شهادت مرگ نیست
بے مرگےستــ
شہیــدان بہ درد بخور ترین موجودات خاڪے اند
هرڪہ بیشتر بہ درد بخورد ..بہ او درد بیشتــر میدهند
#صبحتون_شهدایی ✨🤚🏻🌸
#شهید_بابک_نوری_هریس♥️
🌱|• @shahidalahasan19934 •°
♡··
#شهیدانہ_زندگی_ڪنیم
+اگه به گناهے مبتلا شدے؛
نذار قلبت بهش عادٺ ڪنه...!
_عادٺ به گناه؛
اضطراب و ترسِ از گناه رو از قلبٺ میگیره...!
+اونوقٺ
به جاے لذت بردن از #خــــــدا،
دیگه از گناه لذٺ میبرے...!
🍃 @shahidalahasan19934🍃
فڪر ڪن برے
گلزار شهدا{🍃}
روے قبرا رو بخونے و برسے
بہ یہ شهید هم سنت[←🌀
اونوقتہ کہ میخواے
سربہ تنت نباشہ(💔)
.
#همین
🌱|• @shahidalahasan19934 •°
🌸آشپز و کمک آشپز
آشپز و کمک آشپز تازه وارد بودند و با شوخی بچه ها نا آشنا
آشپز سفره رو انداخت وسط سنگر و بعد بشقاب ها رو چید جلوی بچه ها
رفت نون بیاره که علیرضا بلند شد و گفت ( بچه ها ! یادتون نره ! )
آشپز اومد و تند تند دوتا نون گذاشت جلوی هر نفر و رفت
بچه ها تند ، نون ها رو گذاشتند زیر پیراهنشون
کمک آشپز اومد نگاه سفره کرد ، تعجب کرد
برای هر نفر دوتا کوکو گذاشت و رفت
بچه ها با سرعت کوکوها رو گذاشتند لای نون هایی که زیر پیراهنشون بود
آشپز و کمک آشپز اومدن بالا سر بچه ها
زل زدند به سفره
بچه ها هم شروع کردند به گفتن شعار همیشگی ( ما گشنمونه یا لله ! )
که حاجی داخل سنگر شد و گفت چخبره ؟
آشپز دوید روبروی حاجی و گفت حاجی
اینا دیگه کیند
کجا بودند!
دیوونه اند یا موجی ؟!!
فرمانده با خنده پرسید چی شده ؟
آشپز گفت تو چشم بهم زدنی مثل آفریقائی های گشنه هرچی بود بلعیدند !!
آشپز داشت بلبل زبونی میکرد که بچه ها نون ها و کوکو ها رو یواشکی گذاشتند تو سفره
حاجی گفت این بیچاره ها که هنوز غذاشونو نخوردند
آشپز نگاه سفره کرد ، کمی چشماشو باز و بسته کرد
با تعجب سرش رو تکونی داد و گفت جلل الخالق !؟
اینها دیوونه اند یا اجنه؟!
و بعد رفت تو آشپز خونه....
هنوز نرفته بود که صدای خنده بچه ها سنگرو لرزوند
❤️ @shahidalahasan19934 ❤️
هیچوَقت فکر نڪُن🚫
که امام زَمان(عج) کِنارت نیست🍃
هَمه حرفا و شِکایتها رو🥀
به امام زَمان بِگو..(-:
و این رو بِدون که تا حَرکت نڪُنی🦋
بَرکتی نِمیاد سَمتت..✨
#شهید_علیاصغرشیردل..♥️
•
•
🌱|• @shahidalahasan19934 •°
•|پرسید به چہ چیزۍ
خدا را شناختی؟
[فرمود بہ بر هم زدن تصمیم های
قطعی و شڪستن اراده ها؛
فهمیدم کھ تدبیر ڪننده ی امور،
ڪسی غیر از من است..
#حضࢪت_امیر
I realized that the planner
was someone other than
me..📎📖
🌱|• @shahidalahasan19934 •°
#تا_حالا_عاشق_شدی؟
#عشقی که ارزش عاشق شدن رو داشته باشه
عشق #زمینی نه.....زمینت میزنه....
