eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
حبه نور ✨ ارْ‌جِعِي إِلَىٰ رَ‌بِّكِ رَ‌اضِيَةً مَّرْ‌ضِيَّةً ﴿فجر: ٢٨﴾ برای من که کبوتری‌ام، عاشق و سرگردان؛ بیا و بام شو اصلاً بیا و دام شو! 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
سلام آفتاب مهربانی ، مهدی جان فرش دلم را روی ایوان دلتنگی ، زیر آفتاب آدینه پهن کرده ام و رو به قبله ی آمدنت به نمازِ انتظار ایستاده ام . که این حکایت تمام جمعه های من است و سرانجام از پیچ سبز یکی از همین روزها ناگهان طلوع می کنی ... استوار و شکوهمند ... یامولای یاصاحب الزمان 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
الهی امروز کمکم کن تا با محبتی به وسعت یک لبخند آرام بخش قلبی باشم سلام آدینتون پر از لبخند ☀️ 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
برخیز که صبح رنگی پاییز است این منظره پرشرار وشورانگیز است نقاش کشیده نقشی از مهرو سپهر این تابلو از عشق وهنر لبریز است... سلام صبحتون زیبا 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥قسمت سی و ششم : نیمه شعبان ✔️ راوی : جمعی از دوستان شهید 🔸عصر روز نيمه شعبان
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥قسمت سی و هفتم : جایزه ✔️ راوی : قاسم شبان 🔸يكي از عملياتهاي نفوذي ما در منطقه غرب به اتمام رسيد. بچه ها را فرستاديم عقب. پس از پايان عمليات، يك يك سنگرها را نگاه كرديم. كسي جا نمانده بود. ما آخرين نفراتي بوديم كه بر مي گشتيم. ساعت يك نيمه شب بود. ما پنج نفر مدتي راه رفتيم. به ابراهيم گفتم: آقا ابرام خيلي خسته ايم، اگه مشكلي نيست اينجا استراحت كنيم. ابراهيم موافقت كرد و در يك مكان مناسب مشغول استراحت شديم. 🔸هنوز چشمانم گرم نشده بود که احساس كردم از سمت دشمن كسي به ما نزديك مي شود! يكدفعه از جا پريدم. از گوشه ای نگاه كردم. درست فهميده بودم در زير نور ماه كاملاً مشخص بود. يك عراقي در حالي كه كسي را بر دوش حمل مي كرد به ما نزديك مي شد! 🔸خيلي آهسته ابراهيم را صدا زدم. اطراف را خوب نگاه كردم. كسي غير از آن عراقي نبود! وقتي خوب به ما نزديك شد از سنگر بيرون پريديم و در مقابل آن عراقي قرار گرفتيم. سرباز عراقي خيلي ترسيده بود. همانجا روي زمين نشست. يكدفعه متوجه شدم، روي دوش او يكي از بچه هاي بسيجي خودمان است! او مجروح شده و جامانده بود! 🔸خيلي تعجب كردم. اسلحه را روي كولم انداختم. با كمك بچه ها، مجروح را از روي دوش او برداشتيم. رضا از او پرسيد: تو كي هستي، اينجا چه ميكني!؟ سرباز عراقي گفت: بعد از رفتن شما من مشغول گشت زني در ميان سنگرها و مواضع شما بودم. يكدفعه با اين جوان برخورد كردم. اين رزمنده شما از درد به خود مي پيچيد و مولا اميرالمومنين و امام زمان را صدا مي زد. من با خودم گفتم: به خاطر مولا علي تا هوا تاريك است و بعثيها نيامده اند اين جوان را به نزديك سنگر ايراني ها برسانم و برگردم! 🔸بعد ادامه داد: شما حساب افسران بعثي را از حساب ما سربازان شيعه كه مجبوريم به جبهه بيائيم جدا كنيد.حسابي جاخوردم. ابراهيم به سرباز عراقي گفت: حالا اگر بخواهي مي تواني اينجا بماني و برنگردي. تو برادر شيعه ما هستي. سرباز عراقي عكسي را از جيب پيراهنش بيرون آورد وگفت: اينها خانواده من هستند. من اگر به نيروهاي شما ملحق شوم صدام آن ها را مي كشد. بعد با تعجب به چهره ابراهيم خيره شد! بعد از چند لحظه سكوت با لهجه عربي پرسيد: اَنت ابراهيم هادي!! 🔸همه ما ساكت شديم! باتعجب به يكديگر نگاه كرديم. اين جمله احتياج به ترجمه نداشت. ابراهيم با چشمان گرد شده و با لبخندي از سر تعجب پرسيد: اسم من رو از كجا ميدوني!؟ من به شوخي گفتم: داش ابرام، نگفته بودي تو عراقي ها هم رفيق داري! سرباز عراقي گفت: يك ماه قبل، تصوير شما و چند نفر ديگر از فرماندهان اين جبهه را براي همه يگان هاي نظامي ارسال كردند و گفتند: هركس سر اين فرماندهان ايراني را بياورد جايزه بزرگي از طرف صدام خواهد گرفت! 🔸در همان ايام خبر رسيد که از فرماندهي سپاه غرب، مسئولي براي گروه اندرزگو انتخاب شده و با حكم مسئوليت راهي گيلانغرب شده. ما هم منتظر شديم ولي خبري از فرمانده نشد. تا اينكه خبر رسيد، جمال تاجيك كه مدتي است به عنوان بسيجي در گروه فعاليت دارد همان فرمانده مورد نظر است! 🔸با ابراهيم وچند نفر ديگربه سراغ جمال رفتيم. از او پرسيديم: چرا خودت را معرفي نكردي؟! چرا نگفتي كه مسئول گروه هستي؟ جمال نگاهي به ما كرد و گفت: مسئوليت براي اين است كه كار انجام شود. خدا را شكر، اينجا كار به بهترين صورت انجام ميشود.من هم از اينكه بين شما هستم خيلي لذت ميبرم. از خدا هم به خاطر اينكه مرا با شما آشنا كرد ممنونم. شما هم به كسي حرفي نزنيد تا نگاه بچه ها به من تغيير نكند. جمال بعد از مدتي در عمليات مطلع الفجر در حالي كه فرمانده يكي از گردانهاي خط شكن بود به شهادت رسيد. 📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
هدایت شده از عطر یاس
#حَےَّ_عَلے_الصَّلاة 💠بهترین موقع بعد از پایان #نماز، وقتے سر بہ سجده مے‌گذارید مرورے بر اعمال از صبح تا شب خود بیندازید آیا ڪارمان براے رضاے خدا بود؟ #شهید_همت نماز اول وقت
✅ ببخشیم تا بخشیده شویم ... 🔸 آیت الله مجتهدی تهرانی: یکی از کار های جاهلانه "انتقام گرفتن" است، به شکرانه ی اینکه خدا بهت قدرت داده و میتونی انتقام بگیری، شکرش اینه که انتقام نگیری و عفوش کنی.. حالا او به شما یک بدی کرده ... شما صرف نظر کن اگر صرف نظر کنی خدا هم در قیامت صرف نظر میکنه 🔹ما این همه گناه کردیم توقع داریم خدا ما را ببخشه و از ما بگذره اما کسی که به ما بدی کرده و اومده عذر خواهی هم میکنه حاضر نیستیم ببخشیم ❗️انسان باید گذشت داشته باشد 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🌱🌼 گاهی وقتا از نردبون بالا میری تا دستای خدا رو بگیرے... غافل از اینـــڪه خدا اون پایین ایستاده و نردبونو محکم گرفته تا تو نیفتی❤️ 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
♦️هیچ وقت به خاطر اینکه همرنگ جماعت بشی .... نقاب به صورتت نزن شجاع باش... ! خاص باش... ! خودت باش.. !!! 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
یه زمانی هم تو سرزمینون یه کانال هایی داشتیم که اعضاش حاضر بودند جون بدند ولی هرگز لفت ندند، کانال هایی که وصل بود به اون بالا بالاها... روح تمام اعضای اون کانالها شاد🌹🌹 🍃🌹 @ShahidAziz_Ebrahim_Hadi