eitaa logo
شهیدان حاج اصغر پاشاپور و حاج محمد پورهنگ
205 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.6هزار ویدیو
6 فایل
حاج اصغر : ت ۱۳۵۸.۰۶.۳۱، ش ۱۳۹۸.۱۱.۱۳ - حلب رجعت پیکر حاج اصغر به تهران: ۱۳۹۸.۱۲.۰۴ حاج محمد (همسر خواهر حاج اصغر) : ت ۱۳۵۶.۰۶.۱۵، ش ۱۳۹۵.۰۶.۳۱، مسمومیت بر اثر زهر دشمنان 🕊ساکن قطعه ۴۰ بهشت زهرا (س) تهران
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهیدان حاج اصغر پاشاپور و حاج محمد پورهنگ
🍃🕯🍃🕯🍃🕯 #حرکت_کاروان_اسراء_از_کربلا_به_شام #قسمت_دوم عصر عاشورا که غائله پایان یافت و امام حسین آخر
🍃🕯🍃🕯🍃🕯 وقتی که کاروان خواست راه بیفتد، تعبیری سید بن طاوس در لهوف آورده است: وَ قُلْنَ - نمی‌گوید زینب یا سکینه خاتون تنها فرمود، قُلْنَ یعنی زنان گفتند مثل اینکه به صورت یک تقاضای همگانی بوده - وَ قُلْنَ بِحَقِّ اللهِ الّا ما مَرَرْتُمْ بِنا عَلی‏ مَصْرَعِ الْحُسَینِ. گفتند: شما را به خدا قسم حالا که ما را به کوفه می‏برید خواهش ما این است که ما را از قتلگاه ببرید برای اینکه می‌خواهیم با عزیزان خودمان آخرین دیدار را انجام بدهیم. آنها این تقاضا را پذیرفتند. وقتی که اینها را آوردند از کنار شهدا عبور بدهند چشم اینها که به این اَبدان مطهر افتاد فریادشان بلند شد و همه خودشان را از روی مرکبها به روی زمین انداختند جز زین العابدین سلام الله علیه که بیمار بود و پاهای مقدسش را بسته بودند. یاالله...😞 هرکس عزیزی را در بغل گرفت، هرکسی کنار عزیزی از عزیزان خودش قرار گرفت. زینب (س) که هفت برادر و یک پسر در کربلا داده فقط یک عزیز و محبوب دارد. حال در میان آن شمشیر شکسته‏ ها، سنگها و کلوخها خدا می‏داند چه حالی دارد! گفت: گلی گم کرده‌ام می‏جویم او را به هر گل می‌رسم می‏بویم او را ◼️رفت و رفت تا بدن حسین (ع) را پیدا کرد و خودش را روی این بدن انداخت... اینجاست که نقل کرده‌اند زینب (س) شروع کرد به نوحه سرایی؛ یک نوحه سرایی کرد که دوست و دشمن گریستند، حتی همان جلادهای مأمور هم گریستند. صدایش را بلند کرد : بِابِی الْمَهْمومُ حَتّی‏ قَضی‏ بِابِی الْعَطْشانُ حَتّی‏ مَضی‏... حسین جان پدرم به قربانت که با لب تشنه جان دادی و یا دل داغدار از دنیا رفتی.😭💔 📲 منبع: نرم افزار استاد مطهری @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊 🍃🕯🍃🕯🍃🕯
آیا تو برادر منی... بِابِی الْمَهْمومُ حَتّی‏ قَضی‏ بِابِی الْعَطْشانُ حَتّی‏ مَضی‏... حسین جان پدرم به قربانت که با لب تشنه جان دادی و یا دل داغدار از دنیا رفتی.... (ع)
19sharh-ziyarate-ale-yasin-1403-03-29.mp3
زمان: حجم: 40.62M
بیانات استاد محمد شجاعی در جلسهٔ ۱۹ از مجموعهٔ «شرح زیارت آل‌یس و استغاثه» جمعه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۳، تهران قطعهٔ شهدای فانوس ۱. مروری بر مفهوم «رحمت واسعه» در زیارت آل‌یس ۲. منجی موعود، وجه مشترک و وعدهٔ انکارناپذیر تمام ادیان آسمانی و غیرآسمانی ۳. انتقام خون امام حسین(علیه‌السلام) و انتقام خودمان، با مهدوی شدن ممکن می‌شود. ۴. شرط وراثت زمین توسط بندگان صالح میراندن استکبار است. ۵. موانع اصلی غیبت امام زمان(علیه‌السلام)، نداشتن سرباز و امنیت جانی. ۶. نابودی تشیع، نقشهٔ شوم دشمن از اوایل انقلاب. ۷. فتنهٔ نابودی تشیع در دولت چهاردهم. ۸. فتنه ابزار غربال منافقین و پاکسازی جامعه برای دولت کریمهٔ امام زمان(علیه‌السلام) است. ۹. توصیه‌های استاد شجاعی برای در امان ماندن از فتنه‌های آخرالزمان.
🔺جرم: برائت از آمریکا و اسرائیل حمایت از کودکان فلسطین ضبط کلیپ تبریک عیدغدیر کنار حرم پیامبر (الحمدلله الذی جعلنا...) قاطی کردن سیاست و دیانت 🔺محکومیت: ۱۰ سال دیپورت و ممنوع ورود به عربستان سعودی تصویر قبل از ورود به زندان گرفته شد و کاغذ رو داد دستم و گفت بگیر بالاتر... @seyyed_kazem_roohbakhsh 🇵🇸 پ.ن: الحمدلله روز تاسوعا برگشتند ایران. @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
📖 📌 ‍ روزی ملانصرالدین زنش را برداشت تا برای خرید به شهر بروند. ملا سوار خرش شد و زنش در کنار آنها به راه افتاد. وقتی به روستای اول رسیدند مردمی که نشسته بودند به همدیگر گفتند: ببینید آن مرد خجالت نمی کشد خودش سوار خر شده زنش پیاده می رود. ملا خجالت زده شده از خر پیاده شد و زنش را سوار خر کرد و به راه افتادند. پس از مدتی به روستای دوم رسیدند. مردم با دیدن آنها گفتند: پیرمردی با این سن و سال پیاده و زنش سوار خر است چه پیرمرد زن زلیلی؟ زن خجالت هم نمی کشد. ملا وقتی حرف آنها را شنید فکری کرد و دید راست می گویند. برای حل مشکل تصمیم گرفت خودش هم سوار خر شود تا حرف مردم هر دو روستا را تایید کند! باز به راه افتادند و به روستای سوم رسیدند. مردم با دیدن آنها گفتند: وای بیچاره خر!! دو نفر سوار یک خر نحیف شده اند. چه آدمهای پستی. ملا خجالت کشید و از خر پیاده شد و زنش را نیز پیاده کرد و به راه افتادند. به روستای چهارم که رسیدند همه به خنده افتادند!!! روستاییان گفتند آن دو احمق را ببین! خر دارند ولی هر دو پیاده اند. یکی گفت: خدایا به احمق ها عقل عطا بفرما!! و مردم نیز گفتند: آمین!!! نکته اینکه هر کاری بکنیم مردم همیشه برایمان حرف در می آورند...! @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
بســ🌺ــم رب الشـ🕊ـهدا و الصدیـ🍃ـقین
در سینه غم توست اگر چشم خموش است وقت است که فریاد کنیم آتشمان را: ما لشگر عشقیم و سپهدار حسین است بر جان جهان سید و سالار حسین است ✍سید هانی رضوی 📸انمار خلیل @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
وقتی به یک سوپر مارکت ساده کیلومترها آنطرف تر رفت کاری کردند که صاحب مغازه گفت من به جایی وصل نیستم، و او را به عذر خواهی وا داشتند! . . . اما اکنون برای سوپر مارکت رفتن پزشکیان غش و ضعف میکنند. @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
8.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان شخصی که سینه می زد و چشم‌چرانی هم می کرد... نشون بدید به کسانی که میگن تو فقط دلت پاک باشه!!! اون وقت میان و توی دسته جات عزاداری حرمت شکنی می‌کنند و با وضعیت ناجور بی حجاب حاضر می‌شوند.... @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
🍃اون چند روزی که هوا خیلی سرد بود روی موتور بودم خیلی سردم شده بود جوری که میلرزیدم. یه دفعه گفتم محمد تو که همیشه هوای منو داشتی میدونی که هوا سرده و خانومم بارداره منم الان پولی تو بساط ندارم که ماشین بخرم خودت یه ماشین برام جور کن. 🍃دو روز بعد به طرز معجزه آسایی یه بنده خدایی گفت این ماشین ما فعلا احتیاج نداریم ازش استفاده کنید تا هر وقت خواستید. پسرم بدنیا اومد به عشق محمد اسمشو گذاشتم محمد و صبح برای اولین بار که دیدمش گفتم پسرم مثل محمد مرد بار بیا و یه روزی تو هم شهید شو... @shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