eitaa logo
شهیدان حاج اصغر پاشاپور و حاج محمد پورهنگ
205 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.6هزار ویدیو
6 فایل
حاج اصغر : ت ۱۳۵۸.۰۶.۳۱، ش ۱۳۹۸.۱۱.۱۳ - حلب رجعت پیکر حاج اصغر به تهران: ۱۳۹۸.۱۲.۰۴ حاج محمد (همسر خواهر حاج اصغر) : ت ۱۳۵۶.۰۶.۱۵، ش ۱۳۹۵.۰۶.۳۱، مسمومیت بر اثر زهر دشمنان 🕊ساکن قطعه ۴۰ بهشت زهرا (س) تهران
مشاهده در ایتا
دانلود
آرامـش یعنی من باشم و تویی که چایمان کنار هم یخ کند... عصرت بخیر ☕️🍩 @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
📌اقدامات رئیس جمهور شهید از روز منتخب شدن تا مراسم تحلیف حالا مقایسه کنید با بنده خدایی.... ای بابا.....
📬 سلام و عرض ادب خدمت شما. خدا برات بسازه که برای فرهنگ ایرانمون زحمت میکشید. با کاری که می‌کنید نام و یاده شهدا و بزرگان مون رو زنده نگه می‌داری. به قول پدرم دمت همیشه گرم. پدر همیشه تو اینجور مواقع خطاب به امثال شما میگه ؛ خیلی مراقب خودت باش که زمین به امثال شما نیازمنده. منم اینو به شما میگم که واقعاً زمین به امثال شما نیازمنده. خدا بهت عمر با عزت بده. ------------------- علیکم سلام زنده باشید، خیلی ممنونم امیدوارم مورد قبول واقع بشه از من که خاک پای شهدا هستم امیدوارم نوکر خوبی باشم...😔 خدا سایه پدر و مادرتون رو بالای سرتون نگهدارد اِن شاءالله.💐 محتاج دعای خیر شما و شهدای عزیز هستم. ارتباط ناشناس باکانال🌹👇 ✉️daigo.ir/secret/6145971794 @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
3.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 روضه‌خوانیِ مهدی سلحشور در شام غریبانِ حسینی و اشک‌های رهبر انقلاب...😞 آخه رهبر ما هم علمداراش رو از دست داده.... آخ حسینم.... @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
🔴 استاد شجاعی در واکنش به معیارهای برای انتخاب وزرای دولت ! انالله و انا الیه راجعون! در ایام شهادت سالار شهیدان بدست منافقان مدعی دینداری، بازگشت نفاق و فتنه تسلیت باد. امت اسلامی منتظر آثار شوم اقدامات آقای ظریف و سران فتنه باشند. سابقه کینه این حزب به تشیع دیرینه است. دسترسی به توئیت @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهیدان حاج اصغر پاشاپور و حاج محمد پورهنگ
📖 #بدون_تو_هرگز #کودک_بی_پدر #قسمت_چهل_و_چهارم مادرم مدام بهم اصرار می کرد که خونه رو پس بدیم و بری
📖 تا شب، فقط گریه کرد. کارنامه هاشون رو داده بودن با یه نامه برای پدرها. بچه یه مارکسیست زینب رو مسخره کرده بود که پدرش شهید شده و پدر نداره... - مگه شما مدام شعر نمی خونید، شهیدان زنده اند الله اکبر! خوب ببر کارنامه ات رو بده پدر زنده ات امضا کنه. اون شب، زینب نهارنخورده شام هم نخورد و خوابید. تا صبح خوابم نبرد همه اش به اون فکر می کردم خدایا حالا با دل کوچیک و شکسته این بچه چی کار کنم؟ هر چند توی این یه سال مثل علی فقط خندید و به روی خودش نیاورد اما می دونم توی دلش غوغاست. کنار اتاق، تکیه داده بودم به دیوار و به چهره زینب نگاه می کردم که صدای اذان بلند شد. با اولین الله اکبر از جاش پرید و رفت وضو گرفت. نماز صبح رو که خوند، دوباره ایستاد به نماز. خیلی خوشحال بود. مات و مبهوت شده بودم. نه به حال دیشبش، نه به حال صبحش. دیگه دلم طاقت نیاورد سر سفره آخر به روش آوردم. اول حاضر نبود چیزی بگه اما بالاخره مهر دهنش شکست. - دیشب بابا اومد توی خوابم کارنامه ام رو برداشت و کلی تشویقم کرد. بعد هم بهم گفت زینب بابا کارنامه ات رو امضا کنم؟ یا برای کارنامه عملت از حضرت زهرا امضا بگیرم؟ منم با خودم فکر کردم دیدم این یکی رو که خودم بیست شده بودم. منم اون رو انتخاب کردم. بابا هم سرم رو بوسید و رفت. مثل ماست وا رفته بودم، لقمه غذا توی دهنم. اشک توی چشمم. حتی نمی تونستم پلک بزنم بلند شد، رفت کارنامه اش رو آورد براش امضا کنم. قلم توی دستم می لرزید. توان نگهداشتنش رو هم نداشتم… ادامه دارد... --------------------------- ✍زندگی شهید به قلم سید طاها ایمانی (اسم مستعار - شهید مدافع حرم) @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهیدان حاج اصغر پاشاپور و حاج محمد پورهنگ
🍃🕯🍃🕯🍃🕯 #حرکت_کاروان_اسراء_از_کربلا_به_شام #قسمت_دوم عصر عاشورا که غائله پایان یافت و امام حسین آخر
🍃🕯🍃🕯🍃🕯 وقتی که کاروان خواست راه بیفتد، تعبیری سید بن طاوس در لهوف آورده است: وَ قُلْنَ - نمی‌گوید زینب یا سکینه خاتون تنها فرمود، قُلْنَ یعنی زنان گفتند مثل اینکه به صورت یک تقاضای همگانی بوده - وَ قُلْنَ بِحَقِّ اللهِ الّا ما مَرَرْتُمْ بِنا عَلی‏ مَصْرَعِ الْحُسَینِ. گفتند: شما را به خدا قسم حالا که ما را به کوفه می‏برید خواهش ما این است که ما را از قتلگاه ببرید برای اینکه می‌خواهیم با عزیزان خودمان آخرین دیدار را انجام بدهیم. آنها این تقاضا را پذیرفتند. وقتی که اینها را آوردند از کنار شهدا عبور بدهند چشم اینها که به این اَبدان مطهر افتاد فریادشان بلند شد و همه خودشان را از روی مرکبها به روی زمین انداختند جز زین العابدین سلام الله علیه که بیمار بود و پاهای مقدسش را بسته بودند. یاالله...😞 هرکس عزیزی را در بغل گرفت، هرکسی کنار عزیزی از عزیزان خودش قرار گرفت. زینب (س) که هفت برادر و یک پسر در کربلا داده فقط یک عزیز و محبوب دارد. حال در میان آن شمشیر شکسته‏ ها، سنگها و کلوخها خدا می‏داند چه حالی دارد! گفت: گلی گم کرده‌ام می‏جویم او را به هر گل می‌رسم می‏بویم او را ◼️رفت و رفت تا بدن حسین (ع) را پیدا کرد و خودش را روی این بدن انداخت... اینجاست که نقل کرده‌اند زینب (س) شروع کرد به نوحه سرایی؛ یک نوحه سرایی کرد که دوست و دشمن گریستند، حتی همان جلادهای مأمور هم گریستند. صدایش را بلند کرد : بِابِی الْمَهْمومُ حَتّی‏ قَضی‏ بِابِی الْعَطْشانُ حَتّی‏ مَضی‏... حسین جان پدرم به قربانت که با لب تشنه جان دادی و یا دل داغدار از دنیا رفتی.😭💔 📲 منبع: نرم افزار استاد مطهری @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊 🍃🕯🍃🕯🍃🕯
آیا تو برادر منی... بِابِی الْمَهْمومُ حَتّی‏ قَضی‏ بِابِی الْعَطْشانُ حَتّی‏ مَضی‏... حسین جان پدرم به قربانت که با لب تشنه جان دادی و یا دل داغدار از دنیا رفتی.... (ع)