eitaa logo
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
35.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
11.9هزار ویدیو
114 فایل
♥️باهمه وجود دوستتون دارم #حضرت_زهرا_سلام_الله مادر همه ی شهیدان شده اید می شود #مادر ما هم بشوید❓ با دعوت #شهدا به این کانال اومدید پس لفت ندید. تاریخ تاسیس 1397/1/25
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ #فداےسیدعلی هر کس به هوای تو نباشد #به_جهنم عشقش که برای تو نباشد #به_جهنم جایی که تو باشی وسط باغ بهشت است... هر کس که به پای تو نباشد، #به_جهنم @shahid_hadi124
#_داستان_زندگینامه_شهید_منوچهر_مدق
🌷💐🌷💐🌷💐🌷💐 خوشبخت بودم و خوشحال. خوشبخت بودم، چون منوچهر را داشتم؛ خوشحال بودم، چون علی و هدی پدر را دیدند و حس کردند؛ و خوشحالتر می شدم وقتی می دیدم دوستش دارند. منوچهر برای خرید عید قانون گذاشته بود؛ خرید از کوچک به بزرگ. اول هدی، بعد علی، بعد من و خودش. ولی ناخودآگاه سه تایی می ایستادیم برای انتخاب لباس مردانه. منوچهر اعتراض می کرد، اما ما کوتاه نمی آمدیم. روز مادر علی و هدی برای منوچهر بیش تر هدیه خریده بودند. برای من یک اسپری گرفته بودند و برای منوچهر شال گردن، دست کش، پیراهن و یک دست گرم کن. این دوست داشتن برای بهترین هدیه بود. به بچه ها می گویم: شما خوش بختید که پدر را دیدید و حرفهایش را شنیدید و باهاش دردل کردید. فرصت داشتید سوال هاتان را بپسرید و محبتش را بچشید. به سختی هاش می ارزد. دو روز مانده بود به عید هفتاد و نه که دل درد شدیدی گرفت. از آن روزهایی که فکر می کردم تمام می کند. آن قدر درد داشت که می گفت:«پنجره را باز کن، خودم را پرت کنم پایین.» درد می پیچید توی شکم و پاها و قفسه ی سینه اش. سه ساعتی را که روز آخر دیدم، آن روز هم دیدم. لحظه به لحظه از خدا فرصت می خواستم. همیشه دعا می کردم کسی دم سال تحویل، داغ عزیزش را نبیند. دوست نداشتم خاطره ی بد توی ذهن بچه ها بماند..... http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd 🌷💐🌷💐🌷💐🌷💐
🌷💐🌷💐🌷💐🌷💐 تنها بالای سرش کاری نمی توانستم بکنم. یک روز و نیم درد کشید و من شاهد بودم. می خواستم علی و هدی را خبر کنم بیایند بیمارستان، سال تحویل را چهارتایی کنار هم باشیم، که مرخصش کردند. دلم می خواست ساعت ها سجده کنم. می دانستم مهمان چند روزه است؛ برای همان چند روز دعا کردم. بین بد و بدتر انتخاب کردم. منوچهر می گفت:«بگو بین خوب و خوب تر، و تو خوب را انتخاب می کنی. هنوز نتوانسته ای خوب تر را بپذیری. سر من را کلاه می گذاری.» سال هفتاد ونه انگار آگاه بود که سال آخر است. به دل ما هم برات شده بود. هر سه دل تنگ بودیم. هدی روی میز کنار تخت منوچهر سفره ی هفت سین را چید و نشستیم دور منوچهر که روی تختش نماز می خواند. لحظه های آخر هر سال سر نماز بود و سال که تحویل می شد. سجده ی آخرش بود. سه تایی شش دانگ حواسمان به منوچهر بود. از این فکر که ممکن بود نباشد، اشکمان می ریخت و او انگار سر نماز می خندید. پر از آرامش بود و اشتیاق، و ما پر از تلاطم. نمازش که تمام شد. دستش را حلقه کرد دور سه تامان. گفت:«شما به فکر چیزی هستید که می ترسید اتفاق بیوفتد، من نگران عید سال بعد شما هستم. این طوری که می بینمتان، می مانم چه جوری شما را بگذارو بروم.» علی گفت: بابا این حرف چیه اول سال می زنی؟ گفت:«نه بابا جان سالی که نکوست از بهارش پیداست. من از خدا خواسته ام توانم را بسنجد. دیگر نمی توانم ادامه بدهم.».... .... http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd 🌷💐🌷💐🌷💐🌷💐
7.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی بنی فاطمه در کربلا به یاد کریمی شوریده و شیدای توام @shahid_hadi124
#کنیزتم_رقیه_خاتون نگاهــے ڪن بہ قـدرِ یڪ اشـاره ندارم غیـرِ عشقـٺ راهِ چـاره♥️ ‌ بلندم ڪن! دخیلڪْ یا رقیــہ(س) ببین محڪم زمین خوردم دوبـاره!💔😔 #دخیلم_یا_رقیه_س سهم تو #صد صلوات @shahid_hadi124
بسم الله الرحمن الرحیم سلامی از عمق بفرست بر مادر عشق و 🌷السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ 🍃السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ 🌷السَّلامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ 🌷السَّلامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ 🍃السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّة 🌷ُالسَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ 🍃السَّلامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّه @shahid_hadi124
🍃🌸❤️🍃 💫روزمون رو با صلوات خاصه حضرت فاطمــه زهرا(س) آغاز میکنیـــم 🍃 🍃🌸❤️🍃 @shahid_hadi124
🍃🌸🍃 هر روز یک زیارت عاشورا،به نیابت ازیک شهید امروز به نیابت از #شهید_سجاد_زبرجدی ♦️به نیت تعجیل در امر فرج ♦️سلامتی رهبرمون ♦️ترک گناه @shahid_hadi124 🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