عـــــشق یعنے:
تو دل شب آروم زمزمه ڪنے #الـــهے العـــفو
عـــــشق یعنے:
چشماتو ببندے و بری #زینبیه
عـــــشق یعنے:
شب ڪه همه خوابن تو آروم سر سجاده #اشڪبریزے بگی خدایا #روزیمکنحرم
عـــــشق یعنے:
اعتراف ڪنے #خـــــدایاچقدرازتدورم
منو بڪِش سمت خودت ...
عشق یعنے:
یاد #شهدا و ڪلے حسرت دیدار روی ماهشون ❤️
عـــــشق یعنے:
هرچیز و هرکجایی که بری یاد معشوق بیفتی و دلگیر شی
عـــــشق یعنے:
حسرت یه بار دیدار با #امامزمان
عـــــشق یعنے:
آرامش شبهای جمعه کنار #شهدایگمنام
عـــــشق یعنے:
#شلمچههویزهطلاییهفکهجزیرهمجنون
عـــــشق یعنے:
داشتن #آرزوے شــــــــــهادت
ودر آخر عشق یعنی
روسفیدی پیش #حضرتزهرا(س)
#بهابیانتوامیونفسیومالیوولدی.......
التماس دعــاۍِ فـــ💚ــرج
🌱|• @shahidalahasan19934 •°
🔶عاقبت شوخی با نامحرم 😰
یکی از علمای مشهد می فرمود :
روزی در محضر مرحوم حجت الاسلام سید یونس اردبیلی بودیم ، جوانی آمد و مسئله ای پرسید .
گفت مادرم را دو روز پیش دفن کردم هنگامی که وارد قبر شدم و جنازه مادرم را گرفته خواستم صورت او را روی خاک بگذارم کیف کوچکی که اسناد و مدارک و مقداری پول و چک هایی در آن بوده از جیبم میان قبر افتاده آیا اجازه می دهید نبش قبر کنیم تا مدارک را برداریم
و تقاضا کرد که نامه ای به مسئولین قبرستان بنویسند که آنها اجازه نبش قبر بدهند ، ایشان فرمود همان قسمت قبر را که می دانید مدارک درآنجاست بشکافید و مدارک را بردارید و نامه ای برای او نوشت .
بعد از چند روز آن جوان را دوباره در منزل آقای اردبیلی دیدم ، آقا از او پرسیدند آیا شما کارتان را انجام دادید و به نتیجه رسیدید ، او غمگین و مضطرب بود و جواب نداد .
بعد از آنکه دوباره اصرار کردند گفت : وقتی قبر را نبش کردم دیدم مار سیاه باریکی دور گردن مادرم حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نیش می زند ، چنان منظره وحشتناکی بود که من ترسیدم دوباره قبر را پوشاندم .
از او پرسیدم آیا کار زشتی از مادرت سر می زد ؟
گفت من چیزی بخاطر ندارم ولی همیشه پدرم او را نفرین می کرد زیرا او در ارتباط با نـــامحرم بی پروا بود و با سر و روی باز با مرد نامحرم روبرو می شد و بی پروا با او سخن می گفت و در پوشش و حجاب رعایت قوانین اسلامی را نمی کرد . با نامحرمان شوخی می کرد و می خندید و از این جهت مورد عتاب و سرزنش پدرم بود.
.
حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) :
یکی از گروهی که وارد جهنم می شوند زنان بدحجابی هستند که
برای فتنه و فریب مردان خود را آرایش و زینت می کنند .
📚( کنزالعمال ، ج 16 ، ص 383 )
🌱|• @shahidalahasan19934 •°
#دلنوشته
#سخـن_بزرگـان🌹
امام زمان
در قلبهای شماست
مواظب باشید،
بیرونش نکنید:)💔
#آیتاللهبهجټـــ✨
┄┅─═◈═─┅┄
🌱|• @shahidalahasan19934 •°
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ویديو صحبت های شهید علا حسن نجمه💜
@shahidalahasan19934
#شهیدانہ🥀
ابراهیم میگفت:
اگہ جایی بمانے ڪه دست اَحَدی بهت نرسہ
کسی تو رو نشناسہ
خودت باشے
و آقا #مولا هم بیاد سرتو رویِ دامن بگیره
این خوشگلترین شهادتہ..!
#شهیدابراهیمهادی🕊
@shahidalahasan19934