ای عاشقان ابا عبدالله
ای دلدادگان حرم ارباب.
ای ارزومند زیارت کریلا.
امشب دلا حال و هوای دیگری دارد
امشب اسمون دلامون ابری تر از
هرشب هست
امشب عطر مدینه و کوچه های
مدینه می اید امشب صدای
گریه های امام حسن می اید 😭
امشب عطر یتیمی می اید
امشب عطر قاسم می اید
امشب بوی خون گلوی علی اصغر می اید
امشب صداتو ازاد کن
اگر اشکت جاری شد امشب
ار امام زمانت تشکر کن که بهت
اجازه اشک داده. حضرت زهرا
سلام الله بهت اجاز اشک داده
امشب با سوز دل ناله بزن بگو😭
حسن جان.....
حاج اقا شوشتری رضوان الله می گوید
امام حسین ع در کربلا روز عاشورا شش. جا گریه کرد
ای اقا قربون گریه هات اقا 😭😭
اول اون ساعتی که پسر نازنینش
علی اکبر به میدان رفت اشک اقا
جاری شد
دوم وقتی پسر برادرش خواست
به میدان رود
یتیم برادر حاضر شد
قاسم اومد پیش عمو
هم چین که عمو بهش گفت
شهادت برات چطوره قاسم جان
گفت عمو جان ار عسل برام شیرین
تر هست خیلی ذوق و شوق شهادت
داشت جان را فدای مولایش کرد
یه کاری کرد که مادرش سرش را
بیاره بالا
حاضری امشب یتیم نوازی کنی
حاضزی امشب برای یتیم حسن
اشک بزیزی
امشب خریدار اشکات خود حضرت
زهرا سلام الله هست😭😭😭
صدا بزن یا زهرا......
چشمهایش همه را یاد مسیحا انداخت
در حرم زلزله ای شور تماشا انداخت
تنها کسی که ابا عبدالله براش
نقاب زد قاسم بود.
مبادا چشمش بزنن مبادا کسی
بشناسدش و بفهمه پسر امام حسن
هست
یا امام حسن....
چشمهایش همه را یاد مسیجا انداخت
در حرم زلزله ای شور تماشا انداخت
هیچ چیزی که تمی گفت فقط با گریه
جلوی پای عمو بود که خودش را انداخت
روایت هست عمو راضی نمی شد
اینقدر دست و پای عمورا بوسید
تا عمو راضی شد
به تعجب همه دیدن غم بدرقه اش
کوه طوفان زده را یک تنه ازپا انداخت
قاسم اماده میدان شد.
این عمو و برادر زاده همدیگر را
بغل کردن....
قاسم تو چقدر عطر حسنم را میدی
می گن وقتی ابا عبدالله قاسم را
بغل کرد اینقدر گریه کرد که از حال
رفت
چرا از حال رفت....؟ شاید یاد مدینه.....
😭
نمی دوتم چطور شد روضه ما
امشب به مدینه وا شد
به یاد تمام شهدا
به یاد شهید ابراهیم هادی
به یاد شهید حججی و
شهید تورجی زاده و شهید
سردار سلیمانی و همه شهدا
امشب گرفتاری برو در خونه
یتیم امام حسن ناله بزن
امشب جوون داری برو در خونه
قاسم.........
ای گرفتارا
ای مریض دارا که این بیماری.
نفس همه را گرفته....... 😭 😭 😭
امشب صدا بزن حضرت قاسم را
یا قاسم ابن الحسن....
یا قاسم بن الحسن...
اقا وقتی قاسم را اغوش کشید
بسیار گریه کرد شاید وقتی
قاسم زا بفل کرد یاد داداش حسن
افتاد
اخ. اخ. اخ. این بچه بوی مدینه میدهد
عطر و بوی حسنش را میده. بوی مادرش
زهرا را میده
😭😭 ای وای........ یاد مدینه
همچین که قاسم را بغل کرد
دست انداخت گردنش
یادش افتاد شب شهادت مادرش
زهرا سلام الله که دست در گردن
داداش حسن انداخته بود
یادش افتاد غسل شبانه
یاذش افتاد درو اتیش...
یادش افتاد دست و قلب شکسته
ای وای
امشب همه مهمان امام حسن هستید
کریم اهل بیت ع.
مبادا دست خالی برگردی.....
با تعجب همه دیدن غم بدرقه اش
کوه طوفان زده را یک تنه ازپا انداخت
ای داد من بی زره رفت
علی اکبر با زره رفت اونطور
برگشت 😭😭😭
نتونستن براش لباس رزم
پیدا کنن بی زره رفت
اقا عمامه مبارکشون را به تن
قاسم پوشاند.....