eitaa logo
یـــــــاد #شهـــــداء راگرامی بداریم
32 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
55 ویدیو
7 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴🏴🏴🏴🏴🏴 امام علیه السلام🌷 می‌فرمایند: مهدی ما در عصر خودش مظلوم است ، تا می‌توانید درباره ایشان سخن بگویید و قلم فرسایی کنید ، بیش از آنچه نوشته شده و گفته شده باید در باره اش گفت و نوشت... 📚 صحیفه مهدیه ، صفحه ۵۴ امام مهدی عجل الله فرجه می‌فرمایند: من دعا گوی هر مؤمنی هستم که مصیبت جد شهیدم را یاد کند و پس از آن برای تعجیل فرج من دعا کند. 📚مکیال المکارم ، جلد ۱ ، صفحه ۳۳۳ 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 "عند ربهم " محرم در راه است خوش بحال کسانی که هم زنجیر میزنند و هم زنجیری از پای گرفتاری باز میکنند .. هم سینه میزنند و هم سینه ی دردمندی را از غم و آه نجات میدهند .. هم اشک میریزند و هم اشک از چهره ی انسانی پاک میکنند .. هم سفره می اندازند هم نان از سفره کسی نمیبرند .. آنوقت با افتخار میگویند : " 🌷 " زندگی شهدایی🌷 سلوک شهدا🌷 یاد دلاوریهای رزمندگان وطن را گــــرامی بداریم 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 جایش خالی خواهد ماند... و جای خالی‌اش از همه آنها که هستند زیباتر است... 🏴محرم در راه است و جای خالی قاسم🌷 در آستانه ماه محرم، دیوارنگاره میدان ولیعصر این بار با یک شعار مزین شده؛ شعاری وحدت بخش و برگرفته از گفته حاج قاسم سلیمانی🌷 🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 شهدای ما سوختند تا راه را برای ما روشن کنند تا فتنه ۸۸ صورت نپذیرد، تا ۹ دی‌ها به وجود بیاید، راه روشنی که هر روز در نمازها از خدا می‌خواهیم همین راه است، شهدای ما سوختند و رفتند تا ما راه را اشتباه نرویم و از طریق مستقیم الهی منحرف نشویم، پشت سر رهبری راه را دنبال کنیم و به بیراهه نرویم. 🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 🌷 خردسال_ترین شهید دفاع مقدس نامش حسین بود. اهل شهرستان جم ' استان بوشهر ' در دوازدهمین بهار عمرش دست پدر را می گیرد به محل اعزام می برد تا رضایت دهد برای رفتن حسین عملیات بیت المقدس حسین را به آرزویش رساند شب عملیات گفتند حسین نیا حسین گفت : " من برای سقایی شما می آیم " حسین تیربارچی را به هلاکت رساند تا گردان در محاصره را نجات دهد رزمنده ای آب خواست حسین آب آورد سر حسین بالا آمد خمپاره ای ... اینگونه بود که حسین حسینی شد ..🌷 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 میخواستم بزرگ بشم، درس بخونم، مهندس بشم، خاکمو آباد کنم، زن بگیرم، مادر و پدرمو ببرم کربلا، دخترمو بزرگ کنم، ببرمش پارک, توی راه مدرسه با هم حرف بزنیم، خیلی کارا دوست داشتم انجام بدم، خوب نشد..! باید می رفتم از مادرم , پدرم , خاکم , ناموسم , دخترم , دفاع کنم ، رفتم که دروغ نباشه ، احترام کم نشه ، همدیگرو درک کنیم ، ریا از بین بره ، دیگه توهین نباشه ، محتاج کسی نباشیم ... تخریبچی نوجوان کاظم مهدیزاده🌷 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 شیر بچه‌های سرزمین من ... کوچک‌های بزرگی که مجنون صفت در مسیر لیلای خویش جانفشانی‌ها کردند نوجوانان دفاع مقدس🌷 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴 ۲۵خرداد، سالروز شهادت اولین متاسفانه در معرفی و تجلیل از مقام شهدای فتنه کم‌کاری کرده‌ایم غلام حسین کبیری🌷 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
⚘﷽⚘ 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴  هر که بسیجی تر پر .... فتنه ۸۸ از مظلومترین شهدای انقلاب هستند... سید علیرضا ستاری🌷 شهیدی که با میله آهنی سه جای جمجمه اش را شکافتند. 🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴 به نقل از خانواده و دوستان شهید یک روز سر مزار علی که بودم خانمی از خوابش برایم گفت. پدر ایشان همزمان با پیکر شهید دفن شده است. دو روز پیش درخواب پدرش را میبیند و از حالش میپرسد، پدرش می گوید جای ما خوب هست و آقاعلی ما را میبرد سوریه برای زیارت حضرت زینب(سلام الله علیها)، اما برای رفتن به هفت عدد زیارت عاشورا نیاز داریم. در عالم رویا از پدرش میپرسد کدام آقاعلی ؟! پدرش جواب می دهد همان شهیدی که همزمان با اون دفن شدم. و حالا دخترش از همان روز زیارت عاشورا میخواند. علی اهل نماز بود به قول بچه ها تو‌ نماز شب با همه مسابقه داشت. و بود. اهل بود به طوری که تو ‌مصاحبه آخریش که‌ چند روز قبل از ماموریتشه میگه (میرم و نمیرم دیدن پدر مادر). همیشه تاکید داشت در فتنه ها پشتیبان ولایت فقیه باشید و توی یکی از دسته نوشته هاش نوشته بود : ✨به خاطر خدا زندگی کنیم حتی آب خوردنمان. موفقیت در این راه رمز دارد اگر سر سوزنی در دلت با ولایت فقیه ( چه معصوم و چه ولایت فقیه ) مشکلی داشته باشی موفق نخواهی شد. صورت علی این اواخر خیلی خاص شده بود و من این رو خیلی خوب حس میکردم دلم میخواست همش نگاه کنم و از نگاه کردن بهش سیر نمیشدم یک جذبه خاصی تو صورتش بود که آدم رو غرق خودش میکرد. سه روز قبل از شهادتش خبر شهادتش رو بهم داد و ازم قول گرفت که مراسمش بیام و خودشم قول داد که منو نفر سی و نهم شفاعت کنه خواب دیده بود که از پهلو تیر میخوره و میشه، پیکرش بیست روز زیر آفتاب مونده بود (مثل شهدای کربلا و اربابش حسین) و بدنشون کاملا حالت خودشو از دست داده بود. وقتی برگشت فقط اثری از تیر و ترکش پشت گردنش و شانه قابل تشخیص بود. 🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم. صحبت از شهادت بود . یهو حاج عبدالله گفت :" من شهید شدم ، منو با همین لباس نظامی ام خاکم کنید. " بچه ها زدن زیر خنده و شروع کردن به تیکه انداختن .حالا تو شهید شو .. !شهیدم بشی تهران بفرستنت باید کفن بشی . سعی میکنیم لباس نظامی ات رو بزاریم تو قبر .. ! تو خط مقدم بودیم که خبر شهادت حاج عبدالله رو شنیدیم . محاصره شده بودن ، امکان برگشتشون هم نبود . شهید شد و پیکرش هم موند دست تکفیری ها . سر از تنش جدا کرده بودن و عکس هاش رو هم گذاشته بودن تو اینترنت . بحث تبادل اجساد رو مطرح کرده بودیم که تکفیری ها گفته بودن خاکش کردیم . چون پیکر سر نداره دیگه قابل شناسایی نیست ... حاج عبدالله به آرزوش رسید ... حاج عبدالله اسکندری🌷 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴؛