شلخته تر از سرباز ها ندیدهام
از جنگ که بر میگردند
یکی دستش را
یکی پایش را
یکی دلش را
و حواس پرتترین آنها
خودش را جا میگذارد
شهدایم
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
⚘﷽⚘
در مسلخ #عشق،
#جان دادن زیباست...
که #جان، شیرینترین است؛
و بهای لقاء به #معشوق،
باید شیرینترین باشد..
حالا اِى نَفْس انتخابت چيست!؟
اينجا مُرده ها را با
"لا إله إلّا اللّٰه"
و
شهدا را با
"لَبَيْكَ يٰاحسين(ع)"
تشييع میكنند!
و شهادت نام گرفت وقتى خدا كسى را كُشت از #شدت_عشق...
كـوفى شُـده زَمانـه و هيـچ اعتِمـاد نيسـت
حتىٰ به حَرف ما كه دُعايِمان شَهـادت است....
پ.ن: روزى شهيد ميشى كه تو گلزار شهدا بيشتر از شهر رفيق داشته باشى
خاک پـای همهی شهـدا و آرزومنـد مقـام آنهـا
#بیست_و_دوم_اسفند_روز_شهدا
#كاش_قصه_ماهم_به_سر_ميرسيد
#التـماس_دعـای_شهـادت
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
#کتاب_سلام_بر_ابراهیم2 قسمت سی و چهارم شخصیت الگو🌺 💢بزرگان علم و تربیت می گویند: اگر می خواهید یک
#کتاب_سلام_بر_ابراهیم2
قسمت سی و پنجم
الله اکبر🌺
💢حضور در کنار ابراهیم اخلاق و رفتار ما را کاملا تغییر داد.
💢ما شخصی را به عنوان الگو می دیدیم که دنیا برایش هیچ ارزشی نداشت.
💢بارها دیده بودم که ابراهیم، تسبیح شاه مقصود گران قیمت خریده. واقعا هم این تسبیح زیبنده دست ابراهیم بود.
💢وقتی یکی از دوستان می گفت چه تسبیح زیبایی داری تسبیح را هدیه می کرد.
💢من هم انگشتر زیبایی داشتم روزی رزمنده ای به انگشترم خیره شد! یکباره انگشترم را در آوردم و به او هدیه دادم.
💢یقین داشتم اگر او بود همین کار را می کرد. این تاثیر غیر مستقیم کارهای او بود.
💢اما یکی از درسهایی که محضر ابراهیم گرفتم و برایم بسیار کاربرد داشت درس الله اکبر بود.
💢این ذکر شریف را بارها و بارها در نماز تکرار کرده بودم اما نه به آن صورتی که ابراهیم به حقیقت الله اکبر توجه می کرد.
💢ابراهیم می گفت می دانی الله اکبر یعنی چه؟!
💢یعنی خدا از هرچه در ذهن داری بزرگتر است
💢خدا از هرچه بخواهی فکر کنی با عظمت تر است
💢یعنی هیچ کس جز او به من و شما نمی تواند کمک کند.
💢الله اکبر یعنی خدای به این عظمت کنار ماست ما کی هستیم؟
💢اوست که در سخت ترین شرایط ما را کمک می کند.
💢برای همین به ما یاد داده بود که در هر شرایط قرار گرفتید فریاد بزنید: الله اکبر.
💢خودش هم در عملیاتها با همین ذکر حماسه ها آفریده بود.
💢می گفت: با بیان این ذکر توکل شما زیاد می شود.
💢سال ۱۳۶۱ ابراهیم به خاطر مجروح شدن در تهران بود.
💢در عملیات مسلم بن عقیل گردان ما قرار بود به منطقه ای به نام میان تنگ نفوذ کند سه گروهان بودیم که باید از سه مسیر مشخص شده جلو می رفتیم.
💢گروهان ما وسط قرار داشت به دلایلی فرماندهان روی گروهان ما حساب نمی کردند.
💢آنها فکر نمی کردند که ما به اهداف خودمان برسیم لذا با فرماندهان دو گروهان مجاور صحبت کردند که وقتی منطقه را تصرف کردید محور وسط را پاکسازی کنید.
💢در گیری آغاز شد ما به میدان مین برخورد کردیم. چند شهید و مجروح دادیم عملیات در محور ما به سختی پیش می رفت.
💢در محور های مجاور که دو گروهان دیگر بودند نیز همین وضعیت بود.
💢ما جلو رفتیم دو سنگر تیربار و آرپی جی دشمن جلوی راه ما را بسته بود اگر این دو سنگر را می گرفتیم پشت سر آنها خالی و قابل تصرف بود اما آنها شدیداً مقاومت می کردند.
💢فاصله ما با دشمن کمتر از ۲۰ متر بود.
💢ما در چندین سنگر گیر افتاده بودیم جرات اینکه سرمان را بالا بیاوریم را نداشتیم.
💢یکباره یاد ابراهیم افتادم یاد فریادهای الله اکبر.
💢با خودم گفتم اگر ابراهیم اینجا بود حتما..
💢نیروهای ما ۱۵ نفر بیشتر نبودند گفتم بچه ها با اعتقاد فریاد بزنید: الله اکبر
💢با صدای بلند شروع کردیم به فریاد زدن.
💢 یکباره صدای تیر اندازی عراقی ها قطع شد.
💢به سختی سرمان را بالا آوردیم. دیدیم عراقی ها از تپه سرازیر شده و در حال فرار هستند.
💢سنگر و محور میانی را پاکسازی کردیم.
💢با همان نیروهای کم و با قدرت الله اکبر، محور چپ را هم آزاد کردیم تا گروهان سمت چپ جلو بیاید بعد سراغ محور راست رفتیم.
💢 با همان فریاد ها دشمن عقب نشینی کرد.
💢گروهانی که هیچ امیدی به موفقیت نداشت، با درسی که ابراهیم به آنها آموخته بود، محور های بقیه گردان را نیز آزاد نمود.
💢یادم هست وقتی برای عملیاتها می رفتیم، ما تا می توانستیم سلاح و مهمات می بردیم اما ابراهیم تقریبا هیچ سلاحی با خود نمی برد.
💢او توکل عجیبی به خدا داشت.
💢وقتی علت را می پرسیدیم می گفت در گیری که شروع شود به اندازه کافی سلاح و مهمات برای ما مهیا می شود
💢 بعد ادامه داد: با اولین تیر و ترکشی که خبر از شروع درگیری است، بعضی از نیروها به زمین می افتند و سلاح و مهمات آنها بی استفاده می شود. آن وقت ما استفاده می کنیم به جای آن من سعی می کنم وسایل دیگری را با خودم حمل کنم.
💢واقعا راست می گفت. بارها دیده بودم که بدون سلاح جلو می آمد و با شروع در گیری از سلاح های روی زمین افتاده استفاده می کرد.
🗣مهندس احمد استاد باقر
🍃🌹
🥀 #فاطمه_آید_به_کربلا...
شب جمعه است همه زائر ارباب شویم
در کنار حرمش شمع صفت آب شویم
مادری آمده در کرببلا با قد خم
باید از ذکر بُنّی همه بی تاب شویم
#السلام_علیک_یا_اباعبدلله_الحسین❤️
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
به نام خداوند زیبایی ها
الهی از پنجره صبح نام تو را میخوانم
و امید به رحمت بیکران تو دارم
به نام خدای همه
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
بر میم محمد و
جمالش صلوات
بر عین علی و
ذوالفقارش صلوات
بر دسته گل
شاخه طوبی زهرا
قائم به محمد وكمالش صلوات
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ
وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ 🌸
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
#یک حبه نور✨
وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ
واى بر هر عيب جوى طعنه زن.
سوره مبارکه همزه | ۱
#مشغولعیبهایخودباشیم
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
انّی وُلدت لکی أحبّک...
زاده شدم
تا تو را دوست بدارم.
یا ابا صالح المهدی ادرکنی☘
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
طلایی ترین روزها
ارزانی نگاه مهربانتون
وهزارگل یاس
پیشکش قلب با صفاتون
ســـ❄️ــلام مهربونا
با آرزوی روزی پر انرژی برای شما عزیزان🌨
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
❤️ #سلام_امام_زمانم❤️
💚 #سلام_آقای_من💚
💝 #سلام_پدر_مهربانم💝
آقا ببخش
ڪه دعاهایمان دعا نشد
قلبِ سیَہ
ز معصیٺِ خود جـدا نشد
ما را ببخش
یوسف_زهرا بہ مادرت
ایـن رسم
عاشقے بہ درستے ادا نشد
🌹تعجیل درفرج #پنج صلوات🌹
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
#رفیق_شهید
🕊🌷🌺🌸
تــــو خندیدی و چشمانت
ز یادم بُـــــرد رفتن 🕊 را
من از لبخنـــــدت🍃 آموختم
ز این دنیــا گذشتن🕊 را ...
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
#برادرم_ابراهیم!🍀❤️
امروز را بی شک باید به خودم تبریک بگویم.
برای داشتنت؛
برای بودنی که تمامی ندارد..
همیشه بمان تا..
با بودنت به خدا برسم.🌹
#ای_که_مرا_خوانده_ای
#راه_نشانم_بده...
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi