#شهیدانه 🕊 🕊
«شاهرخ دانشآموز زرنگ و درس خوانی بود اما با رفتاری که معلم کلاس اول راهنماییش انجام داد شاهرخ ترک درس و مدرسه کرد. او هم سرخورده شد و وقتش را به بطالت سر چهارراهها گذراند و کمکم با دوستان ناباب آشنا شد. هیکل تنومندش باعث شد خیلی زود اراذل محله دور و برش را بگیرند و به یکه بزن محله نبرد و کوکاکولا تبدیل شد. هرچه مادرم میگفت این کارها عاقبت ندارد او توجهی نمیکرد.»
● مادر از دست شاهرخ خسته شده بود. مرتب از دعواها، دستگیریها، دسته گلها و خرابکاری های پسر برایش خبر می بردند. سند خانه را آماده روی طاقچه گذشته بود و منتظر، تا برود کلانتری و از بازداشت خلاصش کند.
نارضایتی های مادر تا شب خاطره سازی ادامه یافت. به گفته مادرش، شبی ناراحت و غمگین بعد از نماز سر بر سجاده گذاشتم و بلند بلند گریه کردم. در مناجات با پروردگار گفتم خدایا از دست من کاری بر نمی آید خودت راه درست را نشانش بده. خدایا پسرم را به تو سپردم، عاقبت به خیرش کن.
● روحیه سرکشی و نافرمانی در لوطی گری و بامعرفت بودنش در هم تنیده بود. شبی که با دوستانش از کاباره بر می گشت کاپشن قیمتیش را با دسته اسکناس همراهش به فقیری که سر راهش بود داد یا وقتی می دید از دختر یا زنی سوء استفاده می شد، غیرتی می شد و به خاطر همین احساسِ جوانمردی و غیرتی که داشت اجازه نمی داد دختران و زنان مسلمان به خدمت غیر مسلمان ها دوره پهلوی در آیند. این روحیه جوانمردی موجب نجات زنی از کاباره محل پاتوقش شد. مهین که پسری 10 ساله به نام رضا داشت به قیمومیت شاهرخ در آمد و برایشان خانه اجاره کرد. شاهرخ به زن گفته بود در خانه بماند و بچه اش را تربیت کند و هزینه اجاره خانه و خرجی ماهش را می دهد.
● #تلنگر زندگی خیلی انسانها را از این رو به آن رو میکند. یکی از تلنگرها توسط مرد خدا مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی به شاهرخ زده شد. علیرضا برادر شاهرخ گفت: «در دوره پهلوی برگزاری هیات مذهبی در ماه محرم با محدودیت همراه بود. #حاج_آقا_مجتبی_تهرانی مجلس عزا داشتند. یکی از هم محله ایها به ایشان گفته بود شاهرخ میتواند مجوز برگزاری عزای سیدالشهدا از شهربانی بگیرد. شاهرخ را خبر کردند که نزد حاج آقا مجتبی تهرانی برود. رفتن همانا و شیفته این مرد خدا شدن همانا. حاج آقا از او خواسته بود از شهربانی برای برگزاری عزاداری هیات جوادالائمه مجوز بگیرد و شاهرخ هم موفق به این کار شده بود. همین اتفاق پای او را به جلسات حاج آقا مجتبی باز کرد.»
● مادرش در خاطره ای از توبه شاهرخ گفت:«پسرم در گوشه یکی از صحنهای حرم در مناجاتش با پروردگار می گفت: خدایا من را ببخش، بد کردم، غلط کردم، می خواهم توبه کنم یا امام رضا به دادم برس، من عمرم را تباه کردم.
● آذر ماه 1359، شاهرخ اولین گلوله آر پی جی را سمت تانکهای عراقی شلیک کرد. آنها بی امان شلیک می کردند. شاهرخ گلوله دوم را زد گلوله به تانک اصابت کرد و با صدای مهیبی تانک منفجر شد. شاهرخ از جا بلند شد و روی خاکریز رفت تا گلوله سوم را شلیک کند که صدایی شنیدم. بر روی سینه اش حفره ای از گلوله تیربار تانک عراقی ها ایجاد شده بود و خون با شدت فوران کرد. بدنش غرق در خون بود. سربازهای عراقی هم در کنار پیکرش از خوشحالی هلهله می کردند. گوینده عراقی هم می گفت: «ما شاهرخ، جلاد حکومت ایران را کشتیم.»
● پیکرش در دشت ذوالفقاریه حد فاصل جاده آبادان – ماهشهر جا ماند، بعدها هم اثری از پیکرش پیدا نشد.
