ـ بنا و معمار
حسن عباسی فرد ـ ریختهگر
جعفر عرب مقصودی ـ كشاورز
علی عسگریان ـ كشاورز
مصطفی علی عسگری ـ كارگر
علیمحمد غدیرزاده کاشی
صدیقه غزین
فراهانی
صدیقه فرزینی
ملیحه فرشچی
علی فرهادی بجاربنه
محمدعلی فیاضی نور
احمد فیروزی
رستم قاسمی ـ كشاورز
ابراهیم قاسمی فخار ـ كارگر
غلامرضا قائینی ـ دانشآموز
غلامحسین قائینی گوارشكی ـ كارمند وزارت كشاورزی
علیمحمد قدیرزاده كاشی ـ كارگر
عباسعلی قراگوزلو ـ فروشنده
علیاكبر قرهگوزلو
ابوالقاسم كاظمزاده
فاطمه کاهه
محمد کرمانی
ابراهیم كرمانی جمكرانی ـ باتری و دینام ساز
حسین کریمی
رقیه کلوانی
حسن كلهر ـ كشاورز
عباس گلرو ـ پارچهفروش
علیاكبر گلمحمدی ـ خواربار فروش
صمد متحیر ـ راننده
رحیمه مجاهد
سیدمرتضی مجتهدزاده ـ روحانی
فضلالله محمدخانی
یدالله محمدخانی ـ پلاستیك ساز
مسعود محمدی ـ دانشآموز (7 ساله)
غفار مددی
امیر معصوم شاهی ـ خواربار فروش
قاسم مكاری ـ نجار
ابوالحسن ممتاز آزاد ـ كفاش
عادل موتعلیمیان
مظفر موسوی طادی ـ روحانی
حسین موگویی
سكینه مهابادی
مصیب مهابادی
اسماعیل مهدویان ـ كارگر
محترم مهدی ملایری
فخری میرزاحسن
محمدقلی نادری ـ كارگر
محمد نصیراسلامی
كاظم نصیرزاده
احمد نیكومظفر
محمدحسن وطنپرست ـ كفاش
خدیجه وقایعی
علیاکبر وقایعی
ـ «... در حالی كه آژانس رسمی پارس تعداد كشتهشدگان را 20 تن و زخمیها را 150 تن قلمداد كرده است، وزارت دادگستری[حکومت پهلوی] تعداد كشتهشدگان را 74 تن شمرده است كه 60 تن آن در تهران و 14 تن در قم كشته شدهاند؛ اما به نظر میرسد كه شمار قربانیان خیلی بیشتر باشد. دولت[حکومت پهلوی] به خبرگزاریهایی كه تعداد كشتهها را یك هزار تن اعلام كردهاند، اعتراض كرد... بیمارستانها از دادن هرگونه اطلاعی درباره تعداد زخمیها و كشتهها امتناع میورزند.»، روزنامه لوموند؛ 1963/6/7م، از فصلنامه 15 خرداد
روحشان قرین رحمت الهی
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
#خاطرات به یاد ماندنی از تفحص
«آب خنکِ ۱۲ ساله»
در فکه کنار یکی از ارتفاعات، تعدادی شهید پیدا شدند که یکی از آنها حالت جالبی داشت. او در حالی روی زمین افتاده بود که دو دبه پلاستیکی ۲۰ لیتری آب در دستان استخوانی اش بود. یکی از دبه ها ترکش خورده و سوراخ شده بود. ولی دبه دیگر، سالم و پر از آب بود. درِ دبّه را که باز کردیم، با وجود این که حدود ۱۲ سال از شهادت این بسیجی سقّا می گذشت، آب آن بسیار گوارا و خنک مانده بود.
📚پایگاه «نوید شاهد»
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
وارد سلف سرویس شدم....
ساعت حدود ۱۳:۴۵ دقیقه بود و
به کلاس نمیرسیدم و صف غذا طولانی بود
دنبال آشنایی میگشتم تو صف
تا بتونم سریعتر غذا بگیرم ...
شخصی رو دیدم که چهرهای آشنا داشت و قیافهای مذهبی، نزدیک شدم و ژتون رو بهش دادم و گفتم: برای من هم بگیر !!
چند لحظه بعد نوبتش شد و
ژتون منو داد و یک ظرف غذا گرفت...
و برای من که پشت میز نشسته بودم، آورد
و خودش به انتهای صف غذا برگشت
و تو صف ایستاد !!!
گفتم : چرا این کار رو کردی و
برای خودت غذا نگرفتی؟!
گفت : من یک حق داشتم و ازش استفاده کردم و برای شما غذا گرفتم. حالا برمیگردم و برای خودم غذا میگیرم.
این لحظهای بود که
بهش سخت علاقهمند شدم و
مسیر زندگیم تغییر کرد...
یه زمانی همچین نمایندههایی داشتیم تو مجلس که حتی حاضر نبودن
یک حق کوچک از کسی ضایع کنن ...
#شهید_دکتر_عبدالحمید_دیالمه🌷
#نماینده_مردم_مشهد_در_مجلس
🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
14.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
بگذار اغیار هرگز در نیابند که این قلبهای ما از چه اشتیاق و شور و نشاطی مالامال ست...
و روح ما در چه ملکوتی شادمانه سر میکند...
و سر ما در راه کدامین یار خود را از پای نمیشناسد...
"شهید سیدمرتضی آوینی"
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
#شهیدی که رهبری شالش را برای تبرک گرفت
بچههای گردان علیاکبر(ع) میرن پیش رییس جمهور وقت (مقام معظم رهبری) تا دیداری داشته باشند و روحیه بگیرن
تو مراسم سیدجمال که مسئول تبلیغات گردان بوده و مداح اهل بیت(ع)، برنامه اجرا میکنه و جلوی حضرت آقا مرثیه سرایی میکنه.
موقع نماز وقتی حضرت آقا میان شروع کنن نماز رو، سیدجمال که قرار بود مکبر باشه شال سبزش و میندازه رو دوش آقا و میگه اینو میذارم تا تبرک بشه و ان شاء الله در جبهه شهید بشم.
نماز که تموم میشه و میره شال رو بگیره آقا میفرمایند که شما ساداتی و اگه مشکلی نداره این به عنوان تبرک پیش من بمونه که سیدجمال قبول میکنه.
بعداً حضرت آقا به برخی از دوستان لشگر میسپرن بیشتر هوای سیدجمال رو داشته باشن و نذارن بره خط که حضورش برا بقیه رزمندهها باعث دلگرمی و قوت قلبه
اتفاقاً تو عملیات همه مواظب بودن که خط نره و عقبه بمونه، ولی تو شلوغی درگیریها سید هم جلو میره و به آرزوی دیرینهاش میرسه و شهید میشه
مداح اهل بیت
#شهید سیدجمال قریشی🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
#زینب، دختری که بخاطر حجابش، منافقین با چادرِخودش خفه اش کرده و به شهادت رسوندنش
مادر این شهیده 14 ساله درباره دفتر خودسازی زینب این گونه روایت میکند:
زینب در دفتر خودسازی خود جدولی کشیده بود که بیست مورد داشت؛ از نماز به موقع، یاد مرگ، همیشه با وضو بودن، خواندن نمازشب، نماز غفیله و نماز امام زمان(ارواحنافداه) ورزش صبحگاهی، قرآن خواندن بعد از نماز صبح، حفظ کردن سورههای قرآن کریم، دعا کردن در صبح و ظهر و شب، کمتر گناه کردن تا کمخوردن صبحانه، ناهار و شام.
دخترم جلوی این موارد ستونهایی کشیده بود و هر شب بعد از محاسبه کارهایش جدول را علامت میزد؛ من وقتی جدول را دیدم به یاد سادگی زینب در پوشیدن و خوردن افتادم به یاد آن اندام لاغر و نهیفش که چند تکه استخوان بود افتادم.
به یاد آن روزههای مداوم و افطارهای ساده، به یاد نماز شبهای طولانی و بیصدایش، به یاد گریههای او در سجدههایش و دعاهایی که در حق امام خمینی(ره) داشت.
زینب در عمل، تکتک موارد آن جدولِ خودسازی و خیلی از چیزهایی که در آن جدول نیامده بود را رعایت میکرد.
#شهیده_زینب_کمایی🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
ما یک سلیمانی از دست دادیم و داغش هنوز هم که هنوز است بر جگر سوخته مان چنگ میزند..
اما زمانی در دفاع مقدس، هر ماه یک سلیمانی پر میکشید از جبهه ها!
همت، باکری، کاوه، بابایی..سلیمانیهایِ آن ۸ سال دهه ۶۰ بودند..
حال تصور کن چقدر سخت و جانکاه بوده زمانی که همت از روی موتور به زمین افتاد، باکری پیکرش جاماند و بابایی را در هواپیمای جنگیاش، بیجان و خونین یافتند..
آری
به قول فرمانده : ما ملت شهادتیم!
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷؛