#چشم_و_هم_چشمی
یاد عروسی خواهرم که میفتادم با خودم میگفتم حسابی ابروم رفت کاش اونموقع بهش فشار میاوردم این وسایل رو میخریدم لااقل هم عروسی خواهزم پوشیده بودم و هم این عروسی.
از همسرم مقداری پول برای هزینه های ارایشگاه گرفتم،اینبار توی عروسی میدرخشیدم،اعتماد بنفس بالایی پیدا کرده بودم.پسرم که توی اون لباسهای خوشگل مثل یه تیکه ماه شده بود،اواسط مراسم رفتم اتاق پرو لباسم رو مرتب کنم،یلحظه صدای جیع و داد چند نفر منو از اتاق پرو به سمت میزی که مامانم بود کشوند،خدای من سر و صورت پسرم غرق در خون بود نفهمیدم چطوری لباس پوشیم و چطوری خودمون رو به بیمارستان رسوندیم،از هرکی میپرسیدم چه بلایی سر بچه م اومده هر کس جواب سربالا میداد،الحمدلله زخمهای صورتش خیلی عمیق نبود ولی لبش بدجوری پاره شده بود،
✍ادامه دارد...
##کپی_فوروارد_برای_دوستتون_و_گروها_کانالها_از_داستان_حرام⛔️
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
8.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 نماهنگ / یاران چه غریبانه رفتند از این خانه ...
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
🌿🌼هفته سربازان گمنام امام زمان (عج) گرامی باد 🌿🌼
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
8.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ماجرای رزمنده ای که گلوله مستقیم به پیشانی اش خورد!
علی خدادادی، رزمنده ای است که فیلم مشهور تیر خوردن هنگام آر پی جی زدن به دشمن متعلق به اوست. علی در آن صحنه گلوله ای مستقیم به پیشانی اش می خورد
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به دنیا #وابسته_نباش تا ببینی چطور تمام برکت و نعمتهاش رو به پات میریزه
شهید شیخ احمد کافی
🌺شادی ارواح طیبه شهدا صلوات
🦋الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
#سلام_صبحتون_بخیر
#روزتون_متبرک_ب_نگاه_شهدا
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
اے شهید
گـذر زمــان ؛
همه چیز را با خود میبرد
جز ردّ نگاه تــو را . . .
#پاسـدار_مدافع_حـرم
#شهـید_عباس_ڪردانی
◻️تاریخ ولادت : ۱۳۵۸/۱۲/۲۰
◻️محل ولادت : اهواز
◻️تاریخ شهادت : ۱۳۹۴/۱۱/۲۰
◻️محل شهادت :نبل و الزهرا - سوریه
◻️محل مزار شهید : گلزار شهداے اهواز
🦋الّلهُمَّ_صَلِّ_عَلَی_مُحَمَّدٍ_وَآلِ_مُحَمَد
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
یاد باد آن روز گاران یاد باد .
روز وصل دوستداران یاد باد .
سر دار گمنام .
سرلشگر پاسدار شهید حسن درویش
فرماندهء دلاور لشگر 15 امام حسن مجتبی .ع
خوشا به حال ما ، اگر شهید شویم 😔
#فاتح_گمنام_بدر
#سردار_سرلشگر_شهید_حسن_درویش
🌴یاد #شهیدان با ذکر “صلوات “
فراموش نڪنیم ڪہ ،
از #شهدا شرمندہ ایم
شهید سردار حسن درویش
۲۱ اسفند ماه سالروز شهادت
سردار عزیز شهادت مبارک
🍃🌸الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌸
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
شکر
که در قلبمان،
مویرگی هست،
متصل به خون گرم شهیدان
و از همان خون است که گاه،
قلبمان به یادشان می تپد
#شهید_وحید_زمانی_نیا
#ما_ملت_شهادتیم
#ما_ملت_امام_حسینیم
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
فراموش نڪنیم ڪہ ،
از #شهدا شرمندہ ایم
🍃🌸الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌸
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
#خاطرات_شهید
● آخرین بارے ڪه على برگشت، حال و روز خوبے نداشت. سه روزے در محاصره بودند ڪه به لطف خدا با ڪمک نیروهاے عراقے آزاد شده بودند. دستش جراحت برداشته بود. هر چه به علے اصرار ڪردم ڪه بیشتر بمان و بعد از بهبودے برو، قبول نڪرد. گفت: من بمانم و همرزمانم آنجا باشند؟
●من چه فرماندهے هستم ڪه سربازانم در میان نبرد و میدان ڪارزار باشند و من اینجا استراحت ڪنم. نه، من تاب ماندن ندارم. خیلے فرق ڪرده بود و نورانے شده بود. مثل همیشه نبود. براے رفتن عجله داشت. در نهایت بعد از چهار روز، دوباره راهے شد. مدتے بعد خبر شهادتش را برایمان آوردند.
●گویا ابتدا به شدت مجروح مے شود و بچه ها تا او را به بیمارستان مے رسانند در آنجا شهید مے شود. مے گویند تا مسیر رسیدن به بیمارستان على شهادتین مے گفت. قبل از عملیات از یڪے از دوستانش ڪه در سامرا بود خواست ڪه برایش دعا ڪند و او هم در محضر امام حسن عسگرے (ع) براے علے و شهادتش دعا مے ڪند و این گونه امام برات شهادتش را امضا نمود.
✍ راوے: همسربزرگوارشهید
#شهید_علی_منعیات
#سالروز_شهادت🌷🕊🌷
●ولادت : ۱۳۶۴/۳/۲۷ شادگان_خوزستان
●شهادت : ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ تڪریتعراق
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
برنامهریزی کنید که هنگام اذان، هرجا هستید، حتماً یکی اذان بگوید. بهترین راه دعوت به نماز اذان است؛ آن هم به صورت زنده، نه با صدای رادیویی و پلاستیکی!
2. خود را برای این حمله کوبنده به شیطان آماده کنید، وگرنه سرباز خوبی نیستید؛ پس قبلهنما، تعدادی مهر، چند متر زیرانداز، مقداری آب برای وضو و حتی عطر یا مشک آماده داشته باشید تا هر وقت خداوند با اذان دستور حمله به شیطان را داد، آماده جنگ باشید؛ نه اینکه از ترس به همخوردن برنامههای بیاهمیت یا کم اهمیت دنیایی یا محیا نبودن شرایط، این حمله را به عقب بیاندازید؛ زیرا در این صورت ممکن است نماز شما ضعیف شود و دیگر توان رزم با شیطان را نداشته باشد.
#دراینوقتملکوتیاذانبیادتمامشهداصلوات
التماس دعا درلحظات ناب راز و
نیاز با معبود ...
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
می گفت:
امیدوارم . . .
هـر گلولہ ای ڪہ بہ تنم می خورد
درد و رنجش را
از عسل شیرین تر حس ڪنم
#خبرنگار_شهـید_سیفاللہ_تبریزیان
◻️تاریخ ولادت: ۱۳۴۱/۱۰/۲۰
◻️محل ولادت: روستای کوهیخیل_ جویبار
◻️تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۱۲/۲۱
◻️محل شهادت: شمال فاو
#فرازی_از_وصیت_نامه_شهید:
کاش تقدیر چنین باشد تا مرگ، افتخاری را که بارها و بارها بدان نزدیک شدم نصیبم گرداند، این بار با این انگیزه به جبهه می روم، فقط برای نجات دین و انقلابم و امنیت کشور اسلامیم و خدا را به یاری می طلبم که مرا آن طور که صلاح می داند هدایت کند. تنها هدفم خدا و مکتبم دین اسلام و مذهب شیعه و مرادم روح الله می باشد هر قدمی که بر می دارم و هر گلوله که شلیک می کنم فقط برای خدا و رضای خدا می باشد و امیدوارم هر گلوله ای که به تنم می خورد درد و رنجش را از عسل شیرین تر حس نمایم.
آری اگر در این نبرد الهی من به آرزویم برسم دست پرورده پدری مهربان و فداکار بوده ام و آن معلم زندگی من بوده است. پس از وی تقاضا دارم در قبال شهادتم بردبار باشد
#سالروز_شهـادت
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃
#چشم_و_هم_چشمی
دکتر گفت میتونیم بچه رو ببریم خونه ولی اگه تا صبح تهوع داشت حتما دوباره به بیمارستان مراجعه کنیم،
تازه رسیده بودیم خونه بالای سر بچه بودم که بالا اورد هراسون به بیمارستان برگشتیم ازش ام ار ای و سی تی اسکن و هزار ازمایش و عکس برداری کردند تا سه روز درگیر بیمارستان و دکتر بودیم تا اینکه در اخر فهمیدیم الحمدلله مورد نگران کننده ای نیست....
کلا عروسی و مراسم رو از دست دادیم که هیچ کلی هم حرص و غصه خوردیم بابت جراحتهای پسرم، درطول این سه روز فهمیدم که پسرم از مادرم میوه میخواسته مادرم وقتی براش میوه پوست میگرفته یه بچه میخوره به دست مامانم که بچه بغلش بوده و بچه با صورت اول میخوره به لبه ی میز و بعد هم با کله و پیشونی میفته زمین.خدا خیلی بهمون رحم کرده بود وگرنه معلوم نبود چه بلایی به سر بچه م بیاد.تا مدتها هروقت پسرم بی قراری میکرد نگرانش میشدم و با خودم میگفتم نکنه لخته خونی تو سرش ایجاد شده
✍ادامه دارد...
##کپی_فوروارد_برای_دوستتون_و_گروها_کانالها_از_داستان_حرام⛔️
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