مراسم عزای فاطمی (س) در دبیرستان علامه طباطبایی با یاد شهید فاطمیه حسن مختارزاده
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]
.
🌿• در جوار شهـــيد گمنام؛ معراج شهداي قم به ياد شهيد حـــسن آقاي مختارزاده ✨•
📍قم ؛ معراج شهدا .
#شهيد_گمنام | #شهيد
#شهيد_حسن_مختارزاده
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]
.
🌿• گروهي از مردم عزيزِ لبنان امروزْ مهمـــان اينجا بودند . . .🥺❤️•
📍مقبره الشهداء ؛ حرم مطهر حضرت معصومه(س).
📷 #ارسالی | #شهید_حسن_مختارزاده
#مزار
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]
.
🌿 •دومين مراسم سالگرد شهادت شهيد طلبه بسيجي حسن مختارزاده •
سخنران: استاد علیرضا پناهیان
مداح : حاج حسن شالبافان
💠 همراه با امكان كمك به جبهه مقاومت ( كنار ورودي مقبره الشهداء )
🔸مكان :قم ،حرم مطهر حضرت معصومه(س) ،شبستان امام خميني(ره)
🔸 زمان : پنج شنبه ، 15 آذرماه، بعد از نماز مغرب و عشاء.
#اطلاعيه_مراسم | #دومين_سالروز_شهادت
#شهيد_حسن_مختارزاده
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]
May 11
.
🌿• مادر گرامي شهيد حسن آقا مي گفتند : بگو جوان ها سر مزارش بروند و حاجت بخواهند؛ یکی از خصوصیات حسن این بود که همه با او خیلی زود ارتباط برقرار می کردند؛ خیلی بخشنده بود. . . 🥺
#شهيد | #شهيد_حسن_مختارزاده
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]
شهید حسن مختارزاده
. 🌿• مادر گرامي شهيد حسن آقا مي گفتند : بگو جوان ها سر مزارش بروند و حاجت بخواهند؛ یکی از خصوصیات حس
.
♦️حسن خيلي بچه بخشنده ايي بود♦️
اولین باری که حسن رو دیدم محرم ۹۷ بود.حرم ماموریت بودیم عاشورا و تاسوعا...
وارد محلی که برای استراحتمون بود شدیم و دیدم حسن اروم خوابیده وداره استراحت میکنه.قشنگ یادمه یه لباس دیجیتالی طوسی پوشیده بود خیلی بهش میومد...
بعدازظهر شد دوباره باید میرفتیم سرپست هامون،بنده و حسن و یکی دیگه از بچه ها رفتیم سمت درب ۲۴ حرم...سرپست بودیم تاشب موقع شام شد اون موقع برای شام بچه ها فیش غذای حرم میدادن به حسن و اون یکی رفیقمون فیش غذا رسید ولی به بنده نرسید کم اومد.
پیش خودم گفتم لابد قسمت نبوده تبرکی حرم نصیبمون بشه...حدود چند دقیقه بعد حسن اومد سمتم فیش غذاشو سمت من گرفت. باشوخی وخنده گفت :
" بیا اینو بگیر قسمت توعه ولی اگه کباب بود براخودم میاریا."
جفتمون خندیدیم رفتم غذارو گرفتم ، قرمه سبزی بود بعد پستمون
باحسن رفتیم استراحت کنیم حسن گفت :
" من که شام نمیخورم. "
باشوخی و خنده گفتم :
" مگه دست خودته باهم میشینیم میخوریم ."
که باهم نشستیم و غذا رو خوردیم.
حسن خیلی بچه بخشنده ای بود . . .
📍به نقل از یکی از دوستان شهید .
#خاطره | #شهید
#شهيد_حسن_مختارزاده
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]