_بسم رب شهید 🌿 . .
.
سلآم و نور خدمت عزیزآن😌💛
به منآسبت ششمین سآلگرد برادرشهیدم "شهیدمصطفی#صدرزاده"
14000صلوآت و یک ختم قرآن نذر کردیم تا به نیابت از شهید عزیز به امام زمان عج هدیه کنیم . .
هرچقدر که میتونید مدد برسونید؛ان شاءالله که شهدا به زندگی هممون نظر کنند'
.
جزء انتخابی قرآن و تعداد صلواتها رو به آیدی زیر ارسال کنید:
@faqatkhda
_اجرتون با برادرمصطفی🖐🏽
11.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥دوربین مخفی دردناک در مورد امام زمان «عج»😭
#حتما_ببینید
Γ🕊🌸
{ #خاطره_یوسفالشھدا }
.
.
وصیتایشانبهتمامزنانایناستڪه:
عبا(چادر)است
اومےگوید
عبامدلاستواولینزنےکهصاحبعبای زنانهاستحضرتزینب(س)بود
اواینگونهبودوهمیشهعبارویسرشقرار داشتولےحجابے
کهالانمیکنیموچیزهاییغیرمعلوماست
مهمترینمسئلهایناستڪهدخترانوزنان حجابخودراحفظڪنند..💕🌱
.
.
•[عاشقانراسرشوریدهبهپیڪرعجباست دادنسرنهعجب،داشتنسرعجباست..🙃]•
ﺑﺰﺭگواری می ﮔﻔﺖ :
ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ بشین !!
ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ : ﭼﻪ ﺟﻮﺭی ؟
ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺟﻮﺭی ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ میشی ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﻭقتی ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ می ﺯﻧﻢ
ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻴﺮﻡ ﻭ ﻣﻴﺎﻡ
ﮔﻔﺖ : ﺁﻓﺮﻳﻦ
ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ !!
ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﮐﻦ !...
ﺑﺰﺭگی ﻣﻴﮕﻔﺖ:
ﻭقتی ﺩﻟﺖ با ﺧﺪﺍس،
بزاﺭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﻴﺨﻮﺍد ﺩلتو بشکنه ...
خدا خریدار دل شکسته است !!
دل شکسته قیمتی تره !!
ﻭقتی ﺗﻮﮐﻠﺖ به خداس،
بزار ﻫﺮﭼﻘﺪ رﻣﻴﺨﻮﺍن ﺑﺎ ﺗﻮ بی ﺍﻧﺼﺎفی
کنن ...
هرچقدر میخوان پشت سرت حرف بزنن ...
ﻭقتی ﺍﻣﻴﺪﺕ به ﺧﺪﺍس،
بزار ﻫﺮﭼﻘﺪر میخوان ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪﺕ کنن ...
بزار امیدت فقط خدا باشه ...
ﻭقتی ﻳﺎﺭﺕ ﺧﺪﺍس،
بزار ﻫﺮﭼﻘﺪر ﻣﻴﺨﻮﺍن ﻧﺎﺭﻓﻴﻖ بشن ...
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ بمون ...
ﭼﺘﺮِ خدا، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﭼﺘﺮِ ﺩﻧﻴﺎس ...
@moshleb1394
🕊⃟شهیدانه
-یکی از همسنگری هایش در سوریه میگفت:
من بستنِ کمربند ایمنی را در سوریه
از محمودرضا یاد گرفتم!
وقتی مینشست پشتِ فرمون،
کمربندش را میبست
یکبار بهش گفتم: اینجا دیگه چرا میبندی؟!
اینجا که پلیسنیست!
گفت: میدونی چقدر زحمت کشیدم
با تصادف نمیرم..:)
شهیدمحمودرضابیضائی
@moshleb1394🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عاشقانھهایپدردختریبہسبڪسیدابراهیم :)♥️
#مَـنِمَــنْ🎐
خدایا...!
مارابخاطرنمازهایےڪه
بعدشفکرکردیم،
باید، چهاردنگازبهشترا
بهناممانبزنے ببخش!!
@moshleb1394
°•.
#عرضتسلیت
در کورهی مصیبتهاست،
که عیارها آرام آرام بالا میروند!✨
استادعزیزم، جنابحجتالاسلامراجی؛
بعد از گذشت سهسال از غم فراق فرزند اولتان، خبرتلخِ از دستدادن دیگر فرزند دلبندِتان، سینهی مارا سخت فشرد...!
«کَثّراللهُ اَمثالَکم وَ رَحمَ اللهُ اَولادَکم»
- ما را در غم خود شریک بدانید.🖤
@moshleb1394
#داستانک
#تامل
سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید:🤔
این روزها شهدای زیادی رو پیدا میکنن و میارن ایران...😐🌹
به نظرنتون کارخوبیه؟؟🤔
کیا موافقن؟؟؟ ✅
کیامخالف؟؟؟؟ ❌
اکثر دانشجویان مخالف بودن!!!❌😡
بعضی ها میگفتن: کارناپسندیه....نباید بیارن...😏
بعضی ها میگفتن: ولمون نمیکنن ...گیر دادن به چهار تا استخوووون... ملت دیوونن!!"😤
بعضی ها میگفتن: آدم یاد بدبختیاش میفته!!!😰
تا اینکه استاد درس رو شروع کرد ولی خبری از برگه های امتحان جلسه ی قبل نبود...📄
همه ی سراغ برگه ها رو می گرفتند.🤔
ولی استاد جواب نمیداد...😐
یکی از دانشجویان با عصبانیت گفت:استاد برگه هامون رو چیکار کردی؟؟؟ شما مسئول برگه های ما بودی؟؟؟😡😤
استاد روی تخته ی کلاس نوشت: من مسئول برگه های شما هستم...🤔📝
استاد گفت: من برگه هاتون رو گم کردم و نمیدونم کجا گذاشتم؟🤔⁉️
همه ی دانشجویان شاکی شدن.
استاد گفت: چرا برگه هاتون رو میخواین؟⁉️⁉️
گفتند: چون واسشون زحمت کشیدیم😓
درس خوندیم📚📖🖊
هزینه دادیم 💵💶💷
زمان صرف کردیم...🕒
هر چی که دانشجویان میگفتند استاد روی تخته مینوشت...📝
استاد گفت: برگه های شما رو توی کلاس بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه؟
یکی از دانشجویان رفت و بعداز چند دقیقه با برگه ها برگشت ...📄📄📄
استاد برگه ها رو گرفت و تیکه تیکه کرد.
صدای دانشجویان بلند شد.😱😱😱
استاد گفت: الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین! چون تیکه تیکه شدن!😌
دانشجویان گفتن: استاد برگه ها رو میچسبونیم.
برگه ها رو به دانشجویان داد و گفت:شما از یک برگه کاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش کردید تا پیداشون کردید،
پس چطور توقع دارید مادری که بچه اش رو با دستای خودش بزرگ کرد و فرستاد جنگ؛ الان منتظره همین چهارتا استخونش نباشه!!؟؟🤔
بچه اش رو میخواد، حتی اگه خاکستر شده باشه.😔
چند دقیقه همه جا سکوت حاکم شد!
و همه ازحرفی که زده بودن پشیمون شدن!!😔😔😔
تنها کسی که موافق بود ....