eitaa logo
امام زادگان عشق
93 دنبال‌کننده
15هزار عکس
4هزار ویدیو
333 فایل
خانواده های معظم شهداء و ایثارگران محله مسجد حضرت زینب علیها سلام . ستاد یادواره امام زادگان عشق ارتباط با مدیر کانال @ya110s تاریخ تاسیس ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5924696617901886507.mp3
13.12M
۷ ➖ آیا شیعیان ، همان محبّان اهل بیت‌اَند؟ ➖ از نظر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، این دو گروه ، چه تفاوتی باهم دارند؟ 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
| : ۱٠۴ به فاصله کمی بازهم رفتیم مشهد. این بار خاله ام را هم بردیم، همان که معلول ذهنی است. نذر کرده بودم از سفرت سالم برگردی و حالا باید نذرم را ادا می کردم. سفر قبلی را به خواست تو آمده بودم. یک هتل آپارتمان گرفتی و صبح روز بعد گفتی میروی بیرون و زود می آیی. وقتی آمدی و دیدم ریشت را زده ای، چشمهایم گرد شد: «این چه وضعیه آقامصطفی؟» خندیدی. دستی به محاسن نداشتهات کشیدی: «خوبه؟ میپسندی؟» . چرا این جوری کردی آقامصطفی؟ - بعد میفهمی چرا؟ ناراحت شدم: «یعنی چه؟ حالا که ريشات رو زدی برو سبیلاتم بزن!» | - بزنم؟ واقعا؟ از نظر تو اشکالی نداره؟ از جیبت عکسی بیرون آوردی: «نگاه کن ببین خوب افتادم؟» . حالا اینقدر از این تیپت خوشت آمده که رفتی عکسم انداختی؟ - نباید شناسایی بشم! - یعنی این طوری شناسایی نمیشی؟ پشت پاکت عکسها را نگاه کردم نوشته بود: سیدابراهیم احمدی. - نکنه فامیلیت رو هم عوض کردی؟ - استتار کامل! | رفتی بیرون و آمدی و این بار سبیل هایت را هم زده بودی، طوری شده بودی که فاطمه با حیرت نگاهت می کرد. . خودمم فاطمه جان. بابات! . هیچ معلومه چی کار میکنی آقامصطفی؟ مرا بردی حرم. بعد از زیارت، در رواق امام با دو تن از رزمندگان افغانستانی که همسرانشان هم آنجا بودند آشنایم کردی. چقدر آرام بودند. یکی از آنها گفت: «شوهرم میره و میاد. دلم قرصه. اگه هم شهید بشه، ناراحت نمیشم، به خاطر خانم زینب «س» در دلم گفتم: پس چرا تو نمیتونی رفتن آقامصطفی رو تاب بیاری. ⬅️.... 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🌼بسم الله الرحمن الرحیم☀️ 🌺سلام علیکم🌿 ❥◎🌺•❥•═┅•❥•🌸◎❥• سوره انعام 🖤بسم الله الرحمن الرحیم✨ قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ «63» بگو: چه كسى شمارا از تاريكى‌هاى خشكى و دريا (به هنگام درماندگى) نجات مى‌دهد؟ وقتى كه او را آشكارا و پنهان مى‌خوانيد (و مى‌گوييد:) اگر خداوند از اين ظلمت ما را رهايى دهد، از شكرگزاران خواهيم بود پیام ها 1- يكى از شيوه‌هاى تبليغ و موعظه، سؤال از وجدان مردم است. 2- يادآورى و توجّه‌دادن انسان به خلوص، از بهترين روشهاى خداشناسى است. 3- انسان در سختى‌ها و شدايد، دست از كفر و شرك برداشته و موحّد مى‌شود. 🌤🌤 ﷽❣ ❣﷽ ✨مهدی جان✨ دل هزاران درد دارد یک دوا آن هم تویی صد هزاران غصه دارد یک شفا آن هم تویی سفره دل را نکردم باز، من بهر کسی یک نفر با درد من هست آشنا آن هم تویی 🌿🌿🌿 ┄✨✼ حدیث هفته 🍃🕌🍃✼✨ حدیث ( شجاعت ) ؛ قال امیرالمومنین عليه السلام : لَو تَمَيَّزَتِ الاشياءُ لَكانَ الصِّدقُ مَعَ الشَّجاعَةِ وَ كانَ الجُبنُ مَعَ الكَذِبِ؛ اگر اشیاء ( در دسته بندی) از يكديگر متمايز شوند، هر آينه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ. غررالحكم، ج ۵ ، ص ۱۱۸ ، ح ۷۵۹۷ •┈┈••✾❀🌸❀✾••┈┈• 🌹شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات🌷 فرازی از وصیت نامه شهید .... متن زیر وصیت نامه شهیدی را روایت می کند که ازآینده وزمان شهادت خود خبر میدهد. به مردم بگوییدامام زمان پشتوانه این انقلاب است. بعد از جنگ در حال تفحص در منطقه کردستان عراق بودیم که به طرز غیر عادی جنازه شهیدی راپیدا کردیم.