eitaa logo
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
35.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
11.9هزار ویدیو
114 فایل
♥️باهمه وجود دوستتون دارم #حضرت_زهرا_سلام_الله مادر همه ی شهیدان شده اید می شود #مادر ما هم بشوید❓ با دعوت #شهدا به این کانال اومدید پس لفت ندید. تاریخ تاسیس 1397/1/25
مشاهده در ایتا
دانلود
💢زیارتنامه علیه السلام 💠 به نیت تعجیل فرج مولایمان با هم قرائت کنیم ... ♥️عکس باز شود 👆👆👆 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
♥️بسم رب الزهرا سلام الله علیه♥️ اسامی کسانی که دیشب توفیق داشتند نماز شب بخوانند👇👇👇 1 ) زهرا 2) مامان خانوم 3 ) علیرضا 4 ) ز خلیلیان 5 ) ستاره setareh 6 ) فاطمه 7 ) ماریا 8 ) مریم 9 ) محمدحسین مهدی پور 10 ) زهرا 11 ) گل نرگس 12 ) آرامش خدایی 13) نازنین زهرا 14 ) الیس الله بکاف عبده 15 ) فاطمه 16 ) زهرا 17 ) هاجر رحیمی 18 ) با ولایت تا شهادت 19 ) حسن 20 ) خادمیار امام رضا ع 21 ) فاطمی 22 ) یاس 65 23 ) یا زهرا 📕ان شاءالله نائب الزیاره همگی شما در جاهای زیارتی خواهیم بود ممکنه بعضی ها پیش خودشون بگند اگه ما پیام بدیمو بگیم نماز شب خوندیم ریا میشه ریا که نمیشه چون هیچ کس شما رو نمیشناسه دوما همین اعلام حضور شما باعث انگیزه برای بقیه میشه که اونا هم تشویق بشند بخونند یاعلی مدد
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
#ادامه_قسمت_بیستم داستان #شهید_تورجی_زاده 👇👇👇 همه از عطش ناله میکردند. با این حال به هم دلداری مید
🌹☘🌹☘🌹☘ 🔮قسمت بیست و یکم 🍇صدای پای آب راوی:نوارمصاحبه شهید تورجی- و خاطرات دوستان دو گروهان از گردان یا زهرا (علیها السلام) به ما ملحق شد. با شوق به سمت آنها رفتم. حال خودم را نمی فهمیدم. باخوشحالی سراغ آب را گرفتم. گفتم: دبه های آب کجاست!؟ برادر نوروزی فرمانده گردان با تعجب گفت: دبه آب!؟ بعد ادامه داد: ما خودمان را هم به سختی تا اینجا رساندیم. قمقمه آب بچه های ما هم خالی شده! بعد مسیرش را عوض کرد و رفت سراغ بچه های گردان. باتعجب به او نگاه می کردم. خستگی این مدت روی دوشم نشسته بود. نشستم روی زمین. نگاهی به سنگر انداختم. بچه های مجروح همگی منتظر آب بودند. بی اختیار قطرات اشک از چشمم جاری شد. به یاد کربلا افتادم. در دل فقط می گفتم: یا حسین(علیه السلام) چقدر سخت بود اشتیاق اهل حرم! آنها که منتظر آب بودند. اما امیدشان ناامید شد! رفتم به سمت سنگر. همه مجروحین سراغ آب را می گرفتند. گفتم: دیگه حرف آب نزنید. آبی در کار نیست! نگاه های بهت زده و متعجب بچه ها را فراموش نمی کنم. توان تحمل آن صحنه ها را نداشتم. بی اختیار از سنگر بیرون آمدم. فرصتی برای حمله به دشمن نبود. گردان دیر رسیده بود. قبل از روشن شدن هوا تعدادی از مجروحین از منطقه تخلیه شدند. با تلاش برادر قربانی به هر مجروح به اندازه یک دَر قمقمه آب رسید! آفتاب روز دوشنبه بالا آمد. دشمن با تمام قوا آماده حمله مجدد بود. ساعتی بعد شلیک خمپاره ها آغاز شد. دیگرکسی برای مقاومت روی تپه نبود! همه یا شهید شده بودند یامجروح. این تپه به خون بهترین عزیزانمان آغشته شده بود. سریع خودم را به داخل یک سنگر رساندم. چند نفر از مجروحین در انتهای سنگر بودند. هنوز چندلحظه ای نگذشته بود که یک گلوله خمپاره روی سنگر خورد! بدن یکی از مجروحین متلاشی شده بود. از حرارت و آتش بوجود آمده موها و ریشهای من سوخت. خواستم از سنگر بیرون بیایم. گلوله دیگری جلوی سنگر خورد. چند ترکش ریز به من خورد. به داخل سنگر دیگری رفتم. سه نفر از بچه ها آنجا بودند. آنها قبلاً ارتشی بودند ولی به صورت بسیجی همراه گردان ما آمده بودند. یکی از آنها ترکش به سرش خورده بود. دیگری به پهلویش و آن یکی هم شهید شده بود. آنها هم آب می خواستند. من هم شرمنده! عصر دوباره آتش دشمن سنگین شد. با انفجار هر گلوله خمپاره ناله عده ای بلند می شد و ناله عده ای خاموش! آقای قربانی را دیدم. گفت: صبرکنید هوا که تاریک شد برمی گردیم! بعد هم خودش تعدادی از مجروحین را برای رفتن آماده کرد. لحظات غروب بود. هیچ صدایی نمی آمد. با سختی از سنگر بیرون آمدم. تعداد زیادی از سربازان عراقی از بالای ارتفاع به سمت ما می آمدند. توان راه رفتن نداشتم. به حالت چهاردست وپا شروع به حرکت کردم! از کل گردان کمتر از ده نفر باقی مانده بود! همه شروع به دویدن کردند. به یکی از بچه ها که لباس سپاه به تن داشت گفتم: لباست را در بیار، اگه اسیر بشی اذیتت می کنند. من هم سریع به دنبال آنها رفتم. کمی جلوتر برگشتم و برای آخرین بار به تپه نگاه کردم. تقریباً همه جای تپه را خون گرفته بود. هنوز از داخل برخی سنگرها صدای ناله می آمد! کمی آن سوتر سنگری خراب شده بود. بدن یکی از پیرمردهای گردان زیر آوار مانده بود. فقط سر او بیرون بود. پیرمرد زنده بود و من را نگاه می کرد. باتعجب نگاهش کردم. عراقی ها با من کمتر از صد متر فاصله داشتند. پیرمرد گفت: داری می ری!؟ گفتم: کاری دیگه نمی تونم بکنم! گفت: به امان خدا، سریعتر برو! هیچ لحظه ای در زندگی برای من سخت تر از آن موقع نبود. شروع کردم به خواندن وجعلنا... خودم را به سختی روی زمین می کشاندم. رسیدم به بالای درّه. باید حدود صد متر را پایین می رفتم. بچه های دیگر زودتر از من رفته بودند. عراقی ها خیلی نزدیک شده بودند. حتی صدای آنها را می شنیدم! یکی یکی مجروح ها را تیر خلاصی می زدند! تصمیم خودم را گرفتم. از روی تپه غلطیدم و به سمت پایین رفتم! بدنم مرتب به سنگ ها می خورد. گاهی مواقع از روی زمین بلند می شدم و چند متر پایین تر محکم به زمین می خوردم. بالاخره به پایین رسیدم. حال تکان خوردن نداشتم. تمام لباسهایم پاره شده بود. دوست داشتم همانجا می خوابیدم. گفتم: حتماً اینجا شهید می شوم. استخوانهایم خیلی درد می کرد. آنقدر که تشنگی را فراموش کرده بودم. هوا تاریک شده بود. همانجا دستم را روی خاک زدم. تیّمم کردم و نماز خواندم. یکدفعه صدای بچه ها را شنیدم. همان بچه هایی بودند که زودتر از من برگشتند. آنها را صدا زدم. با هم راه را ادامه دادیم. هنوز چند قدمی نرفته بودیم که دوباره صدای عراقی ها آمد. .........................
YEKNET.IR - Banifateme Shab 16 Ramezan 95-01.mp3
5.96M
🌸 #میلاد_امام_حسن_مجتبی (ع) 💐ای تبسم دریا 💐ای عشق حضرت زهرا 🎤 #بنی #فاطمه 👏 #سرود 👌فوق زیبا 💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇 @shahid_hadi124
✨ ولادت امام حسن✨ 🌺حسن یعنی تمام هست زهرا 🍃حسن یعنی کریم هر دو دنیا 🌺حسن یعنی سکوت و رازداری 🍃حسن یعنی شب و دل بی قراری 🌺حسن یعنی غروری که شکسته 🍃حسن یعنی شهود دست بسته 🌺حسن یعنی غروب و رنگ نیلی 🍃حسن یعنی دوشنبه ضرب سیلی 🌺حسن یعنی بقیع تیره و تار 🍃حسن یعنی در وتیزیِ مِسمار 🌺حسن یعنی نه شمعی نه مزاری 🍃حسن یعنی نداری گریه داری 🌺حسن یعنی به رنگ ارغوانی 🍃حسن یعنی شکسته درجوانی 🌺حسن یعنی شهید زهر کینه 🍃حسن یعنی غریب اندر مدینه 🌺حسن یعنی تمام عشق مادر 🍃حسن یعنی عزیز قلب حیدر ✨ولادت با سعادت کریم اهل بیت❤ امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد🌸✨ 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
سلام دم افطار هست برای تمام اعضای کانال وخادمین و اطرافیان و کسانیکه حتی در حقتون بدی کردند دعا کنید. و برای تنهایی امام زمان عج هم دعا کنید دعا کنید...... دعا کنیم ...... دعا کنند ........ التماس دعای فرج
http://tv3.ir/program/48576 سلام روی لینک بالا بزنید و مستند معجزه انقلاب رو که از دوران کودکی شهید حججی تا شهادتش هست رو ببینید قشنگه
YEKNET.IR - sorood 1 - milad imam hasan1398 - hosein taheri.mp3
6.27M
🌸 #میلاد_امام_حسن_مجتبی (ع) 💐اومده اونی که عشق و سرنوشته 💐آقای کل جوونای بهشته 🎤 #حسین_طاهری 👏 #سرود 👌فوق زیبا 💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇 @shahid_hadi124
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌾🍃❣🌾🍃❣ ❣🌾🍃❣ 🍃❣ ﷽ بسم الله الرحمن الرحیم ﷽ ♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝَ ﺍﻟﻠﻪ 💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺍﻣﯿﺮَﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏِ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﺔُ ﺍﻟﺰﻫﺮﺍﺀ 💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺣﺴﻦَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﻤﺠﺘﺒﯽ ♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﺳﯿﺪَ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ 💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻋﻠﯽَّ ﺑﻦَ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦِ ﺯﯾﻦَ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ ♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﺒﺎﻗﺮ 💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺟﻌﻔﺮَ ﺑﻦَ ﻣﺤﻤﺪٍ ﻥِ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦَ ﺟﻌﻔﺮٍ ﻥِ ﺍﻟﮑﺎﻇﻢُ 💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻋﻠﯽَّ ﺑﻦَ ﻣﻮﺳَﯽ الرضا ♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﺠﻮﺍﺩ 💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﻋﻠﯽَّ ﺑﻦَ ﻣﺤﻤﺪٍ ﻥِ ﺍﻟﻬﺎﺩﯼ ♦️ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَ ﯾﺎ ﺣﺴﻦَ ﺑﻦَ ﻋﻠﯽٍ ﻥِ ﺍﻟﻌﺴﮑﺮﯼ 💟ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏَﯾﺎﺑﻘﯿﺔَ اﻟﻠﻪِورحمة الله وبرکاته 🍃❣ ❣🌾🍃❣ 🌾🍃❣🌾🍃❣
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
☆ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمْ ‌☆ ♡دعای عهد♡ 💠اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ،💠 وَ رَب
❣🌟❣🌟❣🌟❣ 💖حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) فرمودند: 💞صبح ها سعی کن این دعا «دعای عهد» را بخوانی چون در سرنوشت (عاقبت به خیری) دخالت دارد. 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
🌹🌟🌹🌟🌹 🔴با سوالات بیهوده، باعث دروغ گفتن دیگران نشویم! ✨آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) :👇 چیزهایی که به درد شما نمی خورد را نگویید! 🔰مثلا در ماه رمضان شما به چه مناسبتی از دیگران سوال می کنید که روزه ای یا نه؟ ❌این حرف بی خودی هست. 💥زیرا اگر آن شخص روزه باشد ، شاید دلش نخواهد ریا شود و اگر روزه نباشد ، شاید دلش نخواهد که شما متوجه بشوید. ✅شاید بدلیل بیماری روزه نیست ، اما دلش نمی خواهد کسی بفهمد. ⛔️ خیلی حرفها هست که ما می زنیم و بخاطرش نامه عملمان را سنگین می کنیم. ‼️بعضی از سوالاتی که ما از افراد می پرسیم ، باعث می شود آنها یا مجبور به دروغگویی شوند یا وادار به ریاکاری بشوند، حرف‌های بیهوده را ترک کنید... 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd