eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‌~🕊 🌿💌 همه گلوله‌های جنگ نرم‌مثل خمپاره شصته نه سوت داره نه صدا وقتی میفهمیم اومده ڪه میبینیم: فلانی دیگه هیئت نمیاد! فلانی دیگه چادر سرش نمیکنه💔 🕊 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
ده بودم غرق تو افکار خودم بودم کہ متوجہ شدم داره دستشو جلوے صورتم تکوݧ میده صدام میکنہ خانم محمدی❓ ب
￿ _بہ نظرم یہ پارکے جایے حرفامونو بزنیم... باشہ چشم... روبروے یہ پارک وایساد... واے خداے مـݧ اینجا کہ...اینجا هموݧ پارکیہ کہ بارامیـ _واے خدا چرا اومد اینجا ...دوباره خاطرات لعنتے...دوباره یاد آورے گذشتہ اے کہ اے کہ ازش متنفرم ... خدایا کمکم کـݧ از ماشیـݧ پیاد شد اما مـݧ از جام تکوݧ نخوردم چند دیقہ منتظر موند.وقتے دید مـݧ پیاده نمیشم سرشو آورد داخل ماشیـݧ و گفت: پیاده نمیشید❓ نگاهش نمیکردم دوباره تکرار کرد. خانم محمدے❓ پیاده نمیشید❓ بازم هیچ عکس العملے نشوݧ ندادم _اومد،داخل ماشیـݧ نشست وبا نگرانے صدام کرد: خانم محمدے❓خانم محمدی❓ اسماء خانم❓ سرمو برگردوندم طرفش بله❓ نگراݧ شدم چرا جواب نمیدید❓ معذرت میخوام متوجہ نشدم با تعجب نگاهم میکرد. اینجا رو دوست ندارید❓ میخواید بریم جاے دیگہ❓ سرمو بہ نشونہ ے ݧ تکوݧ دادم و گفتم: شما تشیف ببرید مـݧ الاݧ میام البتہ اگہ اشکالے نداشتہ باشہ.... متعجب از ماشیـݧ پیاده شد و گفت: خواهش میکنم سویچ ماشیـݧ هم خدمت شما باشہ اومدید بے زحمت درو قفل کنید. اینو گفت و ازم دور شد. تو آیینہ ماشیـݧ نگاه کردم رنگم پریده بود احساس میکردم پاهام شل شده _اسماء تو باید قوے باشے همہ چے تموم شده رامیـنے دیگہ وجود نداره بہ خودت نگاه کـݧ تو دیگہ اوݧ اسماء سابق و ضعیف نیستے. _تو اونو خاطراتشو فراموش کردے تو الاݧ بامردے اومدے اینجا کہ امکاݧ داره همسر آیندت باشہ نباید خودتو ضعیف نشوݧ بدے نباید متوجہ ایـݧ حالتت بشہ از ماشیـݧ پیاده شدم خدایا خودت کمکم کـݧ احساس میکردم بدنم یخ کرده ماشیـݧ قفل کردم و رفتم داخل پارک پارک اصلا تغییر نکرده بود از بغل نیمکتے کہ همیشہ میشستیم رد شدم. _قلبم تند تند میزد... یہ دختر و پسر جووݧ اونجا نشستہ بودݧ بہ دختره پوز خندے زدم و تو دلم گفتم:بیچاره خبر نداره چہ بلایے قراره سرش بیاد داره براے خودش خاطره میسازه،ایـݧ جور عاشقیا آخر وعاقبت نداره... _سجادے چند تا نمیکت اون طرف تر نشستہ بود _تا منو دید بلند شد و اومد سمتم خوبید خانم محمدے❓ ممنوݧ اتفاقے افتاده❓ فقط یکم فشارم افتاده میخواید ببرمتوݧ دکتر❓ احتیاجے نیست خوب پس اجازه بدید براتوݧ آبمیوه بگیرم احتیاجے نیست خوبم آخہ اینطورے کہ نمیشہ حداقل... پریدم وسط حرفشو گفتم آقاے سجادے خوبم بهتره بشینیم حرفامونو بزنیم. _بسیار خوب بفرمایید ذهنم متمرکز نمیشد،آرامش نداشتم ایـݧ آیہ رو زیر لب تکرار میکردم(الا بذکر الله تطمعن والقلوب) _کمے آروم شدم و گفتم:خوب آقاے سجادے اگہ سوالے چیزے دارید بفرمایید _والا چی بگم خانم محمدے مـݧ انتخابمو کردم الاݧ مسئلہ فقط شمایید پس شما هر سوالے دارید بپرسید ببینید آقاے سجادے :براے مـݧ اول از همہ ایماݧ و اخلاق و صداقت همسرم ملاکہ چوݧ با بقیه وچیز ها در گرو همیـݧ سہ مورده. با توجہ بہ شناخت کمے کہ ازتوݧ دارم از نظر ایماݧ کہ قبولتوݧ دارم درمورد اخلاقم باید بگم کہ فکر میکردم آدم خشـݧ و خشکے باشید یجورایے ازتوݧ میترسیدم... _ولے مثل اینکہ اشتباه میکردم سجادے خندید و گفت: چرا ایـݧ فکرو میکردید بامــــاهمـــراه باشــید🌹 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
