#خــودسازی
#به_سبڪ
#شهید_همت
میگفت بعد از نماز وقتی سرتون رو به سجده میگذارید و بدنتون آروم مےشه. اونجا با خودتون خلوت کنید چون بهترین وقت همون موقعست که چیزی حواستون رو پرت نمیکنه ، یه مرور داشته باشید روی همه کارهایی که از صبح تا شب کردید و ببینید کارهاتون برای رضای خدا بوده یا نه.
خیلیها این توصیه #حاج_ابراهیم را شنیده بودند ، عمل کرده و نتیجهاش را هم دیده بودند.
#روحش_شاد
#یادش_گرامی با ذکر #صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در محضر ولایت
فهم اسرار حج، نیازمند تدبّر، تأمّل و اندیشه
#اللهم_ارزقنا_کربلا_بحق_الحسین_ع
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥اشکهای دختر شهید «جمیل فقیه» حین اجرای سرود سلام فرمانده
🔹"جمیل فقیه" از فرماندهان حزبالله لبنان است که در سوریه و در رکاب حاج قاسم به شهادت رسید.
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#کتاب_با_بابا
براساس خاطراتی از
#سردار_شهید_حاج_محمد_طاهری
و فرزندش#مصطفی
#قسمت_سی و هشتم
#جلسه_فرماندهان
برادر مهدي رجب زاده مي گفت: جلسهاي اضطراري پیش آمده بود. از سنگر فرماندهی ارتش در منطقه، بی سیم زدند که سريعا فرمانده گردان صبار
حاجي طاهري) به آنجا برود. آن وقتها، گه گاه بین نیروهاي ارتش و سپاه، تلفيق صورت می گرفت و عملیات، به صورت مشترک برگزار مي شد. آنروزها، فرماندهي گردان، تنها بخشي از کار حاجي طاهري بود. او علاوه بر آن، در بسياري از امور به نیروها کمک مي کرد. همه او را دوست داشتند چون فقط امر و نهي نمي کرد.
حتي در تدارکات و جابه جايي تسلیحات نیز به نیروهایش کمک می کرد. حاجي با چند نفر از بچه ها در حال پیاده کردن جعبه هاي مهمات و انتقال آنها به سنگر مهماتبود و لباسش کمي نامرتب و کثیف شده بود. به محض این که موضوع
جلسه را به اطلاعش رساندند، و اینکه سریع باید خودش را برساند، لباسهایش را تکان داد و بلافاصله راهي شد، اما هنوز آثار زنگها روي لباس باقي مانده بود، اما فرصت تهیه لباس تمیز در خط نبود. به همین جهت، وقتي وارد سنگر برادران ارتشي شد،
👇👇👇
فرماندهان ارتش، چندان توجهي به او نکردند. خلاصه این که طبق معمول، حاجي لباس سپاه بر تن نداشت و همچون همیشه، با همان لباس ساده و خاکي رنگ بسیج بود. از این رو فرماندهان ارتش تصور کردند او از نیروهاي تدارکات است، لذا تحویلش نگرفتند؟ چند دقیقه اي گذشت. يكي از فرماندهان، نگاهی به ساعتش
انداخت رو به حاجي کرد و گفت: «چرا فرمانده تون نیومد؟» حاجي گفت: با کي کار دارین؟ جناب سروان با قیافه اي جدي و با صلابتي خاص گفت: «با فرمانده تون، فرمانده گردان صبار» حاجي گفت: «بفرمایین در خدمتم» فرماندهان ارتش که دور تا دور سنگر نشسته بودند، با تعجبنگاهي به یکدیگر انداختند، سپس همه نگاه ها به سمت حاجي دوخته شد. همان جناب سرواني که از او سراغ فرمانده گردان را گرفته بود، با تعجب پرسید: شما؟ حاجي جواب داد: «طاهري هستم، فرمانده گردان صبار. مهمات برای نیروها توي خط آمده بود و همه خسته بودند. من هم به نیروهایم برای تخلیه مهمات کمک کردم.»
این بار نگاه ها با تعجب بيشتري به سمت او معطوف شد. بعدها فهمیدند چرا این فرمانده، با این لباس وصله خورده، اینگونه بر دلها رهبري مي کند و سخت ترین مأموریت ها را به خوبي به پایان می رساند. حتي وقتي کارهاي نظافت گردان بین نیروها پخش مي شد و اصطلاحا کسي شهردار مي شد، حاجي به جاي دوتا پیرمرد گردان مشغولفعاليت مي شد و اجازه نميداد آنها زحمت بکشند. براي همین اخلاق خوبش محبوب تمام دلها بود.
⬅️#ادامه_دارد...
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