#شهید_شاهرخ_ضرغام
#سالروز_شهادت 🌹
●➼┅═❧═┅┅───┄
با #کانال_کمیل همراه باشید 🌹
⊰᯽⊱≈•🇮🇷•≈⊰᯽⊱
@canale_komail
هدایت شده از علیرضا پناهیان
9.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚 #یک_دقیقه_مطالعه
نویسندهای مشهور، در اطاقش نشسته بود تک و تنها. دلش مالامال از اندوه قلم در دست گرفت و چنین نوشت:
"سال گذشته، تحت عمل قرار گرفتم و کیسۀ صفرایم را در آوردند.
مدّتی دراز در اثر این عمل اسیر بستر بودم و فاقد حرکت.
در همین سال به سنّ شصت رسیدم و شغل مورد علاقهم از دستم رفت.
سی سال از عمرم را در این مؤسّسۀ انتشاراتی سپری کرده بودم.
در همین سال درگذشت پدرم غم به جانم ریخت و دلم را از اندوه انباشت. در همین سال بود که پسرم تصادف کرد و در نتیجه از امتحان پزشکیاش محروم شد.
مجبور شد چندین روز گچ گرفته در بیمارستان ملازم بستر شود. از دست رفتن اتومبیل هم ضرر دیگری بود که وارد شد." و در پایان نوشت، "خدایا، چه سال بدی بود پارسال!"
در این هنگام همسر نویسنده، بدون آن که او متوجّه شود، وارد اطاق شد و همسرش را غرق افکار و چهرهاش را اندوهزده یافت. از پشت سر به او نزدیک شد و آنچه را که بر صفحه کاغذ نقش بسته بود خواند.
بی آن که واکنشی نشان دهد که همسرش از وجود او آگاه شود، اطاق را ترک کرد. اندکی گذشت که دیگربار وارد شد و کاغذی را روی میز همسرش در کنار کاغذ او نهاد.
نویسنده نگاهی به آن کاغذ انداخت و نام خودش را روی آن دید؛ روی کاغذ نوشته شده بود:
"سال گذشته از شرّ کیسۀ صفرا، که سالها مرا قرین درد و رنج ساخته بود، رهایی یافتم.
سال گذشته در سلامت کامل به سن شصت رسیدم و از شغلم بازنشسته شدم.
حالا میتوانم اوقاتم را بهتر از قبل با تمرکز بیشتر و آرامش افزونتر صرف نوشتن کنم. در همین سال بود که پدرم، در نود و پنج سالگی، بدون آن که زمینگیر شود یا متّکی به کسی گردد، بی آن که در شرایط نامطلوبی قرار گیرد، به دیدار خالقش شتافت.
در همین سال بود که خداوند به پسرم زندگی دوباره بخشید.
اتومبیلم از بین رفت امّا پسرم بی آن که معلول شود زنده ماند.
" و در پایان نوشته بود، "سال گذشته از مواهب گستردۀ خداوند برخوردار بودیم و چقدر به خوبی و خوشی به پایان رسید!"
نویسنده از خواندن این تعبیر و تفسیر زیبا و دلگرم کننده از رویدادهای زندگی در سال گذشته بسیار شادمان و خرسند و در عین حال متحیّر شد.
🔹در زندگی روزمرّه باید بدانیم که شادمانی نیست که ما را شاکر و سپاسگزار میکند بلکه امتنان و شاکر بودن است که ما را مسرور میسازد.
هدایت شده از فدایی رهبرم
14.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 پس از هجوم به خانه حضرت علی (علیه السلام) ، آتش زدن در و زخمی شدن حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، هنگامی که امیرالمومنین را به زور به طرف مسجد می بردند ، شخصی یهودی که تماشاگر اوضاع بود ، مسلمان شد ! 🔥
👌 اینک علت مسلمان شدن آن مرد یهودی را از زبان
🎙 حجت الاسلام والمسلمین مسعود عالی بشنوید .
➕ مکاشفه شیخ جعفر مجتهدی ( ره ) و دیدن صحنه به زور بردن حضرت علی (علیه السلام) به مسجد ! 😔😭
↩️ ( لطفاً در حد امکان این پست را برای دوستان و گروه هایی که عضو هستید ارسال بفرمایید ، اجرتان با امیرالمومنین علی علیه السلام ) 🙏
هدایت شده از قم آنلاین
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🛑🎥غیرتی شدن مردم در تعزیه هجوم به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها)😔
@Qomonline
قمآنلاین، کانون اخبار مهم🔝
هدایت شده از ملانصرالدین👳♂️
💢مثل مداد باش
عالمی مشغول نوشتن با مداد بود.
کودکی پرسید: چه می نویسی؟
عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی!
پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید.
عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را به دست آوری.
اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست!
دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنجش می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می برى از تو انسان بهتری می سازد!
سوم: مداد همیشه اجازه میدهد برای پاک کردن اشتباه از پاك كن استفاده کنی؛ پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست!
چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست؛ مهم مغز مداد است که درون چوب است؛ پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید!
پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد؛ پس بدان هر کاری در زندگی ات مى كنى، ردی از آن به جا مى ماند؛
پس در انتخاب اعمالت دقت کن!
👳 @mollanasreddin 👳
هدایت شده از ملانصرالدین👳♂️
💢تکان در زندگی
شیخ ابوالحسن خرقانی گفت:
جواب دو نفر مرا سخت تکان داد
اول:
مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه ی لباسم را جمع کردم تا به او نخورد
او گفت:
ای عارف، خدا می داند که فردا حالِ ما چه خواهد شد
دوم:
مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده اى گل آلود می رفت
به او گفتم:
قدم ثابت بردار تا نلغزی
گفت:
من بلغزم باکی نیست،
بهوش باش تو نلغزی،
که جماعتی از پی تو خواهند لغزید🌺
👳 @mollanasreddin 👳
هدایت شده از ملانصرالدین👳♂️
💢عاشق خدا باشیم
مجنون از راهی میگذشت. جمعی نماز گذاشته بودند. مجنون از لا به لای نمازگزاران رد شد. جماعت تند و تند نماز را تمام کردند. همگی ریختند بر سر مجنون. گفتند بی تربیت کافر شده ای. مجنون گفت مگر چه گفتم؟!
گفتند مگر کوری که از لای صف نمازگزاران میگذری. مجنون گفت من چنان در فکر لیلی غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک نمازگزار ندیدم. شما چطور عاشق خدایید و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید؟!
قدری مجنون خدا باشیم...
👳 @mollanasreddin 👳
هدایت شده از بانوی فاطمی
6.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴تمدن غرب ظالمانهترین ایدئولوژی علیه زنان را ترویج داد
🔻این مشتهایی که به اسم ورزش زنان بر صورت این زن کوبیده شده، همان ابزار شدن زن برای سرگرمی و پولسازی سرمایهدار لیبرال است که به اسم زن مبارز، مستقل، آن را در معرض وحشیترین خشونت رها کردهاند.
🔻زن را نسبت به جامعه و مرد عقدهای و کینهای کردهاند و استراتژی تفرقه بنداز و حکومت کن را اجرا کرده و زن عقدهای را خشمگین روانه میدانهای مردانه کردهاند تا با مردانه کار کردن و مبارزه کردن، اثبات کند من هم میتوانم لایق احترام مردانگی باشم.
🔻کاش کسی باشد به انسان غربی بگوید این حجم از خشونت به اسم ورزش و تفریح ومبارزه چه ضرورتی دارد؟ مگر در جامعه غربی زن در معرض چه خشونتی است که با یادگیری این ورزشها به دنبال دفاع از خود است ؟
⏪اما از همه این عقبماندگیهای انسانی در ورزش زنان غرب، تبعیتهای مسئولین ما از اين هنجارها و منطقهایی که به جوامع مذهبی به اسم آزادی و حقوق زنان تحمیل میشود.
✍عالیه سادات
بانوی فاطمی کانالی برای پیگیری مطالبات مردمی 👇
🪐 @banooye_faatemi
هدایت شده از هیئت حضرت صاحب الزمان (عج)
جهت ارتباط با ادمین
@a313Mont
امشب تو سراسر ایران این آیه برای نزول باران خونده بشه. لطفا پخش کنین، مخصوصا تو گروههاتون :
بسم الله الرحمن الرحيم
وَ هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَميدُ (28شوری)
و اوست كسى كه باران را -پس از آنكه [مردم] نوميد شدند- فرود مى آورد، و رحمت خويش را مى گسترد.
سلام 🌹
❌ این پیام رو جدی بگیر👇
از وقتی که با #دین_فطری و #استاد_عظیمی آشنا شدم، تازه مفهوم دین رو بهصورت دقیق و با یک نظم و انسجام درست متوجه شدم تا حدی که نگاه من رو به خودم، خدا، هستی و دین زیر و رو کرد. ✅
پیام دادم تا دعوتت کنم به یک وبینار درجه یک 💯 رایگان که نگاهت رو به دین متحول کنه.
راستی اگر تو وبینار حاضر باشی میتونی تو قرعه کشی سه نگین انگشتر حرم امیرالمؤمنین علیه السلام شرکت کنی. 😍🎁
🔻 همین الآن بزن رو لینک زیر و عضو کانال دین فطری بشو و زندگیات رو از این رو به اون رو کن 👇
https://eitaa.com/joinchat/1323302929C6b7efd9dbc
😈 شیطون نمیذاره توی این وبینار شرکت کنی، باهاش مقابله کن. 👊
#1100042
5.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا