eitaa logo
شهید مهدی بختیاری
209 دنبال‌کننده
14هزار عکس
2.9هزار ویدیو
1 فایل
«شهید مهدی بختیاری» شهادت: ۱۳۹۹/۱۲/۲۵🕊 محل شهادت: المیادین(سوریه)🕊 هر انسانی لبخندی از خداوند است سلام بر تو ای 🌷شهید🌷 که زیباترین لبخند خدایی... انتقادات و پیشنهادات: @Z_f007 خادم تبادل: @Z_f007 جمعه ها کانال تعطیله
مشاهده در ایتا
دانلود
﴾﷽﴿ . ما نمک خورده‌ی عشقیم، به زینب سوگند پاسبانان دمشقیم، به زینب سوگند  . سه رفیق آسمانی در کنار هم🥀 🖐 https://eitaa.com/joinchat/278921328Cc0674b3f35
‍ 🌷﷽🌷 معرفی کوتاه شهید مدافع حرم روح الله قربانی: شهید روح الله اول خرداد سال ۶۸ در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. پدرش از سرداران سپاه و مادرش معلم بود. روح الله از همان کودکی چنان معصوم بود که مادرش او را شهید روح الله صدا می‌کرد. علی‌رقم علاقه شدید که به مادرش داشت در سن ۱۵ سالگی مادرش را از دست داد اما صبورانه و مردانه مقابله تمام مشکلات ایستاد تا افتخار مادر و پدرش شود. روح الله شاگرد ممتاز مدرسه و پیشگام در کارهای علمی و هنری و ورزشی بود. او از شاگردان پروپاقرص حاج آقا مجتبی تهرانی بود و با دروس حوزوی آشنایی داشت. مدتی را هم در حوزه هنری انیمیشن می‌خواند و در خطاطی و نقاشی زبده بود. با پذیرش سپاه در سال ۹۰ از دانشگاه هنر سمنان انصراف داد و لباس خدمت به اسلام به تن کرد. در ۲۳ سالگی ازدواج کرد و معتقد بود با ازدواج رزق و روزی اش دو چندان شده است. روح الله در ورزش‌های: کاراته، کیوکوشین، تیراندازی، راپل، چتربازی ، شنا و... مهارت کامل داشت. در شهریور سال ۹۴ برای دفاع از مظلومیت مسلمانان و همچنین دفاع از حریم شریف حضرت زینب کبری(س) در مقابل کثیف ترین انسانها ایستاد و سرانجام در ۱۳ آبان ۹۴ به درجه رفیع شهادت نائل آمد. روحمان با یادش شاد، قسمتی از وصیتنامه: اگر رضاالله رضا والدین است پس چرا راه سخت را انتخاب می‌کنید. از پدر و مادر حرف شنوی داشته باشید. . منتهی رضای الهی تقواست. شهادت خوب است اما تقوا بهتر، تقوایی که در قلب باشد و در رفتار بروز کند. اول واجبات بعدا مستحبات من برای شهادت به اینجا(سوریه) نیامده ام. من وظیفه ام که جهاد در راه خداست به نحو احسن انجام می‌دهم و نتیجه را به خدا واگذار می‌کنم. 🆔@shahid_mahdi_bakhtiyari72
🍃ناله جامانده ها به گوش می رسد .حسرت بر دلشان و بغض دلتنگی بر گلویشان مهمان شده است. شهادت را هنوز باور نکرده اند و جای خالی تلنگر دل های شکسته است.اشک می ریزند و میان هق هق هایشان ، دعای روسفیدی می کنند😔 . 🍂دلتنگی های همسر روح الله از پشت گوشی و حرف های همسفر زندگی اش برای آرام کردنش قصه هرروز است.عملیات تمام شده و روح الله بار سفر برای بازگشت بسته است🌱 . 🍃دقایق آخر است و فرمانده گردان امام حسین آرزوی شهادت را تا می کند و در چمدان امید می گذارد برای بازگشت مجدد به سرزمینی که برای آرزویش آمین می گوید. را میگویم.مدافعی که میخواهد قبل از رفتن ،امانتی های لشکر را تحویل دهد مبادا مدیون شود🌿 . 🍃قدم بر می دارند برای برگشت اما دل کندن از سرزمینی که صدای از آن به گوش می رسد سخت است. سنگینی دل کندن همچون وزنه ای به پایشان زنجیر شده است.هوای دلشان ابری شده و برای آرزوی چندسالشان می خوانند.به قول روح الله اگر خدا بخواهد جلوی مقر هم شهادت روزی می شود❣ . 🍂دعایشان مستجاب شد.ماشین منفجر شد ، بوی می آمد و . روضه در دلشان زمزمه میشد. بقیه که آمدند به یاد ناله کردند. از روضه علمدار گفت و دست های قطع شده. خواند و به رسم تکه های بدن را روی پتو جمع کرد.امان از دل عمار و روضه 😞 . 🍂حرف از که می شود دل می لرزد و چشم بر جای خالی می بارد.او هم سوخت.در شب جمعه ای، شد . حال، دست قطع شده و انگشترش، روضه روزهای بدون او شده است😭 شکر خدا مونده توی دستت شکر خدا که اونطرف‌ها نیست . ✍نویسنده: . 🕊به مناسبت سالروز شهادت و . 📅تاریخ شهادت: ۱۳ آبان ۱۳۹۴ 🆔@shahid_mahdi_bakhtiyari72
