💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸
﷽سبک بالان عاشق﷽
🍃پسری از نسلِ حیدر #سید_احسان
عاشقِ اهلبیت. عاشقی واقعی که سرانجام، در آغوشِ معشوق آرام گرفت🕊
🍃میگویند؛ زیارت عاشورا هر روزهاش ترک نمیشد! به یقین، از اعماقِ دل "اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ..." را زمزمه میکرده آنقدر خالص و بیریا که حضرت ارباب دست به سویش گرفته است و او مدافعی شده، برای حریمِ پاکِ اُختَالحسین(سلاماللهعلیها)
🍃راه و رسم عاشقی را میتوان از #احسان آموخت! اویی که بیترس؛ به دلِ میدان زده است و از هرآنچه که پایبندی برای دنیاست گذشته!
🍃از پدر و مادری که با #عشق قد کشیدنش را نظاره گر بودند
از همسری که زینب وار، پا به پایِ سختیهایِ نبودنِ احسان، صبوری کرده
و از پسری که در راه بود "محمدطه" که یادگاریست از احسان.
🍃چه چیز جاذبه عشق را دارد که تورا در خود فروببرد؟ آنقدر عمیق که از همه چیزت بگذری حتی جان💔
🍃احسان عاشق بود، عاشق اهل بیت
عاشق مادری که با دعایش؛ اموراتِ عالم در گذر است و این عشقِ مادرانه؛ بالاخره روزی، در حوالیِ#حلب، جانِ تشنه سیداحسان را سیراب کرد🕊
و اورا به آروزیش، #شهادت رساند.
#شهید_احسان_حاجی_حتم_لو
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸
﷽سبک بالان عاشق﷽
نمی رسد ،
بہ خداحافظی
زبان از بغــض
خوشـا بہ حال تـو
ڪہ مسافـر بهشتـی ...
ولادت : ۱۳۶۳/۰۱/۰۱ گرگان
شهادت: ١٣٩۳/١١/١۳ حلب
#پاسدار_مدافـع_حــرم
#شهید_سیداحسان_حاجی_حتملو
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
ایشھدا
دستمانرابگیرید...
شایدازمعجزهنگاهتانماهمپرواز
رادرآسمانعشقوشھادت
تجربهکنیم...
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
نمیدانم شهادت
شرط زیبا دیدن است
یا
دل به دریا زدن..؟
ولی هر چه هست
جز دریادلان
دل به دریا نمیزنند....:)
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
گمنامے!
تنہابراے"شہدا"نیست..
میتونےزندهباشےو
سربازحضرتزهرا ۜ باشے
امایه شرطداره!!
بایدفقطبراے"خدا"
کارکنے،نه''ریا" (:🙂
#شهیدانه🕊
#شهید_گمنام
#اِللَّھُمَّعَجِلݪِوݪیَڪَاݪفَࢪُج
«وَ اَعِدّوا لَهُم مَااستَطَعتُم مِن قُوَّة»
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
––––· • —– ٠ ✤ ٠ —– • ·––––
1_10115913764.mp3
زمان:
حجم:
18.48M
#بی_تفاوت_نباشیم.
#آمر_خدا_باشیم.
مهم✋🏻
عزیزان حتما گوش کنید و در گروه هایی که عضو هستید ارسال کنید ممنون
#خطر_در_کمین_است
گمنامے!
تنہابراے"شہدا"نیست..
میتونےزندهباشےو
سربازحضرتزهرا ۜ باشے
امایه شرطداره!!
بایدفقطبراے"خدا"
کارکنے،نه''ریا" (:🙂
#شهیدانه🕊
#شهید_گمنام
#اِللَّھُمَّعَجِلݪِوݪیَڪَاݪفَࢪُج
«وَ اَعِدّوا لَهُم مَااستَطَعتُم مِن قُوَّة»
╔═.🥀🍃.📿════
روزی به حکیمی گفتند؛
کتابی در زمینه اخلاق
معرفے کنید، فرمود،
لازم نیست یک کتاب باشد،
یک ڪلمه کافیست کہ بدانی؛
"خــــــــدا مے بینـــــد"
@
هیچ زمان،
آدم هایی که تو را
به خدا نزدیک میکنند
رها نکن!
بودن آنها یعنی خدا
هنوز حواسش بهت هست...!
#شهیدانه
#خادم_الشهدا
#شهید_جهاد_مغنیه
https://eitaa.com/shahidgholamhosseinakbari
15.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔تشییع پیکر شهید رضا زارعی در بندرعباس
🔷پیکر شهید مدافع حرم، ناوسالار یکم شهید «رضا زارعی» در بندرعباس با حضور هزاران نفر از مردم این شهر تشییع شد.
#شهید_رضا_زارعی
✿✵✰ هـر شــ🌙ــب یـک ✰✵✿
داســتــان مـعـنــوی
✧✾════✾✰✾════✾✧
آقای سید علی اکبر کوثری از روضه خوانهای قدیم قم و از پیرغلامهای مخلص اباعبدلله علیهالسلام در ظهر عاشورای یک سالی به یکی از مساجد قم برای روضهخوانی تشریف میبرند
بچههای آن محله به رسم کودکانه خود بازی میکردند و به جهت تقلید از بزرگترها با چادرهای مشکی و مقنعههای مشکی مادرانشان حسینیه و تکیه کودکانه و کوچکی در عالم کودکی در گوشهای از محله برای خودشان درست کرده بودند
مرحوم سید علی اکبر میگوید بعد از اتمام جلسه آمدم از درب مسجد بیرون بیایم یکی از دختر بچههای محله آمد جلو و گفت آقای کوثری برای ما هم روضه میخوانی؟
گفتم: دخترم روز عاشوراست و من تا شب مجالس مختلفی وعده کردهام و چون قول دادم باید عجله کنم که تأخیری در حضورم نداشته باشم
هر چه اصرار کرد توجهی نکردم تا عبای مرا گرفت و با چشمان گریان گفت مگه ما دل نداریم!؟
چه فرقی بین مجلس ما و بزرگترها هست؟
میگوید پیش خودم گفتم دل این کودک رو نشکنم و قبول کردم و به دنبالش با عجله رفتم تا رسیدیم
حسینیه کوچک و محقری بود که به اندازه سه تا چهار نفر بچه بیشتر داخلش جا نمیشدند
سر خم کردم و وارد حسینیه کوچک روی خاکهای محله نشستم و بچههای قد و نیم قد روی خاک دور و اطرافم نشستند
سلامی محضر ارباب عالم حضرت سیدالشهداء علیهالسلام عرضه کردم
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَباعَبدالله ...
دو جمله روضه خواندم و یک بیت شعر
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
دعایی کردم و آمدم بلند بشوم با عجله بروم
که یکی از بچهها گفت تا چای روضه را نخورید امکان ندارد بزاریم بروی
رفت و در یکی از استکانهای پلاستیکی بچهگانشون برایم چای ریخت
چای سرد که رنگ خوبی هم نداشت
با بیمیلی و اکراه استکان را آوردم بالا و برای اینکه بچهها ناراحت نشوند بی سر و صدا از پشت سر ریختم روی زمین و بلند شدم و رفتم
شام عاشورا، شب شام غریبان امام حسین خسته و کوفته آمدم منزل و از شدت خستگی فوراً به خواب رفتم
وجود نازنین حضرت زهرا صدیقه کبری در عالم رؤیا بالای سرم آمدند طوری که متوجه حضور ایشان شدم
به من فرمود: آسید علی اکبر
مجالس روضه امروز قبول نیست
گفتم چرا خانوم جان!!!
فرمود: نیتت خالص برای ما نبود
برای احترام به صاحبان مجالس
و نیات دیگری روضه خواندی
فقط یک مجلس بود که از تو قبول شد و ما خودمان در آنجا حضور داشتیم و آن روضهای بود که برای آن چند تا بچه کوچک دور از ریا و خالص گوشه محله خواندی
آسید علی اکبر ما از تو گله و خوردهای داریم!
گفتم جانم خانوم
بفرمائید چه خطایی از من سر زده؟
حضرت زهرا سلام الله علیها با اشاره فرمودند: آن چای را من با دست خودم ریخته بودم چرا روی زمین ریختی!!؟
میگوید از خواب بیدار شدم و از آن روز فهمیدم که توجه و عنایت آنها به مجالس با اخلاص و بیریاست
و بعد از آن هر مجلس کوچک و بیبضاعتی بود قبول میکردم و اندک صله و پاکتی که از آنها عاید و حاصلم میشد برکتی فراوان داشت و برای همه گرفتاریها و مخارجم کافی بود
بنازم به بزم محبت که در آن
گدایی و شاهی برابر نشیند
✍برگرفته از خاطرات آن مرحوم
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝
°❀°▪️°❀°▪️°❀°▪️°❀°
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸
﷽سبک بالان عاشق﷽
🌸وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
🕊تو از حال دلم خبر داری...
📚سوره حدید آیه۳✨
شبتون بخیرومتبرک به نور قرآن💫
╔═.🥀🍃.📿════╗
🆔️@sabokbalan_e_ashegh
╚════🥀.🍃.📿═╝