eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
!🍀❤️ امروز را بی شک باید به خودم تبریک بگویم. برای داشتنت؛ برای بودنی که تمامی ندارد.. همیشه بمان تا.. با بودنت به خدا برسم.🌹 ... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💠استاد رائفی پور: ✨خیلیا میگن من با کتاب تغییر کردم؛ خب زنده‌س که اثر داره... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔 آخرین جمعه سال است کجایی آقا حالمان رو به زوال است کجایی آقا عمر بیهوده من بی تو چه اَرزد تو بگو زندگی بی تو سراب است کجایی آقا 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
💔 از من می پرسن چقدر دوستت دارم؟ چه می دانم؟ مگر می شود اندازه گرفت، فاصله ی ازل تا ابد را؟ ... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🌹شهید ماه اسفند؛ سردار شهید عبدالحسین برونسی 🌹سهم خانواده من 🌹همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزماش آمده بود خانه. آن وقت‌ها هنوز كوی طلاب می‌نشستيم. خانه كوچک بود و تا دلت بخواهد . فصل بود و عرق همين‌طور شُرشُر از سرو رويمان می‌ريخت. رفتم آشپزخانه. يک پارچ آب يخ درست كردم و آوردم برايشان. یكی ‌از دوست‌های عبدالحسين گفت:"ببخشيد حاج آقا." اگر جسارت نباشد می‌خواستم بگويم كولری را كه داديد به آن بنده خدا، برای خانه خودتان واجب‌تر بود. يكی ديگر به تاييد حرف او گفت: آره بابا، بچه‌های شما اينجا خيلي بيشتر گرما می‌خورند. 🌹كنجكاو شدم. با خودم گفتم: پس شوهر ما هم تقسيم می‌كند! منتظر بودم ببينم عبدالحسين چه می‌گويد. خنده‌ای كرد و گفت: اين حرف‌ها چيه شما می‌زنيد؟ رفيقش گفت: جدی می‌گويم حاج آقا. باز خنديد و گفت: شوخی نكن بابا جلوی اين زن‌ها! الان خانم ما باورش می‌شود و فكر می‌كند اجازه تقسيم كولرهای دنيا، دست ماست. انگار فهميدند عبدالحسين دوست ندارد راجع به اين موضوع صحبت شود؛ ديگر چيزی نگفتند. من هم خيال كولر را از سرم بيرون كردم. می‌دانستم كاری كه نبايد بكند، نمی‌كند. از اتاق آمدم بيرون. 🌹 بعد از شهادتش، همان رفيقش می‌گفت: آن روزها وقتی شما از اتاق رفتيد بيرون، حاج آقا گفت: می‌شود آن خانواده‌ای كه شهيد دادند، آن شهيدی كه جگرش داغ دار است، توی گرما باشد و بچه های من زير كولر؟! كولر سهم مادر شهيد است، خانواده من گرما را می‌توانند تحمل كنند. 📚منبع: برگرفته از کتاب خاک‌های نرم کوشک 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
روز اولی که تو بیمارستان دیدمش کلی با هم شوخی کردیم و خندیدیم پر انرژی و با روحیه با اون لهجه با نمک ترکی طلبه تبریزی که چند وقتی بود از تبریز اومده بود قم برای ادامه تحصیلات حوزوی و به قول خودش کسب فیض.... گاری را بار زدیم و راه افتادیم به سمت بخش تا اقلام را بین بیمارها و پرسنل بیمارستان پخش کنیم از طبقه پنجم کار شروع می شد طبقه طبقه چرخیدیم تا رسیدیم طبقه اول بخش مراقبتهای ویژه خب آنجا دیگه برای ما ورود ممنوع بود داشتیم اقلام را دم در خالی می کردیم که دیدم محمد با چندتا از پرستارها سلام و احوال پرسی کرد و رفت پشت در و شروع کرد از گوشه درب داخل را نگاه کردن تعجب کردم پرسیدم داستان چیه بچه ها گفتند مگه نمی دونی؟؟؟؟ خانمش بارداره و حالش بد شده الان هم تو آی سی یو بستری است با یک بچه شش ماهه تو شکمش و علائم شبیه کرونا خشکم زد باورم نمی شد زنت تو آی سی یو باشه و تو اینقدر با روحیه کنار جهادی ها مشغول خدمت باشی گذشت تا امروز بعد از نماز مغرب یکی از بچه ها بهش گفت محمد برو تلفن خونه کارِت دارند یک ربع نشد که برگشت با چشمهای قرمز گفت صادق خانمم فوت کرد ایندفعه همه خشکمون زد سکوت حاکم شد یک کلام گفت و رفت دعا کنید برایش (بهترین توشه برایش دعاست) محمد مداح امروز همسر و بچه اش را از دست داد شادی روحشون یک حمد و صلوات هدیه کنید و برایشان دعا کنید دست نوشته:صادق مهاجر 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
راضـيم ... به هرچی اتفاق افتاد! که اگه خوب بود زندگیمو قشنگ کرد! و اگه بد بود من و ساخت ! مــديونم ... به همه ی آدم های زندگیم! که خوباشون بهترین حسا رو بهم دادن! و بداش بهترین درسا رو ! مــمنونم ... از زندگیم! که بهم یاد داد همه شبیه حرفاشون نیستن! و همیشه اونطوری که میخوایم پیش نمیره ! 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
🌹✨🌹 #بر_بال_خاطره_ها 🕊🕊 🔻 #عملیات_والفجر_۴ #قسمت_نهم 🌳 زمانی که بند پوتین رو به پاهایش بستم مقد
🌹✨🌹 🕊🕊 🔻 ۴ 🌳اما درگیری تا پاسی از شب ادامه داشت و نیروهای دلاور سپاهی و بسیجی با وجود خستگی و کمبود سلاح‌ های مدرن، در برابر ارتش مجهز و مکانیزه عراق، آنچنان ایستادگی و مقاومتی از خود نشان دادند که در تاریخ ماندگار شد. 🌳حماسه سازان عملیات والفجر چهار، در آن ارتفاعات سربه فلک کشیده و صعب‌العبور، ارتش عراق را زمین گیر و شکست دادند و ارتفاعات آزاد شده بنامهای کانی مانگ او لری، پنجوین سور کوه و سوزن و شیارهای مارپیچ و مستحکم رو تصرف کردیم و تا عملیات والفجر ۹ که مکمل همین عملیات بود ایستادگی کردیم. 🌳درآن عملیات چند فروند جنگنده و بالگرد منهدم شد و یگانهای عراق از چهل تا صد درصد تار و مار شدند و صدها نیروی عراقی، اسیر و هزاران نیروی عراقی، کشته و زخمی شدند و مقادیر قابل توجهی توپ و نفربر و تانک و سلاح‌ های سبک وسنگین به غنیمت درآمد و شهر مریوان و تعدادی از روستاها از زیر آتش توپخانه آنها درآمد. 🎤راوی: ✨شادی روح شهدای والامقام ۴، از بوستان محمدی دسته گل صلوات هدیه کنید 🌷🌹🌼🌸🌺 اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌷🌹🌼🌸🌸
عزیز و مهربانم , مهربانیت همانند امواج دریا پی در پی ساحل وجودم را در بر می‌ڪَیرد و به دستِ قدرت تو ، تمام تیرهاے بلا شکسته می‌شود... تو هر زمان با من و در کنار من بوده‌ایی ، من در "گهواره‌ی" محبتت چه آسوده آرام گرفته‌ام... پس ای خـــدای مهربانم... به ذکر نام زیبایت و نیایش لحظه‌هایت ، وجود زمینیَم را ملکوتی گَردان... تا آنچه تو میخواهی باشم و از آنچه من هستم "رها" شوم ، که تو... بی نیاز و من "غـــرق" نیازم. الهی‌ آمین به نام خدای همه 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
حبه نور ✨ [ أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ. ] محبوب من! آرامش، در "یاد تو" بود من پشت به آفتاب نشسته بودم... 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
سردترین روزهای زندگیم وقتیست که آتشِ مِهرت را در این قلبِ خزان زده روشن نکنم... باری فقط کافیست اَخگری از نام و یادت را در خرمنِ فطرتمان بیاندازیم تا هُرمِ آرامش و امنیّت وجودمان را پر کند! عصرعلیه السلام 🍃 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi