eitaa logo
كانال رسمي ( مجمع جهاني خادمين شهدا)
422 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
259 ویدیو
83 فایل
☫ ﷽ کانون فرهنگی رهپویان شهدای جهان. اسلام سایت و کانال @asganshadt http://martyrsofislamicworld.blog.ir خبری http://shahidd110.blog.ir گروه http://eitaa.com/joinchat/4102750219C440b76c0dd کانال @shahid_110
مشاهده در ایتا
دانلود
✍راوی همسر بزرگوار شهید خداوند به من و شهید عشریه سه فرزند به نام‌های زهرا ۱۳ ساله، زینب ۱۰ ساله و فاطمه معصومه شش ساله امانت داد. آقا ابراهیم سال ۱۳۷۹ از طریق یکی از دوستانش به سپاه معرفی شد و خودش هم علاقه‌مند به عضویت در سپاه بود.👌به قول خودش «با شناخت هستی و درک فلسفه خدمت و اینکه اندیشه امام خمینی (ره) به اهتزاز درآوردن پرچم توحید بوده در این مسیر قرار گرفتم». بعد‌ها ایشون در مسیر خدمتش فارغ‌التحصیل دانشگاه افسری امام حسین (ع) شد و به عنوان یک مربی فنون نظامی شروع به فعالیت کرد✌️ سال ۹۲ کارشناسی ارشد را در تهران خوند. همیشه پیگیر اخبار وضعیت سوریه بود و می‌گفت: «دوستانم دارند سری به سری به سوریه اعزام می‌شن و ما هم وظایفی نسبت به دفاع از حرم حضرت زینب (س)، شیعیان و مسلمانان داریم.» نهایتاً هم با تخصص‌هایی که داشت به عنوان مربی تاکتیک نظامی در آموزش گردان‌ها به سوریه اعزام شد.
آقا ابراهیم توانمندی‌های زیادی داشت که قدرت و آگاهی پشت آن بود. در صحبت‌هایش مقتدرانه حرف می‌زد. به نماز اول وقت اهمیت می‌داد و سعی می‌کرد نمازهایش را در مسجد به جماعت بخواند همیشه توسل به ائمه اطهار داشت و از روی کتابی به نام «لهوف» روضه چند دقیقه‌ای می‌خواند و می‌گفت: «خواندن این روضه‌ها و توسل به اهل بیت موجب می‌شود شیطان از خانه رانده شود و ملائکه‌ها جایگزین آن شوند و دعاگوی اهل خانه شوند.» شهید به معنا و مفاهیم قرآن اعتقاد خاصی داشت برای همین هر دو در کلاس‌های حفظ قرآن در جوار حرم حضرت معصومه (ع) شرکت و با یکدیگر مباحثه می‌کردیم. آقا ابراهیم مطالعات آزاد در مورد امام زمان (عج) و همین طور مفاهیم سیاسی نظام و مملکت داشت و با اطلاعات و آگاهی‌هایش از عقایدش دفاع می‌کرد👌
آن شب که خبر شهادت را دادن تمام بدنم را استرس و لرزش فرا گرفت😔 ولی به حضرت زینب (س) گفتم: «من در عهد خودم با شما باقی ماندم و می‌دانم که شما نظاره‌گر همه چیز هستید و دست من را می‌گیرید و به من کمک می‌کنید.» یادم است همسرم قبل از رفتن به سوریه یک هفته مرخصی گرفت و با کمک هم خانه را تمیز کردیم☺️برای دختران خرید عید سال ۹۵ را هم انجام دادیم. آقا ابراهیم همیشه به بچه‌ها می‌گفت: «اگر دلتنگ من شدید به یاد مصیبت‌های حضرت رقیه (س) بیفتید که چقدر ایشان را دشمنان اذیت کردند ولی اگر من شهید شوم کسی شما را اذیت نمی‌کند.» الان با گذشت سه سال از شهادت پدرشان، دخترانم هنوز دلتنگی می‌کنند، ولی به لطف خدا و اهل بیت (ع) قابل تحمل است. همسرم فکر آینده را هم کرده بود. برای زمانی که دخترانمان بزرگ می‌شوند و سؤالاتی از چرایی حضور پدرشان در سوریه می‌پرسن، در آخرین صحبت‌ها که فیلمش هم موجوده به ما گفت: «من آگاهانه برای جهاد به سوریه می‌روم و کسی هم من را مجبور نکرده است و دعا می‌کنم امام زمان (عج) بیاید و من دوباره زنده شوم و در رکاب ایشان بجنگم و باز هم شهید شوم.»✌️
اون شب مسئول شب بودم. نیمه شب آقا مجید با واکس رفت طبقه بالا پوتین ها رو‌مخفیانه واکس بزنه ازش پرسیدم چرا این کار رو میکنی؟خود بچه ها فردا این کار رو انجام میدن. جواب داد از عشریه یاد گرفتم☺️ نیمه شب بیدار میشد و سرویس های بهداشتی رو تمیز میکرد. ابراهیم یک فرمانده عارف مجاهد بود. هنوز همت و باکری ها ادامه دارند✌️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
😔لحظه ای جانسوز كه به دختر شهید ابراهیم عشریه، خبر شهادت پدرش را دادند و حال پدر به آغوش فرزندعزیزش بازگشت
✍فرازی از وصیت نامه شهید فرزندان عزیزم : عزیزانم! پدرتان تمام تلاش خود را به عمل آورد تا نمونه یک پدر خوب باشد. اما به خوبی می داند که نتوانست به هدف خود نائل آید. بدانید همیشه شما را دوست داشت و عاشقتان بود. به شما وصیت می کنم جز در راه دین مبین اسلام و ولایت (در قول و فعل) قدم مگذارید و قرآن را سرلوحه زندگی خود قرار دهید (چرا که قرآن هدیه ی خداوند سبحان به ما و کتاب قانون زندگی ماست و تامین کننده  سعادت دنیا و آخرتمان) و شهادت در راه خدا را آرزویتان. مجالس اهل بیت علیهم السلام را جدی بگیرید(چه میلادهای نورانی و چه شهادت ها) و توشه آخرت خود را از این مجالس به ویژه مجالس سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و شهدای کربلا و اسارت عمه سادات خانم زینب سلام الله علیها فراهم آورید و بدانید که بهشت حقیقی را می توانید در همین مجالس جست و جو کنید. حسین گونه و زینب وار زندگی کنید و با همین حال به دیدار خدایتان بروید. ذکر و یاد مولایمان حضرت بقیه الله ارواحنا فداه را هرگز فراموش نکنید و توسل به مادر سادات خانم زهرای اطهر را کار هر روزتان قرار دهید. نیکی به مادرتان را فراموش نکنید. او برای استحکام خانواده و تربیت شما خون دل ها خورد و استقامت ها کرد.
به همه کسانی که از طریق نوشتار صدایم را می شنوند وصیت می کنم حول محور قرآن، نبوت و ولایت، اتحاد خود را حفظ نمایند تا نگذارند دشمن زبون با استفاده از منافقین داخلی (همان ها که از همان ابتدا به دنبال خزیدن در آغوش استکبار بودند و فتنه 88 را به وجود آورند و به وجود آورنده فتنه های آینده نیز خواهند بود) فکر تعدی به ایران اسلامی را به خود راه دهد. پس از شهادتم مرا با کفنی که از عتبات عالیات خریده ام کفن کنید (به احتمال زیاد خمس آن را داده ام ولی محض احتیاط بازهم پرداخت شود) همیشه دوست داشتم زیر پای شهدای شهرستان نکا دفن شوم، اگر پدر و مادرم و همسرم مخالفتی ندارند و آن ها را به رنج و تعب نمی اندازد، مرا در آنجا دفن کنید. خدایا این ناچیز درگاهت دوستت دارد و عاشقانه تو را می پرستد. اگر علقه ای به دنیا و زن و فرزند دارد فقط به خاطر توست و تو را و محبت تو را در آن ها می بیند. تو خود بهتر از هرکس دیگری می شناسی ام، در اعماق وجودم با تمام خطاهایم تو را می خواهم و تو را دوست دارم و دیگر هیچ. مشتاقانه در آرزوی وصالت هستم. تلخی حضور در دنیا را با امید به شیرینی وصلت برایم قابل تحمل می کند. منتظرم تا نظر مبارکت بر افتد که این حقیر را از این زندان برهانی و به سرای ملکوتم ببری و در جوارت بارم دهی. نمی گویم خالصانه فقط و فقط به عشق تو زیستم اما تلاشم این بود تا اینگونه باشم و در تمام اعمالم رضایت تو را مدنظر داشته باشم، اما در بسیاری از موارد هوای نفش بر من غالب بشد و از این بابت عذر می‌خواهم. خدای مهربانم به کمکت نیازمندم خوب می دانی که دشمن قوی هست و قدر و برای مبارزه با او به همراهی تو نیاز دارم، پس کمک کن و مگذار خود را در اعمالم شریک کند و اخلاص را از من برباید به تو توکل می کنم و تو را بهترین یاور می دانم. خدایا کمی عقل و کوچکی مرا مبین بزرگواری عظمت و عفو و گذشت خویش را ببین. خدایا همه می گویند رفیق بی کلک مادر ولی این حقیر مسکین می گوید رفیق بی کلک خدا. مولایم همواره تو را رفیق خویش دانستم و مهربان تر از مادر، گرچه بی وفایی هم کردم ولی از تو می خواهم بر این بنده حقیرت به نظر عفو بنگری و او را ببخشی و او را با آقایش محمد صلی الله علیه و آله و سلم و خانم زهرا سلام الله علیها، مولایش علی علیه السلام و فرندان طاهرش علیهم السلام محشور گردانی. سرورم بقیه الله الاعظم را سلامت بداری و در فرجش تعجیل بفرمایی. مولایم به کمتر از شهادت راضی نمی شوم. تو به خدایی خود نگاه کن نه به بیچارگی این مسکین پس به حق حسین شهید دعایم را مستجاب فرما به حق زهرای شهیده خواسته ام برآورده کن.
9.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥دل‌نوشته دختر شهید #مدافع_حرم شهید عشریه 😔بابا مردم نمی‌دانند هر چه عروسک و هدیه بدهند جای بابا پر نمی شود. 🌷هدیه به شهید بزرگوار و صبوری دل همسر و فرزندان شهید ۱۴گل صلوات
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#گام_دوم_انقلاب «برای همه‌چیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها.»
🌷شهیدحسین رستمی روشن ،سال ۱۳۳۹ در شهرستان رودسر استان گیلان به دنیا آمدن ایشان در سال ۶۲ و در عملیات خیبر به شهادت رسیدند و سالها مهمان حضرت مادر(س)شدند وحال بعد از گذشت ۳۶ سال به آغوش خانواده بازگشتند. 🌷شهید محمد حسین نژاد دریا کناری سال ۱۳۴۰ در شهرستان لنگرود استان گیلان به دنیا آمدند ایشان سال ۶۱ و در عملیات رمضان به شهادت رسیدند، پیکر مطهرش در شرق بصره ماندو سالها مهمان حضرت مادر (س)بودندو حال بعد از گذشت ۳۷ سال به آغوش خانواده بازگشتند.
هدایت شده از 🌷شهید نظرزاده 🌷
روز لباس های خالی ⇜روز قبرهای خالی🌷 ⇜روز مزارهای بی ⇜و روز مادر است😔 ♦️ روز تشییع 150 شهیدی🌷 است که نمیدانیم کجا منتظرشان هستند😔 ♦️فردا روز 150 مادری است که هنوز چشم به راهند کاش همه کبوترها🕊 برگردند ♨️اگر میخواهید فردا را از دست ندهید. خدا می داند چند به دیدار پسرهایشان🌷 می ایند بی انکه بدانند کدام تابوت⁉️ علی اصغر ان ها را در برگرفته است هوای شهر را عوض میکنیم 🕊🌷 🌙 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh