🌷〰🌷〰🇮🇷〰🌷〰🌷
#یازدهم بهمن ماه سالروز شهادت
#دانش آموز شهید هادی صدیقی
#تاریخ تولد :1348/04/16
#تاریخ شهادت : 1365/11/11
#محل شهادت : شلمچه
#عملیات کربلای ۵
#علت شهادت : اصابت ترکش خمپاره به پهلو و گردن و پا
📜#فرازی_از_وصیت_نامه
1 – الابذکر الله تطمئن القلبوب و در این راه شهادت زیباست .
2 - ... شهادت یک انتخاب است مرگ نیست بلکه حیات است .
3 - ... و شهید شاهد و سمبل است و به انسان های دیگر درس می دهد که راه شهید را انتخاب کنند .
4 – پس شهادت لقا الله است . رویت و دیدار اوست و چه چیز از این بهتر .
5 – پدرم ! افتخار کن که ابراهیم وار اسماعیلت را به قربانگاه فرستادی .
6 – برادران و خواهرانم !دست از اسلام و امام بر ندارید .
7 - ... دست از قرآن واسلام بر ندارید و با قرآن وامام باشید .
8 - ... تقاضا دارم حتماً نماز را اول وقت بخوانید و نگذارید قضا شود و این فریضه عبادی را انجام دهید .
9 - ... شهادت ها مارا به مسائل آشنا ساخت و ما را زنده کرد که شهادت چنین خاصیتی دارد .
10 - ... از امت اسلامی می خواهم که سلاح شهادت را بر گیرند تا بر راه خود توفیق پیدا کنند .
والسلام
هادی صدیقی
#یاد_شهدا_ذکر#صلوات
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
درون کیف مدرسهاش، دو دفترچه کوچک داشت؛ یکی از آنها را با کاغذ سفید جلد گرفته بود و دیگری را با کاغذ سیاه؛ بعضی وقتها چه در خانه و چه در مدرسه، یکی از آنها را از کیفش بیرون میآورد و چیزهایی داخل آن مینوشت؛ این کار همیشگی او توجه دوستان و همکلاسیهایش را به خود جلب کرده بود.
یک روز یکی از همکلاسیهایش در مورد دفترچهها از او سوال کرد؛ حیدر جواب داد: اینها دفتر روزانه من هستند؛ کارهای خوبی را که انجام میدهم در دفتر جلد سفید و کارهای بدی را که ناخواسته از من سر میزند، در دفتر جلد سیاه مینویسم».
دوستش از شنیدن حرفهای او تعجب کرد و گفت: «اجازه میدهی نگاهی به نوشتههای داخل آنها بیندازم؟» حیدر کمی فکر کرد و بعد اجازه داد.
صفحات داخل دفتر سفید بسیار کم بود و نوشته داخل آن دیده نمی شد اما صفحات دفتری که جلدش سیاه بود، کامل و تا نیمه پر از نوشته بود؛ همکلاسیاش باز هم بیشتر از قبل تعجب کرد. این بار حیدر زودتر از آنکه او سوالش را بپرسد، گفت: «کارهای خوبی را که انجام میدهم بعد از نوشتن پاره میکنم تا غرور مرا نگیرد و همیشه فکر کنم هنوز کار خوبی انجام ندادهام اما کارهای بدم را نگه میدارم تا یادم بماند چقدر بدی کردهام».
#شهدای_دانش_آموز
#یاد_شهدا_ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
❣ #عند_ربهم_یرزقون
شهید آتشنشان «بهنام میرزاخانی»
۳۳ روز از دامادیاش میگذشت، که در حادثه پلاسکو دچار سوختگی شد و به فیض شهادت نائل آمد و در قطعه ۵۰ گلزار شهدای تهران آرام گرفت.
مادر شهید در خصوص ارادت فرزند خود به #شهدا بیان کرد: بهنام تا فرصتی به دست میآورد، راهی گلزار شهدا میشد. تفریحش زیارت شهدا بود. شبهای قدر را در کنار آنها احیا میکرد و آرزو داشت در قطعه شهدا آرام بگیرد تا پس از شهادت باز هم با دوستان وی در این مکان مقدس جمع شوند.
مادرش میگوید:
فرزندم به شهیدان «محمدابراهیم همت»، «سید احمد پلارک» و «محمدهادی ذوالفقاری» علاقه خاصی داشت.
🌹بهنام عاشق شغل آتش نشانی بود و همیشه میگفت، «آتشنشانی شغل نیست، #عشق است.»🌹
#یاد_شهدا_ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
و سلام بر او که می گفت:
«این انقلاب، آن قدر تلاطم و سختی
دارد که یک روزی شهدا آرزو می کنند
زنده شوند و برای دفاع از این انقلاب
دوباره شهید شوند»
شهید سپهبد قاسم سلیمانی
#یاد_شهدا_ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰🌷
و سلام بر او که می گفت:
«این انقلاب، آن قدر تلاطم و سختی
دارد که یک روزی شهدا آرزو می کنند
زنده شوند و برای دفاع از این انقلاب
دوباره شهید شوند»
شهید سپهبد قاسم سلیمانی
#یاد_شهدا_ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰🌷