15.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#جمعه_و_آشپزی_در_کنار_خانواده
•کلم پلو شیرازی🍲•
این کلم پلو یکی از خوشمزه ترین هاست حتما درستش کنید 😍
موادلازم:
-کلم قمری ۳ عدد
-برنج ۳ پیمانه
-پیاز رنده سده و آب گرفته شده ۱ عدد متوسط
-گوشت چرخ شده ۳۰۰ گرم
-نمک فلفل سیاه زردچوبه به مقدار لازم
-کره ۷۰ گرم یا روغن زیتون
-شوید ترخون جعفری ریحون ۱۵۰ گرم
-زعفران به مقدار لازم
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
دختر و حجاب _1.mp3
4.8M
#دختر_و_حجاب
#قسمت_اول
🧕چگونه دخترم را به حجاب علاقمند کنم ؟
🔸رکن اول حجاب :اعلام وفاداری به خانواده
✅احترام به مادر خانواده
✅مادر به خودش احترام بگذارد و شیک پوش باشد
✅خوش اخلاق بودن مادر خانواده
... ادامه دارد
🎙 حسین افشاری
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙《استاد عالی》
ثوابی عجیب با یک عمل برای اموات که آثار آن تا قیامت جاریست...
اموات و شهدا رو یاد کنیم با فاتحه وصلوات
✨روح عزیزان آسمانی شاد و یادشان گرامی 🌹
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
🌷🍃 أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🇮🇷🇮🇷 #وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷
✒قسمت بیست و چهارم
فصل دوم
بلدچی شانزده ساله (۲)
... روزهای سال ۱۳۶۰ به اندازه یک ماه میگذشت. درگیری پشت درگیری. کسانی که از جبهه بر میگشتند با دشمنان نقابدار و مرموزی به نام مجاهدین خلق ایران مواجه میشدند. بیشتر آنها هم دانش آموز بودند یا دانشجو.
افکار انحرافی آنها پوششی از اسلام را در ظاهر و باطنی از کفر و الحاد را در مغز و محتوا داشت لذا عوامل دست پایین به راحتی اقدام به ترور میکردند.
در یکی از این اقدامات یک فرد منافق دو نفر را به شهادت رساند و خودش نیز به شدت مجروح شد.
او را به بیمارستان انتقال دادند. بچههای سپاه دست او را با دستبند به تخت بستند و یک اسلحه یوزی به من دادند و گفتند مراقبش باش.
طبق روال دکترها و پرستارها میآمدند و او را پانسمان میکردند و من هم چهار چشمی مراقبش بودم.
بعد از چند روز، بچههای اطلاعات سپاه با عجله آمدند و گفتند که باید به سپاه انتقالش بدهیم. متعجب شدم. ابتدا فکر کردم که یا من وظیفهام را به درستی انجام ندادهام یا دکترها و پرستارها.اما ماجرای دیگری یود.
من وقتی سوار آمبولانس شدیم متوجه شدم که یک تیم آماده و مسلح برای آزاد کردن او به بیمارستان آمده بودند.
از هوشمندی و سرعت عمل بچههای سپاه خوشم اومد.
شهریور ماه ۱۳۶۰ با گرمای طاقت فرسا رسید.
گفتند: آقای فخرالدین حجازی به همدان آمده و در مسجد جامع شهر برای مردم سخنرانی میکند. روز ۱۱ شهریور بود و کیپ تا کیپ مردم در مسجد نشسته بودند و میان انبوه جمعیت متراکم جای سوزن انداختن نبود.
آقای حجازی با صدای غرا و با لحنی پرکشش صحبت میکرد. صحبتهای داغ داغ. این بخش از آن خطابه فراموشنشدنی در خاطرم مانده است که می گفت:
"مردم همدان افتخار کنید به جوانان خود افتخار کنید به جوانان بسیجی و سپاهی. جوانان شما الان در جبهه سرپلذهاب به دنبال خلق یک حماسه جاودانه هستند و ..."
سخنرانی آقای حجازی مرا از زمین مسجد جامع جدا کرد و به جبهه برد.
فکر میکردم جامانده از قافله عاشورا هستم.
باید خودم را به هر شکل به سرپل ذهاب میرساندم.
با عجله به خانه رفتم. لباس خاکی جبههام را پوشیدم.
قرآن را بوسیدم و حتی مجال خداحافظی با خواهران و برادرانم را پیدا نکردم.
به طور اتفاقی مادرم را در کوچه دیدم که از جلسه قرآن بر میگشت. با او در حد چند کلمه بیشتر حرف نزدم. در چهرهاش آرامش بود و در جان من اضطراب.
با عجله خودم را به مینیبوسی که آماده رفتن به سرپل ذهاب بود، رساندم.شامگاه ۱۲ شهریور ماه بود که به سرپل ذهاب رسیدم ...
◀️ ادامه دارد ...
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
🇮🇷🇮🇷 #وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷
✒قسمت بیست و پنجم
فصل سوم
بلدچی شانزدهساله (۳)
شهری خالی از سکنه که انفجار توپ و خمپارهها نیمه ویرانش کرده بود. فکر میکردم اینجا هم مثل مریوان است اما در مریوان زندگی عادی مردم در جریان بود و در سرپلذهاب پرنده هم پر نمیزد.
جبهه به فاصله ۷ کیلومتر جلوتر از شهر بود. جایی که شب قبل بچههای سپاه استان همدان تمام توانشان را گذاشته بودند کوهی به نام قراویز را که مشرف به شهر سرپل ذهاب و جاده قصرشیرین است آزاد کنند.
هر که از خط برگشته بود غم زده بود و ناراحت. همان شب از سرپل ذهاب با یک خودروی سیمرغ به شهرکی به نام المهدی که عقبه جبهه قراویز محسوب می شد رفتیم.
از انبوه مجروحانی که روز و شب گذشته به آنجا انتقال داده شده بودند فهمیدیم نبرد سختی در این گرمای کشنده تابستان روی داده است.
میگفتند که بیشتر بچه ها در سینه کوه و روی قله شهید شدهاند و پیکرشان همان بالا مانده است.
شب سوم در تاریکی مطلق بی هیچ سهمی از مهتاب ما با چند نفر به زیر قله قراویز که دست دشمن بود رسیدیم.
نگهبانی زیر پای دشمن و در دامنه قراویز با فاصله کمتر از ۱۰۰ متر پایین تر از سنگرهای آنها، توأم با کنجکاوی و هیجان بود.
یواش یواش سنگر نشینی کلافهام می کرد. دشمن شلیک میکرد و ما فقط نظاره میکردیم.
یک روز وقتی در شهرک المهدی بودیم، جوان فرز و چابکی را دیدم که زیر آن گرما یک تنه دارد چاه می کند. پرسیدم: چه کار می کنی!؟
- خوب میبینید که چاه آب میکنم.
- چاهکن هستی یا کار دیگری داری؟
- توی جبهه هر کاری را باید یاد گرفت. حتی چاه کندن را.
وقتی فهمیدم که نمیخواهد از کارش حرف بزند و این خصلت بچه های گشت و شناسایی بود، گفتم:
- حداقل میگویی اسمت چیه؟
- مهدی بیات.
- حالا شناختمت شما برادر شهید مجید بیات هستی که چند ماه پیش روی همین جاده سرپل ذهاب رفت زیر تانک دشمن.
با ملایمت پرسیدم: میشه مرا هم با خودتان به گشت و شناسایی ببرید؟
فکر نمیکردم این سوال که همینطوری الله بختکی پرسیده بودم، نتیجه بدهد.
نگاهی به من کرد و گفت: اما شما سن و سالت خیلی کمه ولی اگر به چشم آقا جعفر بیایید سن و سال مهم نیست. حتماً میبردت.
فهمیدم که زدم به خال. معطل نکردم و رفتم بیش حبیب که پیش او اعتبار داشتم و ازش خواستم مرا به همان مسئول گروه شناسایی یعنی آقا جعفر معرفی کند و از بخت خوب من حبیب پذیرفت و به همین سادگی من شدم کوچکترین عضو گروه ۱۲ نفره گشت و شناسایی در میان در جبهه میانی سرپل ذهاب.
◀️ ادامه دارد ...
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از
امام زادگان عشق
#زیارت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام در روز یکشنبه
السَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِيَّةِ، وَالدَّوْحَةِ الْهَاشِمِيَّةِ، الْمُضِيئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ الْمُونِقَةِ بِالْإِمَامَةِ، وَعَلىٰ ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَنُوحٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ . السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ وَالْحَافِّينَ بِقَبْرِكَ، يَا مَوْلاىَ يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ، هَذاَ يَوْمُ الْأَحَدِ وَهُوَ يَوْمُكَ وَبِاسْمِكَ، وَأَنَا ضَيْفُكَ فِيهِ وَجارُكَ، فَأَضِفْنِى يَا مَوْلاىَ وَأَجِرْنِى، فَإِنَّكَ كَرِيمٌ تُحِبُّ الضِّيافَةَ، وَمَأْمُورٌ بِالْإِجارَةِ، فَافْعَلْ مَا رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ، وَرَجَوْتُهُ مِنْكَ، بِمَنْزِلَتِكَ وَآلِ بَيْتِكَ عِنْدَاللّٰهِ، وَمَنْزِلَتِهِ عِنْدَكُمْ، وَبِحَقِّ ابْنِ عَمِّكَ رَسُولِاللّٰهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيْهِوَآلِهِ وَسَلَّمَ وَعَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.
✨✨✨✨✨✨
زیارتنامه فاطمه ثانی «س»
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّه
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَة
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِین
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْن
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّه
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّه
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّه
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَر
يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ
✨✨✨✨✨✨✨
🌟 روزمان را با سلام به حضرت فاطمه معصومه ، (س) منور و متبرک کنیم. ... روزتون پر از خیر و برکت.