6.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 🎥 | عشق به شهادت 🔶 ما شهید می‌شیم و تو تنها می‌مونی محسن 🔰 مجموعه کلیپ‌های برش‌هایی پرجاذبه و زیبا از زندگانی 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
27.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•°🌱 حال و هوای موکب های بین راه نجف تا کربلا در آخرین شب جمعه ۱۴۴۲ 🍃🌹🍃🌹
9.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴یه عالمه گریه به روضه بدهکارم ... محرم را ندید ... اما امشب مهمان اباعبدالله خواهد بود. 💐شادی روح پرفتوح شهید "محمد هادی امینی" شهادت: ۱۴۰۰/۵/۱۳ 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
🌼🍃🍃🌼 ...🌹🕊هنوز دوست‌هایش نیامده بودند تا را بگویند. نمی‌دانستم هنگام شهادت چه اتفاقی برایش افتاده است یک شب خوابش را دیدم. گفتم: چرا دیر کردی؟ گفت: کار داشتم باید تعداد بسیاری سوال، جواب می‌دادم. گفتم: از خودت بگو، وقتی زخمی شدی درد داشتی؟ گفت: راه افتادیم به سمت یک مقر برویم. فردی به من گفت: بایست ایستادم. پرسیدم: «چرا ایستادی؟» گفت: در غربت یک پیدا کرده بودم و خوشحال بودم. از من پرسید، تو دوست قاسم هستی؟ پاسخ مثبت دادم گفت: پس بنشین. گفتم: سرم سنگین است، گفت: ابوالفضل سرت را روی من بگذار. سرم را که روی پایش گذاشتم، گفت: بلند شو تا برویم بلند شدم، دیدم در یک باغ بزرگ پر از میوه ایستادیم. به من گفت: آقا ابوالفضل چند تا از این بخوری سر دردت خوب می‌شود. منم تعدادی میوه خوردم.بعد هم رفتیم و . 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
💔 ‍... کاش حرف های ما هم از عمق بود جوری حرف می زدیم که در عمل ثابت می شد و اگر این طور بود چه فرقی می کرد دیگر مرد باشیم یا زن؟ یا حتی چند ساله... یا اینکه محل زندگی مان کجاست... در همین کوچه پس کوچه های شهر هم به دنبالمان می آمد🥀 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
پروردگار من! ای اندوخته تهی دستان، ای فریادِ دادخواهان، ای اجابت کننده آرزومندان، ای صبح دل انگیز شب ماندگان، ای روزهایِ پس از بارانِ در کویرافتادگان، ای ساحلِ امن کشتی شکستگان، ای اوج آسمانیان، ای غایتِ شب زنده داران، ای دغدغه ی دلتنگی های غروبْ باران، ای آسمان، ای باران و ای جانِ جانان! روز ما را از نورِ الهیت روشن و آرام گردان!.. به نام خدای همه🌱 🍃🌹🍃🌹
حبه نور✨ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خدا آنچه را كه پنهان مى داريد و آنچه را كه آشكار مى‏ سازيد مى‏ داند سوره مبارکه النحل ۱۹ 🍃🌹🍃🌹
•°🌱 اول سلام و بعد سلام و سپس سلام با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام 🍃 🍃🌹🍃🌹
13.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•°🌱 🌱❤️•السّلامُ على‌الحُسَين بِعَدَد نَبَضاتِ قَلبي .. صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین 🤚 🍃🌹🍃🌹