✅خصوصیات اخلاقی شهید
خیلی خوش اخلاق وشوخ طبع بودند.بی نهایت مهمان نواز وعاشق بچه هابودند.وقتی خیلی خوشحال یا ناراحت می شدند،به گلزار شهدا می رفتند ودرآنجا کنار رفقای شهیدشان آرام می گرفتند
خاطرات شهید اززبان همسرش:
ازابتدای ازدواج ازشهادت درراه خدا برایم گفت ومیگفت بزرگترین آرزویش شهادت است.من عکس العملی نشان نمی دادم وباخودمی گفتم بحمدالله کشوردرامنیت کامل است .امااوازمن میخواست درنمازم برای شهادتش دعاکنم.من بسیاربه اووابسته بودم وهروقت جدی ازشهادت میگفت ناراحت می شدم وبحث راعوض می کردم اما اوباخنده وشوخی ادامه میداد.عاشق شهادت بود وقتی گلزارشهدامی رفت شوق عجیبی رادروجودش احساس میکردم.ازسختی زندگی با یک نظامی برایم می گفت ولی من عاشق کاراوبودم وازاینکه لباس سپاه به تن دارد بسیارخوشحال بودم.مدتی بودکه میگفت بایدمسئولیت زندگی رابعهده بگیری.زیادحرف نمیزد اماآنقدرآرام ومهربان ومنطقی صحبت می کردکه حرفاش به دلم می نشست ومی پذیرفتم.تنهاچیزی که ازاوخواستم درحرم حضرت زینب س دعایم کند.
روزاعزام به محل کارش رفت وهرچیزی داشت به خانه آوردتعجب کردم مگه دوباره نمی خوادبرگردد
من هم درجمع کردن کمکش کردم ودلتنگی هایم رامیان وسایل سفرش گذاشتم تا ببرد.به همه زنگ زد وخداحافظی کرد.گفت میروم امادلم رامی گذارم پیش تووبچه ها.دخترمون مریم آنقدرگریه کردکه همه رابه گریه انداخت،اماهمسرم تصمیمش راگرفته بود.هنرسیدسجاد دل کندن ازهمه تعلقات دنیایی ورفتن به سفری بودکه امکان برگشت وجودنداشت.اینطوربودکه توانست ازگریه دخترکان زیبایش درلحظات تلخ جدایی بگذرد.وقتی همه رفتند مریم گفت:بابام دیگه هیچ وقت برنمی گرده اون شهید میشه.ملیکابعدازظهر13بهمن ازخواب بیدارشدوباگریه گفت خواب دیدم پدرم ازیک بلندی بادست خونی من رابوس کردوگفت تند تندبه دیدنت میام.بعدازشنیدن خبرشهادتش صبرعجیب وباورنکردنی درخود دیدم به گمانم از حضرت زینب س هدیه گرفتم.
🖋فرازی ازوصیت نامه شهید:
امروز روز اعزام بودمقداری هیجان وتردید دردلم بودبه همین دلیل خواستم ازقران مدد
بگیرم.دردل توسل به آقاامام "عج" زمان نمودم واین آیه آمد وجعلناهم ائمه یهدوننا.....ایه73
سوره انبیا.ازخواندن این آیه پشتم لرزیدواشکم جاری شدچون هرگزخودرالایق این آیه نمیدانستم.اما دلم قرص ومحکم شد.
ان شاءالله فردای قیامت که درخون غوطه ورمحشورگشتم شرمنده آقاامام زمان ورهبرعزیزم نباشم.
بدانید من به اختیاروداوطلب به جنگ با دشمنان اسلام رفته ام.این جنگ،جنگ کفربااسلام عزیزاست وتاروزی که خداوند
به بندگان صالحش وعده داده است ادامه دارد
این زندگی چند روزه دنیای زر وزور وتزویربرای سیاه نمودن چهره اسلام ناب محمدی دست به دست هم داده اند.
اما سخنی باکسانی که بارهبر عزیز فاصله گرفته اند.
های!!!ای یاوران دیروز وآشنایان غریبه شده
به گوش باشید که فردای قیامت باید جوابگوی خون شهدا وامام شهدا باشید.
مگرنشنیده ایدکه امام خمینی،آن معمارکبیرانقلاب فرمود:چه من در میان شما باشم یانباشم نگذارید انقلاب به دست نااهلان بیفتد.
به خود بیایید وتوبه کنید باشد که رستگار شوید.آخرین درخواستم این است که به رهبرم بگویید این سرباز کوچک خودرا در نماز شبهایش دعا کند تا بلکه خداوند به واسطه ایشان ازگناهم درگذرد.
بنده روسیاه وگنهکارسیدسجادروشنایی
#روحش شاد
#یادش گرامی
نثار ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و اموات #صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
او مرید به تمام معنای امام (ره) بود و همیشه به دوستان و آشنایان تاکید میکرد که" امام خمینی (ره) " فرمودند؛ سربازان این وطن کودکان در گهواره هستند پس مطمئن باشید این انقلاب پیروز است . و اینگونه جوانان را تشویق به حضور در جبهه ها میکرد و خودش هم آنان را همراهی میکرد . در آخرین اعزامش به جنوب کشور بود که در پاسگاه شلمچه مورخ ۱۳۶۱/۴/۲۸ در عملیات رمضان بدست دشمنان بعثی به فیض شهادت نائل میگردد .
پیکر مطهر ایشان پس از تشیع در گلزار شهدای روستای بیوران بنا بر وصیتش به خاک سپرده میشود .
✅ خصوصیات اخلاقی شهید؛
به نماز اول وقت توجه ویژه داشت .
علاقه و ارادت خاصی به ولایت فقیه داشت .
خنده رو و شوخ طبع بود . هیچگاه سختی های کار را به منزل نمی برد .
به پدر و مادرش احترام و عنایت خاصی داشت .
✳️ خاطره ای از زبان همسر شهید؛
روستا بیوران بگونه ای هست که پشت بام هر خونه برای خانه ای دیگر حیاط محسوب میشود . یکی از همسایه ها خودش را به سید حسن رساند و از او خواست تا در کوتاه کردن شاخ گاو که خیلی بلند شده بود کمکش کند ، سید حسن می پذیرد و بعد از ساعتی در حالیکه شوق و ذوق وصف ناشدنی در چهره اش نمایان می شود به منزل مراجعه می کند همسرش با دیدن خوشحالی وی تعجب می کند و علت را جویا میشود که سید حسن در جواب می گوید برای گرفتن گاو و حرکت نکردن او به جدم حضرت رسول (صلی الله و علیه و آله) متوسل شدم و خوشحالیم از این بابت هست که جدم مرا شرمنده نکرد و سربلند از این توسل در آمدم .
#روحش شاد
#یادش گرامی
نثار ارواح طیبه شهداء و امام شهداء و اموات #صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
غم ديدار يار در دلش خانه كرده بود و هر دم به آه نيازي اين چنين ميسرود: اي كه يك گوشة چشمت غم عالم بخرد حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد آري؛ سيد عزيز، روز و شب خويش را به درس و بحث و تهذيب و تهجد ميپرداخت و مدارج ترقي را طي ميكرد.
سيدقاسم، در روزهاي تحصيل با وجود سن كم، همواره آمادگي خود را براي حضور در ميادين آتش و خون اعلام مي داشت. او قاسم بود و همنام قاسمبنالحسن – عليهالسلام- مرگ را نيز همچون او «احلي من العسل» ميدانست. ميديد كه همسالان و همكلاسيهايش لباس رزم ميپوشند و در جبهه، زيباترين غزل حضور را ميسرايند. در حسرت اعزام ميسوخت و لحظهشماري ميكرد. سرانجام موافقت پدر و مادر و اساتيد خود را كسب كرد و پاي در ميدان عمل نهاد. دلش به پاكي شبنم صبحگاهي بود و چند صباحي بيش، ميهمان ما زمينيان نبود. در دومين اعزام و آن گاه كه سه ماه بيشتر از حضورش در جبهه نميگذشت، در هشتم بهمن 1365، در خاك شلمچه آرام گرفت و به شهادت رسيد.
پيكر پاكش ساليان سال در خاك نيلگون آن ديار به رسم امانت باقي ماند و همانند يوسف -علیه السلام- چشمان پدر را در باران اشك حسرت ديدار نگاه داشت و سپس در 1377/4//14 پس از دوازده سال، پيكري سبك همچون بيرقي استوار به زادگاه بازگشت و روستاي «رمنت» را بار ديگر در شكوه روزهاي جنگ نهاد. پس از عمري غريبي بينشاني از آن سرو سرافراز تو هر چند خدا ميخواست در غربت نماني پلاكي بازگشت و استخواني
#روحش-شاد
#یادش_گرامی-با-ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
📜#فرازهایی_از_وصیت_نامه
#روحانی_شهید_سید-قاسم-فضلی-رمی
خدايا! تو شاهد باش و تو اي تاريخ! بنويس و تو اي روزگار! بشنو كه اين حقير جز به رضاي خداي متعال و بهاجراي فرمان رهبرم به جبهههاي حق عليه باطل، اعزام نشدهام و اي خدا! تو شاهد بودي كه جز تو و رضاي تو به چيزي فكر نكرده و تنها تو را معبود و معشوق خويش يافتم. خدايا! حال كه به سوي جبهه و نايل شدن به احدي الحسنيين «پيروزي يا شهادت» درسنگر عاشقان و عارفان نشستهام، از تو ميخواهم كه به خون پاك اباعبدالله الحسين-عليه السلام- دعايم را به اجابت برساني وحضرت امام را تا ظهور بقية الله الاعظم-ارواحنا له الفداء- سلامت و محفوظ نگه داري. وقتي كه اسلام در خطر باشد و نداي «هل من ناصر» خميني به گوش رسد و عاشقان به سوي معشوق در حال سيرالي الله باشند، چگونه ميشود از اسلام دست برداشت و به سوي معشوق و به ابديت پرواز نكرد؟ آري، بايد به نداي ملکوتي حسين زمان لبيک گفت و جبهه ها را پر کرد. چگونه به خود اجازه دهيم که پدران و برادران شهدا و اسرا به جبهه روند و دست از زندگي بردارند و ما در خانه بنشينيم؟ آري، هدفم از رفتن به جبهه جهت برافراشته شدن پرچم اسلام در سراسر گيتي و براي آزادي كربلا و زيارت ابا عبدالله الحسين -عليه السلام- ميباشد و به خانه برنمي گردم تا يا به زيارت امام حسين-عليه السلام- برسم و يا به قبر حسين-عليه السلام- ميروم تا آنهايي كه براي از بين بردن انقلاب اسلامي و حكومت اسلامي قَد علم كردهاند را به خاك مذلت بكشانم و آنان را به زباله دان تاريخ بسپارم و استعمارگران شرق و غرب بايد بدانند تا زماني كه يك مسلمان در روي كرة زمين زنده است، مبارزه هست و اين مبارزة بي امان، تا نابودي كفر و شرك و نفاق و انشاء الله تا ظهور حضرتمهدي-عجل الله تعالي فرجه- ادامه خواهد يافت.
اکنون امت حزب الله و شهيد پرور روستاي رمنت! ما تکليف داريم که اسلام را حفظ و زنده نگه داريم و دنباله رو امام امت، پير جماران باشيم. شما را به خدا قسم ميدهم از امام امت و انقلاب اسلامي دست نكشيد و به وظايف شرعية اسلام عمل كنيد و اين انقلاب را زمينه ساز انقلاب جهاني و عدالت گستر حضرت حجت-عجل الله تعالي فرجه- قرار دهيد، ان شاء الله و تعالی
واي بر آنهايي كه با مشاهدة اين همه شهدا در خودشان تحول و دگرگوني به وجود نياوردهاند. اينان بايد بدانند كه زياد گناه مرتكب شدهاند و گناه زياد باعث قساوت قلبشان شده است و بدانند به هيچ علت و عاملي جوابگو نيستند كه حضرت علي-عليه السلام- فرمود: «امروز روز عمل است وحسابي در كار نيست و فردا روز حساب است و عملي در كار نيست.» لذا به اين نق زدنها و تبليغات بيگانگان گوش نكرده و شايعات را گوش نكنيد و يا کمبود ها و ميل به راحتي و نداشتن تحمل سختي ها يا مسائل ديگر را در سر مپرورانيد و ياس و نااميدي به خود راه ندهيد که باعث غفلت از خدا مي گردد و وحدت و يگانگي بودن و با هم صميمي بودن را فوق الاعمال بدانيد و بدان عمل کنيد تا رستگار شويد .
#روحش-شاد
#یادش-گرامی
🥀نثار ارواح طیبه شهداء - امام شهداء و اموات #صلوات🥀
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
و الگو گرفتن از وی را سیره راه خود کرده بود .
از خاطراتی که در ذهن دوستان ماندگار مانده است مربوط به روزی هست که شهیدی را به مقر سپاه می آورند بعد از اینکه پیکر شهید تحویل خانواده اش می گردد تابوت خالی به مقر بر میگردد ، شهید ستایش که دل از دنیا و وابستگیهایش کنده بود و در عالم بالا سِیر می کرد درون تابوت میخوابد و از دوستانش می خواهد تا وی را تشیع کنند تا ببیند چه حسی دارد . دوستان شهید تعریف می کنند وقتی او را تشیع کردیم ، در حالیکه از تابوت بیرون می آمد چنان حال معنویی داشت که گویی پرواز کرده است و مرتب می گفت ؛ حس خیلی خوبی دارد . خدا کند که شهادت قسمتم شود . گویی درون تابوت عهدی با شهداء بسته بود! دیری نپایید که شهداء به عهدشان وفا کردند و او را به آرزوی دیرینه اش که همانا شهادت در راه اسلام بود ، رساندند .
🌹 فرازهایی از وصیت نامه شهید 🌹
همگان را توصیه می کنم به ترس از خدا و تقوای الهی بیایید از گناه دست بکشیم و این دنیا را فدای آخرت نکنیم .
ای ملت ایران خودتان را برای مصیبت و تحمل رنج آماده کنید همچون امام حسین علیه السلام که خود را برای مصیبت ها آماده کرده بود .
ای جوانان عزیز نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین علیه السلام در میدان نبرد و در زیر شمشیرهای برق آسای دشمن شهید شد و ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب حضرت زینب علیها سلام را بدهید .
ای جوانان قدر امام عزیز را بدانید که اگر او نبود ما در سردرگمی بودیم . منحرف بودیم و خسر الدنیا و الا خره بودیم او بود که ما را نجات داد پس به ندای حسین (ع) گونه ی او لبیک بگویید و او را دعا کنید .
#روحش شاد
#یادش گرامی
شادی روح شهداء و امام شهداء و اموات #صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
پس از انقلاب و در سن سی سالگی ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند دختر است.
شهید، از پایان دوره سربازی به تنهایی تهران آمد و درس خود را تا پایان دوره راهنمایی ادامه داد و بعد از مدتی جذب ارتش شد.
برادرش در باره او می گوید: قبل از اینکه به ارتش برود ، از من راهنمایی خواست به او
گفتم که از نظر نظم و انضباط و خدمت به مملکت و دین بهترین موقعیت است و ایشان نیز با این هدف به استخدام ارتش در آمد. بعد از استخدام و گذراندن دوره های سخت با ورزیدگی و توانایی جسمی و فکری که داشت در بخش هوابرد ارتش مشغول به کار شد.
در اوائل انقلاب زمانی که مطلع شد اوضاع کردستان نا آرام است به برادرش گفت:
میخواهم به کردستان بروم. به او گفتم : برو برادر، ما الأن وظیفه مان سنگین تر هست قبلا ما برای خاک و مملکتمان می جنگیدیم اما الان برای دین و مذهبمان می جنگیم.
پیش از آغاز جنگ تحمیلی شهید نقدی جهت حفاظت از منابع نفتی کشور در منطقه نفت شهر کردستان و پادگان خزر اعزام شده بود، او مدت دو ماهی در آنجا بود چند بار برای مرخصی به تهران آمد اما قبل از اینکه مرخصی اش به پایان برسد به منطقه باز می گشت و می گفت : من باید زودتر بازگردم.
آخرین بار که به تهران آمد ، خیلی ناراحت بود بگونه ای که در گوشه ای نشسته و اشک می ریخت می گفت: ما اونجا اسلحه داریم اما توپ و مهمات نداریم.
آن زمان دوره ریاست جمهوری بنی صدر بود. من به او گفتم : با توجه به تجارب نظامی که دارید در استفاده از مهمات صرفه جویی کنید. او بقدری ناراحت بود که می گفت : خدا شاهد است که اگر من رو به جای گلوله توپ می گذاشتند ، می رفتم و نصف بغداد رو خراب می کردم. در همین حال با همان خنده همیشگی که بر لب داشت گفت : شاید روزی من عصبانی شدم ، من رو گذاشتند دهنه توپ و بجای گلوله رفتم نصف بغداد رو خراب کردم ! بعد ادامه داد: اگر یک روزی گفتند که شهید شده ام، باور کن چون من خیلی عصبانی هستم از اینکه به ما نیرو و مهمات نمی رسد. به خاطر اینکه نامه ها و درخواستهایشان به مرکز فرماندهی برای تجهیز نیروهای مرزی بی نتیجه مانده بود بسیار متاثر بود.
آخرین بار ساعت ۸ شب او را تا ترمینال اتوبوس بدرقه کردم. بسیار تاکید داشت اول صبح به پادگان برسد. آن زمان جنگ از سوی بعثی ها شروع شده بود و اوضاع کردستان هم نا آرام بود. هنوز دو هفته از آغاز جنگ تحمیلی نگذشته بود که در دوازدهم مهر ماه سال ۵۹ خبر دادند محمد صالح ناپدید شده است.
البته احتمالی هم داده می شد توسط کوموله ها به گروگان گرفته شده باشد. به همین دلیل من به همراه برادر خانمش به کردستان رفتیم تا شاید بتوانیم خبری بدست آوریم اما چند روز بعد متوجه شدیم در تهران به خانواده اطلاع داده اند که محمدصالح شهید شده است.
چون ابتدای جنگ بود و از طرفی هم پزشکی قانونی نیروهای متخصص و امکانات مناسبی برای شناسایی و بررسی پیکرهای شهدا نداشتند ، لذا فقط به خانواده خبر دادند او در تاریخ
۵۹/۷/۸ از یک هفته پس از آغاز جنگ ) به شهادت رسیده و در مزار فعلی اش در بهشت زهرا(س) دفن شده است و اینگونه این شهید بزرگوار . غریبانه و بدون اینکه پیکر مطهرش تشییع شده باشد به خاک سپرده شده بود.
✍خاطره ای به نقل از شهید
تيپ کلاه سبزها بعد از انقلاب در کردستان ماموریت داشتند که از شورش گروهک ها جلوگیری کنند . از گوشه و کنار خبرهایی می رسید که عراق تعدادی از پاسگاه های ایران را تسخیر کرده است.
در آن زمان به تیپ کلاه سبزها ماموریت داده شد از نفت شهر که در نزدیکی منطقه(خضر زنده) واقع شده بود محافظت کنند.
ما به مرکز گزارش دادیم که عراق تغيير تاکتیک نظامی می دهد ولی از مرکز دستوری دریافت نمی کردیم. در بعضی شبها از طرف عراق به ما حمله می شد و ما هم جواب تیراندازی آنها را می دادیم تا اینکه با کمبود مهمات روبرو شدیم. مهمات به ما نمی رسید و بر خلاف مهمات ، برایمان سلاح می فرستادند تا اینکه جنگ اصلی شروع شد. یک روز من با فرمانده گردان که یک سرگرد بود برخورد کردم و سر او فریاد زدم : تقصیر شماست که مهمات اشتباهی برای ما می فرستند. او در جواب گفت : فرمانده کل ، بنی صدر است او از مرکز تصمیم می گیرد چه مهماتی بفرستد و چه مهماتی نفرستد و من در جواب گفتم : ما الان زیر آتش دشمنیم اگه نمیتونی گلوله توپ بیاری منو بگذار دهنه توپ ، شلیک کن . در آن زمان فرمانده به من گفت : تو خسته هستی و یک هفته برای من مرخصی نوشت و من رو به تهران فرستاد ولی بعد از یک روز مرخصی ، خبر دادند جنگ شدید شده است و سریعا برگردید.
چند روز از بازگشت شهید نقدی به کردستان نگذشته بود که خبر شهادت او را به خانواده اش دادند و او در همان نخستین روزهای آغاز جنگ تحمیلی به خیل شهیدان راه حق پیوست
#روحش شاد
# یادش گرامی با ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#شهدای_محلمون_را_بهتر_بشناسیم.
#شهید_عبدالله_مهمان_نواز
عبداللّه مهمان نواز در1334/4/1 در خانواده اى مذهبى به دنيا آمد . دوران كودكى را در دامان پرمهر مادرى سيّده و مأنوس با قرآن گذراند و روح او با عقايد
حق و قرآن و اهلبيت عليهم السلام پرورش پيدا كرد . امّا به خاطر نبود امكانات و عدم توانايى مادّى ، موفّق به درس خواندن نشد و درنتيجه به همراه پدر ، راهى كويرهاى شمال نوش آباد شد و كار كشاورزى را شروع كرد۰ در پانزده سالگى با دستمزدهايى كه از كار به دست می آورد به كلاسهاى اكابر(شبانه) رفت و سرانجام موفّق شد كه مراحل ابتدايى را در سال 1353 طى كند .
عبداللّه هميشه با آقاى سادات الحسينى (آقا بصير) مأنوس بود و به همين علّت بود كه با انقلاب و امام آشنا و از سال 1356 رسما وارد صحنه مبارزه شد . در سال 1361 به عضويّت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى درآمد و درسال
1359 همزمان با شروع جنگ در جبهه هاى مختلف غرب و جنوب حضور داشت .
منطقه هاى گيلان غرب ، مريوان ، پاوه ، كامياران ، آبادان ، شلمچه ، اهواز ،
دزفول و نهايتا پنجوين ، مكانهايى است كه گامهاى او را درك كرده اند .
عبداللّه در عمليّاتهاى بيت المقدّس ، رمضان ، والفجر 1 و والفجر 4 شركت
كرد .
روح پرتلاطم و پرهيجان عبداللّه همواره در جوش و خروش بود تا اينكه در 27مهر 1362 در عمليّات والفجر 4 در منطقه مريوان و نزديك شهر پنجوين عراق و روى تپّه هاى نزديك شهر به شهادت رسيد .
#روحش شاد
#یادش گرامی با ذکر #صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
✅ خصوصیات اخلاقی شهید ؛
اهل نماز اول به ویژه نماز جماعت بود .
شوخ طبع و مهربان بود .
مردمدار بود و هرجا نیاز به کمک بود حاضر می شد .
توجه ویژه به امر بمعروف و نهی از منکر داشت .
پشتیبان ولایت فقیه بود .
✍ سفارش شهید به ملت ایران ؛
به همه سفارش می کنم که در نماز عبادی ، سیاسی جمعه شرکت فعال داشته باشید و نماز یومیه را در مساجدبصورت جماعت و اول وقت برپا کنید .
امر به مفروف و نهی از منکر کنید تا جامعه پاک بماند .
#روحش شاد
#یادش گرامی
نثار ارواح طیبه شهداء . امام شهداء و اموات #صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
شهید ابراهیم مشهدی با وجود سوابق زیاد حضور در جبهه و جانبازی که داشت حقوق بنیاد را نمی گرفت و معتقد بود که هنوز با یک چشم و یک دست می تواند کار کند و با دست رنج خود زندگی را سپری کند .
بارها همسر از او درخواست می کند تا بخاطر فرزندان حقوقی را که حقش هست دریافت کند اما شهید در جواب می گوید . ما طلبکار انقلاب نیستیم و بخاطر اسلام جانمان را هم باید فدا کنیم و نیازی به حقوق بنیاد نیست .
شهید ابراهیم مشهدی در تاریخ ۱۳۶۸/۲/۸ مصادف با نوزدهم ماه مبارک رمضان ، بخاطر شرایط جانبازی( عارضه شدید شیمیایی ) و وخامت حال در حالیکه روزه بود بر روی تخت بیمارستان به درجه رفیع شهادت نائل گردید و پیکر مطهرش پس از تشیع بر روی دستان مردم شهید پرور شهر مقدس قم در گلزار شهدای علی بن جعفر "علیه السلام "آرام گرفت .
✅ خصوصیات اخلاقی شهید؛
او نیز همچون تمامی شهداء توجه ویژه به نماز اول وقت داشت .
به پدر و مادر احترام ویژه ای داشت و رضایت آنان برایش بسیار مهم بود و هیچوقت دل آنان را نمی شکست .
اهل دنیا نبود و بیشتر به آخرت توجه داشت .
به حق الناس بسیار اهمیت میداد ،
به صله رحم بیش از اندازه بها میداد .
اهل کار خیر بودند .
ساده وبی آلایش بود.
اهل انفاق و ایثار بود حتی برای گرفتن حقوق جانبازی سعی کرد دیگران را بر خود مقدم بداند .
✍ خاطراتی به روایت فرزند ارشد شهید ؛
روزی سری به روستای پدری زدیم تا تجدید خاطره ای کنیم و یادی از شهید . سالها بود که نرفته بودیم جلوی سقاخانه روستا ایستاده بودیم که نوجوانی برای آشامیدن آب آمد . بعد از نوشیدن آب به امام حسین(ع) سلام داد و سپس برای شادی روح ابراهیم مشهدی صلواتی فرستاد. با شنیدن نام پدر تعجب کردم!
بعدا متوجه شدم که مردم روستا وقتی شیر آب را باز می کنند تا جرعه ای بنوشند بعد از سلام بر حسین (ع) برای شادی روح شهید ابراهیم مشهدی که لوله کشی آب را با سختی به روستا آورده بود صلوات میفرستند .
✍ خاطره دوم به روایت از همسر شهید ؛
بعد از شهادت ابراهیم برای گذران زندگی چهار بچه قدو نیم قد با سختی زیادی مواجه شده بودم و چون پرونده حقوقی اش را بسته بود . خیلی نگران بودم که شب شهید بخوابم آمد و گفت که نگران نباش و مقداری پول تو دستم گذاشت و گفت این پول رو برای بچه ها خرج کن . صبح که از خواب بیدار شدم از بنیاد شهید آمدند و گفتند که پرونده ابراهیم مشهدی به جریان افتاده و شما حقوق بگیر بنیاد شهید شده اید و حقوقی که از بنیاد بدستم رسید دقیقا همان مبلغی بود که شهید در خواب بهم داده بود .
📜 فرازی از وصیت نامه شهید؛
ای پدر و مادر م ، خواهر و برادران عزیزم ، فرزندان دلبندم و همسر مهربانم هیچ موقع نماز را ترک نکنید و خدا را از یاد نبرید و همیشه با هم مهربان باشید و صله رحم را ترک نکنید .
به نیاز مندان کمک کنید .
پشتیبان و مطیع اوامر ولایت فقیه باشید .
#روحش شاد
#یادش گرامی با ذکر#صلوات
⚘ نثار ارواح طیبه شهداء . امام شهداء و اموات صلوات⚘
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
متن پیام حضرت #امام_خمینی (رضوان الله تعالی علیه) 🌺 پس از شهادت فرزند برومندش آیت الله شهید #مصطفی_خمینی
🍃بسمه تعالی🍃
🏴انا لله و انا الیه راجعون🏴
در روز یکشنبه نهم شهر ذی القعده الحرام ۱۳۹۷ ق مصطفی خمینی، نور بصرم مهجه قلبم، دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شدـ
اللهم ارحمه و اغفر له واسکنه الجنه بحق اولیائک الطاهرین، علیهم الصلوه والسلام.
روح الموسوی خمینی
۱ آبان ۱۳۵۶
👈 این تمام واکنشی بود که حضرت امام در شهادت حاج آقا مصطفی خمینی فرزند ارشد و فقیهش ابراز داشت.
👈 اما این شهادت و روز اول آبان ۱۳۵۶ آغاز نهضتی شد که به پایان دادن به رژیم ستمشاهی پهلوی منجر شد.
