وقتی خیمه ها شعله ور شد
اتیش و دود همه جا را فرا گرفت
هر کدوم بچه ها به طرفی می دویدن
زینب س دید خیمه امام سجاد هم
اتیش گرفته
راوی می گه یه وقت دیدم .
خیمه ای اتیش گرفته
و زنی هی میره داخل خیمه نیمه سوخته
هی بیرون می اد
رفتم جلوتر گفتم خانم همه فرارکردن
شما چرا اینجا وایستادید .
گفت اخه من یک بیمار دارم در این خیمه
بیم ان دارم بسوزد بیمار من 😭😭
ایام شهادت امام سجاد ع هست و
دلهارا روانه قبرستان بقیع کنیم
نمی دونم چقدر در این اسارت
به اهل بیت ع سخت گذشت که
وقتی از امام سجاد ع پرسبدن
کجا بهتون زیاد سخت گذشت اقا؟
فرمودند امان از شام. امان از شام
گفتند اقا عزیزان شما را کربلا کشتن چراامان از شام ؟
امام سجاد ع فرمودن. امام از زخم زبان
شامیان ، امان از چشمعای بی حیای شامیان ،
روایت هست وقتی اهل بیت به شام وارد شدن
زنهای شامیان دامناشون را پر از سنک کردن و به پشت بامها رفتن و مرداشون هم شعله
های اتیش به دست گرفتن
یک نامردی یه تیکه اتیش انداخت
افتاد رو عمامه امام سجاد ع
سرش سوخت دستش بسته بود
نمی تونست اتیش را از سر برداره
سرش سوخت 😭😭😭😭
شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید.
ساز با ناله ذریه زهرا نزنید
سر مردان خدارا به سر نیزه زدید
مرد باشید و دگر سنک به زنها نرنید
علی و فاطمه در بین شما ایستادند
پیش چشم علی و فاطمه مارا نزنید
کشتن فاطمه بین درو دیوار بس است
تازیانه به تن زینب کبری نزنید
😭😭
در شام چه اهانت ها که نکردن
زینب کبری ع در بازار شام یکبار
افتاد زمین 😭😭
تا بلند شد نگاه کرد به سر نیزه _
صدا زد داداش چرا چشاتو بستی داداش
تا حالا چشات باز بود داداش
ناموست وسط بازارشام افتاد
میان این همه نامحرم
زینبت خرد شدو شکست
تا دید چشمات بسته هست😭😭
ای عزیزان اربعین کربلا می خواهین
الان وقتشه
چشم سرت را ببند با چشم دل راهی کربلا شو
به خانوم زینب سلام الله بگو
خانوم وعده ما اربعین پای پیاده کربلا
من یه نوکره در به دردم
چند ساله همش منتظرم......
ای گریه کنای ابا عبدالله
دعوتی کربلا با بی بی زینب سلام الله هست
روز یازدهم محرم باقی مانده های خیمه ها را هم سوزوندن .
اهل بیت ع را از کنار گودال قتلگاه
عبور دادن .
همه دیدن جلوی چشاشون بدنهای بی سر افتاده
همه داغشون تازه شد
در اصل باید از لشکر بترسن
ولی همهجانها فدای بی بی زینب س
نگفت تیراندازها تیر می زنن
نگفت نیزه دارها نیزه می زنن
دنبال عطر ابا عبدالله ع راه افتاد
.گلی کم کرده ام می جویم اورا
به هر گلمی رسم می بویم اورا
زینبی که از همه بهتر حسین را می شناسه
حالا داره دنبال داداشش می گرده
چکاری کردی لعین بن لعین
که زننب داداشش را نمی شناسه