26.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک.🌸
🎙حاج مهدی رسولی
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
رمضان آمد و دارم خبری بهتر از این
مژدهای دیگر و لطف دگری بهتر از این
گر چه باشد سپر آتش دوزخ صومش
لیک با این همه دارد سپری بهتر از این
رمضان! ای که دهی مژده میلاد حسن
به خدا نیست به عالم خبری بهتر از این
میلاد دومین اختر تابناک آسمان ولایت، امام حسن مجتبی (ع) بر شما خانواده های معزز شهداء مبارک🌸🌸
ستاد یادواره امام زادگان عشق
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
8.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لبخند ماه
📹 #کلیپ | او میفهمد که شما درست نمیفهمید تلاوت را...
واکنش جالب رهبر انقلاب به «الله الله» گفتن هنگام تلاوت قرآن
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
36.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراسم ضیافت سفره حسنی در شام میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام با حضور زائرین و مجاورین در حسینیه شهدای گمنام که تا پایان ماه مبارک رمضان میزبان زائرین می باشد .
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
📷 #گزارش_تصویری | برنامه سخنرانی و سفره افطار در شب میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) در حسینیه ۱۴ شهید گمنام برگزار شد.
قرارگاه فرهنگی شهدای گمنام کوه خضرنبی(ع)
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#کتاب_آرام_جان
#خاطراتی_از_شهید
#محمد_حسین_حدادیان
#به_روایت_مادر
#نویسنده: محمد علی جعفری
#نشر_شهید_کاظمی
#قسمت_ ۳۴
ای «علمدارم را خواند وقتی از تشییع برگشتیم محمد حسین با حسرت گفت «مامان امیر برای سوریه سابقه بسیجی فعال میخواست خودم براش گردش کار زدم
یک دفعه خنده ام گرفت رفقاش که زنگ میزدند بهشان می گفت شیخ پشملونی بیا پیش محمدرضا دهقان» قرارهایش را توی امامزاده کنار شهدا میگذاشت. نفسی گرفتم پا شدم رفتم داخل امامزاده شبکه های ضریح را گرفتم توی دستم پای همین ضریح با روضه خوانی محمود کریمی اشک میریختم و به محمدحسین شیر
می دادم.
دستی خورد به سر شانه ام فکر کردم
خیالات برم
داشته. دوباره زد روی
شانه ام کوچولو بود دختربچه موبور
چشم گربه ای کاسه شله زرد گرفت
جلویم حال مادر شهدا را درک
کردم .لحظه به لحظه با دیدن هر چیزی به یاد بچه ات بیفتی نمیدانم چرا همه جا بوی محمد حسین میداد؛ چرا درو دیوار و عکس و خوراکیها او را میکشاند جلوی
صورتم.
ماه رمضانها شله زرد و شیر برنج پای ثابت سفره افطارمان بود میگفت مامان زیاد درست کن کاسه کاسه
کن بذار یخچال هر دفعه میام بخورم میپختم برایش و تزیین هم
میکردم.
هیئت داخل امامزاده سی شب ماه مبارک افطاری میدادند.
محمد حسین قبل از اذان میرفت
کمک
مامان من افطار نمیخورما افطار فقط افطارهای مشمول
.اگر شبی نمیرفت امامزاده به من کمک میکرد. سفره میانداخت و افطاری را می چید صدای اذان که بلند میشد اول نماز میخواند من یک موقع هایی نماز مغرب را میخواندم و مینشستم پای سفره
👇👇👇