#روحش شاد
#یادش گرامی با ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🌹از برادران و خواهران مسلمان میخواهم خود را به صلاح ایمان و تقوا مجهز کنند.
🌹و شما را به خون سرخ شهدا قسم که یک لحظه پیر جماران و یاران واقعی امام را تنها نگذارید و پیرو خط آن ها باشید و ادامه دهنده راه شهدا باشید.
🌹 از شما میخواهم که دشمنان انقلاب مثل "چریک فدایی خلق" که در اصل ضد خلق می باشند, با مشت گره کرده به دهان آن ها بزنید.
#روحش شاد
#یادش گرامی با ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
مناطق مین گذاری شده رابر عهده بگیرد. ایشان با عشق و علاقه پذیرفت و در قرارگاه کربلا حاضر شد.
قرارداد جدید و فعالیتهای دوباره، مثل همیشه با نیت کسب رضای خدا و انجام وظیفه و نجات دادن جان انسانها.
ایشان نفس کشیدن در هوایی را می طلبید که روزی شهدا نفس می کشیدند. قدم زدن، نماز خواندن، اشک ریختن و توسل کردن در این خاک بود کهبه او آرامش میداد. این بار فرمانده گروهی بود که برایپاکسازی مناطق آلوده مرزی آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، و خوزستان تلاش میکردند. مناطقی که هر روز قربانیان زیادی می گرفت. زمین هایی که بر اثر گذشت زمان و دست کاریهای پیشین، پیچیده شده بود و مین هایی که یا در سطح پایین تری از خاک پنهان شده بودند یا قابلیت خنثی سازیخود را از دست داده بودند و مردانی که حتی بعد از جنگ هم می بایست با آنها دست و پنجه نرم می کردند.
کار، ایمان و توانایی بالایی می طلبید.
با توکل به خدا و عشق، در منطقه حاضر می شد و به جمع آوری و انهدام مین و مهمات باقی مانده هشت سال دفاع مقدس مشغول می شد.
#روز_آخر
چند روز قبل از عید غدیر بود که با ایشان تماس گرفتند. ایشان مرخصی بود، بعد از تماس بلافاصله حرکت کرد. باید میرفت و چاله های انباشته شده از مین را منهدم می کرد. صبح روز عید غدیر، عازم منطقه مرزی مریوان شد. در حین انجام کار بود که بر اثر انفجار یکی از چاله های انباشته از مین و مهمات، آسمانی شد و به آرزویش که شهادت بود، رسید.
از خدا خواسته بود به گونه ای شهید شود که هیچ اثری از پیکرش باقی نماند. پیکری که هیچگاه بازنگشت و تنها یک دست (که همیشه در راه خدا حرکت کرده بود با دستکش سفید آمد تا مرهمی باشد بر دل مادر و اشکهای بی پایان همسر و پاسخی برای چشمان منتظر فرزندان بویژه دختر سه ساله اش.
بالاخره این زمینها توانست شهید همتی و پنج بار و همراهش را به قافله شهدا برساند.
مردی که تمام عمر تابع امر ولایت بود و در نهایت روز عید غدیر با مولای خود پیمان بست و با خون خود آن را امضا نمود.
وابستگی خاصی به خانواده و دختر سه ساله اش داشت اما همه را به خدا سپرد و به راه و هدف خود ادامه داد.
اینها را گفتیم ولی هیچ زبانی قادر نیست اخلاص، مهربانی، شجاعت، شوخ طبعی، عبادتهای باصفا و پاکی دلش را بر صفحه کاغذبیاورد.
نامش على اكبر بود و سیره اش علی اکبری...
آری خوشا به حال شهدا که در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقونند.
#فرازی_از_وصیت_نامه
تابع امر ولایت باشید. همیشه توکل به خدا کنید از غیبت و دروغ دوری کنید. عبادت هایتان را خوب انجام دهید
هیچ نگران رزق و روزی نباشید. برای خدا و کسب معنویت کار کنید؛ روزی حلال را خدا با تلاش و ایمان و تقوا به شما می رساند
شهدا را فراموش نکنید و دنباله رو آنها باشید. به اسلام و انقلاب خدمت کنید.
#روحش شاد
#یادش گرامی با ذکر#صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