وقتی پروردگار عالم اراده فرمود که
توبه ی آدم را قبول نماید پرده از
جلوی چشمش برداشته شد و در ساق عرش،
اسامی خمسه ی آل عبا را دید
حضرت آدم سؤال کرد:
ای جبرئیل آنان را چگونه بخوانم؟! گفت:
بگو: «یا حَمیدُ بِحَقِّ مُحمّدٍ یا عالِیُ بِحَقَّ عَلی
یا فاطِرُ بِحَق فاطِمَة یا مُحسِنُ بِحَقِّ الحَسَنِ
و الحُسینِ ومِنکَ الإحسانُ»😭
حضرت آدم سؤال کرد:
چرا درموقع بردن نام حسین😭
قلبم شکست و اشکم جاری شد😭
جبرئیل عرض کرد: چون برای فرزندت
مصیبتی رُخ می دهد که تمام
مصایب در کنار آن کوچک است
آدم پرسید: آن مصیبت چگونه است😭
جبرئیل گفت:«یُقتَلُ عَطشاناً غَریباً وحیداً فریداً
لَیسَ لَهُ ناصِرُ و لا مُعینٌ و لَو تَراه یا آدَمُ و هُوَ
یَقولُ: و اعَطَشاه! وا قِلَّةَ ناصِراهُ! حتّی یَحولَ
العَطَشُ بَینَه و بَینَ السَّماءِ کَالدُّخانِ فَلَم یُجِبهُ
أحَدُ إلّا بِالسُّیوفِ و شُربِ الحُتوفِ فَیُذبَحُ ذیبحَ
الشّاةِ مِن قَفاهُ وَ یَنهَبُ رَحلُهُ و تُشهَرُ رأسُهُ و
رُؤوسُ أنصارَه فی البدان و مَعَه النسوان
او را با لب تشنه می کشند در حالی که
غریب و تنها است و یار و یاوری ندارد
و اگر ای آدم او را در آن روز ببینی
که می گوید:
«وای از تشنگی و کمی یار و یاور»
تشنگی چنان بر او غلبه می کند که آسمان
به چشمش تیره و تار می آید
مثل اینکه دود فاصله شده است
پس هیچ کس او را یاری نمی کند
مگر با شمشیر که به جانش افتند
و او را مانند گوسفند ذبح می کنند
و سرش را از قفا ببرند و دشمنان
پس از کشتن اموالش را غارت نمایند
و سرهای او و یارانش را شهر به شهر بگردانند
و زنانش را اسیر نمایند 😭😭😭😭😭😭
بحارالأنوار، ج ۴۴، ص۲۴۵
حسین(؏)نفس مطمئنه، ص۴۱
تصور کن تو در سنگر، وَ داعش در کمین باشد
تصور کن جهانت شکل یک میدان مین باشد
تصور کن بیفتی دست داعش، تازه در دستت
عقیق سرخ باشد، «یاعلی» نقش نگین باشد
تصور کن که روی بازویت لبیک یا زینب
و نامت نام فرزند امیرالمؤمنین باشد
تصور کن علی باشی و تنها، آنطرف اما
سپاه ناکثین و مارقین و قاسطین باشد...
تصور کن بپرسند از کجایی؟ شیعهای؟ باید
برای هر سؤالی پاسخت در آستین باشد
تصور کن لبانت خشک باشد مثل اربابت
فقط دلواپس طفلت نباشی، فرقش این باشد!
تصور کن نفربرهای دشمن اسب باشند و
ببینی پیکر یاران تو روی زمین باشد
تصور کن کسی که میبرد با خود تو را، شمر است
تصور کن برادر! کربلا شاید همین باشد
چه خواهی کرد؟ مثل من تو هم پاهات میلرزد؟
اگر یک سمت دنیا باشد و یک سمت دین باشد؟
هزاران بار دیدم عکس آخر را، نفهمیدم
چه باعث میشود یک مرد تا این حد متین باشد
گمانم چشم «محسن» رو به قاب تازهای وا شد
گمانم حق در آن تصویر، با «روح الامین» باشد
::
جوابم را ندادی ای برادرجان! چه خواهی کرد؟
تصور کن تو باشی، شمر باشد، دوربین باشد!
#محمدحسین_ملکیان
#امام_حسین
@shahid_mahdi_bakhtiyari72
بوی بهشت میوزد از کربلای تو
ای صد هزار جان گرامی فدای تو
سلام خدمت اعضای کانال شهید مدافع حرم مهدی بختیاری ایام اربعین کربلا به نیابت از شهید مهدی بختیاری و شما زیارت میکنم
@shahid_mahdi_bakhtiyari72
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ای صفای قلب زارم امام رضا جان به یاد شهید مدافع حرم مهدی بختیاری حرم امام رضا
@shahid_mahdi_bakhtiyari72
عزایش رستخیز روضۀ ماست
عطش هم اشکریز روضۀ ماست
امام از کودک خود آب میخواست
همین جمله گریز روضۀ ماست
📝 #میثم_مؤمنینژاد
@shahid_mahdi_bakhtiyari72
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
♡آوینی نصوح انقلاب ماست♡
🍃احتیاج به یک بارقهی نور و #نفس مسیحایی داشت تا راه بشناسد، شناخت و در مسیر، پیشتاز شد به سمت #آرمان شهر.
🍃همه ما ادعای درستی پیمایش مسیر را در غبغب خود داریم و زور میزنیم مسیر خود را تلقین کنیم بر اطرافیان، که من بر طریق اعلی هستم، شاید بخاطر این تلاش میکنیم اشتباه بودن مسیر را نپذیریم، چون از راهی که آمدهایم و #سختیای که کشیدهایم میترسیم که بیهوده بوده باشد.
🍃اما #آوینی آنگاه که دم مسیحایی و اتمسفر خون و #خاک را دید و صوت ربنای #آزادی را به چشم دید و به گوش شنید، بی ترس از راه آمده و قهرمانانه مسیر درست را پذیرفت تا از آن به بعد #محکم و استوار قدم بردارد. تا نه دلش لرزان باشد نه گام هایش🌹
🍃رسید به دیدگاهی که گفت شاید امام زمانم از سیگار کشیدنم راضی نباشد. مچاله کرد #سیگار و تعلقش را، و پرتاب...
🍃شد صوت شناخت ما از بوی باروت و خون و خاک و #آتش و نگاشت آنچه را که در مکاشفههای ذهنش #حس کرد.
🌺به مناسبت سالروز #تولد #شهید_سید_مرتضی_آوینی...🌺🌿🌺
🔷تاریخ تولد : ۲۱ شهریور ۱۳۲۶. شهر ری تهران
🔷تاریخ شهادت : ۲۰ فروردین ۱۳۷۲
🔷مزار شهید : گلزار شهدای بهشت
زهرا(س)
🕊محل شهادت : فکه، خوزستان
@shahid_mahdi_bakhtiyari72