از جیب شهید یک کیف پلاستیکی درآوردم. داخل کیف، وصیت نامه قرار داشت که کاملا سالم بود و این چیز عجیبی بود. در وصیت نامه نوشته بود: من سید حسن بچه ی تهران و از لشکر حضرت رسول (ص) هستم... پدر و مادر عزیزم! من در شب حمله یعنی فردا شب به شهادت می رسم . جنازه ام هشت سال و پنج ماه و 25 روز در منطقه می ماند. بعد از این مدت جنازه ی من پیدا می شود و زمانی که جنازه ی من پیدا می شود، امام خمینی در بین شما نیست. این اسراری است که ائمه به من می گفتند و من به شما می گویم. به مردم دلداری بدهید. به آن ها روحیه دهید و بگویید که امام زمان پشتوانه این انقلاب است. بگویید که ما فردا شما را شفاعت می کنیم. بگویید که ما را فراموش نکنند. بعد از خواندن وصیت نامه درباره عملیاتی که لشکر حضرت رسول (ص) آن شب انجام داده بود تحقیق کردیم. دیدیم درست در همان تاریخ بوده و هشت سال و پنج ماه و 25 روز از آن تاریخ گذشته است. راوی : سردار حسین کاجی ✨✨✨   ......... 🇮🇷مناسبتهای هفته🇮🇷 .......... ❄️ دی ماه ❄️ ۱۹-قیام خونین مردم قم(۱۳۵۶ هـ ش) ۲۰-سالروز شهادت امیرکبیر به دستور ناصرالدین شاه قاجار ۲۲-تشکیل شورای انقلاب به فرمان امام(ره) 🌤تعجیل درامرفرج امام زمان(عج)۱۰صلوات
جمعه به جمعه منتظرم_۲۰۲۱_۱۱_۱۲_۱۵_۵۱_۲۵_۳۳۱.mp3
5.78M
جمعه به جمعه واسه تو منتظرم "اَینَ الحسن اَینَ الحسین"ذکرلبم 🎤کربلایی سید رضا_نریمانی 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سلام ما به فاطمه (س) ... نوای شهید ابراهیم هادی 🔻... 👇 🌷〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰🌷
💖شهید منصور ستاری به روایت همسر💖 سالروز شهادت یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد، گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که میای می‌ایستی وسط بچه‌ها نماز میخونی؟ خُب برو یه اتاق دیگه که منم مجبور نشم کارم رو ول کنم و بیام دنبال مهر تو بگردم.» تسبیح را برداشت و همان طور که می‌چرخاندش، گفت «این کار فلسفه داره. من جلوی این‌ها به نماز می‌ایستم که از همین بچگی با نماز خوندن آشنا بشن. مهر رو دست بگیرن و لمس کنن. من اگه برم اتاق دیگه و این‌ها نماز خوندن من رو نبینن، چه طور بعداً بهشان بگم بیایین نماز بخونین!؟» 🔹 می‌گفت به جای این که چیزی را با حرف زدن به بچه یاد بدهیم، باید با عمل خودمان نشانش بدهیم. 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
32.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| گفتم که فراق را نبینم ، دیدم آمدبه سرم از آنچه‌میترسیدم نحوه مطلع شدن فرزندان حاج قاسم از شهادت پدر داغ تو همچنان جگر ما را می‌سوزاند 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🏴ماجرای عنایت حضرت فاطمه (س) به شهید احمد کاظمی🏴  «اوایل سال 1361 در عملیات بیت‌المقدس در خدمت حاج احمد بودیم. او فرمانده تیپ نجف بود. نیروها خیلی به او علاقه داشتند. در حین عملیات به سختی مجروح شد، ترکش به سرش خورده بود. با اصرار او را به بیمارستان صحرایی بردیم. شهید کاظمی می‌گفت «کسی نفهمد من زخمی شدم. همین جا مداوایم کنید. می‌خواست روحیه‌ی نیروها خراب نشود.» دکتر گفت «این زخم عمیق است، باید کاملاً مداوا و بعد بخیه شود» به همین دلیل بستری شد. خونریزی او به قدری زیاد بود که  بی‌هوش شد. مدتی گذشت، یک دفعه از جا پرید! گفت «بلندشو، باید برویم خط» هر چه اصرار کردیم بی‌فایده بود. بالاخره همراه ایشان راهی مقر نیروها شدیم. در طی راه  از ایشان پرسیدم: شما بی‌هوش بودی، چه شد که یک‌دفعه از جا بلند شدی؟ هر چه می‌پرسیدم جواب نمی‌داد. قسمش دادم که به من بگویید که چه شد؟ نگاهی به چهره‌ی من انداخت و گفت «می‌گویم، به شرطی که تا وقتی زنده‌ام به کسی حرفی نزنی.» بعد خیلی آرام ادامه داد «وقتی در  اتاق خوابیده بودم، یک باره دیدم خانم فاطمه زهرا (س) آمدند داخل اتاق، به من فرمودند: چرا خوابیدی؟ گفتم: سرم مجروح شده، نمی‌توانم ادامه دهم. حضرت زهرا (س) دستی به سر من کشیدند و فرمودند: بلند شو، بلند شو، چیزی نیست، برو به کارهایت برس.» وقتی حاج احمد به منطقه برگشت در جمع نیروها گفت «من تا حالا شکی نداشتم که در این حنگ ما برحق هستیم، اما امروز روی تخت بیمارستان این موضوع را با تمام وجود درک کردم.» 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