مارا به دعا کاش فراموش نسازند... رندان سحرخیز که صاحب نفسانند 🆔@shahid_mahdi_bakhtiyari72
نمیدانم‌شھادت‌ شرطِ‌زیبا‌دیدن‌است یا‌د‌ل‌بھ‌دریازدن؛ ولی‌هرچہ‌هست،جزدریادلان دل‌بھ‌دریانمی‌زنند..:)♥️ 🆔@shahid_mahdi_bakhtiyari72
روح‌الله دائما به یادِ «امام حسین» علیه‌السلام بود. وسط کارهایش می‌گفت: کمی حسین حسین کنیم یاد امام حسین از یادمون نره. اول هرکاری می‌سنجید که این کار او را به امام حسین نزدیک می‌کنه یا دور، به همان نسبت آن کار را انجام می‌داد یا ترک می‌کرد. آنقدر برای امام حسین(ع) دلبری کرد که به بهترین شکل او را خرید. . 🥀 @shahid_mahdi_bakhtiyari72 🥀🕊
❤️ زندگی عاشقانه ای که شهادت نتیجه اش بود ❤️ 🔸قسمت:اول 🔸مقدمه تا به حال از خود سؤال کرده‌اید که رزمندگان مدافع حرم که خیلی زود به درجه شهدای مدافع حرم می‌پیوندند چه کسانی هستند و چه در سر دارند؟ چه اهدافی دارند و آرمانشان چیست؟ و چگونه دل از آرامش زندگی روزمره می‌کنند و بدون اجبار خود را عازم در مسیر جغرافیایی رها کرده و کارزار دفاع از حرم می‌شوند. به قول شهید آوینی که می‌گفت: عقل می‌گوید  بمان، عشق می‌گوید برو و این را هر دو خداوند آفریده تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود. ثروت این شهدا عشقی است که قابل تحریم نیست چگونه می‌توان با ابزار عقل به قضاوت عاشقی نشست که اگر چه ردای مقابله با داعشیان را به تن کرده‌اند اما خود نیز چندان در قید و بند عقل نبوده و پا در مسیری گذاشتند که دیگران جز به حیرت نمی‌توانند به روایت آن بپردازند حیرتی از جنس همان عقل و عشق! روایت این بار ما روایت عشقی است که به حرم حضرت زینب کبری شنیدن دارد. روایت شهید روح‌الله‌ قربانی که متولد محله ی هفت‌تیر بود و بزرگ شده ی شهرک محلاتی ولی دست روزگار دلش را در میان ساختمان‌های شهرک اکباتان ‌بند کرد و شد داماد خانواده ی فروتن و گفت گو با زینب عبد فروتن همسر شهید روح‌الله قربانی . وقتی از شهید قربانی صحبت می‌کند احساس خاصی در چشمانش می‌درخشد. او زندگی مشترکش را برایم این طور می‌گوید: بچه شرق تهرانم ولی 6 سالی می‌شود که به اکباتان آمده‌ایم. پدرم نظامی است و سال ۱۳۹۱ با همسرم پای سفره عقد نشستم. ... 🆔 @shahid_mahdi_bakhtiyari72
❤️ زندگی عاشقانه ای که شهادت نتیجه اش بود ❤️ 🔸قسمت:دوم 🔸همسری که هدیه امام هشتم بود آقا روح‌الله هدیه امام رضا علیه السلام به من بود. همسری که امام هشتم به آدم هدیه می‌دهد و امام حسین علیه السلام او را می‌گیرد وصف نشدنی است . من عروس چنین مردی بودم. با بچه‌های دانشگاه رفته بودیم مشهد. آن جا برای نخستین بار برای ازدواجم دعا کردم. گفتم: یا امام رضا علیه السلام اگر مردی متدین و اهل تقوا به خواستگاری‌ام بیاید قبول می‌کنم. یک ماه بعد از این که از مشهد برگشتیم روح‌الله آمد خواستگاری‌ام. از طریق یکی از اقوام با هم آشنا شدیم. پدر او از سرداران سپاه و از مجاهدان هشت سال دفاع مقدس و مادرش هم فرهنگی بود. البته روح‌الله در ۱۵ سالگی مادرش را از دست داده بود. تدارک ازدواج را در حد و اندازه ی آبروی خانواده برگزار کردیم. همه چیز خیلی زود سر و سامان گرفت. البته می‌دانستم قرار نیست به خانه ی مردی بروم که همه ی امکانات زندگی‌ام از همان اول تأمین باشد، اما معتقد بودم که با هم کار می‌کنیم و زندگی‌مان را می‌سازیم. رفتیم حوالی میدان امام حسین خانه‌ای ۴۷ مترمربعی اجاره کردیم و زندگی‌مان شروع شد. با این که خانه‌ام کوچک بود ولی برای من حکم کاخی را داشت که من ملکه‌اش بودم. از همان ابتدا می‌دانستم با چه کسی ازدواج کرده‌ام. یعنی می‌دانستم شهادت و دفاع از کشور حرف اول روح‌الله است. حرف شهادت در خانه‌مان بود ولی فکرش را نمی‌کردم روح‌الله روزی شهید شود. ... 🆔 @shahid_mahdi_bakhtiyari72
﴾﷽﴿ . ما نمک خورده‌ی عشقیم، به زینب سوگند پاسبانان دمشقیم، به زینب سوگند  . سه رفیق آسمانی در کنار هم🥀 @shahid_mahdi_bakhtiyari72