eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ🙏 وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الحُسَیْنِ 🙏 وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ 🙏 وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن🙏 بازم زائرت نیستم از دور سلام 😔✋ 💫مادرم کرده سفارش که بگـو اول ماه ↪ 🙏بأبي أنت و اُمي يا اباعبدالله🙏 پرداخت صدقه اول ماه فراموش نشود 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
❄️🌤❄️ سلام مولای مهربانم اگرسلام به شمانبود آفتاب هر روزصبح به چه امیدی سردرآسمان می کشید السلام علیک یا اباصالح المهدی💗 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
❄️🌤❄️ امروز، روز توست زیر سایبان رحمت خدا بایست خنکای صبح زمستانی را همراه با مهربانی نفس بکش... صبحتون زیبا 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 اولِ ماه رجب دنیای ما زیباتر است چون ڪہ ماهِ دیگری پا‌ می گذارد بر زمین علیه السلام 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
🍃♥️ روز عشق،عشقمو درآغوش دارم عشق من جوونمه که شد فدای وطنش تا تو رفتے، قوت و صبرم بـرفت💔 تا تو رفتے، من دگر خوش نیستم😭 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
میگه: اتل متل توتوله چشم تو چشم گلوله اگه پاهات نلرزید نترسیدی؛ قبوله..... 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسم به مردان غیور و سلحشورش قسم به بانوان نجیب و هنرمندش خاک عشق است نه سرزمین نفرین‌ها! ‌ ‌🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
💔 . «سمعِ حاضر» یعنی اجابتِ آنی. قشنگ نیست؟ دل آدم را که شناورِ نیاز شده، یک جایی قرص نمی‌کند؟ رجب! تو به همین نسیم‌های خنکِ سرِحال مشهوری! حتی اگر کسی نمی‌گفت، بو می‌کشیدم و می‌فهمیدم تویی که بالاخره از راه رسیده‌ای. موسمِ اجابت‌های درلحظه! چقدر منتظرت بودم. . 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
🍀 شهدا خیلی مراقب چشماشون بودن... تا چیزایی که خدا راضی نیست⛔️ رو نبینند... مراقب چشمات هستی رفیق؟ 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
💔 #رمان_دلارام_من #قسمت_شصت_و_هشت دوباره سرش را بین دستانش میگیرد ‌ دلم برایش می سوزد ،به این زو
💔 دلسوزانه می پرسم : الان حالش چطوره ؟ مامانش می گفت دکتر گفته خیلی وقت بوده سرطان داشته ولی نفهمیدن ، برای همین شاید الان نشه کاری براش کرد ...شب اربعین بود ...همه جا عزاداری بود...به امام حسین (ع)توپیدم که چرا این بلا سرم اومد؟ مگه چه بدی بهش کرده بودم؟ - از اون موقع خبری از یکتا داری ؟ دیوانه وار سرش را تکان می دهد : نه ...می دونم نباید تنهاش بزارم ولی طاقت دیدنش روی تخت رو نداشتم، می ترسم فکر کنه ولش کردم.... نمی دانم چه بگویم؟ باید بگویم یکتا را تنها نگذارد یا بی خیال یک رابطه نادرست شود ؟ این وسط احساس یکتا له می شود ، حتی بیشتر از نیما ، این خیلی ظالمانه است ، از طرفی هم ادامه رابطه شان شاید خیلی درست نباشد.... نیما دوباره مستقیم به چشمانم نگاه می کند ، گرچه این بار چشمانش پر از خشم است : چرا خدا این کارو باهام کرد؟ من که نماز می خوندم ، اهل کثافت کاری نبودم ...من خدا رودوست داشتم....یکتا هم خدارو دوست داشت...تیپمون اینجوریه ولی کافر نیستیم که ! اما انگار خدا فقط بعضیا رو دوست داره ، همونا که دائم میرن مسجد و میان ، زیر چادر و ریششون هر غلطی بخوان میکنن ....از زندگی سیر شدم ،ازهمه چی ... از خدا..از دنیا...از بهشت...جهنم...همه چیمو ازم گرفت ... یکتا عشقمه ولی داره اب میشه! اگه ولم کرده بود اینطوری داغون نمیشدم ...فقط میخوام تو که بچه مسجدی هستی بری از خدا بپرسی چرا اینجوری لهم کرد ؟ هم من هم یکتارو... صدایش بالا و بالاتر می رود ، طوری که نزدیک است توجه ها را جلب کند ، بلد نیستم چجوری ارومش کنم ، دلجویانه می گویم : اروم باش نیما.... اروم باش فکر کنیم ببینیم چیکار میتونیم بکنیم .. ناگاه از کوره در می رود و باصدایی نسبتا بلند داد می غرد : چطور اروم باشم؟ زندگیم داره نابود میشه ...من بدون یکتا نمیتونم... هول برم می دارد ، دوسه نفر برمیگردند که نگاهمان کنند ، شانه های نیما را میگیرم : باشه! اروم ! مانده ام چه کنم که حامد مثل فرشته نجات سرم می رسد و ارام می پرسد : ببخشید آقا نیما چیزی شده ؟ نیما سرش را بالا می اورد و با چشمان خون گرفته حامد را نگاه می کند ، خشمی که در چشمانش نشسته ، بادیدن لبخند و نگاه مهربان حامد جای خود را به التماس و استمداد می دهد ........ نویسنده : خانم فاطمه شکیبا... ادامہ دارد...🕊️ 🍃🌹🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi